پرش به محتوای اصلی

دوستی و عشق تازه · دلبستگی

دلبستگی مضطرب: چگونه در دوران آشنایی احساس امنیت کنیم

اگر یک پاسخ دیرهنگام به پیامک می‌تواند تمام بعدازظهرتان را خراب کند، شما «زیادی» نیستید. احتمالاً سبک دلبستگی مضطرب دارید، و راه‌های واقعی‌ای هست تا در همان حال که همچون آدمی که می‌خواهید باشید به آشنایی ادامه می‌دهید، خودتان را آرام و استوار نگه دارید.

ابزارهای رایگان و مبتنی بر شواهد برای استرس، فشار ذهنی، روابط، سلامت و رهبری پایدار. طرحی از KEEP CALM Inc.، یک سازمان غیرانتفاعی. 501(c)(3) · EIN 33-2117386 درباره

زوجی که در روز روی برف نزدیک درختان قدم می‌زنند

عکس از Yuriy Bogdanov در Unsplash

گفته بود بعد از کار پیام می‌دهد. ساعت ۸:۴۰ است و یک ساعتی می‌شود گوشی‌ات را رو به پایین گذاشته‌ای، چون طاقت نداری هی نگاهش کنی، اما هی نگاهش می‌کنی. آخرین پیامش را چند بار خوانده‌ای. سه بار شروع کرده‌ای یک پیام معمولی بنویسی و هر سه را پاک کرده‌ای. بخشی از تو می‌داند که احتمالاً چیزی نیست. بخش دیگری از تو از همین حالا دارد تمرین می‌کند که وقتی او ناپدید شود، چه حسی خواهد داشت.

اگر این چرخهٔ دقیق را می‌شناسی، تنها نیستی. چیزی که حس می‌کنی اسم دارد و آن اسم «دیوانگی» یا «چسبندگی» نیست. این «دلبستگی اضطرابی» است و بیشترین صدایش را در همان مرحلهٔ اول و نامطمئن قرار گذاشتن با کسی درمی‌آورد، وقتی به کسی اهمیت می‌دهی اما هنوز هیچ مدرکی نداری که او می‌ماند.

خبر خوب را همین اول بگوییم: این یک الگوست، نه یک ویژگی شخصیتی. الگوها را می‌شود تغییر داد.

این الگو از کجا می‌آید؟

نظریهٔ دلبستگی از یک مشاهدهٔ ساده دربارهٔ نوزادان و کسانی که از آن‌ها مراقبت می‌کنند شروع شد. وقتی مراقبی با گرمی و ثبات پاسخ می‌دهد، کودک یاد می‌گیرد که نزدیکی امن است و ارزش دارد کسی برایش پا پیش بگذارد. اما وقتی مراقبت یک روز پر از محبت است و روز بعد غایب یا غیرقابل‌پیش‌بینی، کودک یاد می‌گیرد همیشه گوش‌به‌زنگ بماند، برای ارتباط سخت تلاش کند و هرگز کاملاً در آن آرام نگیرد. کلینیک کلیولند دلبستگی اضطرابی را دقیقاً محصول همین بی‌ثباتی می‌داند: از همان اول یاد گرفته‌ای که شاید چیزی را که نیاز داشتی به دست بیاوری، شاید هم نه، پس هیچ‌وقت حالت آماده‌باشت را کاملاً کنار نگذاشتی.

آن درس اولیه در کودکی نمی‌ماند. تبدیل می‌شود به یک جور تنظیم پیش‌فرض برای این‌که در بزرگسالی چطور نزدیکی را می‌خوانی. پژوهشگرانی مثل جفری سیمپسون و دبلیو استیون رولز که سال‌هاست دلبستگی بزرگسالان را بررسی می‌کنند، می‌گویند افراد دارای دلبستگی اضطرابی نگاهی منفی به خودشان دارند، در کنار نگاهی امیدوارانه اما محتاطانه به شریک‌شان. تو شدیداً نزدیکی می‌خواهی. و همزمان نیمی از وجودت منتظر است که آن را از دست بدهی.

بر اساس بیشتر برآوردها، تقریباً از هر پنج بزرگسال یک نفر گرایش اضطرابی دارد. پس اگر این تویی، هیچ‌وقت تنها نیستی.

وقتی با کسی قرار می‌گذاری، این حس چه شکلی است؟

دلبستگی اضطرابی معمولاً وقتی اوضاع امن است ساکت می‌شود و وقتی امن نیست خیلی بلند می‌شود. قرار گذاشتن با کسی بیشتر وقت‌ها «هنوز امن نیست» است، برای همین حس می‌کنی صدا روی بلندترین حالت گیر کرده.

