Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

رهبریِ دیگران · کشمکش

کنار آمدن با یک آدمِ دشوار

کسی در روزت هست که برای رویارویی با او خودت را آماده می‌کنی. پیش از جلسه، پیش از ایمیل، همین حالا هم می‌توانی حس کنی شانه‌هایت بالا می‌روند. اینجا می‌گوییم چطور در کنارش استوار بمانی، آنچه را نیاز داری بگیری، و در همان حال آرامشِ خودت را هم حفظ کنی.

عکاسیِ سیاه‌وسفید از میز و صندلی

عکس از Artur Aldyrkhanov در Unsplash

نکته‌های سریع

  • احساست را در سکوت پیش خودت نام ببر.
  • از تجربهٔ خودت حرف بزن، نه از خطاهای او.
  • بگذار نیش‌های حقیر سر بخورند و بگذرند.

احتمالاً پیش از آنکه تیتر را تمام کنی، تصویرش را در ذهنت آوردی. همکاری که برای همه‌چیز نظری دارد. خویشاوندی که شام را به یک امتحان بدل می‌کند. رئیسی که خلق‌وخویش را مثل هوا می‌خوانی. یک نوع خستگیِ خاص هست که از آدمی می‌آید که نه می‌توانی از او پرهیز کنی و نه می‌توانی درستش کنی، و اگر همین حالا آن را حمل می‌کنی، اغراق نمی‌کنی. اصطکاکِ پیوسته و ادامه‌دار با یک انسان، بهایی واقعی می‌گیرد.

این نقطهٔ آغازِ صادقانه است. نمی‌توانی دست ببری درون کسی و او را که هست عوض کنی. آنچه می‌توانی عوض کنی این است که او چقدر جا در ذهنت می‌گیرد، وقتی فشار می‌آورد چطور پاسخ می‌دهی، و حاضری چه چیزی را بپذیری. این اهرمِ کوچک‌تری است از آنچه آرزو می‌کنیم. اما معلوم می‌شود که بیشترِ وقت‌ها کافی است.

اول، «دشوار» واقعاً چه چیزی به تو می‌گوید

کمک می‌کند که روی خودِ این واژه آهسته شویم. «دشوار» یک قضاوت است، نه یک واقعیت، و همان لحظه که آن را به کسی می‌آویزی، شروع می‌کند به رنگ زدنِ هر کاری که او می‌کند. ایمی گالو در Harvard Business Review اشاره می‌کند که برچسب زدن به یک آدم تو را در یک داستانِ واحد دربارهٔ او قفل می‌کند، که بعد بی‌سروصدا شکل می‌دهد که حرکت بعدی‌اش را چطور بخوانی. آه می‌کشد، و تو تحقیر می‌شنوی. ساکت می‌شود، و تو بی‌اعتنایی می‌شنوی. شاید. یا شاید غرقِ کار است، یا ترسیده، یا به‌اندازهٔ تو از این پویاییِ تکراری خسته است.

این دربارهٔ توجیه کردنِ رفتار بد نیست. دربارهٔ انعطاف‌پذیر نگه داشتنِ فکرِ خودت است، چون یک داستانِ خشک تو را پیش‌بینی‌پذیر و واکنشی می‌کند، که دقیقاً همان حالتی است که در آن، از پسِ آدم‌های دشوار برآمدن از همه سخت‌تر است.

پس پیش از آنکه نقشه بکشی، یک لحظه کنجکاو شو. رفتار این آدم دارد از چه چیزی محافظت می‌کند؟ بیشترِ دشواریِ مزمن، تلاشی ناشیانه برای مدیریتِ چیزی در زیر است. جایگاه. ترسِ از اشتباه بودن. نیاز به احساسِ مفید بودن، یا امن بودن، یا در کنترل بودن. لازم نیست او را تشخیص بگذاری. فقط باید به یاد بیاوری که او هم دارد از چیزی می‌گریزد. این، چنگی را که کشمکش بر تو دارد شل می‌کند.

آرامش، تمامِ بازی است

وقتی کسی تو را نیش می‌زند، بدنت پیش از آنکه قضاوتت برسد واکنش نشان می‌دهد. قلبْ تندتر، فکْ منقبض، یک میلِ داغ برای جوابِ آتشین دادن یا در خود فرو رفتن. در آن حال چیزهایی می‌گویی که با سرِ آرام هرگز انتخابشان نمی‌کردی. در همین حال، آدمِ دشوار اغلب در آشوب بهتر از تو عمل می‌کند. آشوب را دستِ او نده.

