Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روابط · قرار و عشقِ تازه

فرسودگی از اپلیکیشن‌های دوستیابی: چطور آنلاین آشنا شویم بی‌آنکه خودمان را گم کنیم

اگر باز کردنِ اپلیکیشن هم‌زمان حسِ یک کارِ اجباری و یک دلسردیِ کوچک دارد، تو خراب نیستی و سخت‌گیر هم نیستی. تو خسته‌ای. اینجا می‌بینی که فرسودگی از دوستیابیِ آنلاین واقعاً چیست، چرا بی‌سروصدا پیش می‌آید، و چطور می‌شود به دنبالِ کسی گشت بی‌آنکه خودت را بسایی.

زوجی که عاشقانه به هم خیره شده‌اند.

عکس از Marius Muresan در Unsplash

نکته‌های سریع

  • سوایپ کردن را در یک بازهٔ کوتاه محدود کن.
  • ظرفِ چند روز یک قهوهٔ واقعی پیشنهاد بده.
  • خارج شدن از اپ را یک برد به حساب بیاور.

معمولاً با یک آهِ کوچک شروع می‌شود. گوشی را برمی‌داری که کارِ دیگری بکنی، نشانِ اپلیکیشن چشمت را می‌گیرد، و پیش از آنکه چیزی تصمیم گرفته باشی داری سوایپ می‌کنی. چند دقیقه بعد گوشی را زمین می‌گذاری، کمی بدتر از وقتی که برش داشتی، و نمی‌توانی دقیقاً بگویی چرا. کسی بی‌رحم نبود. هیچ اتفاقی نیفتاد. تقریباً همین مشکل است. هیچ اتفاقی، بارها و بارها، نمی‌افتد، و جایی در دلِ همان هیچ، امیدت نازک می‌شود.

آن حسِ افسرده، بی‌رمق و کمی ناامید حالا یک اسم دارد. آدم‌ها به آن می‌گویند فرسودگی از اپلیکیشن‌های دوستیابی، و آن‌قدر واقعی است که پژوهشگران شروع به اندازه‌گیری‌اش کرده‌اند. نسخهٔ کوتاهش: قرار بود این اپلیکیشن‌ها پیدا کردنِ کسی را آسان‌تر کنند، و برای خیلی‌ها در سکوت آن را خسته‌کننده‌تر کرده‌اند.

اگر تو هم همین‌جایی، در جمعی کاملاً معمولی هستی. در یک نظرسنجیِ ملی، آمریکایی‌هایی که به‌تازگی از یک سایت یا اپلیکیشنِ دوستیابی استفاده کرده بودند، بیشتر با حسِ سرخوردگی از آن بیرون می‌آمدند تا با حسِ امید. این مشکلِ تو نیست. این ویژگیِ نحوهٔ کارِ این ابزارهاست.

چرا جست‌وجو برای عشق کم‌کم حسِ یک شغلِ دوم پیدا می‌کند

به این فکر کن که این اپلیکیشن‌ها واقعاً از تو چه می‌خواهند. ده‌ها چهره را ورق می‌زنی و هر کدام را در یکی دو ثانیه می‌سنجی. همان جملهٔ آغازینی را می‌نویسی که صد بار نوشته‌ای. سه چهار نیمه‌گفت‌وگو را هم‌زمان زنده نگه می‌داری، که بیشترشان در سکوت محو می‌شوند. مَچ می‌شوی، بعد یک‌دفعه رهایت می‌کنند. منتظر می‌مانی. پیامی می‌گیری که به جایی نمی‌رسد. فردا دوباره از نو شروع می‌کنی.

