Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

رابطه‌ها · قرار و عشقِ تازه

چطور بفهمیم فراتر از جرقه‌ی اول با هم جور هستیم

برقِ روزهای اول واقعی است، و در عینِ حال پیش‌بینی‌کننده‌ی بدی است برای اینکه یک رابطه یک سال بعد چه حسی خواهد داشت. اینجا می‌گوییم چه چیزی واقعاً به تو می‌گوید که دو نفر به هم می‌خورند، و نشانه‌های کوچکی که خیلی پیش از آنکه مطمئن شوی می‌توانی بخوانی.

عکسِ سیاه‌وسفید از زنی در حالِ لبخند

عکس از Marius Muresan در Unsplash

نکته‌های سریع

  • ببینید کنارِ هم کسل‌بودن آسان است یا نه.
  • ببینید با پیشخدمتِ خسته چطور رفتار می‌کنند.
  • توجه کنید که آیا رنجش‌های کوچک ترمیم می‌شوند.

نوعِ خاصی از سرخوشی در چند هفته‌ی اول با کسی هست که به او کشیده می‌شوی. تا دیروقت بیدار می‌مانی و پیامک می‌زنی. می‌بینی یک صفحه از یک کتاب را سه بار خوانده‌ای چون ذهنت مدام به سمتِ او می‌رود. وقتی نامش روی گوشی‌ات روشن می‌شود، سینه‌ات کاری می‌کند. مثلِ یک اثبات حس می‌شود. انگار رابطه از پیش از آزمونی گذشته که رابطه‌های دیگر در آن رد شدند.

اما نگذشته. هنوز نه.

آن هجوم واقعی است، و ارزشِ لذت‌بردن دارد. اما راویِ بدی است. شیمی‌ای که آن هفته‌های اول را برق‌آسا می‌کند روی تازگی و نامعلومی کار می‌کند، و هر دوی این‌ها هر چقدر هم جفت خوب باشد محو می‌شوند. پس پرسشِ صادقانه، همان که ارزشِ نشستن با آن را دارد پیش از آنکه چیزِ بزرگی بسازی، این نیست که آیا جرقه هست. این است که آیا زیرش چیزی هست.

چرا جرقه نمی‌تواند آنچه می‌خواهی بدانی را به تو بگوید

پژوهشگرانی که عشق را مطالعه می‌کنند میانِ دو نوع خط می‌کشند. عشقِ پرشور هست، همان حالتِ شدید، درگیر، پروانه‌ها‌در‌شکم و اشتیاقِ کششِ اولیه. و عشقِ همدمانه هست، همان محبت، اعتماد و آسایشِ پایدارتر که میانِ آدم‌هایی می‌روید که یکدیگر را خوب می‌شناسند. نسخه‌ی اولیه همان است که همه درباره‌اش ترانه می‌سازند. همان هم است که محو می‌شود.

چیزی که آدم‌ها را شگفت‌زده می‌کند این است که چقدر مطمئن محو می‌شود. روان‌شناس ایلین هتفیلد، که دهه‌ها این را مطالعه کرد، دریافت عشقِ پرشور بعد از یکی دو سالِ اول نسبتاً تند افت می‌کند. این نشانه‌ی ایرادی نیست. طراحی همین است. آن اوج هرگز برای ماندن ساخته نشده بود، چون هیچ سامانه‌ی عصبی‌ای نمی‌تواند تا ابد غرقِ آن‌همه شدت بماند.

اینجا بخشِ سخت‌تر است. عشقِ همدمانه‌ای که قرار است جایش را بگیرد، فقط چون شور رفت خودبه‌خود نمی‌آید. باید ساخته شود. زوج‌هایی که نزدیک می‌مانند دارند کاری می‌کنند تا نزدیک بمانند. آن‌ها روی چیزی که ماه‌های اول مفت به آن‌ها داد سوار نیستند.

پس وقتی می‌کوشی یک رابطه‌ی تازه را بخوانی، جرقه به تو می‌گوید که جذب شده‌ای. اطلاعاتِ به‌دردبخوری است. اما تقریباً هیچ درباره‌ی این نمی‌گوید که آیا وقتی جذبه آرام گرفت و دو آدمِ معمولی هستید که یک سه‌شنبه را با هم می‌گذرانید، از هم خوشتان خواهد آمد یا نه.

