Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

رهبری بدونِ عنوان · الگو

رهبری با الگو: چرا مردم به آنچه می‌کنید نگاه می‌کنند، نه به آنچه می‌گویید

بیشترِ آنچه مردم درباره‌ی چگونگیِ رفتار در محیطِ کار می‌آموزند، با تماشا می‌آموزند. مدت‌ها پیش از آنکه کسی را مدیریت کنید، رفتارِ روزانه‌تان به آدم‌های دورِ شما دارد یاد می‌دهد که اینجا چه چیزی عادی است. این‌طور می‌شود آن الگو را الگویی سزاوارِ پیروی کرد.

سه مرد که نشسته‌اند و از لپ‌تاپ استفاده می‌کنند و مردِ کنارِ تخته‌ی سفید را تماشا می‌کنند

عکس از Austin Distel در Unsplash

نکته‌های سریع

  • دو معیار برگزینید و سخت از آن‌ها محافظت کنید.
  • پیش از آنکه کسی اشتباهش را پنهان کند، اشتباهی را به گردن بگیرید.
  • بگذارید مردم ببینند لغزش را ترمیم می‌کنید.

آزمونی خاموش در هر تیمی رخ می‌دهد، و تقریباً هیچ‌کس بلند به زبانش نمی‌آورد. کسی ارزشی را اعلام می‌کند. ما به وقتِ همدیگر احترام می‌گذاریم. ما حقیقت را می‌گوییم حتی وقتی سخت است. ما آدم‌ها را از پا درنمی‌آوریم. و بعد همه منتظر می‌مانند تا ببینند واقعاً چه رخ می‌دهد. می‌پایند که آیا جلسه سرِ وقت شروع می‌شود. می‌پایند که چه چیزی پاداش می‌گیرد و چه چیزی بی‌سروصدا تحمل می‌شود. کسی را که آن کلمه‌ها را گفت می‌پایند، تا ببینند آیا آن کلمه‌ها واقعی بودند.

آن تماشا تمامِ موتورِ رهبری با الگوست. چه بخواهید چه نخواهید کار می‌کند.

برای اینکه هیچ‌کدامِ این‌ها شاملِ شما شود به عنوان نیاز ندارید. اگر تا به حال آن تازه‌واردی بوده‌اید که اتاق را برانداز می‌کند تا یاد بگیرد اینجا کارها چطور انجام می‌شوند، همین حالا هم از آن‌سو می‌دانید که چطور کار می‌کند. قاعده‌های نانوشته‌ی یک جا را با تماشای آدم‌هایی می‌فهمیم که به نظر می‌رسد به آنجا تعلق دارند. همکاری که به یک ایمیلِ عصبانی با مهربانی پاسخ می‌دهد، به هر تماشاگری یاد می‌دهد که اینجا با ناکامی این‌طور رفتار می‌کنیم. آن‌که میان‌بر می‌زند و قسر درمی‌رود هم چیزی یاد می‌دهد.

مردم در واقع چه چیزی را می‌خوانند

شکافی که مردم بیش از همه به آن اهمیت می‌دهند همان شکافِ میانِ آنچه می‌گویید و آنچه می‌کنید است. پژوهشگری از Cornell به نامِ تونی سایمونز به این نامی داد: یکپارچگیِ رفتاری، همان هم‌راستاییِ ادراک‌شده میانِ کلماتِ یک فرد و کردارش. کارِ او دریافت که وقتی کارکنان الگویی از هم‌خوانیِ کلمات با کنش‌ها می‌بینند، اعتماد به رهبر بالا می‌رود، و تعهد هم همین‌طور. وقتی می‌بینند کلمات و کنش‌ها از هم فاصله می‌گیرند، کلمات قدرتشان را از دست می‌دهند. بعد از تعدادِ کافی ناهم‌خوانی، مردم دیگر به آنچه می‌گویید گوش نمی‌دهند و شروع می‌کنند به رفتار با آن همچون سروصدا.

ارزشِ درنگ کردن دارد، چون یک فرضِ رایج را وارونه می‌کند. خیلی از ما فکر می‌کنیم رهبری با الگو بیشتر درباره‌ی انجامِ کارهای چشمگیر و امید به تقلیدِ دیگران است. پژوهش به جایی فروتنانه‌تر اشاره می‌کند. درباره‌ی پیوستگی است. مردم شما را در برابرِ کمال نمره نمی‌دهند. شما را در برابرِ معیارِ اعلام‌شده‌ی خودتان نمره می‌دهند. مدیری که موعظه‌ی توازنِ کار و زندگی می‌کند و بعد نیمه‌شب ایمیل می‌فرستد، سخت‌کوش دیده نمی‌شود. کسی دیده می‌شود که حرفش پابرجا نیست.

