Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عشقی که می‌ماند · صمیمیت

صمیمیت پس از دوره‌ی ماهِ عسل

هجوم اولیه قرار نبود تا ابد بماند، و محو‌شدنش نشانه‌ی آن نیست که چیزی خراب شده. اینجا می‌گوییم واقعاً چه چیزی جایش را می‌گیرد، و زوج‌ها چطور وقتی آتش‌بازی آرام می‌گیرد باز هم احساسِ نزدیکی می‌کنند.

زوجی سالخورده که روی مبل با هم لبخند می‌زنند.

عکس از Vitaly Gariev در Unsplash

نکته‌های سریع

  • گوشی را زمین بگذارید، به دعوتِ کوچکشان کامل پاسخ دهید.
  • این هفته یک کارِ تازه را با هم امتحان کنید.
  • لمسِ بی‌بهانه را برگردانید، بی‌هیچ نقشه‌ای.

لحظه‌ای هست، جایی بعد از سالِ اول یا دوم، که یک زوج متوجه می‌شود موسیقی عوض شده. پیام‌ها کوتاه‌تر می‌شوند. دیگر روزتان را با جزئیات برای هم روایت نمی‌کنید. می‌توانید در یک اتاق دو چیزِ متفاوت بخوانید و اسمش را یک شبِ خوب بگذارید. بعضی‌ها این را به‌عنوانِ آسایش حس می‌کنند. بعضی دیگر یک نگرانیِ کوچکِ خصوصی: همین است؟ چیزی را از دست دادیم؟

چیزی را از دست ندادی. جابه‌جا شدی.

دوره‌ی آغازینِ یک رابطه یک نام و یک شیمی دارد. دوره‌ی ماهِ عسل بازه‌ای است که مغزت، به بیانِ کلینیک کلیولند، «غرقِ دوپامین» است، ماده‌ی شیمیاییِ پاداش و ولع. آن سیل همان دلیلی است که چرا یک شریکِ تازه کمی شبیهِ یک ماده حس می‌شود. توجهت به او تنگ می‌شود. عیب‌هایشان محو می‌شوند. می‌تواند هفته‌ها، ماه‌ها، یا در بعضی موارد یکی دو سال بماند، اما ساخته نشده که همیشگی باشد، و اگر بود خسته‌کننده می‌شد.

آنچه بعدش می‌آید یک شهرتِ بد می‌گیرد که سزاوارش نیست.

واقعاً چه چیزی دارد محو می‌شود، و چه چیزی نه

پژوهشگران معمولاً عشقِ عاشقانه را به دو نوع دسته می‌کنند. عشقِ پرشور هست، همان نسخه‌ی مبرم، درگیرکننده، نمی‌توانم‌فکرم‌را‌از‌تو‌بردارم. و عشقِ همدمانه هست، همان نسخه‌ی محبت‌آمیز، معتمد و عمیقاً آشنا که با درهم‌تنیدنِ دو زندگی می‌روید.

تصویرِ صادقانه‌ی پژوهش این است که عشقِ پرشور سرد می‌شود. روان‌شناس ایلین هتفیلد، که یک عمر این را مطالعه کرد، بی‌پرده گفت: عشقِ پرشور «یک اوج می‌دهد، مثلِ مواد، و نمی‌شود تا ابد اوج ماند.» مطالعه‌هایی که به دهه‌ها پیش برمی‌گردند می‌یابند که شدت افت می‌کند، اغلب نسبتاً زود پس از آنکه تعهدی بسته می‌شود.

آنچه سردشدنِ شور معنایش نیست این است که نزدیکی تمام شده. دوپامین عقب می‌نشیند، آن پرده‌ی گلگون بالا می‌رود، و شروع می‌کنی به دیدنِ آدمِ واقعی‌ای که با اویی. این مثلِ یک از‌دست‌دادن به گوش می‌رسد. در عمل، دروازه‌ی همان جنس صمیمیتی است که با یک غریبه‌ی شیفته‌شده نمی‌توانی داشته باشی: شناخته‌شدن، با عیب‌ها و همه‌چیز، و ماندن.

پس پرسشی که مهم است این نیست که «چطور جرقه را برگردانیم»، انگار هدف بازنشاندنِ رابطه به ماهِ دوم باشد. این است که چطور از آن چیزِ عمیق‌تری که حالا دارد می‌روید مراقبت کنی، و چطور کمی گرما و بازی را درونش زنده نگه داری.