«جور بودن» واقعاً یعنی چه

جور‌بودن کلمه‌ای مبهم است که اغلب به معنای «با هم خوش می‌گذرانیم» یا «روی کاغذ چیزهای یکسانی می‌خواهیم» به کار می‌رود. هر دو کمی مهم‌اند. هیچ‌کدام مرکزش نیست.

مرکز نزدیک‌تر به این است: آیا شما دو نفر می‌توانید بارها و بارها دو آدمِ متفاوت باشید، بی‌آنکه حسنِ‌نیتِ میان‌تان را بساید؟ چون آدم‌های متفاوتی خواهید بود. یک شب چیزهای متفاوتی خواهید خواست، متفاوت به استرس واکنش خواهید داد، پیش‌فرض‌های متفاوتی درباره‌ی پول و خانواده و اینکه چقدر نزدیکی درست حس می‌شود خواهید داشت. جفتِ خوب در توافق نیست. در آن چیزی است که وقتی توافق ندارید رخ می‌دهد.

اینجا جایی است که یکی از پرارجاع‌ترین یافته‌های علمِ رابطه ارزشِ دانستن دارد. پژوهشگر جان گاتمن، که دهه‌ها زوج‌ها را در آزمایشگاهش تماشا و رمزگذاری کرده، دریافت بیشترِ آنچه زوج‌ها سرش دعوا می‌کنند هیچ‌وقت حل نمی‌شود. به شمارشِ او، حدودِ دو‌سومِ تعارض‌های رابطه دائمی‌اند، ریشه‌دار در تفاوت‌های ماندگارِ شخصیت و نیاز، نه در سوءتفاهمی قابلِ‌اصلاح. زوج‌های خوشبخت از این‌ها کمتر ندارند. راهی یافته‌اند که با محبتی دست‌نخورده در کنارشان زندگی کنند.

این کلِ پرسش را بازتعریف می‌کند. تو دنبالِ کسی نیستی که با او درگیر نشوی. چنین کسی وجود ندارد. دنبالِ کسی هستی که بتوانی با او درگیر شوی و بعدش هنوز حس کنی در یک تیم هستید.

نشانه‌هایی که واقعاً معنایی دارند

این‌ها زود ظاهر می‌شوند، معمولاً آرام‌تر از جرقه، و وقتی مسحور شده‌ای آسان از دست می‌روند. با این‌همه ارزشِ توجه دارند.

چطور با اصطکاک‌های کوچک کنار می‌آیند

یک رزرو به هم می‌خورد. یک پیامک را اشتباه می‌فهمی و نیش می‌زند. یکی دیر کرده و آن دیگری گرسنه است. این رنجش‌های کوچک هدیه‌های کوچکِ اطلاعات‌اند. آیا با دشواری با کمی گرمای اولیه برخورد می‌شود، یا یک چیزِ کوچک به همه‌پرسی‌ای درباره‌ی شخصیتت بدل می‌شود؟ آزمایشگاهِ گاتمن دریافت الگوهایی که بیش از همه رابطه‌ها را می‌خورند انتقاد، تحقیر، گاردگرفتن و خاموش‌شدن‌اند. تحقیر، چرخاندنِ چشم، کنایه‌ای که در واقع توهین است، تنها نیرومندترین پیش‌بینی‌کننده‌ی شکستِ یک رابطه بود. می‌توانی نسخه‌های اولیه‌ی هر چهار را در طرزِ رفتارِ کسی با یک آزارِ جزئی ببینی. مراقبش باش. مالِ خودت را هم بپا.

آیا ترمیم رخ می‌دهد

هرکسی گاهی حرفِ اشتباه را می‌زند. پرسش این است که بعدش چه می‌آید. آیا این آدم می‌تواند برگردد؟ بگوید «کمی پیش با تو تند بودم، منصفانه نبود»؟ آیا تو می‌توانی؟ توانِ ترمیمِ یک رنجشِ کوچک یکی از گویاترین چیزهایی است که می‌توانی در یک رابطه‌ی تازه ببینی، و تظاهر به آن تقریباً ناممکن است. آدم‌هایی که وقتی خطر کم است نمی‌توانند عذرخواهی کنند، به‌ندرت وقتی خطر بالاست از پسش برمی‌آیند.