یک حرکتِ کوچک و خوب‌مطالعه‌شده هست که بیش از آنچه انتظار می‌رود کمک می‌کند: آنچه را حس می‌کنی، پیش خودت، با واژه‌های ساده نام ببر. *خشمگینم. خجالت‌زده‌ام. حس می‌کنم به گوشه رانده شده‌ام.* گروهی از دانشمندانِ علوم اعصاب به سرپرستیِ متیو لیبرمن در UCLA دریافتند که همین که یک احساس را به کلمه درآوری، مرکزِ هشدارِ مغز، یعنی آمیگدال، آرام می‌شود و بخشِ استدلال‌گرترِ مغزت دوباره به کار می‌افتد. پژوهشگران نامش را «برچسب‌زنیِ عاطفی» می‌گذارند. تو می‌توانی نامش را «خریدنِ یک لحظه برای خودت» بگذاری. به هر حال، آن نیم‌جملهٔ آرام در درونِ سرِ خودت، اغلب همان تفاوتِ میانِ واکنشی است که پشیمانت می‌کند و پاسخی که انتخابش می‌کنی.

چند چیز که وقتی هجومِ آن را حس می‌کنی، آرام ماندن را آسان‌تر می‌کند:

  • پیش از حرف زدن، آهسته بازدم کن. یک بازدمِ بلند به بدنت می‌گوید که تهدید کوچک‌تر از آن است که حس می‌شود.
  • به‌جای بلند کردنِ صدایت، آن را پایین بیاور. صدایی که کنترلش می‌کنی، خودی است که کنترلش می‌کنی.
  • بلند، برای خودت وقت بخر. «بگذار روی این فکر کنم و بعد به تو خبر می‌دهم» جمله‌ای کامل و نیرومند است. تقریباً هیچ چیزی واقعاً پاسخِ آنی نمی‌طلبد.
  • پاهایت را روی زمین بگذار و شانه‌هایت را پایین بیاور. تا وقتی بدنت هنوز برای دعوا آماده‌باش است، نمی‌توانی با فکر کردن به آرامش برسی.

حرفِ اصلی را بزن، مهربانانه و روشن

وقتی حرف می‌زنی، هدف این نیست که خودت را آن‌قدر نرم کنی که پادری شوی یا آن‌قدر تیز کنی که سلاح شوی. هدف، قاطع بودن است، که میان این دو می‌نشیند. قاطع بودن یعنی آنچه را برای تو درست است و آنچه را نیاز داری، مستقیم و بی‌آنکه به طرف مقابل حمله کنی، بیان کنی. بر این ایده استوار است که اینجا هر دوی شما مهم‌اید.

قابل‌اتکاترین ابزار برای این کار، ساده و کمی قدیمی است: از تجربهٔ خودت حرف بزن، نه از خطاهای او.

  • به‌جای «تو همیشه حرفم را قطع می‌کنی»، بگو «دوست دارم پیش از اینکه پیش برویم فکرم را تمام کنم.»
  • به‌جای «برنامه‌ریزی با تو ناممکن است»، بگو «تا پنجشنبه به یک بله یا نه نیاز دارم تا بتوانم اتاق را رزرو کنم.»
  • به‌جای «تو داری بی‌انصافی می‌کنی»، بگو «این به نظر من منصفانه نمی‌آید، و می‌خواهم بفهمم چطور به اینجا رسیدی.»

ببین این‌ها چه می‌کنند. رفتار را توصیف می‌کنند و چیزی مشخص می‌خواهند، پس چیزی برای بحث کردن نمی‌ماند. «تو همیشه» دعوایی را دعوت می‌کند بر سرِ اینکه آیا همیشه است یا نه. «دوست دارم فکرم را تمام کنم» فقط یک نیاز را بیان می‌کند. مشخص باش. درخواست‌های مبهم نتیجهٔ مبهم می‌گیرند، و آدم‌های دشوار در ناحیهٔ خاکستری استادند. راهنماییِ درمانگرانی که آدم‌ها را برای گفت‌وگوهای سخت آموزش می‌دهند به همین جا می‌رسد: مشخص بمان، آرام بمان، و مشکلِ پیشِ رویت را نشانه بگیر، نه کلِ شخصیتِ آن آدم را.

