نکتههای سریع
- پیش از ورزش پویا حرکت کنید؛ کششِ ثابت را برای بعد نگه دارید.
- پنج تا ده دقیقهی سبک برای بیشترِ تمرینها کافی است.
- گرمکردن را شبیهِ تمرینی کنید که قرار است انجام دهید.
صادق باش. وقتی بالاخره بیست دقیقه برای حرکت پیدا میکنی، آخرین کاری که میخواهی بکنی این است که پنج دقیقهی اولش را با چرخاندنِ آهسته و بیزرقوبرقِ دست بگذرانی. میخواهی کارت را شروع کنی. پس یکراست، سرد، میپری وسطِ دویدن، وزنهزدن، کلاس.
بیشترِ اوقات قِسِر در میروی. تا آن روزی که در نمیروی، و یک همسترینگِ گرفته یا شانهای بدقلق یادت میآورد بدنت به یک لحظه نیاز داشت تا خودش را برساند.
گرمکردن همان لحظه است. کوتاه است، کسلکننده است، و حسِ باقیِ تمرین را عوض میکند.
وقتی گرم میکنی واقعاً چه اتفاقی میافتد
وقتی بیحرکت مینشینی، خونت جای دیگری مشغول است و ماهیچههایت، به معنای واقعیِ کلمه، سردند. از آنها بخواه بیدرنگ بدوند یا وزنه بزنند و مثلِ یک موتورِ سرد پاسخ میدهند: خشک، سنگین، مستعدِ کشیدگی.
چند دقیقه حرکتِ سبک این را برمیگرداند. دمای بدنت بالا میرود، و ماهیچهی گرم آسانتر از ماهیچهی سرد منقبض و کشیده میشود. رگها گشاد میشوند و خونِ بیشتری به ماهیچههایی میفرستند که قرار است به کارشان بگیری، که یعنی اکسیژنِ بیشتر دقیقاً همانجا که لازمش داری تحویل میشود. مفصلهایت باز میشوند. ضربانِ قلبت بهجای پرشِ ناگهانی بهتدریج بالا میرود، که کلِ تلاش را برای قلبت کمتکانتر میکند.
یک سویِ ذهنی هم هست. آن چند دقیقه یک شیبِ ورودِ کوچکاند. به توجهت زمان میدهند که روز را پشتِ سر بگذارد و به چیزِ پیشِ رویت برسد.
اول حرکت کن، بعد ثابت بمان
سالها توصیهی استاندارد این بود که پیش از ورزش کش بیایی، و هر کشش را سی ثانیه یا بیشتر نگه داری. حالا میدانیم آن نوع کشش، که کششِ ثابت نامیده میشود، بهتر است برای بعد از پایانِ کار نگه داشته شود. سرد که انجام شود، در واقع میتواند تو را برای کارِ پیشِ رو کمی ضعیفتر بگذارد.
آنچه پیش از تمرین میخواهی حرکتِ پویا است: حرکتی ملایم و کنترلشده که مفصلهایت را در دامنهشان میبرد و بهتدریج ضربانِ قلبت را بالا میبرد. به تابِ پا، لانجِ راهرونده، چرخشِ دست، چرخشِ شانه، بازکنندههای ملایمِ لگن فکر کن. بهجای نگهداشتنِ یک وضعیت مدام در حرکت میمانی.
قاعدهی دیگر این است که گرمکردن را شبیهِ تمرین کنی. یک دونده لانجِ راهرونده و چند خیزِ افزایشی انجام میدهد. یک شناگر شانهها را میچرخاند و دستها را دور میدهد. اگر وزنه میزنی، یک ست سبک از همان حرکت را پیش از سنگینکردنش انجام میدهی. داری، در مقیاسی کوچکتر، دقیقاً همان چیزی را تمرین میکنی که قرار است از بدنت بخواهی.
یک گرمکردنِ ساده که همین امروز میتوانی به کار ببری
پنج تا ده دقیقه برای بیشترِ آدمها کافی است. تمرینهای طولانیتر یا سختتر چند دقیقهی بیشتر میطلبند. اینجا یک نسخهی همهمنظوره است:
- دو یا سه دقیقه کاردیوی سبک. تند راه برو، درجا رژه برو، یا آهسته بدو. میخواهی کمی گرمتر حس کنی، کمی عمیقتر نفس بکشی.
- تابِ پا، رو به جلو و از پهلو به پهلو. برای تعادل چیزی را بگیر. ده تا دوازده برای هر پا، کنترلشده، بدونِ پرش.
- لانجِ راهرونده یا اسکاتِ آهسته با وزنِ بدن. هشت تا ده، با تمرکز روی حرکتِ نرم در لگن و زانو.
- چرخشِ دست و چرخشِ شانه. ده تا در هر جهت برای بازکردنِ بالاتنه.
- چند تکرارِ افزایشی از فعالیتِ واقعیات. چند ست سبک، یا بخشی کمی تندتر از دویدنت، به سمتِ سرعتِ کاریات.
تا پایان باید گرم و کمی بیرون از حالتِ استراحتت حس کنی، اما نه خسته. اگر شدید عرق میکنی، زیادهروی کردهای. هدف آمادهبودن است، نه از پا افتادن.
و آن پایانبند در سویِ دیگر
گرمکردن یک پسرعموی آرامتر دارد: سردکردن. وقتی تمام میکنی، در برابرِ وسوسهی توقفِ ناگهانی مقاومت کن. چند دقیقه پیادهرویِ سبک میگذارد ضربانِ قلب و نفست بهتدریج پایین بیایند بهجای افتادن از یک صخره. این هم زمانِ درست برای آن کششهای طولانیتر و نگهداشته است، وقتی ماهیچههایت گرم و انعطافپذیرند و واقعاً از تو تشکر خواهند کرد.
نکتهای دربارهی شروعِ ایمن
گرمکردن خطرت را پایین میآورد، اما یک میدانِ نیرو نیست. اگر تازهکارِ ورزشی، بعد از یک وقفهی طولانی برمیگردی، باردار هستی، یا با یک بیماریِ قلبی، مشکلِ مفصلی، یا هر بیماریِ مزمنی زندگی میکنی، پیش از آغازِ یک روالِ تازه یک گفتوگوی کوتاه با پزشکت داشته باش. و در حینِ کار به بدنت گوش کن. گرمکردن باید مثلِ بیدارکردنِ ملایمِ ماهیچههایت حس شود، هرگز مثلِ فشارآوردن از میانِ یک دردِ تیز. اگر جایی به شکلی روشن و مشخص درد میکند، آن اطلاعاتی است که ارزشِ احترام دارد.
پنج دقیقه مالیاتِ کوچکی است برای بدنی که بهتر حرکت میکند و کمتر از پا در میآید. بپردازش. تمرینی که برایش آمدی منتظر است، و بهتر پیش خواهد رفت چون این کار را کردی.