Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عادت‌های سالم

چیدنِ عادت: ساختنِ روال‌های تازه روی روال‌های قدیمی

دلیلِ اینکه نیت‌های خوبت مدام از دستت می‌روند ارادهٔ ضعیف نیست. این است که مدام می‌کوشی یک عادتِ کاملاً تازه را به یاد بسپاری. سوار کردنش روی کاری که همین حالا انجام می‌دهی، همین را حل می‌کند.

گیلاس‌های سیاه و قرمز در کاسهٔ سفید

عکس از Brooke Lark در Unsplash

نکته‌های سریع

  • عادت تازه را به کاری بچسبان که همین حالا هر روز انجام می‌دهی.
  • آن را آن‌قدر کوچک کن که در بدترین روزت هم بتوانی انجامش دهی.
  • درست بعد از آن، به خودت یک لحظهٔ کوچک اعتبار بده.

دوباره تصمیم گرفته‌ای که نخ دندان بکشی، یا کشش انجام دهی، یا ویتامین‌هایت را بخوری، یا آب بیشتری بنوشی. جدی هم هستی. و تا روز چهارم فراموش کرده‌ای که اصلاً وجود دارد. این تقریباً برای همه پیش می‌آید، و نقصِ شخصیت نیست. آن عادت هیچ چیزی نداشت که یادت بیندازد آنجاست.

همان یادآورِ گم‌شده کلِ مشکل است، و کلِ راه‌حل هم هست. پژوهشگرِ رفتار، بی‌جی فاگ، که آزمایشگاه طراحی رفتار را در Stanford اداره می‌کند، اشاره می‌کند که تغییرِ ماندگار به‌ندرت از ارادهٔ محض می‌آید. از یک نشانهٔ روشن می‌آید، رفتاری که آن‌قدر کوچک است که به‌راحتی انجام می‌شود، و کمی احساس خوب پس از آن. چیدنِ عادت راهی تمیز برای به‌دست آوردن هر سه است. عادتی را که همین حالا بی‌فکر انجام می‌دهی می‌گیری، و عادت تازه را درست روی آن سوار می‌کنی.

این فرمول تقریباً بیش از حد ساده است

فاگ عادتِ موجود را «لنگر» می‌نامد، چون رفتار تازه را سرِ جایش نگه می‌دارد. دستورِ پایه چنین است:

بعد از اینکه [کاری که همین حالا انجام می‌دهم]، من [عادت کوچک تازه] را انجام می‌دهم.

همین. چند مثال:

  • بعد از اینکه قهوه‌ساز را روشن می‌کنم، یک لیوان آب پر می‌کنم و می‌نوشم.
  • بعد از اینکه شب دندان‌هایم را مسواک می‌زنم، لباس‌های فردا را آماده می‌گذارم.
  • بعد از اینکه پشت میزم می‌نشینم، آن یک چیزی را که امروز از همه مهم‌تر است می‌نویسم.
  • بعد از اینکه کفش‌های کارم را درمی‌آورم، کفش‌های پیاده‌روی‌ام را می‌پوشم.

لنگر، به‌جای تو به یاد می‌آورد. تو همین حالا هر روز صبح، بی‌کم‌وکاست و بدون یادآور، قهوه را راه می‌اندازی. با چسباندن عادت تازه به آن لحظه، همهٔ آن اتکاپذیری را قرض می‌گیری. قهوه به نشانه بدل می‌شود، و دیگر هیچ‌وقت لازم نیست عادت تازه را در ذهنت نگه داری.

چرا این کار می‌کند وقتی یادآورها کار نمی‌کنند

به این فکر کن که یک یادآورِ معمولی چطور شکست می‌خورد. یک اپلیکیشن ساعت 3 بعدازظهر زنگ می‌زند و می‌گوید کشش انجام بده، اما تو وسطِ یک جمله روی کاری هستی، پس ردش می‌کنی. فردا سریع‌تر ردش می‌کنی. یادآور برای جلبِ توجه با روزت می‌جنگد و معمولاً می‌بازد.

