Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عادت‌های سالم

رهاشدن از تفکرِ همه‌یا‌هیچ دربارهٔ سلامتی

یک تمرینِ ازدست‌رفته، یک روزِ بدِ خوردن، و انگار همه‌چیز خراب شده. آن حس یک اسم دارد، و همان دلیلِ خاموشی است که بیشتر عادت‌های سالم به‌خاطرش از هم می‌پاشند.

لیوانِ سرامیکیِ سبز روی میزِ چوبی

عکس از David Mao در Unsplash

نکته‌های سریع

  • با کلمه‌های «همیشه» و «هرگز» مثل پرچمِ هشدار رفتار کن.
  • روزِ بعد از نو شروع کن، نه دوشنبهٔ بعد.
  • با خودت جوری حرف بزن که با یک دوست حرف می‌زنی.

هفته را با نیت‌های خوب شروع می‌کنی. قرار است هر صبح پیاده‌روی کنی، بهتر بخوری، بالاخره سرِ یک ساعتِ درست‌وحسابی بخوابی. دوشنبه عالی پیش می‌رود. سه‌شنبه هم همین‌طور. بعد چهارشنبه از دستت درمی‌رود، پیاده‌روی را جا می‌اندازی، همان چیزی را که گفته بودی نمی‌خوری می‌خوری، و صدایی بلند می‌شود: خب، این که خراب شد. بگذار همان دوشنبه از نو شروع کنم.

و همین‌طوری، بی‌خیال شده‌ای. نه چون نقشه بد بود. به‌خاطر طرزِ حرف‌زدنت با خودت دربارهٔ یک لغزشِ معمولی.

این یکی از رایج‌ترین راه‌هایی است که عادت‌های سالم به‌خاطرش می‌میرند. نه در یک فروپاشیِ نمایشی، بلکه در یک روزِ ازدست‌رفتهٔ تنها که تصمیم گرفتی معنایش این است که کلِ تلاش شکست بوده. اگر این الگو آشنا به نظر می‌رسد، تو نه ضعیفی و نه به‌طرزِ خاصی بی‌انضباط. فقط در دامِ شیوه‌ای از فکر افتاده‌ای که تقریباً همه در آن می‌افتند.

واقعاً چه خبر است

این الگو یک اسم دارد: تفکرِ همه‌یا‌هیچ. متخصصان بالینی به آن تفکرِ سیاه‌وسفید یا دوگانه هم می‌گویند. یک تحریفِ شناختی است، یک پیچِ قابل‌پیش‌بینی در نحوهٔ پردازشِ ذهن، که در آن هر چیزی توی یکی از دو جعبه می‌افتد. موفقیتِ کامل یا شکستِ کامل. سرِ برنامه یا کاملاً بیرون از آن. بی‌عیب‌ونقص یا بی‌فایده. هیچ میانه‌ای نیست، هرچند تقریباً همهٔ زندگیِ واقعی در همان میانه جریان دارد.

سلامتی جایی است که این تحریف بعضی از بدترین آسیب‌هایش را می‌زند. همان‌طور که Psych Central توصیفش می‌کند، تفکرِ همه‌یا‌هیچ به اضطراب، خُلقِ پایین و آن‌جور کمال‌گرایی گره خورده که تو را طوری می‌چیند که حس کنی شکست خورده‌ای. وقتی روی یک عادت اعمال می‌شود، مثل یک دام عمل می‌کند. موفقیت را آن‌قدر تنگ تعریف می‌کنی، هیچ‌وقت جا نینداز، هیچ‌وقت نلغز، همیشه تا آخر برو، که اولین سکندری ثابت می‌کند از پیش باخته‌ای. پس می‌ایستی.

طنزِ تلخ این است که خودِ لغزش هیچ‌وقت مشکل نبود. جاانداختنِ یک پیاده‌روی تقریباً هیچ اثری بر سلامتی‌ات ندارد. بی‌خیال‌شدن به‌خاطرِ جاانداختنِ یک پیاده‌روی اثرِ زیادی دارد. این تحریف یک ناهماهنگیِ جزئی را به دلیلی برای رهاکردنِ کلِ ماجرا بدل می‌کند.

داستانی که برای خودت تعریف می‌کنی از خودِ لغزش مهم‌تر است

این همان بخشی است که همین‌که ببینی‌اش همه‌چیز را عوض می‌کند. دو نفر همان تمرینِ چهارشنبه را جا می‌اندازند. یکی فکر می‌کند، *زنجیره‌ام را خراب کردم، هیچ اراده‌ای ندارم، بی‌خیالش.* آن یکی فکر می‌کند، *روزِ شلوغی بود، فردا پیاده‌روی می‌کنم.* رویدادِ یکسان. نتیجهٔ به‌شدت متفاوت. نفرِ اول بی‌خیال می‌شود. نفرِ دوم یک سال بعد یک عادت دارد.

تفاوت در تمرینِ ازدست‌رفته نبود. در جمله‌ای بود که هرکدام بعدش گفتند.