این، از نظرِ ساختاری، خیلی شبیهِ کارِ شیفتی است. و فرسودگی، به معنای بالینی‌اش، اول در کارگرها مطالعه شد: آن خستگی، آن بدبینی، آن حسِ خزندهٔ اینکه هیچ کاری که می‌کنی فرقی ایجاد نمی‌کند. یک تیم از پژوهشگران در Arizona State نزدیک به پانصد کاربرِ مجردِ این اپلیکیشن‌ها را در طولِ دوازده هفته دنبال کردند و دریافتند که، به‌طورِ متوسط، خستگیِ عاطفیِ آدم‌ها و حسِ «این هرکاری هم بکنم جواب نمی‌دهد» هرچه بیشتر ادامه می‌دادند بالاتر می‌رفت. کسانی که از همان اول اضطراب، افسردگی یا تنهایی را با خود آورده بودند، معمولاً بیشتر آن را حس می‌کردند.

چند چیزِ مشخص هست که دارند تو را می‌سایند، و اسم بردن از آن‌ها کمک می‌کند.

بازیِ اعداد یک هزینه دارد

گزینه‌های بیشتر چیزِ خوبی به نظر می‌رسد. اما از یک جایی به بعد دیگر خوب نیست. وقتی هر پروفایل فقط یک سوایپ با بعدی فاصله دارد، مغزت به حالتِ خرید می‌لغزد، مقایسه می‌کند و رتبه می‌دهد و هیچ‌وقت درست جایی نمی‌نشیند. هر تصمیمِ کوچک ناچیز است. چند صدتا از آن‌ها را می‌گیری. آخرش فرسوده‌ای و هیچ‌کس را انتخاب نکرده‌ای.

برای خیلی از زن‌ها این ازپاافتادگی از جهتِ دیگر هم می‌آید. Pew دریافت که زن‌هایی که به‌تازگی از این اپلیکیشن‌ها استفاده کرده بودند، خیلی بیشتر از مردها زیرِ حجمِ زیادِ پیام‌ها غرق می‌شدند، و بخشِ قابلِ‌توجهی می‌گفتند که اغلب از تعدادِ پیام‌هایی که می‌گرفتند از پا می‌افتادند. چه انتخابِ بیش‌ازحد و چه توجهِ بیش‌ازحد، هر دو تو را خالی می‌کنند.

طردِ بی‌چهره

غیب شدنِ ناگهانی سوزشِ خاصِ خودش را دارد. گفت‌وگویی که گرم به نظر می‌رسید ناگهان می‌ایستد، و هیچ‌وقت نمی‌فهمی چرا. هیچ پایانی برای چنگ زدن به آن نیست، پس ذهنت پایانش را برایت می‌نویسد، و داستانی که می‌نویسد معمولاً دربارهٔ ارزشِ خودت است. به گفتهٔ یکی از روان‌شناسانِ Cleveland Clinic، دوستیابیِ آنلاین یک شمشیرِ دولبه است: هم پیوندهای واقعی را باز می‌کند، و هم می‌تواند در همان حال بی‌سروصدا به عزتِ نفست ضربه بزند.

این چیزی است که باید به آن بچسبی. یک بی‌پاسخ ماندن در یک اپلیکیشن یکی از بی‌اعتمادترین تکه‌های اطلاعاتی است که دربارهٔ تو وجود دارد. آدم‌ها ناپدید می‌شوند چون سرشان شلوغ شد، با کسِ سابقشان آشتی کردند، زیرِ صندوقِ پیامِ خودشان غرق شدند، یا از همان اول اصلاً آن‌قدر جدی نبودند. این تقریباً هیچ‌وقت آن حکمی که ساعت 11 شب دربارهٔ تو حس می‌شود نیست.

نمایش هیچ‌وقت تمام نمی‌شود

یک پروفایل یک آگهیِ کوچک از خودت است، و روشن نگه داشتنش یعنی همیشه، به شکلی کم‌رمق در پس‌زمینه، در حالِ اجرایی. انتخابِ عکس‌های درست. اینکه بی‌زحمت بامزه به نظر برسی. خواندنِ پیام‌ها برای پیدا کردنِ معنای پنهان. این یک مالیاتِ واقعی و همیشگی روی توجهِ توست، و بخشی از دلیلِ آن است که بستنِ اپلیکیشن به‌ندرت حسِ استراحت می‌دهد.

