Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

انرژی و بازیابی

استراحت به‌عنوانِ مهارتی که می‌توانی تمرینش کنی

استراحتِ واقعی برای یک ذهنِ برانگیخته و بیش‌ازحد تحریک‌شده به‌طور طبیعی نمی‌آید. یک مهارت است، و مثلِ هر مهارتی، هرچه بیشتر تمرینش کنی آسان‌تر می‌شود. اینجا می‌گوییم چطور واقعاً بگذاری بدن و مغزت بازیابی شوند.

آدم‌هایی که روی تشک‌های یوگا در یک استودیو ورزش می‌کنند.

عکس از Christian Harb در Unsplash

نکته‌های سریع

  • یادت باشد اسکرول کردن مغزت را مشغول می‌کند، نه اینکه استراحتش دهد.
  • استراحتِ کوتاه را مثلِ قراری که سرش می‌مانی برنامه‌ریزی کن.
  • با دو دقیقه هیچ‌کاری‌نکردن شروع کن.

اینجا یک پرسش هست که ارزش دارد کنارش بنشینی. آخرین‌بار کِی واقعاً استراحت کردی، و صرفاً از پا نیفتادی؟

برای خیلی از ما پاسخِ صادقانه سخت پیدا می‌شود. از نظرِ فنی وقتِ فراغت داریم. روی مبل می‌نشینیم و اسکرول می‌کنیم. چیزی تماشا می‌کنیم در حالی که به پیام‌ها جواب می‌دهیم. در تخت دراز می‌کشیم و فردا را روی یک حلقه مرور می‌کنیم. هیچ‌کدام از این‌ها استراحت نیست، نه واقعاً، و بخشی از تو این را می‌داند، چون درست به همان تهی‌ای که نشستی بلند می‌شوی.

حقیقتِ ناراحت‌کننده این است که خوب استراحت کردن سخت‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. ذهنی که تمامِ روز داغ کار کرده صرفاً چون از حرکت ایستاده‌ای خاموش نمی‌شود. استراحت یک مهارت است. می‌شود یادش گرفت، و هرچه بیشتر انجامش دهی آسان‌تر می‌شود، که خبرِ واقعاً خوبی است اگر تا حالا حس کرده‌ای که چطوری‌اش را فراموش کرده‌ای.

چرا مغزت به کلیدِ خاموش نیاز دارد

مغزت ماشینی نیست که بتواند تا ابد با تمامِ توان کار کند. فقط تا حدی می‌تواند جذب کند تا اشباع شود، و بعد همه‌چیز سخت‌تر، کندتر، و نخ‌نماتر می‌شود. کارشناسانِ Cleveland Clinic به پژوهش‌هایی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهند وقفه‌های واقعی خلقت را بهتر می‌کنند، تمرکزت را تیز می‌کنند، و در واقع عملکردت را بالا می‌برند. استراحت پاداشِ کار نیست. بخشی از این است که کار چطور انجام می‌شود.

وقتی از فشار آوردن دست می‌کشی چیزِ خاصی اتفاق می‌افتد. همان‌طور که ذهنت پرسه می‌زند، مجموعه‌ای از نواحیِ مغز که به خلاقیت، حافظه، و حسِ درست و نادرستت گره خورده‌اند فعال‌تر می‌شوند. کنار کشیدن می‌تواند بی‌سروصدا مشکلی را حل کند که کلنجار رفتن با آن نمی‌توانست. این را حس کرده‌ای. پاسخی که زیرِ دوش می‌رسد، در یک قدم زدن، در نیم‌ثانیه‌ی پیش از خواب. آن مغزِ استراحت‌کرده‌ی توست که کاری را می‌کند که مغزِ مشغولت نمی‌توانست.

به‌قدرِ کافی این را نادیده بگیر و هزینه روی هم انباشته می‌شود. دوره‌های طولانیِ استرس بدونِ بازیابی نسخه‌ی فرسودگیِ شغلی است، که Cleveland Clinic آن را خستگیِ جسمی، عاطفی، و ذهنی توصیف می‌کند که به‌تدریج می‌خزد، انگیزه‌ات را کم‌نور می‌کند و نگاهت را به خودت و همه‌ی اطرافیانت ترش می‌کند. در یک روز نمی‌رسد. بی‌سروصدا انباشته می‌شود، در همه‌ی آن بازیابی‌ای که مدام به تعویق انداختی.

