Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عادت‌های سالم

هدف‌های سلامتی که واقعاً می‌توانید ادامه‌شان دهید

تصمیم‌های بزرگ حدود دو هفته حالِ آدم را خوب می‌کنند. بعد زیرِ وزنِ خودشان فرو می‌ریزند. اینجا یاد می‌گیرید چطور هدف‌هایی برای سلامتی بگذارید که از یک هفته‌ی پرمشغله، یک روزِ بد، و آن دوره‌ی طولانی که هیچ‌چیز هیجان‌انگیز به نظر نمی‌رسد جان سالم به در ببرند.

نمای از بالای پارفهٔ توت‌فرنگی و انواع توت در کاسه، کنارِ کروسان و لپ‌تاپ

عکس از Ivan Timov در Unsplash

نکته‌های سریع

  • هر آرزو را به یک کارِ روزانه‌ی مشخص تبدیل کنید.
  • پایین‌تر از حدی که رضایت‌بخش به نظر می‌رسد شروع کنید، بعد بسازید.
  • برای روزهای سخت یک نسخه‌ی پشتیبانِ کوچک‌تر بنویسید.

هر ژانویه باشگاه‌ها پر می‌شوند. تا مارس دوباره خالی‌اند. نه به این خاطر که آن آدم‌ها ضعیف بودند، بلکه چون هدف‌هایی گذاشته بودند که برای شکست ساخته شده بودند. 30 پوند کم کن. هر صبح بدو. قند را کاملاً حذف کن. هدف‌هایی از این دست پرسروصدا و الهام‌بخش‌اند و نگه داشتنشان تقریباً ناممکن است، چون یک‌شبه دگرگونیِ کامل می‌خواهند و در همان حال زندگیِ واقعی‌ای را که داری می‌کنی نادیده می‌گیرند.

هدفِ پایدار آرام‌تر است. کوچک‌تر از آن چیزی است که دلت می‌خواهد باشد، روشن‌تر از آنچه فکر می‌کنی لازم است روشنش کنی، و آن‌قدر بخشنده که از هفته‌ای که همه‌چیز به هم می‌ریزد جان سالم به در ببرد. بیا یکی بسازیم.

چرا بیشتر هدف‌های سلامتی دوام نمی‌آورند

هدفِ معمول سه مشکل در دلِ خود دارد. زیادی بزرگ است، زیادی مبهم، و زیادی شکننده.

زیادی بزرگ، چون در برآوردِ آنچه می‌توانیم یک‌جا تغییر دهیم زیاده‌روی می‌کنیم و زمینه‌ی سقوطِ خودمان را می‌چینیم. زیادی مبهم، چون آرزویی مثل «سالم شوم» چیزی به تو نمی‌دهد که واقعاً روزِ سه‌شنبه انجامش بدهی. و زیادی شکننده، چون بر این فرض بنا شده که تو بی‌نقص خواهی بود. اولین روزی که از دست می‌رود ترَکش می‌اندازد، و ترک آن‌قدر گسترده می‌شود تا همه‌چیز بشکند.

پژوهشگرانی که تغییرِ رفتار را مطالعه می‌کنند بارها به همان یک ایده می‌رسند. هدف وقتی بهتر جواب می‌دهد که مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، واقع‌بینانه و به یک بازه‌ی زمانی گره خورده باشد؛ چارچوبی که اغلب به SMART خلاصه می‌شود. هدفِ همه‌ی این ساختار سخت‌گیری نیست. این است که امیدی مبهم را به چیزی تبدیل کند که بدنت واقعاً می‌تواند امروز انجامش بدهد، و بدانی که انجامش داده‌ای یا نه.

آن را آن‌قدر مشخص کن که بشود عمل کرد

«می‌خواهم فعال‌تر باشم» یک احساس است، نه یک برنامه. نمی‌توانی انجامش بدهی، فقط می‌توانی قصدش را بکنی. حالا این را با «روزهای کاری بعد از ناهار 20 دقیقه پیاده‌روی می‌کنم» مقایسه کن. یکی دقیقاً می‌گوید همان لحظه که ناهار تمام شد چه کار کنی. آن یکی تو را هر روزِ خدا سرِ چانه‌زنی با خودت رها می‌کند، و آن بخشی از تو که می‌خواهد بی‌خیال شود معمولاً برنده می‌شود.

