Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عشقی که می‌ماند · هم‌سفری

زنده نگه‌داشتن شعله در یک رابطه‌ی بلندمدت

هیجانِ روزهای اول برای تقریباً همه فروکش می‌کند. این نشانه‌ی هشدار درباره‌ی رابطه‌تان نیست، فقط کاری است که اُنس و آشنایی می‌کند. اینجا می‌بینید پژوهش‌ها چه چیزی را واقعاً نگهدارنده‌ی نزدیکیِ دو نفر می‌دانند، و کارهای کوچکی که می‌توانید همین هفته شروع کنید.

زوجی سالمند که لبخند می‌زنند و روی مبل دستِ هم را گرفته‌اند.

عکس از Vitaly Gariev در Unsplash

نکته‌های سریع

  • با هم چیزی تازه امتحان کنید، نه فقط دلپذیر.
  • وقتی به‌سویتان دست دراز می‌کند، سر بلند کنید.
  • بپرسید این روزها ذهنش درگیرِ چیست.

سکوتی خاص در یک رابطه‌ی طولانی جا خوش می‌کند. می‌توانید جمله‌های همدیگر را کامل کنید. می‌دانید کدام طرفِ تخت، کدام سفارشِ قهوه، کدام حالتِ چهره یعنی روز بدی سرِ کار بوده. راحت است، و راحتی خودش نوعی هدیه است. اما جایی در میانِ همه‌ی این شناخت، خیلی از زوج‌ها یک روز سر بلند می‌کنند و می‌بینند یادشان نمی‌آید آخرین بار کِی طرفِ مقابل غافلگیرشان کرده. گفت‌وگوها به کارهای روزمره تقلیل یافته‌اند. چه کسی بچه‌ها را می‌آورد، آن قبض را پرداختی، شیر تمام شده؟

اگر شما هم همین‌جا هستید، نفسی بکشید. شما خراب نشده‌اید، رابطه‌تان هم همین‌طور. کم‌رنگ شدنِ آن جریانِ برقیِ اولیه یکی از عادی‌ترین تجربه‌هایی است که دو نفر می‌توانند داشته باشند، و توضیحی نسبتاً کسل‌کننده دارد. خبرِ خوبِ واقعی‌ای هم به آن چسبیده، و آن این است که کسانی که کارشان مطالعه‌ی همین موضوع است تصویری کاملاً روشن دارند از اینکه چه چیزی گرما را بازمی‌گرداند.

چرا سرخوشیِ اولیه دوام نمی‌آورد (و چرا اشکالی ندارد)

در آغاز، یک شریکِ تازه یک دنیای کامل برای کشف کردن است. داستان‌هایش، سلیقه‌هایش، و شیوه‌ی نگاهش به چیزهایی که هرگز به آن‌ها فکر نکرده بودید را می‌آموزید. آرتور و ایلین آرون، دو روان‌شناس، برای این نامی گذاشتند: گسترشِ خود. ما به‌سوی کسانی کشیده می‌شویم که ما را رشد می‌دهند، که چیزی به آنچه هستیم می‌افزایند، و عشقِ آغازین قطره‌قطره‌ی پیوسته‌ی دقیقاً همین است. حسِ شما از خودتان با نزدیک شدن به کسی تازه بزرگ‌تر می‌شود. مثلِ پرواز کردن حس می‌شود.

بعد داستان‌ها را یاد می‌گیرید. شوخی‌ها را شنیده‌اید. رشدی که در آغاز آن‌قدر سریع می‌آمد تا حدِ خزیدن کند می‌شود، نه به این خاطر که چیزی خراب شده، بلکه چون ناشناخته‌ی کمتری برای جذب کردن مانده. پژوهشگران این کند شدن را به آن ملال و آن نزدیکیِ کم‌فروغی ربط داده‌اند که می‌تواند با گذرِ زمان حتی به رابطه‌های خوب هم رخنه کند.

پس آن شعله‌ی اولیه، تمام شدنِ چیزِ واقعی نبود. هیجانِ دو غریبه بود که با هم آشنا می‌شدند، و نمی‌شود دو بار غریبه بود. کاری که می‌توانید بکنید این است که با هم، به‌عمد، به رشد ادامه دهید. معلوم می‌شود که این بخشِ عمده‌ی ماجراست.

کارهای تازه بکنید، نه فقط کارهای دلپذیر

این یافته‌ای است که مردم را غافلگیر می‌کند. وقتی زوج‌ها می‌خواهند احساسِ نزدیکیِ بیشتری کنند، اغلب سراغِ چیزی دلپذیر و آرامش‌بخش می‌روند. یک شامِ خوب. یک شبِ آرام در خانه. این‌ها خوب‌اند. اما پژوهش‌ها به جایی کمی متفاوت اشاره می‌کنند.

در مجموعه‌ای از پژوهش‌ها که حالا کلاسیک شده‌اند، آرون و همکارانش از زوج‌ها خواستند فعالیتی کوتاه را با هم انجام دهند. بعضی کاری معمولی کردند. بعضی دیگر کاری تازه و کمی چالش‌برانگیز کردند، حتی کمی مسخره. زوج‌هایی که آن کارِ تازه و کمی برانگیزاننده را به عهده گرفتند، در پایان به‌طرزی محسوس احساسِ نزدیکیِ بیشتر و رضایتِ بیشتری از رابطه‌شان داشتند تا زوج‌هایی که کارِ عادی را انجام دادند. فعالیتِ هیجان‌انگیز ملالشان را کم کرد، و نزدیکی از همان‌جا در پی آمد.