لنگر با روزت نمی‌جنگد. لنگر خودِ روزت است. تو به‌هرحال قرار بود قهوه درست کنی، دندان بزنی، پشت میزت بنشینی و لپ‌تاپت را ببندی. آن لحظه‌ها خودشان از راه می‌رسند، در درزهای طبیعیِ روالت، که دقیقاً همان‌جاست که یک ثانیهٔ آزاد برای انجام یک کار کوچک داری. از خودت نمی‌خواهی لحظهٔ تازه‌ای پیدا کنی. از لحظه‌ای استفاده می‌کنی که پیشاپیش داشت می‌آمد.

یک دلیل دوم هم هست که چرا می‌ماند. با زنجیر کردنِ رفتارها به هم، هر عادت قدیمی محرکِ عادت بعدی می‌شود، و به‌مرور کلِ زنجیره تقریباً روی خلبان خودکار پیش می‌رود. برای همین است که روال‌های صبحگاهی وقتی جا افتادند بی‌زحمت حس می‌شوند: هر گام بی‌سروصدا گامِ پس از خود را فرا می‌خواند.

آن را آن‌قدر کوچک کن که نتوانی شکست بخوری

رایج‌ترین شکلی که چیدنِ عادت خراب می‌شود این است که آدم‌ها چیزی بیش از حد بزرگ را روی هم می‌چینند. بعد از اینکه پشت میزم می‌نشینم، یک تمرینِ 30 دقیقه‌ای انجام می‌دهم. این عادتِ کوچک نیست، یک پروژه است، و مغزت این را می‌داند. پس در یک روزِ خسته از آن می‌گذری، و زنجیره می‌شکند.

توصیهٔ فاگ این است که عادت تازه را آن‌قدر کوچک کنی که تقریباً خنده‌دار و ساده شود، آن‌قدر کوچک که بتوانی آن را در حال بیماری، شلوغی یا بی‌انگیزگیِ کامل انجام دهی. یک شنا. یک جمله. یک لیوان آب. دو دقیقه کشش، نه بیست دقیقه.

این حس تقلب می‌دهد، اما نیست. هدف در آغاز، اندازهٔ عمل نیست. سیم‌کشیِ عادت است. همین که نشانه به‌طور قابل‌اتکا رفتار را برانگیزد، رفتار خودبه‌خود رشد می‌کند. یک شنا چند تا می‌شود چون همان‌جا روی زمینی. کشش دو دقیقه‌ای بعضی روزها خودش را بلندتر کش می‌دهد، چون حس خوبی دارد و همین حالا هم مشغولش هستی. همیشه می‌توانی بیشتر انجام دهی. فقط نمی‌توانی نسخهٔ کوچک را رد کنی.

سه راه برای اینکه خودت را برای بردن آماده کنی

لنگری را انتخاب کن که همین حالا مثل ساعت کار می‌کند

استحکامِ یک چیدمان به استحکامِ لنگرش است. لنگرِ بی‌ثبات، عادتِ بی‌ثبات می‌سازد. «بعد از ناهار» ضعیف‌تر از آن است که به گوش می‌رسد، چون ناهار در ساعت‌های بسیار متفاوتی رخ می‌دهد و گاهی حذف می‌شود. «بعد از اینکه قهوهٔ صبحم را می‌ریزم» مثل سنگ محکم است، چون هر روز در همان نقطه از روزت، در همان جا رخ می‌دهد. لنگرهایی را انتخاب کن که پیوسته، مشخص و به یک عملِ فیزیکیِ روشن گره‌خورده باشند.

عادت تازه را با لحظه هماهنگ کن

یک چیدمان وقتی بهترین کار را می‌کند که عادت تازه به‌طور طبیعی با جایی که فرود می‌آید جور دربیاید. کشش با لحظهٔ بیرون آمدن از رختخواب خوب جفت می‌شود، وقتی بدنت به‌هرحال می‌خواهد حرکت کند. یک یادداشتِ سپاسگزاری با لحظه‌ای که سرت به بالش می‌رسد جور است. آب نوشیدن با لحظه‌ای که قهوه درست می‌کنی جور است، چون همین حالا در آشپزخانه نزدیک شیرِ آب ایستاده‌ای. وقتی عادت با جایگاهش جور باشد، کمتر مثل یک وقفه و بیشتر مثل گامِ بدیهیِ بعدی حس می‌شود.

