نکتههای سریع
- مرکزِ بدنت را تمرین بده که ثابت نگه دارد، نه اینکه جمع شود.
- چند روز در هفته دو یا سه حرکت انتخاب کن.
- اگر گودیِ کمرت نیشِ تیزی حس کرد، بایست.
آخرین باری را تصور کن که یک کیسهی سنگینِ خواروبار را از ماشین حمل کردی، یا چرخیدی تا چیزی را از صندلیِ عقب برداری، یا صرفاً پس از نشستنِ بیش از حد از روی زمین بلند شدی. میانتنهات آن کار را کرد. بیسروصدا، بیآنکه به آن فکر کنی، یک کمربند از ماهیچهها حولِ تنهات سفت شد و نگه داشت تا بقیهی وجودت بتواند حرکت کند.
آن کمربند مرکزِ بدنِ توست. و سالها، نصیحت برای تمرینش همان بود: کرانچِ بیشتر. درازونشستِ بیشتر. بسوزان تا درد بگیرد. بسیاری امتحان کردند، گردنِ دردناک و کمرِ ناسازگار گرفتند، و بیسروصدا رها کردند.
این هم خبری خوب. میتوانی مرکزِ بدنی بهراستی قوی بسازی بیآنکه هیچکدام از آنها را بکنی.
مرکزِ بدنت واقعاً چیست
واژهی «مرکز» جوری به کار میرود که انگار یعنی ششتکهی شکم. بزرگتر از آن است. مرکزِ بدنت کلِ استوانهی حولِ میانتنهات است: ماهیچههای جلوی شکم، آنهایی که در امتدادِ پهلوهایتاند، لایهی عمیقی که مثلِ یک کُرست دورت میپیچد، و ماهیچههایی که در گودیِ کمرت بالا میروند. لگن و ماهیچههای حولِ ستونِ فقراتت هم بخشی از این تیماند.
کارِ همهی آن ماهیچهها با هم پایداری است. آنها حلقهی مرکزیِ میانِ بالاتنه و پایینتنهاتاند، و یک میانتنهی پایدار تقریباً هر حرکتی را آسانتر و کمخستگیتر میکند. دستدرازکردن به یک قفسهی بلند، خمشدن برای بستنِ بندِ کفش، ایستادن برای مدتی طولانی بی درد. وقتی مرکزِ بدنت ضعیف است، گودیِ کمرت گرایش دارد بارِ اضافه را بردارد، و اغلب همانجاست که دردسر آغاز میشود.
ماهیچههای ضعیفِ مرکزی میتوانند تو را مستعدترِ وضعیتِ بدنیِ بد و دردِ گودیِ کمر بگذارند. Mayo Clinic آن را بیپرده میگوید: تقویتِ مرکزِ بدن میتواند به بهبودِ کمردرد کمک کند و میتواند خطرِ زمینخوردن را با بالارفتنِ سن پایین بیاورد. دلیلِ واقعیِ اهمیتِ این همین است. نه آینه. اینکه کمرت وقتی از تختخواب بیرون میآیی چه حسی دارد.
چرا کرانچ از چشم افتاد
درازونشست و کرانچ شیطانی نیستند. اما معایبِ واقعی دارند، و آن انتخابِ کارآمدی که بیشترِ آدمها گمان میکنند نیستند.
Harvard Health مستقیم استدلال میکند. درازونشست ستونِ فقراتِ خمیدهات را بارها و بارها به زمین میفشارد، که میتواند به گودیِ کمر و خمکنندههای لگن فشار بیاورد. آنها همچنین فقط برشِ کوچکی از ماهیچههایی را کار میکنند که واقعاً در زندگیِ روزمره به کار میبری. مرکزِ بدنت ساخته شده که در حالی که چیزهای دیگر را حرکت میدهی سفت کند و نگه دارد. کرانچ آن را تمرین میدهد که کاری کند که بهندرت بهتنهایی نیازش دارد: شانههایت را بهسوی زانوهایت جمع کند، بارها و بارها، مجزا.
راهِ بهتری برای تمرینِ ماهیچهای هست که کارِ اصلیاش ثابت نگهداشتن است. از آن میخواهی که ثابت نگه دارد.
پنج حرکت که بهتر جواب میدهند
هیچیک از اینها به وسیله نیاز ندارد. با نسخهی آسانترِ هرکدام شروع کن، آهسته حرکت کن، و اگر چیزی در گودیِ کمرت نیش زد بایست. کمی خستگیِ ماهیچه اشکالی ندارد. دردِ تیز نشانهی توست برای عقبکشیدن.
