Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

رهبریِ دیگران · حمایت

چطور به کسی که دست‌وپا می‌زند کمک کنیم

به کلماتِ درست یا یک مدرکِ بالینی نیاز نداری. بیشتر باید حاضر شوی، آرام بمانی، و خوب گوش بدهی. اینجا می‌گوییم چطور برای کسی که روزهای سختی می‌گذراند مفید باشی، بی‌آنکه همه‌اش را خودت به دوش بکشی.

آدم‌هایی که کنارِ یک میز نشسته‌اند و حرف می‌زنند

عکس از Redd Francisco در Unsplash

اگر در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید، شما تنها نیستید. در ایالات متحده، با 988 تماس بگیرید یا پیامک بفرستید (Suicide & Crisis Lifeline، ۲۴ ساعته)، واژهٔ HOME را به 741741 پیامک کنید (Crisis Text Line)، یا در خطر فوری با 911 تماس بگیرید.

نکته‌های سریع

  • اول گوش بده، توصیه را برای بعد نگه دار.
  • چیزی مشخص پیشنهاد بده، نه فقط «خبرم کن».
  • اگر نگرانی، مستقیم دربارهٔ خودکشی بپرس.

کسی که برایت مهم است حالش خوب نیست. شاید به تو گفته. شاید فقط متوجه شده‌ای. ساکت شده، از گفت‌وگوی گروهی بیرون کشیده، دیگر جواب نمی‌دهد، یا شروع کرده به پریدن سرِ چیزهای کوچک. و حالا روی همان نگرانی گیر کرده‌ای که بیشترِ آدم‌ها روی آن گیر می‌کنند: اصلاً چه بگویم؟

این بخشِ رهایی‌بخش است. آنچه کمک می‌کند تقریباً هیچ‌وقت یک جملهٔ بی‌نقص نیست. این است که تو متوجه شدی و روی برنگرداندی. می‌توانی ناشی باشی و باز هم دقیقاً همان چیزی باشی که کسی نیاز دارد. آدم‌ها به یاد می‌آورند چه کسی در اتاق ماند، نه چه کسی هوشمندانه‌ترین توصیه را داشت.

پس بیایید این را عملی کنیم. نه یک متنِ آماده، بلکه یک شیوهٔ حاضر بودن که واقعاً می‌نشیند.

با یک جملهٔ صادقانه شروع کن

سخت‌ترین بخش، آغاز است، پس آن را کوچک و واقعی نگه دار. لازم نیست یک تشخیص را نام ببری یا چیزی را حل کنی. فقط باید به او بفهمانی که او را می‌بینی و جایی نمی‌روی.

آغازهای خوب چنین به گوش می‌رسند:

  • «این روزها کمی ناجور به نظر می‌رسی. نمی‌خواهم فضولی کنم. فقط خواستم حالت را بپرسم.»
  • «به فکرت بوده‌ام. واقعاً حالت چطور است؟»
  • «اگر نمی‌خواهی، لازم نیست حرف بزنی. اما من اینجا هستم، و وقت دارم.»

لحظه‌ای را انتخاب کن که تماشاگر و ساعتی در کار نباشد. یک پیاده‌روی خوب جواب می‌دهد، چون به‌جای خیره شدن از دو سوی یک میز، شانه‌به‌شانه‌اید، و یک خیابانِ آرام فشارِ تماسِ چشمی را برمی‌دارد. اگر تو را دست به سر کرد، اشکالی ندارد. چیزی کاشته‌ای. اغلب آدم‌ها روزها بعد، وقتی آماده شدند، به آن برمی‌گردند.

طوری گوش بده که انگار تمامِ کار همین است، چون بیشترش همین است

وقتی کسی سرانجام سفرهٔ دلش را باز می‌کند، غریزه این است که درستش کنیم. سراغِ توصیه می‌رویم، سراغِ یک نقطهٔ روشن، سراغِ داستانِ آن پسرعمو که همین را از سر گذراند. در برابرش مقاومت کن. بیشترِ وقت‌ها آن آدم از تو یک راه‌حل نمی‌خواهد. می‌خواهد حس کند که تو او را شنیده‌ای.