به خودت یک لحظهٔ کوچک اعتبار بده

این بخش نادیده گرفته می‌شود و نباید بشود. فاگ دریافت که یک احساس مثبتِ کوچک و فوری کمک می‌کند عادت ریشه بدواند، چون مغزت آنچه را حس خوب داشته به یاد می‌آورد و می‌خواهد تکرارش کند. جشن گرفتن می‌تواند تقریباً هیچ باشد. یک «آفرین»ِ آرام، یک لبخند کوچک، یک تیک روی فهرست، یک دست روی سینه‌ات. مسخره حس می‌شود. کار هم می‌کند. داری به مغزت می‌گویی این یک برد است، و مغزها بردها را تکرار می‌کنند.

وقتی زنجیره می‌شکند، و خواهد شکست

هیچ چیدمانی از یک روزِ بیماری، یک تعطیلات، یا یک هفتهٔ آشفته بی‌نقص جان به در نمی‌برد. چند تایی را از دست خواهی داد. این طبیعی است و پایانِ هیچ چیزی نیست. پژوهش دربارهٔ ساختن عادت بر یک نکته پابرجاست: یک لغزش پیشرفتت را باطل نمی‌کند. آنچه مهم است بازگشتن به تکرارِ بعدی است، نه تنبیه کردنِ خودت به‌خاطر آن که از دست رفت.

یک قاعدهٔ مفید که بعضی‌ها به آن قسم می‌خورند این است که هیچ‌وقت یک عادت را دو بار پشتِ‌سرِ‌هم از دست ندهی. یک بار از دست بده، زندگی همین است. دو بار از دست بده، و زنجیره شروع به محو شدن می‌کند. پس اولین از دست دادن را کاملاً می‌بخشی و مطمئن می‌شوی که لحظهٔ لنگرِ بعدی تو را به مسیر برمی‌گرداند. هدف یک الگوی کلیِ قوی است، نه یک رشتهٔ نشکسته که سرانجام برایش سوگواری کنی.

یک انتظارِ واقع‌بینانه

چیدنِ عادت یک ابزار است، و ابزار خوبی برای تغییرهای روزمره مثل حرکت، آب، روال‌های خواب و تکه‌های کوچکِ خودمراقبتی است. کار می‌کند چون بر شیوهٔ واقعیِ شکل‌گیریِ عادت‌ها تکیه دارد، نه بر تلاشِ قهرمانانه.

مرزهایی دارد که ارزش نام بردن دارند. تو را از میان عادتی که واقعاً طاقت‌فرساست عبور نمی‌دهد، و جایگزینِ حمایت نیست وقتی چیز سخت‌تری در جریان است. اگر می‌کوشی رفتاری را عوض کنی که به اضطراب، خلقِ پایین، اختلال خوردن یا مصرف مواد گره خورده، یک عادت کوچک که روی قهوه‌سازت چیده شده همراهِ خوبی است اما همهٔ پاسخ نیست. این‌ها به حمایتِ واقعی نیاز دارند، و دست دراز کردن به سمت یک متخصص نشانهٔ قوت است، نه شکستِ اراده.

اما برای کارهای خوبِ معمولی که مدام قصدشان را می‌کنی، این تقریباً ملایم‌ترین و بخشنده‌ترین شکلِ ممکنِ تغییرِ رفتار است. لازم نیست زندگی‌ات را زیرورو کنی. فقط باید یک کار را که همین حالا انجام می‌دهی پیدا کنی، و بگذاری یک کارِ کوچکِ تازه را هم با خودش ببرد. بعد یکی دیگر. روال از همان‌جا خودش را می‌سازد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.