چطور با کسانی رفتار می‌کنند که نمی‌توانند برایشان کاری کنند

پیشخدمت. کارمندِ پشتِ تلفنِ خدماتِ مشتری. یک والدِ خسته. کسی که سعی ندارند تحتِ‌تأثیرش بگذارند به تو نشان می‌دهد چه کسی هستند، آن‌گاه که فکر می‌کنند به حساب نمی‌آید.

آیا می‌توانی کنارشان کمی کسل‌کننده باشی

این یکی عجیب به نظر می‌رسد و بی‌اندازه مهم است. قرارِ اولیه به بهترین و آراسته‌ترین نسخه‌ی جذابِ تو پاداش می‌دهد. اما رابطه بیشتر در لحظه‌های عادی زیسته می‌شود، کارهای روزمره و خستگی و سکوت. اگر همین حالا در نامتاثرکننده‌بودن کنارِ آن‌ها احساسِ راحتی می‌کنی، این علامتی واقعی است. اگر حس می‌کنی همیشه باید «روشن» باشی، به آن توجه کن.

آیا ارزش‌هایتان به یک سمت اشاره می‌کنند

نه نظرهای یکسان. جهت. اینکه هر کدام درباره‌ی صداقت، پول، خانواده، و اینکه چطور می‌خواهید یک زندگی را بگذرانید چطور فکر می‌کنید. به یک صفحه‌گسترده از تطبیق‌ها نیاز نداری. اما به این نیاز داری که بدانی چیزهای بزرگ آرام شما را به سمتِ آینده‌های متفاوت نمی‌کشند، چون جذبه راهی دارد که این شکاف‌ها را بپوشاند تا وقتی که ناگهان باربر می‌شوند.

تشخیصِ یک تفاوت از یک نقطه‌ی به‌هم‌زننده

هر ناهماهنگی برابر آفریده نشده، و یکی از به‌دردبخورترین چیزهایی که می‌توانی زود بیاموزی این است که کدام‌یک از مالِ توهاست.

بیشترِ تفاوت‌ها فقط تفاوت‌اند. یکی‌تان سحرخیز است و یکی نیست. یکی روزِ سختش را با حرف‌زدن هضم می‌کند، آن دیگری اول با ساکت‌شدن. یکی با پول گرم و دست‌ودل‌باز است، آن دیگری محتاط. این‌ها می‌توانند اذیت کنند، گاهی سال‌ها، و تقریباً هیچ‌وقت نیازی به حل‌شدن ندارند. نیاز به احترام دارند. این همان قلمرویی است که پژوهشِ گاتمن به آن اشاره می‌کند وقتی می‌یابد دو‌سومِ تعارض دائمی است. هدف آنجا رفعِ اختلاف نیست. یادگرفتنِ ملایم اختلاف‌داشتن بر سرِ همان مشتی چیز برای مدتی طولانی است، بی‌آنکه بگذاری ترش شود.

یک نقطه‌ی به‌هم‌زننده جانورِ دیگری است. تفاوتی است که روی چیزی می‌نشیند که واقعاً به آن نیاز داری، و هیچ مقدار حسنِ‌نیتی زیست‌پذیرش نمی‌کند. خواستنِ فرزند وقتی آن دیگری هرگز نمی‌خواهد. الگویی از ناراستی. تحقیری که هر جور هم گفت‌وگو پیش برود نرم نمی‌شود. احساسِ کنترل‌شدن یا کوچک‌شدن. این‌ها ویژگی‌هایی نیستند که بشود با آن‌ها ساخت، و کوشیدن برای عشق‌ورزیدن از کنارشان معمولاً فقط سال‌ها برایت خرج برمی‌دارد.

