Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روابط · مرزها

کنار آمدن با رفتارِ کنترل‌گر در یک رابطه

وقتی کسی که دوستش داری مدام به‌جای تو تصمیم می‌گیرد، آن آب‌رفتنِ آهستهٔ زندگیِ خودت می‌تواند سخت به نام آید. اینجا می‌بینی چطور رفتارِ کنترل‌گر را بشناسی، چطور سرِ جایت بایستی، و چطور بفهمی که کِی از چیزی که خودت بتوانی درستش کنی فراتر رفته است.

مردی در یک جنگلِ سرسبز ایستاده و به چپ نگاه می‌کند.

عکس از Thomas Marquize در Unsplash

اگر در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید، شما تنها نیستید. در ایالات متحده، با 988 تماس بگیرید یا پیامک بفرستید (Suicide & Crisis Lifeline، ۲۴ ساعته)، واژهٔ HOME را به 741741 پیامک کنید (Crisis Text Line)، یا در خطر فوری با 911 تماس بگیرید.

نکته‌های سریع

  • چند لحظه را بنویس تا به برداشتت اعتماد کنی.
  • برنامه‌هایت را اعلام کن، اجازه نگیر.
  • یک پیامِ صادقانه به یک دوستِ قدیمی بفرست.

به‌ندرت با یک دعوا شروع می‌شود. با چیزهای کوچکی شروع می‌شود که تقریباً شبیهِ محبت به گوش می‌رسند. ترجیح می‌دهند که آن دوست را نبینی، فقط همین یک بار. می‌خواهند بدانند سالم به خانه رسیده‌ای، پس می‌شود موقعیتت را به اشتراک بگذاری؟ وقتی بدونِ اینکه اول بپرسی برنامه‌ای می‌ریزی ساکت می‌شوند، و آن سکوت بیشتر از یک صدای بلند برایت آب می‌خورد.

ماه به ماه، دنیایت کمی کوچک‌تر می‌شود. شروع می‌کنی به اینکه انتخاب‌ها را در ذهنت از جلوی چشمِ آن‌ها بگذرانی، پیش از آنکه حتی چیزی به زبان آورده باشی. و یک روز متوجه می‌شوی که یادت نمی‌آید آخرین باری که چیزِ ساده‌ای را تصمیم گرفتی، اینکه چه بپوشی، به چه کسی زنگ بزنی، یک بعدازظهرِ آزاد را چطور بگذرانی، بی‌آنکه برای واکنشِ آن‌ها خودت را آماده کنی، کِی بوده.

اگر هر کدام از این‌ها به دلت نشست، آن را از خودت درنمی‌آوری، و زیادی حساس هم نیستی. رفتارِ کنترل‌گر واقعی است، شکل دارد، و کارهایی هست که می‌توانی بکنی.

کنترل واقعاً چه شکلی است

کنترل دربارهٔ یک لحظهٔ بدِ منفرد نیست. یک الگوست. یک نفر پیوسته فرمانِ زندگیِ آدمِ دیگر را در دست می‌گیرد و پسش نمی‌دهد.

می‌تواند به شکل‌های زیادی ظاهر شود، و اغلب ترکیبی است:

  • تصمیم گرفتن دربارهٔ چیزهایی که تصمیم‌شان مالِ آن‌ها نیست، اینکه چه بپوشی، چه کسی را ببینی، کجا بروی، پولت را چطور خرج کنی.
  • کشیدنِ تو از آدم‌های دیگر. کوتاه کردنِ وقتِ با دوستان و خانواده، سخت کردنِ برنامه‌ریزی، قهر کردن تا جایی که آسان‌ترین راه ماندن در خانه باشد.
  • زیرِ نظر گرفتن. سرک کشیدن در گوشی‌ات، خواستنِ موقعیتت، خواستنِ گزارشی از روزت.
  • بازنویسیِ آنچه اتفاق افتاد. چیزی را که آزارت داده مطرح می‌کنی و یک‌جوری در حالی که داری عذرخواهی می‌کنی از آنجا می‌روی، بی‌آنکه مطمئن باشی اصلاً چه چیزی را به یاد می‌آوری. (درمانگرها به این می‌گویند gaslighting یا دستکاریِ ذهنی.)
  • حسادتی که لباسِ عشق پوشیده. «فقط نگرانتم» تبدیل می‌شود به دلیلِ اینکه نمی‌توانی کارهای معمولی بکنی.
  • در دست داشتنِ حساب‌وکتاب. کنترلِ پول طوری که رفتن، یا حتی مخالفت کردن، ناممکن حس شود.

