Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

آرامش همین حالا · زمین‌گیری

بازنشانیِ پنج‌حس: چطور وقتی ذهنتان می‌تازد خودتان را زمین‌گیر کنید

وقتی نگرانی شما را از اتاق بیرون و به صد «چه می‌شد اگر» می‌کشد، حواستان می‌تواند شما را برگرداند. بازنشانیِ پنج‌حس یک شمارشِ معکوسِ آرام است که هرجا می‌توانید اجرایش کنید، و کار می‌کند چون توجهتان را جایی می‌گذارد که ترستان نمی‌تواند دنبالش برود.

کفش‌های کتانیِ سفید روی چمنِ سبز

عکس از Hanna Lazar در Unsplash

نکته‌های سریع

  • پنج حس را تا چهار، سه، دو، یک بشمار.
  • آبِ خنک روی دست‌هایت بریز.
  • یک بار وقتی از قبل آرامی تمرینش کن.

بیشترِ اضطراب دربارهٔ حال نیست. دربارهٔ آینده‌ای است که هنوز رخ نداده، یا گذشته‌ای که مدام بازپخشش می‌کنید. بدنتان روی یک صندلی نشسته، و ذهنتان سه روز بعد است، در حالِ تمرینِ بدترین نسخهٔ گفت‌وگویی که هنوز نداشته‌اید. اتاقی که واقعاً در آنید تار می‌شود. صندلیِ زیرتان، نور از پنجره، صدای خیابانِ بیرون. هیچ‌کدامش رد نمی‌شود.

بازنشانیِ پنج‌حس راهی به درونِ اتاق است.

شاید آن را به شکلِ 5-4-3-2-1 دیده باشید. یک شمارشِ معکوسِ کوتاه از میانِ حواستان است: پنج چیز که می‌توانید ببینید، چهار چیز که می‌توانید لمس کنید، سه چیز که می‌توانید بشنوید، دو چیز که می‌توانید بو کنید، یک چیز که می‌توانید بچشید. همین. نه اپی، نه جای خاصی، هیچ‌چیزی که کسی مجبور باشد بداند دارید انجامش می‌دهید. درمانگران آن را به‌عنوانِ اولین حرکت وقتی وحشت شروع به بالا‌رفتن می‌کند آموزش می‌دهند، و دلیلی که آن جایگاه را به دست می‌آورد ارزشِ درک‌کردن پیش از امتحانش را دارد.

چرا متوجه‌شدنِ اتاق آرامتان می‌کند

نگرانی در انتزاع زندگی می‌کند. از ایده‌ها ساخته شده، پیش‌بینی‌ها، صحنه‌هایی که هنوز واقعی نیستند. حواستان فقط با آنچه این‌جا و اکنون است سروکار دارد. یک لیوانِ لب‌پریده. زمزمهٔ یک یخچال. وزنِ خودِ پاهایتان روی زمین.

وقتی عمداً آن اطلاعاتِ عینی و معمولی را درون می‌گیرید، دارید به مغزتان چیزی خنثی برای جویدن می‌دهید. مرکزِ پزشکیِ دانشگاهِ راچستر این تکنیک را راهی برای زمین‌گیر‌کردنِ خودتان در حال توصیف می‌کند «وقتی ذهنتان بینِ فکرهای مضطربِ گوناگون می‌پرد». نمی‌توانید در آنِ واحد هم کاملاً در یک فکرِ ازکنترل‌خارج گم شوید و هم کاملاً روی بافتِ دقیقِ درزِ آستینتان متمرکز باشید. حواس می‌برند، چون واقعی‌اند و آن فکر نیست.

یک سمتِ جسمانی هم برای این هست. وقتی مغزتان تصمیم می‌گیرد چیزی خطرناک است، آن آژیری را که جنگ‌یا‌گریز می‌نامیم می‌کِشد: قلب بالا، نفس کم‌عمق، عضله‌ها آماده. زمین‌گیری به آن آژیر دلیلی می‌دهد که پایین بیاید. کلینیک کلیولند ساده می‌گویدش: لنگر‌انداختنِ خودتان در حال از راهِ حواستان کمک می‌کند «آن پاسخِ استرس را اتصالِ کوتاه کنید» و شما را به بدنتان برگرداند. با آن ترس بحث نمی‌کنید. بی‌صدا به سیستمِ عصبی‌تان نشان می‌دهید که اتاق امن است.

شمارشِ معکوس، قدم‌به‌قدم

اگر می‌توانید، با یک بازدمِ آهسته شروع کنید. یک بازدمِ طولانی به‌تنهایی کمی فشار را از آن آژیر برمی‌دارد، و به آن شمارشِ معکوس جایی باثبات برای شروع می‌دهد. بعد از میانِ عددها پایین بیایید، آهسته. جایزه‌ای برای سرعت نیست.