بعد نیمهٔ سخت‌تر را انجام بده. گوش بده. نه آن نوعِ ساختگی که در آن داری حرفِ بعدی‌ات را پر می‌کنی. واقعاً بگذار حرفش را تمام کند، و پیش از پاسخ دادن، آنچه را شنیدی بازتاب بده. «پس داری می‌گویی که آن زمان‌بندی هیچ‌وقت برای تیمت جواب نداد.» آدم‌ها وقتی حس می‌کنند شنیده نمی‌شوند اوج می‌گیرند، و وقتی حس می‌کنند فهمیده شده‌اند، حتی از سوی کسی که با آن‌ها مخالف است، کمی نرم می‌شوند. پژوهش دربارهٔ حلِ کشمکش پیوسته به همین می‌رسد: هدفِ یک گفت‌وگوی سخت، حق‌به‌جانب بودن نیست، بلکه این است که هر دو نفر با این حس بروند که واقعاً شنیده شده‌اند. همین است که می‌گذارد یک راه‌حل بماند.

نبردهایت را انتخاب کن، و راه‌های خروجت را

هر تحریکی شایستهٔ پاسخ نیست. یکی از مهارت‌های آرامِ برخورد با یک آدمِ دشوار این است که از روی عمد تصمیم بگیری چه چیزی را رها کنی تا بگذرد. آن نیشِ سرِ هوا در یک جلسه، آن طعنهٔ حقیر، آن طعمه. می‌توانی به‌سادگی گاز نزنی. سکوت و یک تغییرِ آرامِ موضوع، ضعف نیست. این تو هستی که از هزینه کردن برای یک آتش سر باز می‌زنی.

انرژیِ واقعی‌ات را برای چیزهایی نگه دار که به‌راستی بر کارت، بهزیستی‌ات یا ارزش‌هایت اثر می‌گذارند. آن‌ها ارزشِ یک گفت‌وگوی مستقیم را دارند. بقیه را اغلب می‌توانی بگذاری سر بخورد و برود، و وقتی چیزی را پیش می‌کشی اعتبارِ بسیار بیشتری خواهی داشت، چون هر چیزی را پیش نمی‌کشی.

همچنین کمک می‌کند که پیش از آزموده شدن، مرزهای خودت را بشناسی. از پیش تصمیم بگیر که اگر خطی رد شد چه می‌کنی. «اگر لحن شخصی شد، تماس را قطع می‌کنم و می‌توانیم فردا ادامه‌اش دهیم.» آماده داشتنِ آن نقشه یعنی لازم نیست در گرماگرمِ لحظه، وقتی قضاوتت در بدترین حالش است، پاسخی از خودت اختراع کنی.

وقتی فراتر از دشوار است

میانِ کسی که برخورد با او سخت است و کسی که به تو آسیب می‌زند تفاوت هست. تحقیرهای پیوسته، تهدیدها، دستکاریِ ذهنی‌ای که تو را به حافظهٔ خودت بدگمان می‌کند، هر چیزی که هر بار تو را کوچک‌تر و ترسان‌تر رها می‌کند. این یک تضادِ شخصیتی نیست که با جمله‌های «من»محورِ بهتر مدیریتش کنی. این بدرفتاری است، و تو به هیچ‌کس صبرِ بی‌پایان بابتش بدهکار نیستی.

اگر رابطه‌ای در کار یا خانه به‌طور پیوسته تو را فرسوده می‌کند، کسانی را وارد کن که واقعاً می‌توانند وضعیت را عوض کنند: یک مدیر، بخش منابع انسانی، یک دوستِ مورد اعتماد که راست را به تو می‌گوید، یک درمانگر که می‌تواند کمکت کند تفکیک کنی چه چیزی سهمِ توست که به دوش بکشی و چه چیزی نیست. اگر می‌بینی که یک نفر مدت‌ها پس از ترک کردنِ اتاق هم فکرت را اشغال می‌کند، خوابت را می‌دزدد، یا کاری کرده که از بخش‌هایی از زندگی‌ات که زمانی از آن‌ها لذت می‌بردی هراس داشته باشی، این ارزشِ آن را دارد که با یک متخصص درباره‌اش حرف بزنی. دست دراز کردن برای کمک در اینجا نشانهٔ این نیست که نتوانستی از پسش برآیی. این راهی است که با آن دست از تنها کنار آمدن با آن برمی‌داری.

هر برخوردی را درست انجام نخواهی داد، و لازم هم نیست. استواری یک رشته نیست که بشکنی‌اش. تمرینی است که مدام به آن برمی‌گردی. دفعهٔ بعد که حس کردی شانه‌هایت دارند بالا می‌روند، جایی جز آن آدمِ دیگر خواهی داشت که توجهت را آنجا بگذاری، و آن ذرهٔ کوچکِ فضا مالِ توست که نگهش داری.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.