چند نمونه از این‌که این حس چطور خودش را نشان می‌دهد:

  • تند پیش می‌روی. با چند قرار خوب، از حالا داری رابطه را در ذهنت تصور می‌کنی، چون قطعیت حس آرامش می‌دهد و ابهام حس خطر.
  • دیر جواب دادن مثل یک حکم قطعی خوانده می‌شود. عقلت می‌داند که آدم‌ها گاهی سرشان شلوغ است. اما بدنت طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار اتفاقی افتاده.
  • دنبال کوچک‌ترین تغییر در لحنش، سرعت پیام دادنش، انرژی‌اش می‌گردی و از همان‌ها یک داستان کامل می‌سازی.
  • وقتی نگرانی به اوج می‌رسد، دنبال اطمینان‌خاطر می‌گردی. می‌پرسی آیا از دستت ناراحت است. دوباره پیام می‌دهی. دنبال مدرکی می‌گردی که همه‌چیز خوب است.

روی این مورد آخر بیشتر مکث کنیم، چون همان بخشی است که بی‌سروصدا به ضررت کار می‌کند. حس می‌کنی راه‌حل بدیهی همین است. اما اغلب اینطور نیست.

تلهٔ اطمینان‌خاطر خواستن

وقتی ترس اوج می‌گیرد، پرسیدن «بین ما همه‌چیز خوب است؟» حس می‌شود که باید همه‌چیز را آرام کند. و شاید برای چند دقیقه هم بکند. بعد شک دوباره سر می‌رسد و باز باید بپرسی.

پژوهشی دقیقاً روی همین چرخه انجام شده. یک مطالعه دربارهٔ دلبستگی و اعتماد در زوج‌ها نشان داد که برای افراد دارای دلبستگی اضطرابی، اطمینان‌خاطر خواستن بیش از حد، روز بعد را با اعتماد کمتر پیش‌بینی می‌کرد، نه بیشتر. این اطمینان‌خاطر جا نمی‌افتد و نمی‌ماند، چون نگرانی اصلاً دربارهٔ آن پیام نیامده نبود. دربارهٔ یک ترس قدیمی از رها شدن است. پس اثر آن مدرک زود از بین می‌رود و باز دنبال مدرک بیشتری می‌گردی.

سیمپسون و رولز همین موضوع را ساده‌تر توضیح می‌دهند: افراد دارای دلبستگی اضطرابی معمولاً به‌شدت، و گاهی به‌طور وسواس‌گونه، دنبال نزدیکی و اطمینان‌خاطر می‌گردند، رفتاری که اغلب دلواپسی‌شان را کم نمی‌کند و در طول زمان می‌تواند طرف مقابل را خسته کند. هیچ‌کدام از این‌ها یعنی نیازهای تو اشتباه است. یعنی یک راهکار مشخص برای برآورده کردن آن‌ها معمولاً نتیجهٔ عکس می‌دهد و بهتر است راهکار بهتری داشته باشی.

آرام کردن خودت در همان لحظه

وقتی موج می‌آید، کارت این نیست که با استدلال خودت را از آن حس بیرون بکشی. کارت این است که برای مدتی طبق آن عمل نکنی، تا مغز آرام‌ترت خودش را برساند. چند چیز که واقعاً کمک می‌کند:

اسم بگذار روی چیزی که واقعاً دارد اتفاق می‌افتد

آن را به زبان ساده به خودت بگو: «الان سیستم دلبستگی‌ام فعال شده. من ترسیده‌ام، نه در خطر.» کلمه گذاشتن روی آن، تو را از داستان بیرون می‌کشد و به همین لحظه برمی‌گرداند. حس واقعی است. اما فاجعه‌ای که پیش‌بینی می‌کند معمولاً واقعی نیست.

قبل از فرستادن، صبر کن

لازم نیست نگرانی را پاک کنی. فقط باید واکنش را عقب بیندازی. قبل از فرستادن آن پیام نگران، بیست دقیقه صبر کن یا بگذار یک شب روی آن بخوابی. بیشتر وقت‌ها میل به فرستادن خودش فروکش می‌کند و پیامی که در اوج هراس می‌فرستادی، همان پیامی نیست که واقعاً دلت می‌خواهد او بخواند.

دنبال مدرک باش، نه ترس

از خودت بپرس: نشانهٔ واقعی‌ای هست که چیزی اشتباه است، یا این یک الگوی قدیمی است که سکوت را با بدترین داستان ممکن پر می‌کند؟ دیر جواب دادن معمولاً یعنی طرف سرش شلوغ است، نه این‌که دارد می‌رود. بگذار مدرک واقعی نظر بدهد.