  1. پنج چیز که می‌توانید ببینید. دوروبَر را نگاه کنید و نامشان ببرید، در سرتان یا زیرِ لب. یک خودکار. یک لکهٔ آب روی سقف. رنگِ یک در. فقط یک نگاهِ گذرا نیندازید. واقعاً نگاه کنید، و یک جزئیات دربارهٔ هر کدام متوجه شوید: آن نقطهٔ ساییده، آن سایه‌روشنِ دقیق، شیوه‌ای که نور رویش می‌افتد.
  2. چهار چیز که می‌توانید لمس کنید. سراغشان دست ببرید. دستهٔ صندلی، پارچهٔ پیراهنتان، کلیدهایتان، سطحِ خنکِ یک میز. دما و بافت را حس کنید، خودِ آن چیزِ زیرِ انگشتانتان و نه کلمه‌اش را.
  3. سه چیز که می‌توانید بشنوید. بگذارید صداها به سمتتان بیایند. ترافیک، یک ساعت، صدای نرمِ نفسِ خودتان، کسی که در اتاقِ دیگری حرف می‌زند. صداهایی که معمولاً نادیده‌شان می‌گیرید برای این عالی‌اند.
  4. دو چیز که می‌توانید بو کنید. قهوه، صابون روی دست‌هایتان، خودِ هوا. اگر بویی پیدا نمی‌کنید، این لحظهٔ خوبی است که یکی بسازید، یک کرمِ دست، درونِ یقه‌تان، هر چیزِ نزدیک.
  5. یک چیز که می‌توانید بچشید. آخرین چیزی که نوشیدید. خمیردندان. فقط طعمِ معمولیِ دهانِ خودتان. متوجهش شوید.

وقتی به یک می‌رسید، یک نفسِ آهستهٔ دیگر بکشید و سری بزنید. اغلب آن تاختن یکی دو قدم آرام شده. اگر نشده، اشکالی ندارد. دوباره اجرایش کنید. بعضی آدم‌ها کلِ شمارشِ معکوس را دو سه بار می‌روند پیش از آنکه اوضاع ته‌نشین شود، و آن نشانهٔ شکستش نیست.

آن را مالِ خودتان کنید

آن ترتیب و آن عددها مقدس نیستند. یک ساختارند تا مجبور نباشید در حالی که از قبل از پا افتاده‌اید به اینکه بعدش چه می‌آید فکر کنید. اگر لمس همان است که سریع‌تر از همه زمین‌گیرتان می‌کند، به لمس تکیه کنید. چیزی با بافتِ واقعی نگه دارید (یک سنگ، یک کلیدِ زبر، یک آستریِ جیبِ بافت‌دار) و بیشتر آن‌جا بمانید.

یک نسخهٔ سریع در جاهای تنگ کمک می‌کند: سه چیز که می‌توانید ببینید، سه چیز که می‌توانید بشنوید، سه چیز که می‌توانید لمس کنید. همان ایده، قدم‌های کمتر، آسان برای به‌یادسپردن وقتی فکرهایتان بلندند.

یک عمو‌زادهٔ این تکنیک هست که از سرما استفاده می‌کند. هلث‌لاین اشاره می‌کند که ریختنِ آبِ خنک روی دست‌هایتان و توجهِ دقیق به دما می‌تواند شما را به همان شکل به حال برگرداند. نگه‌داشتنِ چیزی سرد هم همین‌طور، یا فشردنِ پاهای برهنه‌تان صاف روی زمین. هر حسی را که قابل‌اعتمادتر به شما می‌رسد انتخاب کنید و از آن‌جا شروع کنید.

یک چیز واقعاً فرق ایجاد می‌کند: وقتی آرامید تمرینش کنید. اولین باری که یک ابزارِ تازه را امتحان می‌کنید نباید وسطِ یک جهش باشد، وقتی توجهتان از قبل پراکنده است و هیچ‌چیز حس نمی‌شود دارد کار می‌کند. شمارشِ معکوس را یک بار در یک بعدازظهرِ معمولی اجرا کنید، در انتظارِ کتری یا گیرکرده سرِ یک چراغِ قرمز. نکته این است که آن مسیر را آشنا کنید، تا ذهنتان از قبل راه را بلد باشد وقتی به آن نیاز دارید.

کِی معمولاً کمک می‌کند

این ابزاری برای لحظه‌های تیز است. آن دقیقه‌هایی که وحشت شروع به بالا‌آمدن می‌کند. آن موجِ هراس پیش از یک چیزِ سخت. آن حسِ عجیب و شناورِ جدا‌بودن از خودتان، جایی که جهان کمی غیرواقعی می‌شود. زمین‌گیری از راهِ حواس دقیقاً برای همان‌ها ساخته شده، چون به توجهتان یک کار می‌دهد و به بدنتان مدرکی می‌دهد که همین حالا، در این اتاق، شما روبه‌راهید.

همچنین به‌عنوانِ یک بازنشانیِ کوچکِ روزانه کار می‌کند. یک دور بینِ جلسه‌ها، یک دور پیش از آنکه از درِ خانهٔ خودتان وارد شوید در حالی که روز را روی شانه‌هایتان حمل می‌کنید. به آن شکل به کار برده شود، از همان اول نمی‌گذارد فشار روی هم انباشته شود.

اما با خودتان دربارهٔ حدهایش صادق باشید. بازنشانیِ پنج‌حس صدا را در آن لحظه پایین می‌آورد. اضطرابِ مداوم را درمان نمی‌کند، و قرار هم نیست بکند. اگر مدام اجرایش می‌کنید فقط برای گذشتن از روز، یا وحشت اغلب سروکله‌اش پیدا می‌شود، یا آن ترس به خواب و کارتان و آدم‌هایی که برایتان مهم‌اند نشت می‌کند، آن ارزشِ بردن نزدِ یک پزشک یا یک درمانگر را دارد. برای تعدادِ کمی از آدم‌ها، برگرداندنِ توجه به درون می‌تواند اضطراب را به‌جای پایین بالا ببرد، اغلب بعد از تروما. اگر آن شمایید، اشتباه انجامش نمی‌دهید، و یک متخصص می‌تواند کمکتان کند نسخه‌ای پیدا کنید که به شما بخورد. دست‌درازکردن به حمایتِ بیشتر شکستِ تکنیک نیست. شمایید که خودتان را جدی می‌گیرید، که کلِ نکته همین است.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.