Cleveland Clinic اینجا نکته‌ای می‌گوید که ارزشِ نگه داشتن دارد: بخشِ زیادی از رفتارِ کنترل‌گر از اضطرابِ آن آدمِ دیگر می‌آید، نه از نقشه‌ای برای سلطه بر تو. این آن را درست نمی‌کند. همچنین آن را وظیفهٔ تو برای رفع کردن نمی‌کند. اما می‌تواند میلِ به اینکه با بحث از دلِ آن رد شوی را نرم کند، چون معمولاً نمی‌توانی کسی را با استدلال از ترسی که نامش را نمی‌برد بیرون بیاوری.

مرزها با کنترل یکی نیستند

این خیلی‌ها را به اشتباه می‌اندازد، اغلب عمداً. یک شریکِ کنترل‌گر گاهی به مطالبه‌هایش می‌گوید «مرز». این‌ها یک چیز نیستند، و تفاوت روشن است.

یک مرز دربارهٔ توست. می‌گوید چه می‌کنی و چه نمی‌کنی، با چه چیزی راحتی، دوست داری چطور با تو رفتار شود. «من با خواندنِ پیام‌های همدیگر راحت نیستم.» «من به یک شب در هفته با دوستانِ خودم نیاز دارم.»

کنترل دربارهٔ آن است که آن‌ها تو را می‌گردانند. به تو می‌گوید چه کاری اجازه داری بکنی.

سازمانِ love is respect ساده می‌گویدش: مرزهای سالم از یک آدم محافظت و به او احترام می‌گذارند، در حالی که مرزهای ناسالم می‌کوشند کسِ دیگری را کنترل یا به او آسیب بزنند. یکی کمی آزادت می‌کند. آن دیگری یک در را می‌بندد.

چه چیزهایی می‌توانی امتحان کنی

اگر تا اینجا خوانده‌ای و کنارِ شریکت احساسِ امنیت می‌کنی، فقط فرسوده شده‌ای، حرکت‌های واقعی‌ای هست که کمک می‌کنند. هیچ‌کدامِ آن‌ها دربارهٔ عوض کردنِ آن آدمِ دیگر نیستند. دربارهٔ بازیافتنِ تعادلِ خودت‌اند.

اول برای خودت نامش کن

پیش از آنکه به کسی چیزی بگویی، در ذهنِ خودت روشن کن که واقعاً چه دارد اتفاق می‌افتد. اگر کمک می‌کند، چند لحظهٔ مشخص را بنویس. نام بردن از الگو همان راهی است که با آن دست از تردید کردن به برداشتِ خودت برمی‌داری، که دقیقاً همان چیزی است که وقتی کسی مدام داستان را بازنویسی می‌کند فرسوده می‌شود.

آنچه مالِ توست را بگو، آرام و در همان لحظه

لازم نیست یک سخنرانی ارائه کنی. به‌دردبخورترین نسخهٔ یک مرز کوتاه است، نزدیک به وقتی که آن اتفاق می‌افتد گفته می‌شود، و دربارهٔ توست نه دربارهٔ عیب‌های آن‌ها. «من شب‌های پنجشنبه را برای دوستانم نگه می‌دارم.» «من قرار نیست گذرواژه‌هایم را به اشتراک بگذارم.» توجه کن که هیچ‌کدامِ این‌ها توهین یا اولتیماتوم نیستند. فقط واقعیت‌هایی دربارهٔ توأند.

انتظارِ کمی مقاومت را در چند بارِ اول داشته باش. مرزی که هیچ‌وقت آزموده نشده هنوز واقعاً یک مرز نیست. استوار ماندن، مهربانانه و بدونِ یک بحثِ طولانی، همهٔ آن مهارت است.

دست از اجازه گرفتن برای زندگیِ خودت بردار

وقتی کسی تو را تربیت کرده که همه‌چیز را از او بگذرانی، می‌توانی بی‌سروصدا این کار را متوقف کنی. چیزها را اعلام کن به‌جای اینکه درخواستشان کنی. «شنبه با Sam ناهار قرار دارم» جورِ دیگری می‌نشیند تا «اشکالی ندارد اگر شاید Sam را ببینم؟» تو داری سرد نمی‌شوی. داری مقدارِ معمولی از فضا را پس می‌گیری.

