نکتههای سریع
- دستِکم یک وعده در روز را بی هیچ صفحهنمایشی بخور.
- میانِ لقمهها چنگالت را زمین بگذار تا سرعتت کم شود.
- نیمهراه مکث کن و در سیری بایست، نه در پُری.
به آخرین وعدهات فکر کن. میتوانی به یاد بیاوری چه مزهای داشت؟ نه اینکه چه بود، بلکه واقعاً در دهانت چه حسی داشت، کجا بودی، اصلاً وقتی شروع کردی گرسنه بودی؟
برای بسیاری از ما، جوابِ صادقانه نه است. روی سینکِ ظرفشویی غذا میخوریم. با یک دست روی گوشی، دستِ دیگر روی یک ساندویچ، چشمانمان کاملاً جای دیگری. به تهِ پاکتِ چیپس میرسیم و از تمامشدنش جا میخوریم، چون هرگز واقعاً یکیشان را مزه نکردیم. هیچ شرمی در آن نیست. بیشترِ زندگیِ مدرن ساخته شده تا توجهِ ما را از بشقاب دور بکشد.
خوردنِ آگاهانه یک تصحیحِ ملایم است. تمرینِ سادهی توجهکردن به غذا و بدنت در حینِ خوردن است. نه غذاهای ممنوع، نه محاسبهی کالری، نه قواعدی دربارهی خوب و بد. فقط توجه. و معلوم میشود که توجه کارِ شگفتآوری میکند.
واقعاً چیست
خوردنِ آگاهانه از دلِ ذهنآگاهی رشد کرد، تمرینِ توجهکردن به لحظهی حال بی قضاوتش. به یک وعده که به کار بسته شود، یعنی استفاده از حواست، مزه، بو، بافت، دما، در حالی که همزمان به سیگنالهای گرسنگی و سیریِ بدنت هم گوش میسپاری.
آن بخشِ آخر مهم است. کارشناسانِ تغذیهی هاروارد خوردنِ آگاهانه را چیزی توصیف میکنند که هر شیوهی خوردنی را تکمیل میکند بهجای اینکه آن را با یک نقشهی خشک جایگزین کند. یک رژیم نیست. میتوانی با یک سالاد یا با یک برشِ کیکِ تولد تمرینش کنی. غذا عوض نمیشود. آنچه عوض میشود این است که چهقدر برایش حاضری.
آن تمایز رهاییبخش است. اینقدر از نصیحت دربارهی غذا در محدودیت و گناه پیچیده میآید. این عکسش است. از تو میخواهد بیشتر از غذایت لذت ببری، نه کمتر، و اعتماد کنی که بدنت اگر بهقدرِ کافی آهسته شوی تا گوش بدهی، چیزِ مفیدی برای گفتنت دارد.
چرا آهستهشدن اینقدر کار میکند
اینجا آن تکهی زیستشناسی است که این را جا میاندازد. روده و مغزت از راهِ هورمونها در گفتوگوی مداوماند، و آن گفتوگو زمان میبرد. میتواند حدودِ ۲۰ دقیقه، گاهی بیشتر، طول بکشد تا مغزت ثبت کند که سیری.
با معنایش بنشین. اگر یک وعده را در هشت دقیقه تمام کنی، سیگنالِ سیریات مدتها پس از رفتنِ غذا میرسد. همین حالا از نقطهی سیر گذشتهای، و حسش نکردی که دارد رخ میدهد. همان وعده را آهسته بخور، با زمینگذاشتنِ چنگال میانِ لقمهها، و سیگنال وقت دارد که خودش را برساند. لحظهای را که بهقدرِ کافی خوردهای متوجه میشوی، و میتوانی همانجا بایستی.
پژوهشگران این را اندازه گرفتهاند. آهستهخوردن با سرکوبِ بیشترِ هورمونِ گرسنگی و رهاسازیِ قویترِ هورمونهایی که به تو میگویند بهقدرِ کافی خوردهای پیوند دارد. آهستهخورها معمولاً نقطهای را که در آن سیرند تشخیص میدهند، جایی حدودِ ۸۰ درصدِ پُر، بهجای انباشته.
شواهدِ امیدبخشی دربارهی چیزهای سختتر هم هست. در یک مطالعهی کوچک که Harvard Health توصیفش میکند، آدمهایی که کلاسهای هفتگیِ خوردنِ آگاهانه با تمرکز بر گرسنگی و سیری گذراندند تا پایانِ سه ماه از پرخوریِ کمتر، و همچنین استرس، اضطراب و افسردگیِ کمتر گزارش دادند. پژوهشِ گستردهتر دربارهی اینکه آیا خوردنِ آگاهانه بهطورِ قابلِاتکا وزنِ بدن را عوض میکند مختلط است، و ارزش دارد دربارهاش صادق باشیم. اما یافتهها دربارهی پرخوری و خوردنِ احساسی پیوستهترند. به نظر میرسد بیش از همه به چراییِ و چگونگیِ خوردن کمک میکند، نه فقط به چیستیاش.
