نکتههای سریع
- اجزای پایه مثلِ غلات و سبزی را بپز، نه شامهای کامل را.
- غذای پخته را ظرفِ دو ساعت در یخچال بگذار.
- باقیماندهها را تا بخارکردن گرم کن، حدودِ ۱۶۵ درجه.
سختترین بخشِ خوبخوردن دانستنِ این نیست که چه چیزی برایت خوب است. آن لحظه است در پایانِ یک روزِ بلند که خستهای، کمی گرسنهای، و یک وعده مثلِ یک کارِ دیگر حس میشود که انرژیاش را نداری. آن لحظه، غذای بیرون میبرد. آن لحظه است که آمادهسازیِ غذا واقعاً برای آن است.
بیشترِ آدمها آمادهسازیِ غذا را یک یکشنبه تصور میکنند که صرفِ سرِهمکردنِ دوازده ظرفِ همسانِ مرغ و برنج میشود که تا سهشنبه از آن حالت بههم میخورد. آن نسخه را رها کن. بیروح است، و به همین دلیل است که اینقدر آدم یک بار امتحانش میکنند و ول میکنند. آنچه بهتر کار میکند فروتنانهتر است: چند شروعِ کوچک که پختِ بقیهی هفته را بهجای انجامِ همهاش یکجا سریع میکند.
ایده یک شروعِ زودهنگام است، نه یک وعدهی تمامشده
به اجزا فکر کن، نه به شامهای دربسته. یک قابلمه غلاتِ پخته، یک سینی سبزیِ کبابشده، یک دورِ گوشتِ چرخکردهی تفتداده یا یک تابه لوبیا، شاید یکیدو سس. هیچکدام بهتنهایی یک وعده نیست. با هم، یک هفته وعدهاند که در چند دقیقه میتوانی سرِهم کنی.
دوشنبه یک کاسهی غلات است. چهارشنبه همان سبزیجات در یک رول میروند. جمعه لوبیاها تاکو میشوند. چون بهجای خوردنِ بشقابِ همسان پنج شبِ پیاپی، میآمیزی و جور میکنی، از آن دلزده نمیشوی. متخصصانِ تغذیه در Academy of Nutrition and Dietetics ساده میگویندش: آخرِ هفته خرید کن، چند جزءِ پایه را بپز، و در طولِ هفته به آنها تکیه کن.
یک نقشهی سست که از یک هفتهی واقعی جانِ سالم به در میبرد
به یک صفحهگسترده نیاز نداری. شاید به نود دقیقه یک بار در هفته و یک فهرستِ کوتاه نیاز داری.
- سه یا چهار جزءِ پایه انتخاب کن. یک غله، یک پروتئین، یک سبزی، یک سس. چند بارِ اول عمداً کسلکننده نگهش دار تا واقعاً تمامش کنی.
- در حالی که کارِ دیگری میکنی بپزشان. سبزیجات را کباب کن و مرغ را در همان فر بپز در حالی که یک قابلمه برنج آرام میجوشد و تو ظرف میشویی. چندکارهگی کلِ ترفند است.
- همان لحظه در ظرفهای کوچک تقسیم کن. این یکی بهاندازهی راحتی، دربارهی ایمنی است، و به آن برمیگردیم.
- یکیدو پشتیبانِ «اضطراری» نگه دار. تخممرغ، لوبیای کنسروی، سبزیِ منجمد، نانِ خوب. شبی که نقشهات از هم میپاشد، اینها در هشت دقیقه شاماند.
با یکیدو روزِ پوششدادهشده شروع کن، نه هفت روز. نقشهای که دو عصرِ بدترِ هفتهات را میگیرد نقشهای است که نگهش میداری. آنی که کلِ هفته را میطلبد معمولاً تا پنجشنبه فرو میریزد و انگیزهات را هم با خودش میبرد.
بخشِ ایمنیِ غذا که هیچکس اشارهاش نمیکند
این بخشی است که اهمیت دارد و بخشی که آدمها از رویش میپرند. غذای پختهای که بیرون میماند سریع باکتری رشد میدهد، و معمولاً نمیتوانی مشکل را ببینی، بو کنی یا مزه کنی.
