Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

رهبری · آدم‌های دشوار

مرزها را با مهربانی نگه دار: چطور یک مرز بگذاری بدون اینکه سرد شوی

می‌توانی مهربان باشی و باز هم نه بگویی. این یک راهنمای عملی است برای نگه‌داشتن یک مرز محکم با همکار یا زیردستِ دشوار، اینکه گرم بمانی، روشن بمانی و نگذاری یک آدم سخت کل فضا را در دست بگیرد.

میز چوبی قهوه‌ای کنار پنجره

عکس از Minku Kang در Unsplash

نکته‌های سریع

  • رفتار را نام ببر، نه شخصیتش را.
  • همان جمله را تکرار کن، تندی اضافه نکن.
  • از چیزهای کوچک بگذر.

یک نوع خستگیِ خاص هست که از یک آدم دشوار می‌آید. نه از دعواهای بزرگ. از چکه‌های آرام و پیوسته. همکاری که هر تصمیمِ نهایی‌شده را دوباره باز می‌کند. زیردستی که هر درخواست تو را مثل یک چانه‌زنی می‌بیند. همکاری که لحنش در جلسه‌ها باعث می‌شود در راه برگشت به خانه مدام آن را در ذهنت مرور کنی. کم‌کم شروع می‌کنی دور آدم‌ها را بگیری. ایمیل‌هایت را سه بار ملایم‌تر می‌کنی و بعد می‌فرستی. از حرفت می‌گذری فقط برای اینکه گفتگو تمام شود.

بیشتر ما در این مواقع یکی از دو حالت پیش‌فرض را داریم. یا نرم می‌شویم، آرامش را حفظ می‌کنیم و در سکوت دلخور می‌مانیم. یا بالاخره از کوره در می‌رویم، سخت‌ترین مرزی را که می‌توانیم می‌کشیم و بعد تا آخر هفته حس می‌کنیم آدم بدی بوده‌ایم. هر دو از یک باور نادرست می‌آیند: اینکه گرمی و قاطعیت مخالف هم‌اند و باید یکی را انتخاب کنی.

اما این‌طور نیست. مهارتی که ارزش ساختن دارد این است که یک مرز روشن را نگه داری و همزمان واقعاً مهربان بمانی. گرم و قاطع، هر دو با هم. این مهارت یادگرفتنی است و یکی از آرام‌ترین شکل‌های رهبری است.

چرا «خوب‌بودن» دیگر جواب نمی‌دهد

دام همین‌جاست. «خوب‌بودن» به‌تنهایی همان «مهربان‌بودن» نیست. خوب‌بودن از جملهٔ سخت فرار می‌کند. مهربانی آن را می‌گوید.

Amy Edmondson، پژوهشگر هاروارد که دهه‌ها روی آنچه تیم‌ها را ایمن و کارآمد می‌کند مطالعه کرده، در این مورد صریح است. او می‌گوید امنیت روانی به معنای خوب‌بودن نیست. تیم ایمن آن نیست که همه همیشه راحت باشند. تیم ایمن آن است که آدم‌ها می‌توانند رک باشند، اشتباه‌شان را بپذیرند و بدون ترس از تنبیه با صدای بلند مخالفت کنند. راحتی و رک‌بودن دو چیز متفاوت‌اند، و وقتی دنبال راحتی می‌روی، معمولاً همان رک‌بودنی را از دست می‌دهی که در واقع تیم را کنار هم نگه می‌دارد.

این نگاهِ تازه در برخورد با یک آدم دشوار مهم است. وقتی مدام همه‌چیز را ماست‌مالی می‌کنی تا از اصطکاک جلوگیری کنی، رابطه را حفظ نمی‌کنی. داری آن را گرسنه نگه می‌داری. مرزی که نامش را نمی‌بری از بین نمی‌رود. فقط دوباره از آن رد می‌شوند و هر بار احترام تو به طرف مقابل در سکوت کمرنگ‌تر می‌شود. نگه‌داشتن یک مرز روشن خودش نوعی احترام است. به طرف مقابل می‌گوید آن‌قدر جدی‌ات می‌گیرم که با تو صادق باشم.

پیش از قاطع‌شدن، روشن شو

بیشتر مرزها پیش از آنکه گفتگو حتی شروع شود شکست می‌خورند، چون کسی که می‌خواهد مرز بگذارد در واقع مطمئن نیست چه می‌خواهد. از مرزهای مبهم راحت می‌شود رد شد. پس اول کارِ آرامِ درونی را انجام بده.