لحظه‌های کوچک بیش از لحظه‌های بزرگ مهم‌اند

اگر تا به حال فرض کرده‌ای زوج‌های قوی همان‌هایی‌اند که قرارهای عاشقانه‌ی عالی دارند یا به‌ندرت دعوا می‌کنند، پژوهش خلافش را می‌گوید. چیزی که آرام پیش‌بینی می‌کند یک رابطه شکوفا می‌شود یا نه، بسیار کوچک‌تر از آن است.

جان گاتمن، که زوج‌ها را در یک آزمایشگاه ضبط کرد و سال‌ها دنبالشان کرد، کارش را حولِ چیزی ساخت که آن را یک دعوت می‌نامد: هر تلاشِ کوچک برای پیوند. «آن پرنده را ببین.» «اَه، چه روزِ درازی.» یک دستی که هنگامِ آشپزی‌ات روی شانه‌ات می‌ماند. هر دعوت یک دعوت‌نامه‌ی کوچک است، و می‌توانی رو به آن بچرخی (یک نگاه، یک کلمه، یک پاسخِ واقعی)، از آن رو بگردانی (یک غرولند، گوشی)، یا علیهِ آن بچرخی (تندی‌کردن).

اینجا بخشی است که ارزشِ نشستن با آن را دارد. در پژوهشِ گاتمن، زوج‌هایی که سال‌ها بعد هنوز خوشبخت با هم بودند حدودِ 86 درصدِ مواقع رو به دعوت‌های هم چرخیده بودند. زوج‌هایی که جدا شده یا بدبخت شده بودند فقط حدودِ یک‌سوم مواقع رو چرخیده بودند. تفاوتِ میانِ ازدواجی که می‌ماند و ازدواجی که نمی‌ماند نه در دعواهای دراماتیک، بلکه در هزاران لحظه‌ی دوثانیه‌ای ظاهر شد که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد مهم‌اند.

راستش این خبرِ خوبی است. یعنی صمیمیتِ پس از ماهِ عسل با ژست‌های بزرگ بازساخته نمی‌شود. در ترافیکِ معمولیِ یک سه‌شنبه بازساخته می‌شود.

چطور بیشتر رو بچرخیم

  • وقتی شریکت چیزِ کوچکی می‌گوید، سه ثانیه دست از آنچه می‌کنی بردار و واقعاً پاسخ بده. گوشی را رو‌به‌پایین بگذار. همان مکثِ خُرد کلِ مهارت است.
  • به دعوت‌های خودت هم توجه کن. «می‌آیی این را ببینی» تویی که دست دراز می‌کنی. اگر آن‌ها دست پس بدهند، بگذار بنشیند.
  • وقتی از دست دادی سریع ترمیم کن. گاهی رو خواهی گرداند. «ببخشید، دوباره بگو، تو فکر بودم» بیشترِ آسیب را جبران می‌کند.
  • یک سیاهه‌ی خصوصی از آنچه شریکت این هفته از سر می‌گذراند نگه دار. بعداً پرسیدن درباره‌اش یکی از صمیمانه‌ترین کارهایی است که می‌توانی بکنی.

چرا انجامِ کارهای تازه با هم نزدیکی را دوباره شعله‌ور می‌کند

یافته‌ی مطمئنِ دیگر درباره‌ی تازگی است، و به‌طرزِ شگفت‌آوری جسمی است.

وقتی یک رابطه در روزمرگی جا می‌افتد، خودِ تجربه صاف می‌شود. دیگر چیزهای تازه درباره‌ی هم یاد نمی‌گیرید چون اصلاً دست از داشتنِ تجربه‌های تازه برداشته‌اید. پژوهشِ روان‌شناس آرتور آرون به راهِ حلی اشاره می‌کند که تقریباً به‌طرزِ مشکوکی ساده است: کارهای تازه و کمی هیجان‌انگیز را با هم بکنید. زوج‌هایی که فعالیت‌های تازه و برانگیزاننده را قسمت می‌کنند گزارش می‌دهند نزدیک‌تر و راضی‌تر از زوج‌هایی‌اند که فقط کارهای خوشایند و آشنا می‌کنند. یک مطالعه‌ی بعدی درباره‌ی شب‌های قرار همان رشته را یافت، که برنامه‌ریزیِ وقتِ واقعاً هیجان‌انگیزِ مشترک حسِ رشد را تغذیه می‌کند، و آن رشد نزدیکی را تغذیه می‌کند.