پس هر آرزو را به یک کارِ ملموس ترجمه کن.

  • «بهتر غذا بخورم» می‌شود «شام یک سبزی توی بشقابم می‌گذارم.»
  • «کمتر بنوشم» می‌شود «فقط آخرِ هفته‌ها الکل می‌خورم.»
  • «بیشتر بخوابم» می‌شود «ساعت 10:30 گوشی‌ام را می‌گذارم توی یک اتاق دیگر.»

جادو در اندازه‌ی آن کار نیست. در این است که دیگر تصمیمی نمانده که بگیری. تصمیمت را از قبل گرفته‌ای. حالا فقط دستورالعمل را دنبال می‌کنی.

پایین‌تر از آنچه رضایت‌بخش است هدف بگیر

پذیرفتنِ این توصیه از همه سخت‌تر است، چون هدفِ کوچک حسِ کوتاه‌آمدن می‌دهد. اما هدفِ کوچکی که نگهش می‌داری همیشه از هدفِ بزرگی که رهایش می‌کنی بهتر است. پژوهش‌ها درباره‌ی هدف‌گذاری همین نکته را به زبانِ بالینی می‌گویند: هدف باید آن‌قدر چالش‌برانگیز باشد که درگیرت کند، اما نه آن‌قدر سخت که بارها و بارها در آن شکست بخوری، چون شکستِ مکرر انگیزه را از هر چیز دیگری سریع‌تر می‌کُشد.

اینجا یک محکِ واقعیتِ به‌دردبخور هست. توصیه‌ی استاندارد 150 دقیقه فعالیت در هفته است. برای کسی که سال‌هاست ورزش نکرده، این هدف انگیزه‌بخش نیست، بلکه کمرشکن است. حرکتِ هوشمندانه‌تر این است که خیلی پایین‌تر از آن شروع کنی، شاید هفته‌ای دو پیاده‌رویِ ده‌دقیقه‌ای، و از همان‌جا بسازی. همیشه می‌توانی سطح را بالا ببری. اما نمی‌توانی رهاکردن را پس بگیری.

پس نخستین نسخه‌ی هدفت را در سطحی بگذار که تقریباً مطمئنی می‌توانی به آن برسی، حتی در یک هفته‌ی بد. اعتمادبه‌نفس روی هم انباشته می‌شود. هر قولی که به خودت می‌دهی و نگهش می‌داری قولِ بعدی را آسان‌تر می‌کند.

آن را به «چرا»یی گره بزن که واقعاً از آنِ توست

هدف‌هایی که از دیگران قرض گرفته می‌شوند دوام نمی‌آورند. اگر بهتر غذا می‌خوری چون یک پزشک تو را ترسانده یا چون به نظر می‌رسد همه‌ی آدم‌های فضای مجازی این کار را می‌کنند، انگیزه همان لحظه‌ای که فشار برداشته می‌شود بخار می‌شود و می‌رود. هدف وقتی می‌چسبد که دلیلِ زیرِ آن واقعاً از آنِ خودت باشد.

پس بپرس چرا این را می‌خواهی، و آن‌قدر بپرس تا به چیزی واقعی برسی. نه «وزن کم کنم»، بلکه «می‌خواهم بی‌آنکه نفسم بگیرد پابه‌پای بچه‌هایم بروم.» نه «بیشتر ورزش کنم»، بلکه «می‌خواهم تا آخرِ روز کمتر مضطرب باشم.» آن کارِ کوچکِ روزانه را به زندگی‌ای که واقعاً می‌خواهی وصل کن، آن‌وقت آن کار دیگر حسِ یک تکلیفِ کسل‌کننده نمی‌دهد و حسِ یک رأی به چیزی می‌دهد که برایت مهم است.

برای روزهای بد، پیش از آمدنشان برنامه بریز

هر هدفِ پایدار به یک برنامه برای شکست نیاز دارد، چون شکست در راه است. نه شاید. حتماً. هفته‌ای خواهی داشت که مریضی، غرقِ کار، در سفر، یا فقط از زندگی له شده‌ای.

همین حالا تصمیم بگیر آن‌وقت چه می‌شود.