مرزها با خودآگاهی شروع می‌شوند. نمی‌توانی چیزی را بخواهی که نامش را نبرده‌ای. پیش از آنکه حتی یک کلمه به آدم دشوار بگویی، با خودت دقیق شو:

  • دقیقاً آن رفتار چیست؟ نه اینکه «او بی‌احترام است». به‌جایش بگو «او پیش از آنکه حرفم تمام شود، جلوی تیم حرفم را قطع می‌کند». عمل را نام ببر، نه شخصیت را.
  • در عوض واقعاً به چه نیاز داری؟ یک مرز به یک درخواست روشن نیاز دارد. «بگذار حرفم را تمام کنم، بعد می‌خواهم حرف تو را بشنوم» کاری است که یک نفر می‌تواند انجام دهد. «محترم‌تر باش» این‌طور نیست.
  • چه چیزی اینجا در دست توست؟ تو می‌توانی درخواست خودت و پایبندی خودت را کنترل کنی. نمی‌توانی کنترل کنی که او خوشش بیاید یا نه. از قبل تصمیم بگیر که با این کنار می‌آیی، چون ممکن است خوشش نیاید، و این اشکالی ندارد.

گرمی، عجیب است اما، دقیقاً از همین‌جا می‌آید. وقتی درونت روشن و آرام است، لازم نیست بیرونت سرد باشد. تندی معمولاً وقتی نشت می‌کند که مطمئن نیستیم و بیش از حد جبران می‌کنیم.

بگو: همان جملهٔ واقعی

وقتی زمانش رسید، لحظه را کوچک و زبان را ساده نگه دار. مرزی که در یک جملهٔ آرام و ساده گفته شود، خیلی بهتر می‌نشیند تا یک مقدمه‌چینیِ طولانی و عذرخواهانه یا یک رویاروییِ بزرگ.

یک ساختار که زیر فشار دوام می‌آورد: مسئله را نام ببر، اثرش را نام ببر، درخواست را نام ببر. Cleveland Clinic برای مرزهای محیط کار به‌سادگی می‌گوید: دربارهٔ مسئله دقیق باش، بگذار طرف بداند چه اثری روی تو گذاشته و بگو چطور می‌خواهی جلو بروی. سه ضربِ کوتاه، با لحنی یکنواخت.

چیزی شبیه این می‌شود:

«وقتی نقشه بعد از توافق‌مان عوض می‌شود، تیم یک روز را صرف دوباره‌کاری می‌کند. از این به بعد لازم است تصمیم‌ها را در همان جلسه نهایی کنیم و نگرانی‌های تازه را پیش از جلسهٔ بعدی مطرح کنیم، نه بعد از آن.»

به آنچه نیست دقت کن. هیچ «ببخشید که این را پیش می‌کشم» نیست. هیچ «تو همیشه» نیست. هیچ تشخیصی دربارهٔ شخصیت طرف نیست. تو داری یک رفتار و یک پیامد را توصیف می‌کنی و یک درخواست روشن می‌گذاری. همین. لحنت می‌تواند کاملاً گرم باشد در حالی که هر کلمه قاطع می‌ماند.

چند چیز که نمی‌گذارد اوضاع خراب شود:

  1. از دیدِ خودت حرف بزن، نه مثل حکمی دربارهٔ او. «من نیاز دارم» و «اثرش این بود» بهتر جا می‌افتند تا «تو همه را کلافه می‌کنی».
  2. به واقعیتِ آنچه اتفاق افتاده بچسب، نه به داستانی که دربارهٔ چراییِ آن ساخته‌ای. دعواها از سرِ همان «چرا» شروع می‌شوند.
  3. درخواست را یک بار و روشن بگو، بعد ساکت شو. سکوت بعد از یک مرز ناراحت‌کننده است. بگذار بماند. آن را با پس‌گرفتنِ مرز پر نکن.

وقتی فشار می‌آورند (چون ممکن است بیاورند)

یک آدم دشوار اغلب مرز را محک می‌زند، گاهی سخت. ممکن است حالت دفاعی بگیرد، ساکت و رنجیده شود، سرِ واقعیت‌ها بحث کند یا بخواهد تو را به خاطر مطرح‌کردنش مقصر جلوه دهد. این همان لحظه‌ای است که بیشتر مرزها فرو می‌ریزند، چون ناراحتی اوج می‌گیرد و ما کوتاه می‌آییم تا تمامش کنیم.