قواعد کوتاهاند و ارزشِ حفظکردن دارند:
- ظرفِ دو ساعت در یخچال بگذار. غذای پخته را ظرفِ دو ساعت داخلِ یخچال کن، یا ظرفِ یک ساعت اگر آشپزخانهات داغ است، بالای ۹۰ درجه. منطقهی خطر که در آن باکتری تکثیر میشود تقریباً ۴۰ تا ۱۴۰ درجهی فارنهایت است، پس نمیخواهی غذا آنجا پارک شود.
- یک قابلمهی غولپیکر را روی پیشخوان خنک نکن. یک ظرفِ بزرگ در وسط آرام خنک میشود، درست از میانِ همان منطقهی خطر. آن را در ظرفهای کوچکتر و کمعمق تقسیم کن تا سریع سرد شود.
- بیشترِ غذاهای پخته سه تا چهار روز در یخچال میمانند: گوشتِ پخته، مرغ، سوپها، خوراکهای فر، سبزیجاتِ پخته. اگر تا آن موقع نمیخوریاش، منجمدش کن.
- تا وقتی بخار میکند گرمش کن، ۱۶۵ درجهی فارنهایت در سرتاسرش. فقط آنچه را که همین حالا میخواهی بخوری گرم کن، نه کلِ دور را هر بار.
وقتی شک داری، دورش بریز. یک ظرفِ دورریخته چند دلار خرج برمیدارد. یک شکمِ خراب خیلی بیشتر خرجت میکند، و آن مسمومیتِ غذایی هیچوقت ارزشِ حسِ گناه بابتِ دورریز را نداشت.
چه چیزی خوب منجمد میشود، چه چیزی نه
فریزرت همان بخشِ آمادهسازیِ غذاست که بیشترین مهلت را برایت میخرد. سوپها، خورشها، خوراکِ لوبیا، غلاتِ پخته و خوراکهای فر زیبا منجمد میشوند و در شبی که هیچ رمقی برایت نمانده به یک وعدهی واقعی گرم میشوند. گوشتِ چرخکردهی تفتداده در سهمهای آمادهی دستور منجمد میشود. نان منجمد میشود و مستقیم از حالتِ یخزده برشته میشود.
چند چیز از فریزر جانِ سالم به در نمیبرند، پس زحمتش را نکش: کاهو و بیشترِ سبزیهای سالادِ خام وا میروند، تخممرغ در پوسته میترکد، و چیزهای خامهای مثلِ سُس مایونز و پنیرِ کاتِج به چیزی ناخوشایند دوفاز میشوند. آنها را برای تازه نگه دار.
وقتی خوبخوردن باز هم ناممکن حس میشود
بعضی هفتهها آمادهسازی رخ نمیدهد، و این مجاز است. یک وعدهی منجمد، یک مرغِ آماده، لوبیا روی نانِ برشته، یک کاسه غلاتِ صبحانه در لحظهی درست، غذای واقعی و انتخابی منصفانه در یک روزِ سخت است. رساندنِ چیزی به خودت از نخوردن بهخاطرِ اینکه گزینهی «خوب» زیادی حس شد بهتر است.
اگر غذا، خوردن، یا تصویرِ بدن جایی است که اوضاع سنگین یا از کنترل خارج حس میشود، این بیش از یک نکتهی آشپزی میارزد. یک پزشک یا یک متخصصِ تغذیهی رسمی میتواند کمکت کند چیزی بسازی که با زندگیِ واقعیات، بودجهات و بدنت جور باشد. خوبخوردن قرار است روزهایت را آسانتر کند، نه یک چیزِ دیگر به تو بدهد که درستش کنی.
منابع
- Academy of Nutrition and Dietetics, Cook Once, Eat Safely throughout the Week
- CDC, Preventing Food Poisoning
- MyPlate.gov, Prepare Healthy Meals