  1. موانعِ محتمل را نام ببر. جلسه‌های طولانی، هوای بد، خستگی، سفر.
  2. برای هرکدام یک نسخه‌ی پشتیبانِ کوچک‌تر بنویس. اگر نمی‌توانی آن پیاده‌رویِ 30 دقیقه‌ای را انجام دهی، 5 دقیقه دورِ محله راه برو. نسخه‌ی پشتیبان زنجیره را زنده نگه می‌دارد.
  3. تعریف کن در یک روزِ سخت چه چیزی بُرد به حساب می‌آید. آن روزها، همین که اصلاً حاضر شوی بُرد است، نه مسافتی که می‌روی.

این به خاطرِ تفکرِ همه‌یاهیچ اهمیت دارد، آن قاتلِ بی‌سروصدای نیت‌های خوب. فکر این‌طور پیش می‌رود: همین حالا هم خرابش کردم، پس روز به‌کل از دست رفته، پس چه فایده. یک نسخه‌ی پشتیبانِ از‌پیش‌طراحی‌شده این مدار را قطع می‌کند. اگر یک حدِ وسط تعریف کرده باشی، دیگر همه‌یاهیچی در کار نیست.

آن را، به‌نرمی، دنبال کن و بازنگری‌اش کن

هدفی که هرگز نگاهش نمی‌کنی از مسیر منحرف می‌شود. یک راهِ ساده برای دنبال‌کردنش آن را واقعی نگه می‌دارد؛ یک تیک روی تقویم، یک یادداشت در گوشی، عادتی که بتوانی ببینی‌اش. تماشای اینکه نشانه‌ها روی هم جمع می‌شوند بی‌سروصدا انگیزه می‌دهد، و خالی‌ها صادقانه به تو می‌گویند کار چطور پیش می‌رود.

بعد هر چند هفته یک‌بار بازنگری کن. این همان قدمی است که تقریباً همه از رویش می‌پرند. هدف حالا زیادی آسان شده؟ بالاترش ببر. زیادی سخت است؟ بی‌هیچ شرمی پایینش بیاور. کسل‌کننده است؟ فعالیت را عوض کن. هدفِ پایدار موجودی زنده است که تنظیمش می‌کنی، نه قراردادی که با خون امضایش کرده باشی. هدف این است که آن را در همان نقطه‌ی طلایی نگه داری که چیزی از تو می‌خواهد اما هرگز تو را نمی‌شکند.

کِی کسی را به کمک بطلبی

بیشترِ هدف‌های سلامتی را خودت می‌گذاری و خودت نگه می‌داری. اما بعضی‌شان ارزشِ یک گفت‌وگو را پیش از شروع دارند. اگر با یک بیماریِ مزمن سر می‌کنی، دارو مصرف می‌کنی، از یک آسیب بهبود می‌یابی، باردار هستی، یا برنامه‌ی تغییری بزرگ در نحوه‌ی غذاخوردن یا حرکتت داری، با پزشکت مشورت کن تا هدفت با بدن و سلامتی‌ات جور دربیاید.

و مرزِ میانِ یک هدفِ سالم و یک هدفِ تنبیه‌گر را زیرِ نظر داشته باش. اگر یک هدفِ سلامتی کم‌کم حسِ راهی برای کنترل یا تنبیهِ خودت بدهد، اگر به‌جای فروکش‌کردنِ اضطراب، وسواس یا احساسِ گناه، آن‌ها را شعله‌ور کند، این نشانه‌ای است که یک قدم عقب بگذاری و با یک پزشک یا درمانگر حرف بزنی. کلِ هدفِ یک هدفِ سلامتیِ خوب، زندگی‌ای باثبات‌تر و پُرتر است. اگر مالِ تو روزهایت را کوچک‌تر و سخت‌تر می‌کند، چیزی در آن باید تغییر کند، و کمک‌گرفتن برای این کار نشانه‌ی قوت است.

هدف‌هایی که دوام می‌آورند آن‌های پرآب‌وتاب نیستند. آن‌های کوچک، روشن و بخشنده‌اند که می‌توانی در یک سه‌شنبه‌ی معمولی نگهشان داری؛ از آن دست که یک سال بعد هنوز بی‌سروصدا در جریان‌اند، مدت‌ها پس از آنکه تصمیم‌های پرسروصدا از یاد رفته‌اند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.