دردسر این است که جذبه‌ی اولیه خط را محو می‌کند. آن اوج نقطه‌های به‌هم‌زننده را شبیهِ تفاوت جلوه می‌دهد («سر و سامانش می‌دهیم») و گاهی تفاوت‌های معمولی را وقتی اضطراب اوج می‌گیرد شبیهِ نقطه‌های به‌هم‌زننده حس می‌کند. یک خواندنِ آرام و صادقانه، در حالتِ ایده‌آل در طولِ ماه‌ها و نه روزها، همان راهی است که تشخیص می‌دهی کدام کدام است. اگر مطمئن نیستی، همان نامعلومی خودش ارزشِ نشستن دارد تا رد‌شدنِ شتاب‌زده از کنارش.

دوستی‌ای که زیرِ عشق پنهان است

یک چیزِ دیگر هست که پژوهش مدام به آن برمی‌گردد، و وقتی روی شیمی متمرکزی آسان نادیده می‌ماند. زوج‌هایی که بهترین عملکرد را دارند، معمولاً واقعاً از هم خوششان می‌آید. نه فقط همدیگر را می‌خواهند. از هم خوششان می‌آید، همان‌طور که دوستانِ خوب.

کارِ گاتمن این را دوستی در پایه‌ی یک رابطه توصیف می‌کند، همان جریانِ پایدارِ شناختنِ دنیای یکدیگر، رو‌به‌هم چرخیدن در لحظه‌های کوچک، نگه‌داشتنِ یک محبتِ بنیادی حتی وسطِ اختلاف. زوج‌هایی که آن جریان را روشن نگه می‌دارند، همان‌هایی‌اند که تعارض‌های دائمی را بی‌آنکه رشته را گم کنند از سر می‌گذرانند. عشق روی دوستی می‌نشیند. وقتی دوستی نازک است، عشق چیزی برای تکیه‌دادن ندارد وقتی تازگی می‌سوزد و می‌رود.

پس ارزشش را دارد که زود و ساده بپرسی: آیا واقعاً از هم‌نشینیِ این آدم، جدا از جذبه، لذت می‌برم؟ اگر جرقه یک هفته آرام می‌گرفت، چیزی برای حرف‌زدن داشتیم؟ آیا کسی است که حتی اگر فقط دوست بودیم دلم می‌خواست دوروبرم باشد؟ پاسخ‌های صادقانه از بهترین پیش‌بینی‌کننده‌هایی‌اند که در دست داری.

دلبستگی، و چرا «شدید» گاهی فقط یعنی مضطرب

یک دام هست که ارزشِ نام‌بردن دارد. گاهی آنچه مثلِ یک پیوندِ به‌طرزِ غیرعادی نیرومند حس می‌شود، تا حدی حرف‌زدنِ سیم‌کشیِ خودِ توست.

روان‌پزشکان چند الگوی کلی را در نحوه‌ی رابطه‌ی آدم‌ها با نزدیکی توصیف می‌کنند. آدم‌های با الگوی امن‌تر معمولاً اعتماد می‌کنند، بی‌درام مراقبت می‌دهند و می‌گیرند، و نسبتاً آسان نزدیک می‌شوند. آدم‌های با الگوی مضطرب‌تر از رهاشدن می‌ترسند و تشنه‌ی اطمینان‌بخشی‌اند. آدم‌های با الگوی اجتناب‌گرتر عشق می‌خواهند اما یک پا را بیرونِ در نگه می‌دارند. همان‌طور که روان‌پزشک امیر لوین اشاره کرده، یک آدمِ مضطرب که با یک آدمِ اجتناب‌گر جفت شود می‌تواند رابطه‌ای بسازد که برق‌آسا حس می‌شود، همه‌ی آن تعقیب و فاصله، اشتیاق و آسودگی، در حالی که آرام دردناک و ناپایدار است.

به بیانِ دیگر، شدت و امنیت یک چیز نیستند، و حتی می‌توانند علیهِ هم کار کنند. آرام‌ترین رابطه‌ها گاهی اولش کم‌دراماتیک‌تر حس می‌شوند، و آدم‌ها آن آرامش را با نبودِ شیمی اشتباه می‌گیرند. اغلب برعکس است. آن، نبودِ زنگِ خطر است.