- پلانک. روی ساعدها و پنجهی پاها (یا زانوها، برای شروع) قرار بگیر، بدن در یک خطِ راست از سر تا پاشنه. نگذار لگنت شل و آویزان شود یا بالا بپرد. شکمت را بهآرامی منقبض کن و نفس بکش. ده تا بیست ثانیه نگه دار، استراحت کن، چند بار تکرار کن. پلانک جلو، پهلوها و پشتِ مرکزِ بدنت را یکجا روشن میکند، که دقیقاً همان چیزی است که کرانچ از دست میدهد.
- پل. به پشت دراز بکش، زانوها خم، کفِ پاها صاف روی زمین. از پاشنهها فشار بده و لگنت را بالا ببر تا بدنت از زانو تا شانه یک خطِ راست بسازد. چند ثانیه نگه دار، آهسته پایین بیاور. این یکی پشتِ مرکزِ بدنت و باسنت را میسازد، که بیشترمان کممصرفش میکنیم.
- پرندهسگ. روی دستها و زانوها، یک بازو را به جلو و پای مخالف را همزمان به عقب دراز کن، آهسته و کنترلشده، بعد عوض کن. لرزشی که حین تعادل حس میکنی مرکزِ عمیقِ بدنت است که کار میکند. این حرکت با کمر ملایم است و بهطرزی شگفتآور آدم را فروتن میکند.
- سوسکِ مرده. به پشت دراز بکش، بازوها بهسوی سقف کشیده، زانوها بالای لگنت خم. یک بازو را از بالای سر و پای مخالف را بهسوی زمین پایین ببر، در حالی که گودیِ کمرت را به زمین فشرده نگه میداری. برشان گردان، طرفها را عوض کن. آسان بهنظر میرسد و نیست.
- حملِ باردار. چیزی سنگین بردار (یک کیسهی پرِ خواروبار، یک کتلبل، یک گالنِ آب)، راست بایست، و راه برو. همین. حملکردنِ یک وزنه در حالی که راست میمانی مرکزِ بدنت را همانطور تمرین میدهد که زندگیِ واقعی میدهد، و در ضمن تمرینی است برای، خب، حملکردنِ چیزها.
دو یا سه تا از اینها، چند روز در هفته، کافیِ کافی است. به یک برنامهی طولانی نیاز نداری. ده دقیقهی متمرکز بر یک ساعتی که هرگز تکرارش نمیکنی میچربد.
کمی آسانترش کن (یا کمی سختتر)
اگر یک پلانکِ کامل زیاد است، روی زانوها بیفت، یا آن را ایستاده با ساعدهایت روی یک پیشخوان انجام بده. پل و پرندهسگ را میتوان آهستهتر کرد یا با تکرارِ کمتر انجام داد. هدف فرمِ خوب است، نه قهرمانی.
وقتی نسخهی آسان دیگر چندان بهنظر نمیرسد، این نشانهی توست برای پیشرفت. پلانک را چند ثانیه بیشتر نگه دار. یک مکث در بالای پل اضافه کن. چیزِ سنگینتری حمل کن. گامهای کوچک و پیوستهی روبهبالا همان چیزیاند که قدرت واقعاً با آنها ساخته میشود، و مانع میشوند از اینکه با پریدن به جلو آسیب ببینی.
یک کلامِ کوتاهِ احتیاط. اگر آسیبِ فعلیِ کمر داری، باردار یا بهتازگی زایمانکردهای، یا هر بیماریای داری که تو را نامطمئن میکند، پیش از شروع با یک پزشک یا فیزیوتراپیست مشورت کن. کارِ مرکزی معمولاً امن و کمککننده است، اما نسخهی درست برای بدنِ تو ارزشِ یک گفتوگوی پنجدقیقهای را دارد.
وقتی پایش میمانی چه چیزی عوض میشود
پاداش اول به شکلِ یک شکمِ صاف پیدا نمیشود. در لحظههای عادی پیدا میشود. خم میشوی و بی هیچ نالهای دوباره بلند میشوی. کمرت پس از یک روزِ طولانی پشتِ میز کمتر شکایت میکند. روی یک پیادهروِ لغزنده پایدارتر حس میکنی. آن پایداری مرکزِ بدنت است که کارِ آرامش را میکند، همانی که از همان اول برایش ساخته شده بود.
هیچکس آن ماهیچهها را در حالِ کار نخواهد دید. تو فقط متوجه میشوی که روزت کمی آسانتر برای حملکردن شد.
منابع
- Harvard Health Publishing, Want a stronger core? Skip the sit-ups
- Mayo Clinic, Core exercises: Why you should strengthen your core muscles
- Mayo Clinic, Exercises to improve your core strength