اسکرول کردن استراحت نیست

این همان بخشی است که بیشترِ ما اشتباهش می‌کنیم، پس ارزش دارد روشن گفته شود. چیزهایی که برای «آرام شدن» به سراغشان می‌رویم معمولاً اصلاً آرام‌بخش نیستند. تماشای یک برنامه، اسکرول کردنِ گوشی، خواندنِ اخبار، حتی خواندنِ یک کتاب، همه‌ی این‌ها از مغزت می‌خواهند که به پردازشِ اطلاعات ادامه دهد. مشغولت می‌کنند. بازپُرت نمی‌کنند.

فراغتِ واقعی تقریباً هیچ از ذهنت نمی‌خواهد. روان‌شناسانِ Cleveland Clinic آن را این‌طور توصیف می‌کنند: آزادیِ نشستن و به فضا خیره شدن، یا انجامِ کاری آن‌قدر بی‌فکر، مثلِ جاروبرقی کشیدن یا وجین کردنِ علف‌های هرز، که فکرهایت بتوانند پرسه بزنند. آن حسِ هیچ‌کاری‌نکردن، همان که آموزش دیده‌ایم زمانِ تلف‌شده بدانیمش، دقیقاً همان حالتی است که مغزت برای بازیابی به آن نیاز دارد. آن‌قدر در پر کردنِ هر شکاف ماهر شده‌ایم که خودِ شکافِ خالی معذب‌کننده حس می‌شود. از نو یاد گرفتنِ تحملش نیمی از مهارت است.

استراحت بیش از یک طعم دارد

یک اشتباه که ارزشِ نام بردن دارد: فرض کردنِ اینکه خواب همه‌اش را پوشش می‌دهد. خواب ضروری است، اما می‌توانی هشت ساعت بخوابی و باز هم تهی حس کنی، چون به شکلی تهی شده بودی که خواب به‌تنهایی به آن نمی‌رسد. استراحت یک چیز نیست. کمک می‌کند به این فکر کنی که واقعاً کمِ کدامش را داری.

  • استراحتِ جسمی. این هم نوعِ منفعلش را دربر می‌گیرد (خواب، چرت، دراز کشیدن) و هم نوعِ فعالش را (کِش‌وقوسِ ملایم، یک قدم زدنِ سبک، حرکتِ آهسته که به‌جای خسته کردنت شل‌ات می‌کند).
  • استراحتِ ذهنی. مکث‌های کوتاه در طولِ روز، حتی پنج تا ده دقیقه میانِ کارها، تا یک ذهنِ زیادکارکرده دست از چنگ زدن بردارد.
  • استراحتِ حسی. یک وقفه‌ی واقعی از صفحه‌ها، سروصدا، و اعلان‌ها. بستنِ چشم‌ها. سکوت. این یکی در دنیایی پرصدا و پرنور بیش از آنچه آدم‌ها فکر می‌کنند اهمیت دارد.
  • استراحتِ عاطفی و اجتماعی. زمانی که لازم نیست برای کسی نقش بازی کنی، مدیریت کنی، یا «روشن» باشی، از جمله زمانی دور از آدم‌هایی که تخلیه‌ات می‌کنند.
  • استراحتِ خلاقانه. گذاشتن اینکه تخیلت با گرفتنِ زیبایی، طبیعت، یا هنر بی‌هیچ فشاری برای تولیدِ چیزی دوباره پُر شود.

وقتی استراحت کار نمی‌کند، اغلب داری چیزِ اشتباهی را استراحت می‌دهی. یک چرت تهی‌شدنِ روزی را که صرفِ کنار هم نگه داشتنِ عاطفیِ همه شده درست نمی‌کند. سکوت پاهایی را که حرکت نکرده‌اند درست نمی‌کند. استراحت را با آن تخلیه جور کن.

