Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

آرامش همین حالا · بدن

عصب واگ و آرامش: چگونه یک عصب کمکت می‌کند آرام بگیری

عصبی بلند هست که از ساقهٔ مغزت پایین می‌آید و از میان قفسهٔ سینه و شکمت می‌گذرد، و نزدیک‌ترین چیزی است که بدنت به یک پدال ترمز برای استرس دارد. اینجا می‌گوییم واقعاً چه می‌کند، و چند راه صادقانه برای هُل دادنش وقتی نیاز داری فرود بیایی.

دختری که لبخند می‌زند و درختی در پس‌زمینه دیده می‌شود

عکس از Arfan Adytiya در Unsplash

نکته‌های سریع

  • هر بازدم را بلندتر از دم کن.
  • چند نت بم زمزمه کن تا بازدم‌ها کش بیایند.
  • آب سرد بپاش تا یک سراشیبی را بشکنی.

شاید در یک ویدیوی تندرستی دیده باشی‌اش: کسی که زمزمه می‌کند، یا آب سرد به صورتش می‌پاشد و قول می‌دهد که این «عصب واگت را ریست می‌کند» و اضطرابت را درست می‌کند. آسان است چشم بچرخانی. بخش زیادی از آن حرف‌ها اغراق‌شده است. اما زیر آن هیاهو چیزی واقعی و به‌راستی سودمند نشسته، و ارزش دارد بی‌بسته‌بندیِ گلولهٔ جادویی درکش کنی.

عصب واگ واقعی است. واقعاً کمکت می‌کند آرام شوی. و همین‌که تقریباً بدانی چطور کار می‌کند، چند کار کوچک و معمولی دیگر شبیه افسانه‌های اینترنتی حس نمی‌شوند و منطقی سرراست پیدا می‌کنند.

پس این هم نسخهٔ پابرجای ماجرا.

یک عصب، در حال کارِ خاموش

بدنت دو حالت برای رویارویی با جهان دارد. یکی تو را برای خطر تندتر می‌کند: قلب تندتر، نفس سریع‌تر، ماهیچه‌های سفت. دیگری کندت می‌کند تا بتوانی بیاسایی، هضم کنی و بهبود بیابی. بیشتر وقت‌ها بی‌آنکه متوجه شوی میان این دو رفت‌وآمد می‌کنی.

عصب واگ کابل اصلیِ آن حالت دوم است. «واگ» از واژهٔ لاتینِ سرگردانی می‌آید، چون این عصب به یک جا نمی‌رود. سرگردان می‌شود. از ساقهٔ مغزت پایین می‌آید، از میان گردن و قفسهٔ سینه‌ات می‌گذرد و به شکمت می‌رسد، و در راه به قلب، ریه‌ها و رودهٔ تو دست می‌زند. بر پایهٔ Cleveland Clinic، دو عصب واگ تو تقریباً سه‌چهارم رشته‌های کل دستگاه آرام‌کننده‌ات را حمل می‌کنند. این نفوذ زیادی است که بر دوش یک ساختار سوار باشد.

وقتی عصب واگ فعال است، برعکسِ پاسخ استرس عمل می‌کند. ضربان قلبت را پایین می‌آورد. به بدنت می‌گوید تهدید گذشته است. به زبان ساده، همان بخشی از توست که می‌گوید: حالا می‌توانی از حالت آماده‌باش بیرون بیایی.

اما یک گیر هست. نسخهٔ امروزیِ استرس به‌ندرت تمام می‌شود. چیزی که آژیرت را به صدا درمی‌آورد معمولاً یک ایمیل است، یک قبض، یک گفت‌وگوی سخت، یک گوشی که دست از سر برنمی‌دارد. بدنت طوری پاسخ می‌دهد که انگار یک شکارچی پیدا شده، اما شکارچی هرگز نمی‌رود و هرگز رفع‌ورجوع نمی‌شود. پس سمت آرام‌کننده نوبت همیشگی‌اش را نمی‌گیرد. عصب واگ آنجاست، آماده، اما سیگنالِ انجام کارش را دریافت نمی‌کند.