آدم‌هایت را نگه دار

انزوا موتورِ کنترل است، پس پیوند پادزهرِ آن است. نگذار دوستی‌ها ساکت شوند. یکی دو نفر را در زندگی‌ات نگه دار که خوب می‌شناسندت و حقیقت را به تو می‌گویند. اگر از آن‌ها دور افتاده‌ای، یک پیامِ صادقانهٔ تنها آسان‌تر از آنچه فکر می‌کنی در را دوباره باز می‌کند.

انتظار نداشته باش بحث را ببری

احتمالاً نمی‌توانی یک شریکِ کنترل‌گر را با حرف به دیدنِ ماجرا از دیدِ خودت برسانی، و تلاش برای این کار اغلب اوضاع را بدتر می‌کند. می‌توانی تصمیم بگیری که چطور واکنش نشان می‌دهی، چه می‌کنی و چه نمی‌کنی، و بگذاری همان سرِ جایش بماند بی‌آنکه به موافقتِ آن‌ها نیاز داشته باشی. موافقتِ آن‌ها هیچ‌وقت آن چیزی نبود که تو را در امان نگه می‌داشت.

وقتی این بزرگ‌تر از یک دورهٔ سخت است

این همان خطی است که بیش از همه اهمیت دارد، و ارزشِ صادق بودن درباره‌اش را دارد. بین یک شریک که مضطرب است و چنگ‌انداز به کنترل، و یک شریک که کنترلش به چیزی تبدیل شده که تو را می‌ترساند، تفاوت هست.

وقتی این الگو برای کوچک کردنِ تو، برای بریدنِ تو از دیگران، برای ردیابیِ تو، برای تنبیهِ تو به کار می‌رود، یک نام دارد. در UK این یک جرمِ کیفری به نامِ کنترلِ اجباری (coercive control) است، و NHS آن را الگویی از کنش‌ها توصیف می‌کند که هدفشان منزوی کردن، بهره‌کشی و تنظیمِ زندگیِ روزمرهٔ آدمِ دیگر است. این برچسب مهم است چون چیزی راست به تو می‌گوید: این یک مشکلِ ارتباطی نیست که بتوانی با یک گفت‌وگوی بهتر درستش کنی.

چند نشانه که وقتش رسیده کمکِ بیرونی بیاوری، نه فقط بیشتر تلاش کنی:

  • از اینکه اگر حتی یک مرزِ کوچک بگذاری چطور واکنش نشان می‌دهند می‌ترسی. love is respect مستقیم این را نام می‌برد، اگر می‌ترسی نیازهای خودت را مطرح کنی چون ممکن است با خشم پاسخ دهند، همین خودش یک نشانهٔ هشدار است.
  • رفتارِ کنترل‌گر همراهِ تهدید، ارعاب، یا هر چیزِ جسمی می‌آید.
  • حس می‌کنی نمی‌توانی با امنیت بروی، یا به پولِ خودت دسترسی نداری.
  • شروع کرده‌ای به از دست دادنِ حست از اینکه چه چیز واقعی است، یا چه کسی هستی.

اگر این‌ها را در خودت می‌شناسی، لطفاً سعی نکن تنهایی از پسش برآیی، و لطفاً به یک شریکِ کنترل‌گر نشان نده که داری دنبالِ راهِ خروج می‌گردی پیش از آنکه با کسی که کارش همین است حرف زده باشی. یک مدافعِ قربانیانِ خشونتِ خانگی یا یک مشاور می‌تواند کمکت کند این را خوب بسنجی و نقشه‌ای بریزی که تو را در امان نگه دارد. هیچ‌کدامِ این‌ها یعنی تو در عشق شکست خوردی نیست. یعنی به رفتارِ کسِ دیگری برخوردی، و شایستهٔ حمایت در آن هستی.

کنترل معمولاً تو را متقاعد می‌کند که تو مشکلی. نیستی. خواستنِ دوستانِ خودت، انتخاب‌های خودت، و شریکی که «نه»ی تو را واقعی می‌گیرد، این خواستنِ چیزِ زیادی نیست. این حداقلِ ماجراست. همین که اصلاً داری این را می‌خوانی می‌گوید که بخشی از تو از قبل این را می‌داند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.