چرا تماشا همان راهِ یادگیریِ ماست

دلیلی هست که الگو این‌قدر دور می‌رود. بخشِ زیادی از رفتارِ انسان با مشاهده آموخته می‌شود، نه با آموزش. می‌بینیم کسی کاری می‌کند، می‌بینیم چطور نتیجه می‌دهد، و آن را همچون یک امکان برای خودمان بایگانی می‌کنیم. این درباره‌ی نوپایی که یاد می‌گیرد دست تکان دهد درست است و درباره‌ی آدمِ سی‌ساله‌ای که یاد می‌گیرد آیا مخالفت در یک جلسه امن است هم درست است.

پس وقتی جلوی آدم‌های دیگر عمل می‌کنید، هرگز فقط کارِ پیشِ رویتان را انجام نمی‌دهید. دارید به هر تماشاگری هم نشان می‌دهید که اینجا چه چیزی مجاز است. دارید نشانشان می‌دهید که این گروه با یک اشتباه چطور رفتار می‌کند، با یک فردِ تازه‌کار چطور، با مهلتی که دارد از دست می‌رود چطور. بیشترِ آن آموزش خاموش است. احتمالاً آگاه نیستید که دارید انجامش می‌دهید. آن‌ها به‌هرحال یاد می‌گیرند.

برای همین است که «به حرفم عمل کن، نه به کارم» هرگز کار نمی‌کند. کردار بلندتر است. کردار همان درسِ واقعی است، و هر چه رویش بگویید یک پانوشت است.

سخت‌ترین الگو، الگوی صادقانه است

اینجاست که رهبری با الگو ناراحت‌کننده می‌شود، و همان‌جا هم نیرومند می‌شود.

امی ادموندسون، پژوهشگرِ Harvard، چیزی را مطالعه می‌کند که آن را ایمنیِ روانی می‌نامد، همان حسِ مشترک که حرف زدن، سؤال پرسیدن یا پذیرفتنِ یک اشتباه بی‌تنبیه امن است. تیمی که این را دارد مشکل‌ها را زود می‌گیرد. تیمی که ندارد آن‌ها را دفن می‌کند تا وقتی منفجر شوند. و او روشن می‌گوید که این از کجا شروع می‌شود: از اینکه ارشدترین فردِ اتاق اول خطاپذیریِ خودش را بپذیرد.

نه نمایشِ ضعف. فقط صادق و انسان بودن. گفتنِ «شاید اینجا چیزی را از قلم می‌اندازم، باید نظرِ تو را بشنوم.» گفتنِ «آن را اشتباه کردم، و تقصیرِ من است.» وقتی ادموندسون درباره‌ی این در محیط‌های پرمخاطره مثلِ بیمارستان‌ها حرف می‌زند، نکته روشن است. اگر کسی که بیشترین اقتدار را دارد هرگز بلاتکلیفی را نپذیرد، هیچ‌کس زیرِ دستش جرئتش را نخواهد کرد. الگوی صداقت باید از بالای هر اتاقی که در آن هستید بیاید، حتی اگر آن اتاق فقط شما و یک تازه‌واردِ مضطرب باشد.

این بخشی است که مردم از آن می‌گذرند. الگو شدنِ رفتارهای صیقل‌خورده آسان است، آماده حاضر شدن، آرام ماندن، سخت کار کردن. الگو شدنِ رفتارهای آسیب‌پذیر بسیار سخت‌تر است. اما همان‌ها الگوهایی‌اند که واقعاً آدم‌های دیگر را رها می‌کنند. وقتی بلند می‌گویید که نمی‌دانید، به همه اجازه می‌دهید که تظاهر را کنار بگذارند. وقتی یک اشتباه را تروتمیز به گردن می‌گیرید، به تمامِ یک تیم یاد می‌دهید که اشتباه‌ها اینجا قابلِ‌تحمل‌اند. آن درس بیش از هر سخنرانیِ دلگرم‌کننده‌ای می‌ارزد.