چطور به دوستیابی ادامه دهیم بی‌آنکه این‌قدر برایمان خرج بردارد

هیچ‌کدامِ این‌ها یعنی رها کن نیست. برای خیلی‌ها این اپلیکیشن‌ها واقعاً به جایی خوب می‌رسند. هدف این است که طوری قرار بگذاری که آرام‌آرام خالی‌ات نکند. چند چیز که واقعاً کمک می‌کنند:

  1. اپلیکیشن‌ها را در یک جعبه بگذار. تصمیم بگیر کِی از آن‌ها استفاده می‌کنی و کِی نه. مثلاً بیست دقیقه بعد از شام، و بعد گوشی زمین می‌رود. دوستیابیِ بازِ لجام‌گسیخته، آن‌طور که به هر لحظهٔ بیکارت نشت می‌کند، همان چیزی است که آن را به یک سایش تبدیل می‌کند. یک ظرف بقیهٔ روزت را به تو پس می‌دهد.
  2. کیفیت بر حجم، آگاهانه. لازم نیست همه را سوایپ کنی. با آدم‌های کمتری مَچ شو و واقعاً با آن‌ها حرف بزن. یک مشت گفت‌وگوی واقعی خیلی بیشتر به تو می‌گوید، و خیلی کمتر خسته‌ات می‌کند، تا صد جملهٔ آغازین که به جایی نمی‌رسند.
  3. زودتر به‌سمتِ زندگیِ واقعی برو. پیامک‌بازیِ بی‌پایان جایی است که انرژی از آن نشت می‌کند. اگر کسی امیدوارکننده به نظر می‌رسد، ظرفِ چند روز یک قهوهٔ کم‌ریسک یا یک تماسِ تلفنی پیشنهاد بده. حضوری در ده دقیقه چیزی را می‌فهمی که یک هفته پیام دادن نمی‌تواند به تو بگوید، و برای فهمیدنش کمتر از خودت خرج می‌کنی.
  4. وقتی لازم داری یک استراحتِ واقعی بگیر. یک هفته یا یک ماه کنار کشیدن یعنی تسلیم شدن نیست. این نگه‌داری است. اپلیکیشن را از صفحهٔ اصلی‌ات پاک کن، یا کلاً خارج شو، و توجه کن که وقتی تمامِ روز اندازه‌ات نمی‌گیرند حال‌وهوایت چطور عوض می‌شود. آدمِ درست وقتی برگردی هنوز قابلِ پیدا کردن خواهد بود.
  5. ارزشت را به یک نوتیفیکیشن واگذار نکن. ارزشِ تو به‌عنوانِ یک آدم مدت‌ها پیش از آنکه پروفایل بسازی تعیین شده بود، و یک صندوقِ پیامِ کم‌رفت‌وآمد دستش به آن نمی‌رسد. وقتی سوایپ کردن حسِ یک همه‌پرسی دربارهٔ تو پیدا می‌کند، این نشانهٔ آن است که اپلیکیشن را ببندی، نه اینکه محکم‌تر سوایپ کنی.
  6. جمله‌های آغازینِ خطِ‌تولیدی را کنار بگذار. اگر داری همان «سلام، آخرِ هفته‌ات چطوره» را برای همه کپی‌پیست می‌کنی، گفت‌وگوها حسِ کارِ خطِ‌تولید می‌دهند چون واقعاً همین‌اند. پیامِ کمتری بفرست و بگذار هر کدام واقعاً به آن آدم پاسخ دهد، یک سؤالِ واقعی دربارهٔ چیزی در پروفایلش. تبادل‌های کمتر و گرم‌تر کمتر از دوازده پیامِ از‌رو‌خوانده‌شده تحلیلت می‌برند، و معمولاً دورتر می‌روند.
  7. زندگی‌ای داشته باش که اپلیکیشن‌ها بخشی از آن نباشند. بهترین محافظِ واحد در برابرِ فرسودگی از دوستیابی، زندگی‌ای به‌قدرِ کافی پُر است که در آن دوستیابی یکی از چیزهای خوب باشد، نه آن چیزی که همه‌چیز به آن بند است. دوستان، کاری که برایت مهم است، بدنی که حرکت می‌کند، چیزی که داری یاد می‌گیری. آدم‌هایی که روی بقیهٔ زندگی‌شان سرمایه‌گذاری می‌کنند، معمولاً طرد را کمتر شخصی می‌گیرند، چون حسِ هویتشان توی اپلیکیشن ننشسته که منتظرِ نمره گرفتن باشد.

