نکتههای سریع
- یک پیادهرویِ کوتاه را به وعدهای که همین حالا میخوری سنجاق کن.
- هدفت قدمهای بیشتر از دیروز باشد، نه یک عددِ جادویی.
- بگذار شمارش محو شود و فقط از پیادهروی لذت ببر.
یک عدد هست که دهها سال دنبالمان آمده است. ده هزار قدم. روی گوشیات هست، روی ساعتت، و ته ذهنت وقتی زیادی نشستهای. خیلیها در سکوت حس میکنند که چون به آن نرسیدهاند شکست خوردهاند.
یک چیز هست که شاید کمی این بار را سبک کند. هدفِ دههزارقدمی از یک مطالعه نیامده است. از یک کارزارِ تبلیغاتیِ ژاپنی در دههٔ 1960 برای یک قدمشمار آمد که نامش تقریباً یعنی «قدمشمارِ دههزارتایی». یک عددِ رُندِ گیرا بود، نه یک یافته. علمِ واقعی خیلی دیرتر رسید، و هم آسانگیرتر و هم جالبتر از آن شعار است.
پژوهشها واقعاً به چه رسیدند
وقتی پژوهشگران پانزده مطالعه را از سراسرِ جهان کنار هم گذاشتند، مطالعاتی که دهها هزار نفر را دنبال کرده بودند، یک الگوی روشن پیدا شد. قدمهای بیشتر با خطرِ کمترِ مرگِ زودهنگام پیوند داشت. اما این فایده تا 10,000 صبر نمیکرد، و تا بینهایت هم بالا نمیرفت.
برای بزرگسالانِ 60 سال و بالاتر، خطرِ مرگِ زودهنگام تقریباً در 6,000 تا 8,000 قدم در روز به سطحِ ثابت رسید. برای بزرگسالانِ زیرِ 60 سال، منحنی حدودِ 8,000 تا 10,000 صاف شد. بعد از این نقطهها، قدمهای بیشتر اشکالی نداشت، اما دیگر محافظتِ اضافهٔ چندانی نمیخرید. جهشهای تند، همان بخشی که واقعاً مهم بود، خیلی پیش از آن هدفِ مشهورِ پنجرقمی رخ میداد.
امیدبخشترین یافته آن است که در انتهای پایین چه اتفاقی میافتد. جهش از قدمهای بسیار کم به مقداری متوسط، جایی است که بیشترین بازدهِ سلامتی در آن زندگی میکند. رفتن از، مثلاً، 2,000 قدم به 5,000 قدم خیلی بیشتر از رفتن از 9,000 به 12,000 به تو کمک میکند. اگر از یک نقطهٔ کمتحرک شروع میکنی، بیشترین چیز را برای بهدستآوردن داری، نه کمترین.
عددِ تو به خودت بستگی دارد
به همین دلیل است که یک هدفِ درستِ واحد وجود ندارد. یک هدفِ منطقی بسته به اینکه چه کسی هستی فرق میکند.
- اگر مسنتری یا تازه شروع کردهای، جایی حدودِ 6,000 تا 8,000 قدم در روز یک هدفِ قوی و واقعبینانه است که بیشترِ فایده را در بر میگیرد.
- اگر جوانتری و نسبتاً فعالی، 8,000 تا 10,000 بهعنوانِ هدف منطقی است.
- اگر همین حالا به هیچکدام از اینها نزدیک نیستی، عددِ تو بهسادگی «بیشتر از دیروز» است. افزودنِ 1,000 قدم به روزت با یک کاهشِ معنادار در خطرِ مرگ همراه است، و همان 1,000 قدمِ اول آسانترین قدمی است که در عمرت اضافه خواهی کرد.
توجه کن این عددها چه نیستند. آنها خطِ قبولیمردودی نیستند. آنها یک جهتاند. راه رفتنِ 7,000 قدم وقتی قبلاً 3,000 قدم راه میرفتی یک بردِ واقعی است، حتی اگر روزی شعاری به تو گفته باشد که تا 10,000 ادامه بده.
سرعت مهم است، یا فقط تعداد؟
یک سؤالِ بهجا: باید تندتند راه بروی، یا یک قدمزنیِ آرام هم به حساب میآید؟ پژوهش اینجا خیالآسودهکننده است. وقتی دانشمندان تعدادِ کلِ قدمها را در نظر گرفتند، تندتر راه رفتن چیزِ چندانی به آن اضافه نکرد. این حجمِ قدمها بود که پیوندِ قوی با عمرِ طولانیتر را با خود داشت، نه شدتِ هر قدم.