راهنماییِ Mayo Clinic برای حمایت از دوستی که دست‌وپا می‌زند به همان نکته‌ای می‌رسد که درمانگران مدام به آن برمی‌گردند: حاضر به شنیدن باش، و برای دادنِ نظر یا قضاوت شتاب نکن. خودِ شنیدن، همان دواست.

این در عمل چه شکلی است:

  1. بگذار سکوت باشد. هر شکافی را پر نکن. یک مکث به او فضا می‌دهد که آن چیزِ سخت‌تر و راست‌ترِ واقعی را که می‌خواست بگوید بیابد.
  2. آنچه را می‌شنوی بازتاب بده. «به نظر می‌رسد از پا افتاده‌ای و نمی‌توانی ببینی که بهتر شود.» همین یک حرکت به او می‌گوید که داری دنبال می‌کنی، نه اینکه فقط منتظرِ نوبتِ خودت هستی.
  3. با آهنگِ او هماهنگ شو. اگر آهسته و سنگین حرف می‌زند، تو هم با او آهسته شو. با کسی که به‌زحمت دارد خودش را نگه می‌دارد، تند و سرحال نباش.
  4. بپرس، فرض نکن. «سخت‌ترین بخشش چه بوده؟» بهتر از «دستِ‌کم هنوز شغلت را داری» است.

ببین چه چیزی در آن فهرست نیست: یک نقشه، یک سخنرانیِ روحیه‌بخش، یک مقایسه با زندگیِ خودت. آن‌ها می‌توانند بعداً بیایند، اگر اصلاً بیایند. اولین گفت‌وگو برای فهمیدن است، نه برای مهندسی کردن.

از جمله‌هایی که آدم‌ها را در خود فرو می‌بندند بگذر

چند عبارتِ خوش‌نیت آسیبِ واقعی می‌زنند، چون به آدمی که دست‌وپا می‌زند می‌گویند که دردش یک مزاحمت است. نمونه‌های کلاسیک: «فقط مثبت بمان.» «بقیه اوضاعشان بدتر است.» «امتحان کرده‌ای بروی باشگاه؟» «خودت را جمع کن.» حتی «هر چیزی دلیلی دارد» می‌تواند وقتی کسی در دلِ آن است نیش بزند.

این‌ها مثلِ یک درِ بسته می‌نشینند. آن آدم می‌شنود: این برای تو زیادی است، پس جمعش کن. آن‌ها را با چیزی عوض کن که در را باز نگه می‌دارد. «این خیلی سنگین به نظر می‌رسد.» «خوشحالم که به من گفتی.» «کاملاً نمی‌فهمم این چه حسی دارد، اما می‌خواهم بفهمم.» با گفتنِ این چیزها ناامیدی را تأیید نمی‌کنی. فقط سر باز می‌زنی از اینکه کسی را با بحث از احساس‌های خودش بیرون بکشی، که به‌هرحال هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد.

چیزی مشخص پیشنهاد بده

«اگر چیزی لازم داشتی خبرم کن» مهربانانه است، و تقریباً هیچ‌وقت به کار نمی‌آید. آدمی که ته‌کشیده نمی‌تواند برای نجاتِ خودش یک فهرستِ کارها بنویسد. آن تصمیم یک چیزِ دیگر است که انرژی‌اش را ندارد.

پس آن را ملموس و آسان‌برای‌بله‌گفتن کن. «پنجشنبه شام می‌آورم، ساعتِ شش خوب است؟» «شنبه صبح بی‌کارم، اگر برای یک پیاده‌روی هم‌راه می‌خواهی.» «می‌خواهی وقتی آن تماسی را که ازش هراس داری می‌گیری، کنارت بنشینم؟» کوچک، واقعی، مشخص. برنامه‌ریزی را از دوشِ او برمی‌داری و چیزی به دستش می‌دهی که به‌سادگی می‌تواند بپذیرد.

و اگر همین حالا هم زیرِ درمان است، نقشِ مفید، تدارکاتِ آرام است. یک سرویس تا یک قرارِ ملاقات. یک یادآوری که در قابِ مراقبت باشد، نه غرغر. فقط حضوری باثبات در یک روزِ بد. تو درمانگرِ او نیستی. تو همان کسی هستی که برداشتنِ گامِ درستِ بعدی را کمی آسان‌تر می‌کند.