راهی مهربان‌تر برای امتیاز نگه داشتن

بیشترِ آن رنج از اندازه گرفتنِ چیزِ اشتباه می‌آید. اگر هر جلسه را با این معیار قضاوت کنی که آیا «همان یک نفر» را پیدا کردی، تقریباً هر جلسه یک شکست است، و البته که فرسوده می‌شوی. سعی کن چیزی را اندازه بگیری که واقعاً در کنترلت است. آیا به کسی که مهربان به نظر می‌رسید پیام دادی؟ آیا یک گفت‌وگوی نسبتاً خوب داشتی؟ آیا وقتی گفته بودی خارج می‌شوی خارج شدی، به‌جای اینکه یک ساعتِ دیگر از سرِ ناامیدی سوایپ کنی؟ این‌ها بردند. به‌قدرِ کافی از آن‌ها را روی هم بگذار و این فرایند دیگر حسِ دستگاهِ قماری‌ای که مدام در آن می‌بازی را نمی‌دهد.

همچنین کمک می‌کند به یاد بیاوری که این اپلیکیشن‌ها یک ابزارند، نه خودِ سرزمین. یکی از راه‌های آشنا شدن با آدم‌هایند، و اتفاقاً راهی هستند که مهندسی شده‌اند تا توجهت را بیشتر از آنچه برایت خوب است نگه دارند. دوستان هنوز دوستان را به هم معرفی می‌کنند. آدم‌ها هنوز در باشگاهِ سنگ‌نوردی، در شیفتِ داوطلبانه، در کلاس، در مهمانی با هم آشنا می‌شوند. شل کردنِ چنگت روی اپلیکیشن‌ها یعنی شل کردنِ چنگت روی پیدا کردنِ کسی نیست. یعنی گشاد کردنِ تور.

دامِ مقایسه، و افسانهٔ جرقهٔ آنی

یک نوعِ آرام‌ترِ آسیب هم هست که این اپلیکیشن‌ها می‌زنند، و ربط دارد به اینکه چطور یادت می‌دهند آدم‌ها را ببینی، از جمله خودت را. وقتی همه به یک شبکه از عکس‌های با بهترین زاویه و یک جملهٔ بامزه تقلیل پیدا می‌کنند، شروع می‌کنی به نمره دادن به انسان‌ها همان‌طور که به کالاها نمره می‌دهی. همچنین شروع می‌کنی به تصور اینکه به همان شکل به تو هم نمره داده می‌شود، و اینجاست که عزتِ نفس ضربه می‌خورد. کم‌کم به این فکر می‌افتی که کدام یک از عکس‌هایت «جواب می‌دهد»، آیا بیوگرافی‌ات به‌قدرِ کافی باهوشانه هست، چرا کسی که به نظر علاقه‌مند می‌رسید ساکت شد. این یک راهِ عجیب و تنها برای فکر کردن دربارهٔ خودت است، و اپلیکیشن‌ها تمامِ روز بی‌سروصدا آن را تشویق می‌کنند.