زندگی‌ای داشته باش که این رابطه فقط بخشی از آن باشد

وقتی یک آدم تازه مرکز کل آب‌وهوای احساسی‌ات می‌شود، هر نشانهٔ کوچکی از او غول‌آسا به نظر می‌رسد. دوستان، کاری که برایت اهمیت دارد، چیزهایی که فقط مال خودت هستند، این‌ها حواس‌پرتی از قرار گذاشتن نیستند. این‌ها همان چیزهایی‌اند که نمی‌گذارند یک پیام دیرکردی کل روزت را خراب کند.

بدنت را آرام کن، نه فقط فکرت را

تا وقتی بدنت در حالت زنگ خطر است، نمی‌توانی با استدلال آرام شوی. چند بازدم آرام، پاهایت را محکم روی زمین بگذار، یک قدم زدن کوتاه. اول زنگ خطر جسمی را آرام کن، فکر روشن‌تر خودش برمی‌گردد.

گفتن نیازت، بدون گیر افتادن در چرخه

هیچ‌کدام از این‌ها یعنی نیازهایت را پنهان کنی یا وانمود کنی بی‌خیالی، وقتی که نیستی. آدم‌های با دلبستگی امن هم نیاز دارند. تفاوت در این است که آن‌ها مستقیم می‌پرسند، نه این‌که طرف مقابل را امتحان کنند.

بین فرستادن پنج‌بارهٔ «از دستم ناراحتی؟ کاری کردم؟» و گفتن «هوم، اگر عصرها ازت خبری بشنوم، روزم بهتر می‌گذرد. برایت مقدور است؟» یک فاصلهٔ واقعی هست. اولی اطمینان‌خاطر خواستنی است که هر دوی شما را خسته می‌کند. دومی یک درخواست روشن است که یک شریک خوب واقعاً می‌تواند برآورده‌اش کند. گفتن آرام یک نیاز، از همان اول چیز مفیدی هم به تو می‌گوید: این‌که کسی به یک خواستهٔ منطقی چطور واکنش نشان می‌دهد، اطلاعات واقعی‌ای است دربارهٔ این‌که آیا او گزینهٔ مناسبی است یا نه.

کِی باید کمک بیشتری بگیری؟

کار کردن روی این موضوع به‌تنهایی ممکن است و خیلی‌ها فقط با شناختن الگوی خودشان و تمرین قدم‌های بالا پیشرفت واقعی می‌کنند. اما لازم نیست تنها این راه را بروی و برای بعضی‌ها این مسیر با کمک گرفتن خیلی سریع‌تر طی می‌شود.

اگر این اضطراب همیشگی است، اگر تو را به سمت رابطه‌هایی که آزارت می‌دهند می‌کشاند یا از رابطه‌هایی که واقعاً خوب‌اند دور می‌کند، یا اگر با زخم‌های عمیق‌تری از گذشته‌ات درهم‌تنیده، یک درمانگر می‌تواند کمک کند. این برای درمانگران زمینهٔ آشنایی است. الگوهای دلبستگی یکی از پرمطالعه‌ترین و قابل‌درمان‌ترین موضوعات در روان‌شناسی روابط هستند و متخصصان بالینی ابزارهای مشخصی برای آن دارند. آدم‌ها واقعاً به سمت چیزی که پژوهشگران آن را دلبستگی «امنِ به‌دست‌آمده» می‌نامند حرکت می‌کنند، از راه درمان، از راه رابطه‌های باثبات، از راه گذر زمان. این یک حکم ابدی نیست.

و اگر نگرانی روزی به چیزی سنگین‌تر تبدیل شد، ناامیدی، هراسی که نمی‌توانی از پسش بربیایی، حسی که دیگر نمی‌توانی کنار بیایی، لطفاً آن را جدی بگیر و همان لحظه کمک بگیر. عمیق دوست داشتن، عیب تو نیست. فقط دارد دنبال جای امن‌تری برای نشستن می‌گردد. و می‌تواند پیدایش کند.

منابع

  1. Cleveland Clinic, Attachment Styles: Causes, What They Mean
  2. Simpson, J.A. & Rholes, W.S. (PubMed Central), Adult Attachment, Stress, and Romantic Relationships
  3. PubMed Central, The Contribution of Attachment Styles and Reassurance Seeking to Trust in Romantic Couples
  4. Simply Psychology, Anxious Attachment Style: Signs, Causes, and How to Heal

رایگان، به 36 زبان. یک نهاد غیرانتفاعی، بدون تبلیغ، بدون هزینه، و هرگز داده‌های شما را نمی‌فروشیم.

کتابخانه را بخوانید کمک مالی