طعمه را نگیر و برای همراهی با او تنش را بالا نبر. کار درست این است که ثابت بمانی و همان جمله را با آرامش تکرار کنی، بدون اینکه تندی اضافه کنی:

«می‌شنوم که تو جور دیگری می‌بینی‌اش. درخواست همان است که بود. تصمیم‌ها در جلسه نهایی می‌شوند.»

می‌توانی احساس او را به رسمیت بشناسی و باز هم مرز را نگه داری. این دو با هم در تضاد نیستند. «می‌فهمم که این آزاردهنده است» و «و این چیزی است که من نیاز دارم» می‌توانند در یک نفس کنار هم باشند. لازم نیست بحث را ببری یا او را وادار به موافقت کنی. فقط باید جای پای خودت را نگه داری بی‌آنکه به کسی تبدیل شوی که نمی‌خواهی باشی.

یادآوریِ یک حقیقتِ ساده دربارهٔ اتاق‌های پر از آدم هم کمک می‌کند: احساس‌ها سرایت می‌کنند. اگر تنشِ او را با تنشِ خودت پاسخ دهی، کل ماجرا داغ می‌شود و هر که تماشا می‌کند آن را می‌گیرد. اگر تو تنظیم‌شده بمانی، آن هم سرایت می‌کند. آرامش تو در سکوت کارش را می‌کند، حتی وقتی طرف مقابل همراهی‌اش نمی‌کند.

و یک مرز فقط وقتی معنا دارد که به آن پایبند بمانی. اگر گفته‌ای تصمیم‌ها با پایان جلسه نهایی‌اند و بعد چون فشار آورد یکی را دوباره باز کردی، تازه به او یاد داده‌ای که اگر به‌قدر کافی زور بزند، مرز جابه‌جا می‌شود. پایبندی همه‌چیز است. مرزی که نگهش نداری فقط یک شکایت است.

بار کل جمع را به دوش نکش

یک آدم سخت می‌تواند در سکوت کل هفته‌ات را از نو بچیند، اگر بگذاری. پس چند نردهٔ محافظ برای خودت، نه فقط برای گفتگو:

هر بی‌مهری یک نبرد نیست. الگوهایی را انتخاب کن که واقعاً برای تیم یا برای تو هزینه دارند و از چیزهای کوچک بگذر بی‌آنکه برایشان جلسهٔ دومی بگذاری. حفظ انرژی‌ات بخشی از کار است. از جایی که همیشه یک دلخوریِ خفیف در آن هست نمی‌شود خوب رهبری کرد.

به آنچه بعد از آن می‌کنی هم دقت کن. اگر یک همکار دشوار کاری کرده که نیمه‌شب بحث‌ها را در ذهنت تمرین می‌کنی یا از دوشنبه‌ها می‌ترسی، همین خودش ارزش توجه دارد. دربارهٔ آن با مدیری که به او اعتماد داری، یک راهنما یا دوستی که با تو صادق است حرف بزن. و اگر آن رفتار از حالتِ صرفاً دشوار فراتر رفت (زورگویی، آزار، هر چیزی که حس ناامنی به تو می‌دهد)، این دیگر یک گفتگوی مرزگذاری نیست. این یک موضوع منابع انسانی یا مدیریتی است و لازم نیست تنها با آن کنار بیایی. اگر این فشار روی خوابت، سلامتت یا احساست از خودت نشسته، یک درمانگر می‌تواند کمکت کند تفکیک کنی چه چیزی مربوط به خودِ موقعیت است و چه چیزی باری است که دربارهٔ آن به دوش می‌کشی.

هدف هیچ‌وقت پیروزی بر آدم دشوار نبود. هدف این است که در کنارش خودت بمانی. اینکه همان همکاری باشی که می‌تواند حرف قاطع را مهربانانه بگوید و هر دو نیمه را واقعاً باور داشته باشد. آدم‌ها یادشان می‌ماند چه کسی می‌توانست این کار را بکند. معمولاً همان کسی است که در نهایت بیشتر از همه به او اعتماد می‌کنند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.