چطور شروع کنی، بی زیروروکردنِ زندگیات
به یک وعدهی خاص یا یک عزلتنشینیِ آرام نیاز نداری. میتوانی خوردنِ آگاهانه را با هرچه امشب در بشقابت است تمرین کنی. چند راهِ ورود:
- یک وعدهی بدونِ دستگاه بخور. گوشی را در اتاقِ دیگری بگذار. برنامه را خاموش کن. حتی یک وعده در روز بی یک صفحهنمایش عوض میکند که چهقدر توجه میکنی.
- برای خوردن پشتِ یک میز بنشین. نه توی ماشین، نه روی پیشخوان، نه ایستاده جلوی یخچال. آن محیط به بدنت میگوید وقتِ خوردن است، نه فقط سوختگیری.
- پیش از اولین لقمه مکث کن. به غذا نگاه کن. بو را توجه کن. یک نفسِ آهسته بکش. این شکافِ کوچک تو را از خلبانِ خودکار به واقعاً اینجابودن جابهجا میکند.
- میانِ لقمهها چنگالت را زمین بگذار. همین یک ترفند بیشترِ کار را میکند. ریتمی را تحمیل میکند که از سرعتِ معمولت آهستهتر است.
- بیش از آنچه فکر میکنی لازم داری بجو، و مزهاش کن. توجه کن کِی طعم قویترین است و کِی شروع به محوشدن میکند.
- نیمهراه حال بپرس. مکث کن و صادقانه بپرس، همین حالا چهقدر گرسنهام؟ آیا میخورم چون هنوز گرسنهام، یا چون غذا جلوی رویم است؟
- هدف بگذار در سیری بایستی، نه در پُری. همیشه میتوانی بعداً دوباره بخوری. گذاشتنِ چند لقمه مجاز است.
با یکی از اینها شروع کن، نه همهی هفتتا. وعدهای را که بیشتر از همه با عجله یا حواسپرت میخوری انتخاب کن، صبحانه پشتِ میزت، ناهار در حالِ حرکت، و فقط همان یکی را کمی حاضرتر کن. بگذار ناقص باشد.
تشخیصِ گرسنگی از احساس
بخشِ زیادی از خوردن اصلاً دربارهی گرسنگی نیست. وقتی بیحوصله، مضطرب، تنها، خستهایم غذا میخوریم، یا فقط چون ظهر است و آدم ظهر همین کار را میکند. خوردنِ آگاهانه کمکت میکند اینها را از هم تشخیص بدهی، بهنرمی، بی آنکه هیچکدام را نادرست کنی.
دفعهی بعد که بیرون از یک وعده به سراغِ غذا رفتی، لحظهای مکث کن و بپرس بدنت واقعاً چه حس میکند. آیا شکمت خالی است، یا ذهنت دنبالِ یک استراحت میگردد؟ هر دو واقعیاند، و هیچکدام نیاز به قضاوت ندارد. اما نامبردنش به تو یک انتخاب میدهد. گاهی جواب باز هم خوردن است، و اشکالی ندارد. گاهی میفهمی چیزی که لازم داشتی یک قدمزدن، یک لیوان آب، یا پنج دقیقه استراحت بود.
یک یادداشت دربارهی ملایمت
این تمرین میتواند برای بعضی آدمها چیزهایی را به هم بزند، و ارزش دارد روشن بگوییم. اگر سابقهی خوردنِ آشفته یا رابطهای پیچیده با غذا داری، توجهِ نزدیک به خوردن میتواند بهجای آرامبخش، پربار حس شود. خوردنِ آگاهانه درمانِ اختلالِ خوردن نیست، و کارشناسانی که آموزشش میدهند همین را میگویند. اگر غذا، وزن، یا بدنت سرچشمهی پریشانیِ واقعی است، لطفاً با یک پزشک، یک متخصصِ تغذیهی رسمی، یا یک درمانگری کار کن که بتواند مستقیم حمایتت کند. تو سزاوارِ مراقبتی هستی که دورِ خودت ساخته شده.
اما برای بیشترِ ما، خوردنِ آگاهانه فقط راهی است برای پسگرفتنِ چیزی کوچک و خوب. یک وعده که واقعاً مزهاش میکنی. یک بدن که واقعاً به آن گوش میدهی. چند دقیقهی آرام در روز که فقط مالِ تو و غذای جلوی رویت است. لازم نیست بیعیب انجامش دهی. فقط باید سرِ سفره حاضر شوی و متوجه شوی که آنجایی.
منابع
- Harvard T.H. Chan School of Public Health, Mindful Eating: The Nutrition Source
- Harvard Health Publishing, Slow down: and try mindful eating
- National Library of Medicine (PMC), Comparison of mindful and slow eating strategies on acute energy intake