با این حال، یک تندیِ راه رفتن مزایای خودش را برای قلب و حالوهوایت دارد، و زودتر تو را به مجموعِ قدمهایت میرساند. پس با هر سرعتی که خوب حس میشود راه برو. اگر میتوانی راحت سرعتت را بالا ببری، عالی است. اگر یک قدمزنیِ ملایم همان چیزی است که بدن یا روزت اجازه میدهد، آن قدمها هنوز تقریباً برای همهچیز به حساب میآیند.
چطور واقعاً قدم اضافه کنیم
دامِ هدفهای قدمی این است که هر پیادهروی را به کاری اجباری تبدیل کنی که باید برایش وقت بگذاری. بیشترِ آسانترین قدمها همانهاییاند که بهسختی متوجهشان میشوی. تو داری حرکت را در زندگیای که همین حالا داری میکنی میدوزی.
- یک پیادهروی را به یک عادتِ موجود سنجاق کن. بعد از ناهار، بعد از شام، بعد از اولین قهوه. ده دقیقه که به کاری که همین حالا میکنی چسبیده باشد، سریعتر از یک برنامهٔ مستقل خودکار میشود.
- عمداً از راهِ دورتر برو. دورتر پارک کن. یک ایستگاه زودتر پیاده شو. از دستشوییِ طبقهٔ دیگر استفاده کن. هر دور زدن، قدمهای مجانی است.
- تماسها را ایستاده بگیر. جلسههای تلفنی، احوالپرسی با یک دوست، موسیقیِ انتظار. توی اتاق یا دورِ کوچه قدم بزن.
- وقتی پله هست از پله استفاده کن. چند طبقه در روز بیسروصدا جمع میشود.
- یک کارِ روزمره را به یک دور تبدیل کن. بردنِ سگ به پیادهروی، رفتن به خرید با پای پیاده، یک دورِ پارک با یک بچه. لازم نیست حسِ ورزش بدهد تا ورزش باشد.
یک پیادهرویِ کوتاه بعد از غذا بهخصوص ارزشِ اشاره دارد. هم قدم برایت جور میکند و هم همزمان بهآرامی به بدنت کمک میکند قندِ خونش را مدیریت کند، که یک دوتا-یکیِ خوب است.
وقتی عدد دیگر کمک نمیکند
قدمشمار یک ابزار است، و مثلِ هر ابزاری میتواند علیهِ تو برگردد. اگر میبینی که ساعت 11 شب فقط برای رسیدن به یک عدد توی راهرو قدم میزنی، روزهایی که کم میآوری مضطرب میشوی، یا یک هدفِ ازدسترفته را دلیلِ شکستت میدانی، آن شمارش دیگر به تو خدمت نمیکند. یک قدم از آن فاصله بگیر. هدف همیشه یک زندگیِ سالمتر و آرامتر بوده، نه یک زنجیرهٔ بینقص روی یک صفحه.
و اگر خودِ راه رفتن سخت است، این بهجای احساسِ گناه ارزشِ توجه دارد. تنگیِ نفسِ تازه یا بدترشونده، دردِ قفسهٔ سینه، سرگیجه، یا دردِ مفصلی که راه رفتن بدترش میکند، دلایلی هستند که بهجای فشار آوردن به خودت سری به پزشک بزنی. همین دربارهٔ وقتی که یک بیماریِ قلبی را مدیریت میکنی، از یک جراحی بهبود مییابی، یا خیلی کمتحرک بودهای و میخواهی فعالیتت را بالا ببری هم صدق میکند. یک پزشک یا فیزیوتراپیست میتواند کمکت کند نقطهٔ شروع و سرعتی پیدا کنی که با بدنت جور باشد.
دلیلِ آرامترِ راه رفتن
دربارهٔ قدمها و سالهای عمر حرف زدیم، چون مطالعههای بزرگ همین را اندازه گرفتند. اما بیشترِ آدمها بهخاطرِ یک آمار به راه رفتن ادامه نمیدهند. آنها ادامه میدهند چون یک پیادهروی حسِ یک روزِ سخت را عوض میکند.
آن شمارش یک تلنگرِ بهدردبخور است تا از خانه بیرونت بکشد. همین که به حرکت افتادی، بگذار عدد به پسزمینه محو شود. هوا را حس کن، بگذار فکرهایت شل شوند، کمی سبکتر از وقتی که رفتی به خانه برگرد. این همان بخشی است که هیچ ردیابی نمیتواند اندازهاش بگیرد، و شاید مهمترین بخش باشد.
منابع
- National Institutes of Health, Higher daily step count linked with lower all-cause mortality
- National Center for Biotechnology Information, Daily steps and all-cause mortality: a meta-analysis of 15 international cohorts
- The Lancet Public Health, Daily steps and all-cause mortality: a meta-analysis of 15 international cohorts00302-9/fulltext)