خبر خوب این است که می‌توانی آن سیگنال را از روی قصد بفرستی.

تُنِ واگی، و چرا نفست راه ورود است

پژوهشگران اندازه می‌گیرند این دستگاه آرام‌کننده چقدر خوب کار می‌کند از راه چیزی به نام تغییرپذیریِ ضربان قلب، یا HRV. اول انگار وارونه به نظر می‌رسد. یک قلب سالم یک مترونوم نیست که با سرعتی ثابت تیک‌تاک کند. ضربه به ضربه، زمان‌بندی کمی جابه‌جا می‌شود، هنگام دم تندتر و هنگام بازدم کندتر. مقدار بیشترِ آن تغییرِ طبیعی معمولاً نشانهٔ خوبی است. یعنی عصب واگت درگیر است و بدنت می‌تواند آن‌طور که قرار است میان دنده‌ها جابه‌جا شود. مردم گاهی به این می‌گویند تُنِ واگی، همان‌طور که از تُنِ ماهیچه حرف می‌زنی.

نمی‌توانی دست داخل ببری و این را مستقیم منقبض کنی. اما نفست به تو یک درِ جانبی می‌دهد، چون تنفس تنها بخشی از این کل دستگاه است که می‌توانی دستی اداره‌اش کنی.

اینجاست که پژوهش به‌راستی جالب می‌شود. مروری بزرگ در Frontiers in Human Neuroscience به مطالعه‌های بسیاری دربارهٔ تنفسِ آهسته و ریتم‌دار نگاه کرد، حدود شش نفس در دقیقه، بسیار کندتر از دوازده نفس یا بیشتری که بیشتر ما در حال استراحت می‌کشیم. الگویی که بازگشت پیوسته بود: تنفس آهسته دستگاه عصبی خودمختار را به سمت جانبِ آرام‌کننده‌اش هُل داد، تغییرپذیریِ ضربان قلب را بالا برد، و با کمتر مضطرب و آسوده‌تر بودن مردم هم‌راستا شد.

توجه کن این یعنی چه. تو خودت را با حرف به احساس آرامش نمی‌رسانی. داری از راه یک عصب پیامی واقعی و جسمانی به بدنت می‌فرستی، و بدنت پاسخ می‌دهد.

نفسی که تو را به سمت آرامش کج می‌کند

ساده‌ترین و پشتیبانی‌شده‌ترین حرکت این است که بازدمت را بلندتر از دمت کنی. Cleveland Clinic آن را تمیز می‌گوید: وقتی بازدمت بلندتر از دمت باشد، به عصب واگ می‌گوید در خطر نیستی، پس آرام گرفتن بی‌خطر است.

این را امتحان کن:

  1. آرام از بینی‌ات دم بگیر تا شمارهٔ حدود چهار.
  2. آهسته بازدم کن، از بینی یا دهانت، تا شمارهٔ حدود شش.
  3. به آن فشار نیاور. بازدم باید مثل یک آهِ بلند و بی‌شتاب حس شود، نه یک هُل.
  4. یکی دو دقیقه ادامه بده. مشتی دور کافی است تا یک جابه‌جاییِ کوچک را حس کنی.

کل تکنیک همین است. شمارش‌ها لازم نیست دقیقاً ثانیه باشند، و لازم نیست چهار و شش باشند. آنچه مهم است این است که بازدم بلندتر از دم بدود و هیچ چیز پرزور حس نشود. اگر شمردن تو را از حال‌وهوا بیرون می‌کشد، عددها را رها کن و فقط هر بازدم را کمی از هر دم بلندتر بکش.

احتمالاً این تغییر را همچون یک شل شدنِ کوچک متوجه می‌شوی. شانه‌ها یک درجه پایین می‌آیند. آرواره از هم باز می‌شود. آن تندی یک دو درجه فروکش می‌کند. همان جابه‌جاییِ فروتنانه نکته است. دنبال سرخوشی نیستی. آن‌قدر فرود می‌آیی که از پس چیز بعدی برآیی.