برای همین است که صدای درونیِ خشن نتیجهٔ معکوس می‌دهد. به خودمان می‌گوییم که خودزنی ما را سرِ خط نگه می‌دارد، که اگر آسان بگیریم کاملاً از هم می‌پاشیم. پژوهش خلافش را نشان می‌دهد. کارِ روان‌شناس Kristin Neff، که University of Rochester Medical Center خلاصه‌اش کرده، نشان داد آدم‌هایی که با خودشان مهربان‌اند کمتر مستعدِ اضطراب و افسردگی‌اند، و اینکه خودشفقتی در واقع انگیزه برای اصلاحِ اشتباهات را بیشتر می‌کند تا پنهان‌شدن از آن‌ها. خودانتقادی باعث نمی‌شود بیشتر تلاش کنی. باعث می‌شود بخواهی دست بکشی.

چطور این الگو را بشکنی

این را با تلاش برای بی‌عیب‌بودن در بی‌عیب‌نبودن درست نمی‌کنی. با تغییرِ چند عادتِ کوچکِ فکری و ساختاری درستش می‌کنی. این‌ها را امتحان کن.

  1. کلمه‌های مطلق را بگیر. تفکرِ همه‌یا‌هیچ به کلمه‌هایی مثل *همیشه*، *هرگز*، *خراب شد*، *گند زدم* تکیه دارد. وقتی یکی از این‌ها را توی سرت شنیدی، مثل یک پرچم با آن رفتار کن. واقعیت تقریباً همیشه از آن کلمه کم‌شدت‌تر است.
  2. به سمتِ خاکستری بازقاب‌بندی کن. به‌جای «کلِ رژیمم را خراب کردم» چیزِ درست‌تری بگذار: «یک وعدهٔ بزرگ خوردم، و وعدهٔ بعدی‌ام می‌تواند یک وعدهٔ معمولی باشد.» یک انتخاب، یک هفته را باطل نمی‌کند. بازقاب‌بندیِ شناختی، ابزاری محوری در رفتاردرمانیِ شناختی، صرفاً تمرینِ جایگزین‌کردنِ یک فکرِ تحریف‌شده با یک فکرِ دقیق است.
  3. هدفت بیشترِ روزها باشد، نه هر روز. هدف را طوری بساز که لغزیدن از قبل در آن حساب شده باشد. «بیشترِ صبح‌ها پیاده‌روی» از یک چهارشنبهٔ ازدست‌رفته جان سالم به در می‌برد. «هر صبح بدون استثنا پیاده‌روی» سرِ اولین استثنا می‌میرد. نقشه‌ای که انتظار دارد بی‌عیب‌ونقص نباشد، نقشه‌ای است که واقعاً می‌توانی نگهش داری.
  4. بازگشت را همان مهارتِ اصلی بدان. آدم‌هایی که در عادت‌ها موفق می‌شوند آن‌هایی نیستند که هیچ‌وقت جا نمی‌اندازند. آن‌هایی‌اند که سریع از نو شروع می‌کنند، روزِ بعد یا حتی وعدهٔ بعد، بدون یک هفته انتظار برای یک دوشنبهٔ تازه. بازگشت را تمرین کن. کلِ بازی همین است.
  5. با خودت مثل کسی که دوستش داری حرف بزن. وقتی می‌لغزی، بپرس به یک دوستِ خوب در همین موقعیت چه می‌گفتی. به او نمی‌گفتی که ناامیدکننده است. می‌گفتی اشکالی ندارد و دوباره برمی‌گردد سرِ کار. همین را به خودت بگو.

پیشرفت یک زنجیره نیست

کمک می‌کند که پیشرفت را جورِ دیگری تصور کنی. ما معمولاً یک خطِ تمیز را تصور می‌کنیم که بالا می‌رود، و هر افتی انگار یعنی خط شکسته. پیشرفتِ واقعی بیشتر شبیه یک خط‌خطیِ درهم است که به‌مرور به سمت بالا می‌رود. بعضی روزها بالا، بعضی روزها پایین، پر از زیگزاگ. سه هفتهٔ خوب با دو روزِ ازدست‌رفته، هنوز سه هفتهٔ خوب است. روزهای ازدست‌رفته کار را پاک نمی‌کنند. فقط بخشی از شکلِ واقعیِ هر تغییرِ حقیقی و پایدارند.

پس روزِ بد یک حکم نیست. یک سه‌شنبه است. به‌زودی روزِ بهتری خواهی داشت، و این روند است، نه هیچ روزِ تنهایی، که سلامتی‌ات به آن پاسخ می‌دهد.

وقتی این الگو ریشه‌دارتر است

برای خیلی‌ها، شل‌کردنِ چنگِ تفکرِ همه‌یا‌هیچ چیزی است که می‌توانی خودت، کم‌کم، تمرینش کنی. اما گاهی این‌جور فکر در چیزِ سنگین‌تری تنیده شده، اضطرابِ مداوم، افسردگی، کمال‌گراییِ خشن، یا رابطه‌ای دشوار با غذا یا بدنت. اگر این درست به نظر می‌رسد، یا اگر هیچ مقدار حرف‌زدن با خودْ آن منتقدِ درونی را نرم نمی‌کند، این دلیلِ خوبی است که با یک درمانگر حرف بزنی. رفتاردرمانیِ شناختی دقیقاً برای شناختن و بازکارِ همین الگوها ساخته شده، و لازم نیست تنها گِرهش را باز کنی.

دفعهٔ بعد که چهارشنبه از دستت دررفت، ببین می‌توانی بگذاری فقط یک چهارشنبه باشد. پیاده‌روی پنجشنبه هم سرِ جایش است. تو هم همین‌طور.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.