چطور تمرینش کنی

چون استراحت یک مهارت است، با عمداً انجام دادنش، کم‌کم، بهتر می‌شوی. چند راه برای شروع:

  1. بگذارش روی تقویم. این بالینی به نظر می‌رسد، و کار می‌کند. استراحتی که برنامه‌ریزی نشود را همه‌چیزِ دیگر می‌بلعد. حتی پانزده دقیقه بلوک کن و مثلِ قراری که سرش می‌مانی با آن رفتار کن.
  2. به‌طرزِ مضحکی کوچک شروع کن. دو دقیقه خیره شدن از پنجره میانِ جلسه‌ها به حساب می‌آید. تو داری تحمل برای سکون می‌سازی، نه مدال می‌بری. کوچک و مکرر بر کمیاب و قهرمانانه می‌چربد.
  3. به نگرانی جای مخصوصِ خودش را بده. یک دلیلِ شکست‌خوردنِ استراحت این است که همان لحظه که می‌ایستی، نگرانی‌ها هجوم می‌آورند. Cleveland Clinic پیشنهاد می‌کند زمانِ مشخصی را برای نگرانی کنار بگذاری، تا دست از ربودنِ آن آرامش بردارد. وقتی یک فکرِ مضطرب در حینِ استراحت پیدایش شد، می‌توانی به آن بگویی از پیش برایش وقت گرفته‌ای.
  4. حس‌ها را یک درجه پایین بیاور. چراغ‌ها را کم کن. گوشی را بی‌صدا کن. برای شصت ثانیه چشم‌هایت را ببند. پایین آوردنِ ورودی اغلب سریع‌تر از تلاش برای آرام کردنِ مستقیمِ ذهن است.
  5. بگذار حرکت آرام‌بخش باشد، نه تنبیه‌کننده. یک قدم زدنِ آرام و راحت بی‌هیچ هدفی به‌عنوانِ استراحتِ فعال به حساب می‌آید. به‌جای به کار انداختنِ دستگاه عصبی، آرامش می‌کند.
  6. انتظار داشته باش اولش عجیب حس شود. هیچ‌کاری‌نکردن وقتی به آن عادت نداری معذب‌کننده است. آن ناراحتی با تمرین محو می‌شود. نشانه‌ی این نیست که در استراحت کردن بدی. آغازِ خوب شدن در آن است.

رابطه‌ای مهربان‌تر با استراحت

زیرِ این تکنیک‌ها چیزِ بزرگ‌تری هست: اجازه. خیلی از ما یک باورِ خاموش را با خود حمل می‌کنیم که استراحت باید به‌دست بیاید، که ایستادن تنبلی است، که وقتی همه‌چیز رسیدگی شد آرام می‌گیریم. همه‌چیز هیچ‌وقت رسیدگی نمی‌شود. اگر استراحت مشروط به تمام کردن باشد، هیچ‌وقت واجدِ شرایطش نخواهی شد.

یک زندگیِ آرام، پایدار، و بادوام فقط از تلاش ساخته نمی‌شود. از ریتمِ تلاش و بازیابی، فشار و رهایش ساخته می‌شود. بازیابی آن بخشِ نرمِ اختیاری نیست که وقتی سرت شلوغ است حذفش کنی. آن نیمه‌ای است که تلاش را قابلِ‌تحمل می‌کند. با استراحت مثلِ چیزی رفتار کردن که اجازه داری، امروز، بی‌آنکه به‌دستش آورده باشی، شاید مفیدترین تغییرِ همه باشد.

وقتی استراحت کافی نیست

گاهی خستگی عمیق‌تر از آن است که یک مهارت به آن برسد. اگر داری می‌خوابی و استراحت می‌کنی و باز هم هفته‌ها پیوسته خسته، مسطح، یا ناتوان از لذت بردن از چیزها هستی، ارزش دارد با یک دکتر در میانش بگذاری. خستگیِ پیوسته می‌تواند دلایلِ جسمی داشته باشد، و می‌تواند نشانه‌ی افسردگی هم باشد، که درمان‌پذیر است و چیزی نیست که تنها با آن کلنجار بروی. فرسودگیِ شغلی‌ای که یک تعطیلِ آخرِ‌هفته به آن نمی‌چربد، به‌ویژه اگر دارد در حسِ تو نسبت به خودت رخنه می‌کند، سزاوارِ حمایتِ واقعی است، و یک درمانگر می‌تواند واقعاً کمک کند. نیاز به چیزی بیش از استراحت، شکستِ استراحت نیست. اطلاعات است، و ارزشِ گوش دادن دارد.

اجازه داری بایستی. با دو دقیقه هیچ‌کاری‌نکردن شروع کن، و بگذار همان کافی باشد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.