آن ترفندهای دیگر، منصفانه سنجیده

تنفس همانی است که باید به آن تکیه کنی. اما چند تا از آن نکته‌های دیگرِ عصب واگ که در گردش‌اند پایه‌ای واقعی دارند و می‌توانند کمک کنند، پس این هم خوانشی صادقانه از آن‌ها.

زمزمه کردن، ذکر گفتن یا خواندنِ یک نتِ بلند و کشیده. عصب واگ نزدیک تارهای صوتی و گلویت می‌گذرد، و یک زمزمهٔ آهسته و پیوسته خودش بازدمت را بلندتر می‌کند. Cleveland Clinic آن را در میان تکنیک‌های ریستش فهرست می‌کند. هزینه‌ای ندارد. چند نت بم در ماشین زمزمه کن و ببین.

سرما روی صورت یا گردن. پاشیدن آب سرد به صورتت، یا نگه داشتن چیزی سرد روی گردنت، می‌تواند بازتابی سریع را برانگیزد که قلب را کند می‌کند. این هم توسط درمانگران فهرست شده است. می‌تواند تکانی سودمند باشد وقتی در سراشیبی هستی و نیاز داری آن لحظه را بشکنی، هرچند بیشتر یک قطع‌کنندهٔ مدار است تا یک تمرین روزانه.

حرکتِ آهسته و بی‌شتاب، خوابِ درست‌وحسابی، وقت گذراندن در بیرون، کشش ملایم یا یوگا. این‌ها بیشتر شبیه ورزش برای دستگاه آرام‌کننده کار می‌کنند. تکرارشده در طول هفته‌ها، با تُنِ واگیِ قوی‌تر همراه‌اند، نه یک درمان سریع بلکه یک تقویتِ آهسته.

به چه چیزی باید مشکوک بود: هر چیزی که به‌عنوان دستگاه، مکمل یا ابزارک فروخته می‌شود و قول می‌دهد در ازای پول دستگاه عصبی‌ات را «هک» یا «ریست» کند. نفسِ خودت کارِ اصلی را رایگان انجام می‌دهد. تحریک پزشکیِ عصب واگ وجود دارد، اما درمانی کاشتنی یا تجویزی برای بیماری‌های خاصی مانند صرع و افسردگیِ دشوارِ درمان است که پزشکان اداره‌اش می‌کنند. این آن چیزی نیست که یک تیک‌تاک به تو می‌فروشد.

وقتی ترمز کافی نیست

این ابزارها در یک لحظهٔ سخت صدا را کم می‌کنند. این واقعی است، و در یک روز بد چیز کمی نیست. اما یک نفسِ آرام‌کننده درمانِ یک اختلال اضطرابی، افسردگی یا پیامدِ یک ضربهٔ روانی نیست، و قرار هم نیست باشد.

اگر دیدی مدام به این تکنیک‌ها دست می‌بری فقط برای اینکه از یک روز معمولی بگذری، یا استرست پیوسته دارد خواب، کار یا آدم‌هایی را که دوستشان داری می‌بلعد، این ارزش دارد که پیش یک پزشک یا رواندرمانگر ببری. نیاز به چیزی بیش از یک تمرین تنفسی شکستِ آن تنفس نیست. فقط یعنی آنچه با خود حمل می‌کنی بزرگ‌تر از آن است که هر یک عصب بتواند نگهش دارد، و تو سزاوار حمایتی واقعی برای آنی.

و اگر تمرکز بر بدن یا نفست هرگز اضطراب را به جای بهتر کردن بدتر کرد، که برای بعضی‌ها رخ می‌دهد، به‌ویژه پس از یک ضربهٔ روانی، تو داری اشتباه انجامش نمی‌دهی. کوتاه بیا، چیزی را امتحان کن که از حواست یا محیط اطرافت برای به زمین رساندنت استفاده می‌کند، و به کار کردن با کسی که بتواند رویکردی متناسب با تو بسازد فکر کن.

راهی درون‌ساخته برای آرام شدن داری. بیشتر روزها، یک نفسِ کندتر برای یافتنش کافی است. و روزهایی که کافی نیست، دقیقاً همان وقتی است که می‌ارزد بگذاری کسی دیگر در حمل بار کمکت کند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.