سازوکار عاشقانگی به‌خاطرِ خودش نیست. این است که تازگی بیدارت می‌کند. کمی آدرنالین، یک محیطِ ناآشنا، کاری که هر دو کمی در آن بدید، و شروع می‌کنی به توجه‌کردن به شریکت همان‌طور که وقتی همه‌چیزِ او تازه بود.

این به پول یا گذرنامه نیاز ندارد. یک مسیرِ پیاده‌رویِ تازه. یک دستورِ آشپزی که هیچ‌کدامتان نپخته‌اید. یک کلاس، یک سفرِ کوچک، یک بازی، یک پروژه. نکته این است که در چیزی با هم مبتدی هستید، حتی به‌طورِ گذرا.

صمیمیت بیش از رابطه‌ی جنسی است، و رابطه‌ی جنسی بیش از خودانگیختگی می‌طلبد

صمیمیت در چند اتاقِ متفاوت زندگی می‌کند. صمیمیتِ عاطفی هست، اینکه بتوانی آن حقیقتِ نه‌چندان‌دلپذیر را بگویی و اعتماد کنی که باز هم نگه‌داشته می‌شوی. نوعِ جسمی هست، که رابطه‌ی جنسی را شامل می‌شود اما همه‌ی آن لمسِ بی‌بهانه‌ای را هم که هیچ ربطی به آن ندارد: یک دست روی پشت، یک بغلِ طولانی، نزدیکِ هم نشستن.

پس از ماهِ عسل، لمسِ بی‌بهانه اغلب اولین چیزی است که آرام ناپدید می‌شود، و ارزشِ آن را دارد که به‌خاطرِ خودش حفظش کنی. اما درباره‌ی رابطه‌ی جنسی، خیلی از زوج‌های درازمدت کشف می‌کنند که میل دیگر خودش نمی‌آید و باید کمی برایش جا باز کرد. عمداً انتخابش‌کردن غیرعاشقانه نیست. برای خیلی‌ها، آمادگی برای برنامه‌ریزی و اولویت‌دادن به نزدیکی دقیقاً همان است که نمی‌گذارد از دست برود.

حرف‌زدن درباره‌ی هر کدامِ این‌ها می‌تواند معذب‌کننده حس شود. با این‌همه بکنش، ملایم، بیرونِ اتاقِ خواب و بیرونِ یک دعوا. «دلم برای نزدیک‌بودن به تو تنگ شده» هم یک دعوت است.

وقتی فاصله چیزی بیشتر است

سردشدنِ اوجِ اولیه طبیعی است. تنهاییِ پیوسته درونِ یک رابطه چیزِ دیگری است، و ارزشِ جدی‌گرفتن دارد.

اگر احساسِ مزمنِ دیده‌نشدن می‌کنی، اگر گفت‌وگوها به تحقیر یا دیوارکشی ترش کرده‌اند، اگر یکی یا هر دویتان بیرون زده‌اید، این‌ها الگوهایی‌اند که یک زوج‌درمانگرِ خوب هر روز با آن‌ها کار می‌کند، و زودتر بسیار بهتر از دیرتر است. یک درمانگرِ دارای مجوز یا یک مشاور از راهِ پزشکت یا خدمتی مثلِ فهرستِ AAMFT می‌تواند کمک کند. و اگر چیزِ ترسناکی در رابطه هست، اگر احساسِ کنترل‌شدن، ترس، یا ناامنی می‌کنی، آن یک مشکلِ نزدیکی نیست که با هم حلش کنید، و سزاوارِ حمایتِ واقعی با دست‌درازکردن به یک خطِ اضطراری خشونتِ خانگی یا یک متخصصِ مورد اعتماد هستی.

اما نسخه‌ی معمولیِ این داستان امیدبخش است. آتش‌بازی هرگز خودِ رابطه نبود. اعلامیه‌اش بود. آنچه پس از محوشدنشان می‌روید، آرام، در نگاه‌ها و مهربانی‌های کوچک و گاه‌گاهی یک ماجراجویی، همان بخشی است که واقعاً برای نگه‌داشتن به تو می‌رسد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.