بخشِ دلگرم‌کننده: این الگوها ثابت نیستند. لوین اشاره می‌کند صرفِ فهمیدنِ گرایش‌های خودت می‌تواند تو را به سمتِ امنیتِ بیشتر ببرد، و یک شریکِ پایدار هم می‌تواند کمک کند. پس اگر خودت را در توصیفِ مضطرب یا اجتناب‌گر می‌شناسی، آن یک حکم نیست. فقط به‌دردبخور است که بدانی کدام سیگنال‌ها از رابطه می‌آیند و کدام از تو.

چند چیزِ صادقانه برای پرسیدن از خودت

لازم نیست یک رابطه‌ی تازه را تا سرحدِ مرگ بازجویی کنی. مشتی پرسشِ آرام، که در طولِ چند ماه به آن‌ها برگردی، بیشترِ آنچه لازم داری را به تو می‌گویند:

  1. آیا کنارِ این آدم بیشتر شبیهِ خودم حس می‌کنم، یا کمتر؟
  2. وقتی اختلاف داریم، احساسِ نزدیک‌تر بودن از آن بیرون می‌آیم یا کوچک‌تر؟
  3. آیا می‌توانم یک هفته‌ی عادی و بی‌زرق‌وبرق را با آن‌ها تصور کنم و از آن راضی باشم؟
  4. آیا نسبت به زندگیِ درونیِ واقعی‌ام کنجکاوی نشان می‌دهند، یا بیشتر نسبت به اینکه چه حسی به آن‌ها می‌دهم؟
  5. بعد از اینکه وقتی را با هم می‌گذرانیم، سامانه‌ی عصبی‌ام آرام‌تر است یا بیشتر لبه‌ی پرتگاه؟

هیچ‌کدامِ این‌ها لازم نیست روزِ سوم یک «بله»ی تمیز باشد. رابطه‌های اولیه قرار است کمی نامعلوم باشند. اما پاسخ‌ها معمولاً با گذرِ زمان جا می‌افتند، و ارزشِ گوش‌دادن دارند حتی وقتی جرقه با صدای بلند به طرفِ دیگر رأی می‌دهد.

آن یک چیزی را به آن بده که جرقه بی‌آن دوام نمی‌آورد

جورِ واقعی معمولاً آرام خودش را آشکار می‌کند، و هیچ میان‌بری که در عینِ حال صادقانه باشد وجود ندارد. اوجِ اولیه اطلاعاتی درباره‌ی بدنِ توست. هنوز اطلاعاتی درباره‌ی جفتِ شما نیست. تنها راهِ به‌دست‌آوردنِ نوعِ دوم زمان است، و آمادگی برای بازنگه‌داشتنِ چشم‌هایت در حالی که داری خوش می‌گذرانی.

اگر تاریخچه‌ی رابطه‌ای سختی را حمل می‌کنی، یا مدام خودت را کشیده‌شده به سمتِ آدم‌هایی می‌یابی که تو را مضطرب یا کوچک رها می‌کنند، آن یک نقصِ شخصیتی نیست و معمایی نیست که مجبور باشی تنها حلش کنی. یک درمانگرِ خوب که با رابطه‌ها کار می‌کند می‌تواند کمکت کند الگوهای خودت را روشن‌تر ببینی و دفعه‌ی بعد جورِ دیگری انتخاب کنی. و اگر رابطه‌ای همیشه شروع کرد به ترسناک‌شدن به‌جای صرفاً نامعلوم‌بودن، اگر کنترل، ارعاب هست، یا از یک شریک می‌ترسی، آن فراتر از جور‌بودن است و ارزشش را دارد که همین حالا با کسی که برای کمک آموزش‌دیده درباره‌اش حرف بزنی.

جرقه تو را از در تو می‌آورد. آنچه بعد از آرام‌گرفتنش می‌کنی، رابطه‌ی واقعی است. خبرِ خوب این است که سیگنال‌های آرام‌تر، اینکه چطور ترمیم می‌کنی، چطور در یک روزِ بد با هم رفتار می‌کنید، آیا می‌توانید ساده و نامتاثرکننده کنارِ هم باشید، همان‌هایی‌اند که می‌توانی خواندنشان را بیاموزی. و همین‌که خواندنشان را یاد بگیری، دیگر مجبور نیستی حدس بزنی.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.