چطور به‌عمد با الگو رهبری کنید

همین حالا هم دارید الگو می‌شوید. تنها پرسش این است که آیا دارید به‌عمد این کار را می‌کنید. چند چیز که کمک می‌کنند:

  • چند معیار برگزین و واقعاً به آن‌ها پایبند بمان. نمی‌توانید الگوی همه‌چیز باشید، و تلاش برای آن شکننده‌تان می‌کند. دو سه چیزی را که برایتان بیش از همه مهم‌اند برگزینید، صداقت، شرافتمندانه رفتار کردن با مردم، نگذاشتنِ اینکه کار تمامِ زندگی‌تان را ببلعد، و از آن‌ها سخت محافظت کنید. پیوستگی در چند حوزه بر نیت‌های شریف در همه‌ی آن‌ها پیروز است.
  • مراقبِ لحظه‌های کوچک و بی‌زرق‌وبرق باش. الگوی هیچ‌کس در حینِ سخنرانی‌ها آزموده نمی‌شود. در این آزموده می‌شود که چطور درباره‌ی همکاری که در اتاق نیست حرف می‌زنید، آیا اشتباهی را می‌پذیرید در حالی که می‌توانستید بی‌سروصدا پنهانش کنید، چطور با کسی رفتار می‌کنید که هیچ کاری برایتان نمی‌تواند بکند. آن‌ها همان لحظه‌هایی‌اند که مردم به یاد می‌آورند.
  • پیش از آنکه نگرانِ شکافِ گفتار و کردارِ دیگران باشی، شکافِ گفتار و کردارِ خودت را ببند. اگر مدام مردم را به استراحتِ واقعی ترغیب می‌کنی، یکی بکن. اگر رک‌گویی می‌خواهی، اولین باری که کسی رک‌گوییِ سختی به تو می‌دهد خوب واکنش نشان بده. یک قولِ نگه‌داشته‌شده بیش از ده ارزشِ اعلام‌شده یاد می‌دهد.
  • بگذار مردم ترمیم را ببینند، نه فقط لغزش را. گاهی از معیارِ خودتان کم می‌آورید. همه می‌آورند. آنچه مردم از آن یاد می‌گیرند، کاری است که در ادامه می‌کنید. نامش را رک بردن، «گفتم جمعه‌ها را حفظ می‌کنم و بعد روی جمعه‌ی تو جلسه گذاشتم، آن اشتباه بود»، یک شکست را به درسی درباره‌ی پاسخگویی بدل می‌کند.
  • تلاش برای یک الگوی بی‌عیب بودن را کنار بگذار. یک الگوی بی‌عیب یک درِ بسته است. به مردم می‌گوید که میله‌ی معیار کمال است، که فقط پنهان شدن را به آن‌ها یاد می‌دهد. یک الگوی انسانی، کسی که تلاش می‌کند، کم می‌آورد، به گردن می‌گیرد و ادامه می‌دهد، الگویی است که آدم‌های دیگر واقعاً می‌توانند از آن رد شوند.

یک واقعیت‌سنجیِ ملایم

رهبری با الگو کارِ استوار و عادی است، و می‌تواند بی‌سروصدا فرسوده‌تان کند، به‌ویژه اگر حس کنید معیاری را نگه داشته‌اید که هیچ‌کسِ دورتان با شما شریکش نیست. اگر خود را از اینکه همیشه آدمِ مسئول باشید خسته، دلخور، یا حاملِ باری می‌یابید که کم‌کم روی خواب یا خُلقتان اثر گذاشته، ارزشِ توجه دارد. یک الگوی خوب بودن همان جذبِ بارِ همه تا وقتی چیزی از شما نماند نیست.

اگر شما همان‌جا هستید، در میان گذاشتنش با کسی، یک فردِ مورداعتماد، یک راهنما، یا یک درمانگر، انحراف از رهبری نیست. مراقبت از مرزهای خودتان هم بخشی از الگوست. تماشاگران از شیوه‌ای که با خودتان رفتار می‌کنید یاد می‌گیرند، درست مثلِ هر چیزِ دیگر.

بخشِ دلگرم‌کننده این است که هیچ‌کدامِ این‌ها به اقتدار یا یک صحنه نیاز ندارد. در کوچک‌ترین انتخاب‌ها رخ می‌دهد، که بارها و بارها گرفته می‌شوند، در حالی که مردم بی‌سروصدا یادداشت برمی‌دارند. چه بخواهید چه نخواهید دارید یاد می‌دهید. پس بهتر است چیزی خوب یاد بدهید.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.