پادزهرش این نیست که در بازیِ نمره دادن بیشتر تلاش کنی. این است که از آن بیرون بیایی. به خودت یادآوری کن، هر چند بار که لازم است، که یک پروفایل یک تکهٔ باریک از یک آدم است. آن انسانِ بامزه، مهربان، کمی دست‌وپاچلفتی و کاملاً سه‌بُعدی که آن طرف است توی شش تا عکس جا نمی‌شود، و تو هم جا نمی‌شوی. جالب‌ترین چیزها دربارهٔ آدم‌ها تقریباً هیچ‌وقت در یک شبکه ظاهر نمی‌شوند.

یک افسانهٔ مرتبط هم هست که ارزشِ بازنشسته کردن دارد: این فکر که مَچِ درست باید آنی به تو ضربه بزند، که از روی عکس‌ها می‌فهمی، که شیمیِ واقعی خودش را در سه پیامِ اول اعلام می‌کند. گاهی این‌طور است. اغلب این‌طور نیست. خیلی از رابطه‌های قوی با یک برداشتِ اولِ ولرم و یک قرارِ دومی که از سرِ کنجکاویِ ملایم داده شده شروع شدند. وقتی از یک صفحهٔ نمایش یک جرقهٔ آنی مطالبه می‌کنی، از کنارِ کلی آدم که واقعاً می‌توانستند برایت خوب باشند سوایپ می‌کنی و رد می‌شوی، و خودت را روی چرخِ همستری نگه می‌داری که دنبالِ حسی می‌دود که این قالب برای ارائه‌اش ساخته نشده. دادنِ یک ساعتِ معمولیِ حضوری به کسی اغلب شرطِ مهربان‌تری است، هم برای او و هم برای سلامتِ عقلِ خودت.

وقتی خستگی به چیزی سنگین‌تر می‌چرخد

فرسودگی از دوستیابی، به‌خودیِ‌خود، وقتی استراحت کنی و نحوهٔ استفاده‌ات از اپلیکیشن‌ها را عوض کنی برطرف می‌شود. اما گاهی به چیزی زیرِ آن اشاره دارد، و آن ارزشِ جدی گرفتن دارد.

اگر آن حالِ گرفته وقتی گوشی را زمین می‌گذاری برطرف نمی‌شود، اگر داری به شکلی از اپلیکیشن‌ها استفاده می‌کنی که وسواسی و سخت‌ایست به نظر می‌رسد، یا اگر طردِ آنلاین به جای عمیقی می‌خورد و روزها حسِ بی‌ارزشی یا ناامیدی برایت می‌گذارد، این چیزی بیشتر از خستگیِ سوایپ است. همان پژوهشی که فرسودگی را در طولِ زمان دنبال کرد، همچنین دریافت که افسردگی، اضطراب و تنهایی آن را سنگین‌تر فرود می‌آورند، یعنی مهربان‌ترین کاری که می‌توانی بکنی این است که مستقیم به همان‌ها رسیدگی کنی. حرف زدن با یک درمانگر نشانهٔ آن نیست که در دوستیابی شکست خورده‌ای. راهی است برای اینکه مطمئن شوی جست‌وجو برای پیوند بی‌سروصدا همان بخش‌هایی از تو را که قرار است پیوند پُرشان کند تحلیل نمی‌برد.

و اگر هر وقت خودت را در جایی دیدی که واقعاً تاریک به نظر می‌رسد، جایی که آن ناامیدی دربارهٔ چیزی بیشتر از دوستیابی است، لطفاً به کسی که به او اعتماد داری یا یک متخصصِ سلامتِ روان مراجعه کن. لازم نیست تنها از پسِ آن برآیی، و نباید هم مجبور باشی.

اپلیکیشن‌ها به تو می‌گویند که جواب همیشه یک سوایپِ دیگر است. معمولاً نیست. بیشترِ اوقات جواب این است که سر از گوشی بلند کنی، زندگی‌ای را که همین حالا داری به یاد بیاوری، و بگذاری پیدا کردنِ کسی کاری باشد که از جای پُری انجامش می‌دهی، نه از جای گرسنگی.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.