وقتی از یک دورهٔ سختِ گذرا بزرگ‌تر است

گاهی یک زمانِ سخت فقط یک زمانِ سخت است، و هم‌راهیِ تو برای عبور دادنِ کسی از آن کافی است. گاهی بیشتر است، و کارِ مهربانانه این است که کمکش کنی به سراغِ حمایتِ حرفه‌ای برود. به‌آرامی او را به سمتِ یک پزشک، یک درمانگر، یا یک مشاور راهنمایی کن، و پیشنهاد کن که در آن بخشی که ناممکن حس می‌شود کمک کنی (پیدا کردنِ یک نام، گرفتنِ تماس، همراه رفتن به اولین ملاقات).

مراقبِ نشانه‌هایی باش که می‌گویند این فراتر از آن چیزی است که یک دوست بتواند تنها به دوش بکشد: دست‌وپا زدن هفته‌هاست ادامه دارد، از تقریباً همه کنار کشیده، نمی‌خورد یا نمی‌خوابد، برای کنار آمدن از الکل یا مواد استفاده می‌کند، یا آن سنگینی هیچ بالا نمی‌رود. هیچ‌کدام از این‌ها به این معنا نیست که در حقِ او کوتاهی کرده‌ای. یعنی او شایستهٔ بیش از آن چیزی است که هر یک نفر می‌تواند فراهم کند، و وصل کردنِ او به آن یکی از مهرآمیزترین کارهایی است که می‌توانی بکنی.

اگر نگرانِ امنیتِ او هستی

اگر حس می‌کنی کسی ممکن است به خودکشی فکر کند، شجاعانه‌ترین و کمک‌کننده‌ترین حرکت این است که مستقیم بپرسی. «داری به پایان دادن به زندگی‌ات فکر می‌کنی؟» بلند گفتنش عظیم حس می‌شود. اما شواهد روشن و آرامش‌بخش‌اند: پرسیدن آن ایده را نمی‌کارد یا اوضاع را بدتر نمی‌کند. اغلب برعکسش را می‌کند. به آن آدم می‌گوید که دردش گفتنی است، و اینکه کسی می‌تواند آن را بی‌آنکه جا بخورد بشنود.

NIMH مجموعه‌ای ساده از گام‌ها را برای این لحظه‌ها ارائه می‌دهد. آن پرسشِ مستقیم را بپرس. آنجا باش و بدونِ قضاوت گوش بده. با فاصله انداختن میانِ او و هر چیزِ خطرناک، به امن ماندنش کمک کن. کمکش کن به یک حمایتِ مداوم وصل شود، از جمله خطِ نجاتِ خودکشی و بحران 988، که هر کسی در ایالات متحده می‌تواند شبانه‌روز با آن تماس بگیرد یا پیامک بفرستد، از جمله خودت، اگر فقط لازم داری دربارهٔ اینکه چطور کمک کنی حرف بزنی. و بعد پیگیری کن. یک پیامکِ احوال‌پرسی چند روز بعد چیزِ کوچکی نیست. در تماس ماندن بخشی از چیزی است که آدم‌ها را امن نگه می‌دارد.

اگر باور داری کسی در خطرِ فوری است، نکوش تنها مدیریتش کنی. کنارش بمان و کمکِ اورژانسی بگیر.

فراموش نکن که تو هم یک آدمی

عبور دادنِ کسی از یک دورهٔ تاریک کاری واقعی است، و می‌تواند بی‌سروصدا تو را فرسوده کند. مجازی که مرز داشته باشی. مجازی که ترسیده یا غمگین یا از پس برنیامده حس کنی. رسیدگی به جای پای خودت، خوابت، آدم‌های خودت، فضای نفس کشیدنِ خودت، اینجا خودخواهی نیست. همان چیزی است که می‌گذارد بی‌آنکه فرسوده شوی یا با او فرو بروی، به حاضر شدن ادامه دهی.

هیچ‌وقت قرار نبوده کلِ سیستمِ حمایتیِ کسی باشی. تو یک آدمِ باثبات در چیزی هستی که باید یک شبکهٔ گسترده‌تر باشد. همان باش، مراقبِ خودت باش، و کمکش کن باقی را بیابد. این کمترین کاری نیست که می‌توانی بکنی. در یک روزِ سخت، برای کسی که احساسِ تنهایی می‌کند، می‌تواند همه‌چیز باشد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.