نتیجه ساده‌تر از آن است که به گوش می‌رسد. تازگی برای یک زوج کاری می‌کند که دلپذیری به‌تنهایی نمی‌کند. وقتی چیزی تازه را شانه‌به‌شانه امتحان می‌کنید، کمی از آن گسترشِ خودِ اولیه بازمی‌گردد، و مغزتان بی‌سروصدا آن حسِ خوب را به شخصِ کنارِ دستتان نسبت می‌دهد.

این به یک سفرِ بزرگ یا پرشِ چتربازی نیاز ندارد. تازه فقط باید برای شما دو نفر تازه باشد.

  • در چیزی که هیچ‌کدامتان بلد نیست با هم کلاس بروید. سفالگری، یک زبان، رقص، مهارتِ کار با چاقو در آشپزی.
  • به جایی در شهرِ خودتان بروید که هرگز نرفته‌اید، و مثلِ گردشگرها با آن رفتار کنید.
  • غذایی از آشپزیِ ملتی را که هرگز امتحان نکرده‌اید بپزید، بد بپزید، و به آن بخندید.
  • پروژه‌ای کوچک را به‌صورتِ تیمی به عهده بگیرید، از آن‌هایی که نتیجه‌ای دارد که می‌توانید عقب بایستید و نگاهش کنید.
  • با هم فعال باشید. یک پیاده‌رویِ کوهستانیِ کمی سخت، یک دوچرخه‌سواری، هر چیزی که ضربانِ قلبتان را کمی بالا ببرد، چون به نظر می‌رسد بخشی از آن هیجانِ جسمانی نزدیکی را تغذیه می‌کند.

نکته خودِ فعالیت نیست. نکته این است که دوباره با هم مبتدی باشید، در کاری دست‌وپا بزنید، و رویی تازه از یکدیگر ببینید. همین بخش است که چیزها را دوباره شعله‌ور می‌کند.

ریاضیِ روزمره‌ی نزدیک ماندن

تازگی کمی گرما را بازمی‌گرداند، اما گرما به‌تنهایی یک رابطه را کنارِ هم نگه نمی‌دارد. آب‌وهوای روزبه‌روز مهم‌تر است، و در این زمینه، سودمندترین کار از آنِ جان گاتمن و رابرت لِوِنسون است که سال‌ها به تماشای تعاملِ زوج‌های واقعی نشستند و بعد دنبال کردند کدام‌ها دوام آوردند.

الگویی چشمگیر یافتند. زوج‌هایی که خوشبخت کنارِ هم ماندند، در جریانِ یک اختلاف‌نظر تعادلی تقریبی نگه می‌داشتند: حدود پنج لحظه‌ی مثبت در برابرِ هر لحظه‌ی منفی. گرما، شوخی، دستی روی بازو، یک ترمیمِ کوچک بعد از حرفی تند. وقتی آن تعادل به‌سوی یک‌به‌یک افت می‌کرد، احتمالِ از هم پاشیدنِ رابطه در ادامه بسیار بیشتر بود. بیرون از تعارض، این نسبت برای زوج‌های شکوفا حتی بالاتر بود، چیزی نزدیک به بیست لحظه‌ی مثبت در برابرِ هر لحظه‌ی منفی.

این مسئله‌ای ریاضی نیست که سرِ میزِ شام حلش کنید. راهی است برای دیدنِ اینکه واقعاً چه چیزی مخزنِ یک رابطه را پر می‌کند. نبودِ دعواها نیست. جریانِ پیوسته‌ی لحظه‌های کوچکِ خوب در زیرِ آن‌هاست.

لحظه‌های کوچکی که مدام از دست می‌دهید

گاتمن برای آن اشاره‌های ریزی که تمامِ روز به هم می‌فرستیم، همان‌هایی که به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند، نامی دارد. آن‌ها را دعوت به پیوند می‌نامد. دعوت هر تلاشِ کوچک برای جلبِ توجه یا گرماست. «این پرنده‌ی بیرون را ببین.» «اوف، چه روزی.» آهی که قرار است درباره‌اش بپرسید. دستی که روی مبل نزدیکِ دستِ شما آرام گرفته.

می‌توانید به یک دعوت رو کنید، با سر بلند کردن، با پاسخ دادن، با زمین گذاشتنِ گوشی برای یک لحظه. یا می‌توانید رو برگردانید، با ندیدنش، با بی‌اهمیت شمردنش، با غرق ماندن در صفحه‌ی نمایش. هیچ‌کدام از این لحظه‌ها به‌تنهایی چیزِ زیادی به نظر نمی‌رسند. اما روی هم و در طولِ سال‌ها، تقریباً همه‌چیزند.

در یکی از پژوهش‌های گاتمن، زوج‌ها را به یک آزمایشگاه آوردند و زیرِ نظر گرفتند، و بعد شش سال بعد پیگیری کردند. زوج‌هایی که هنوز کنارِ هم بودند، حدود 86 درصدِ مواقع به دعوت‌های یکدیگر رو کرده بودند. زوج‌هایی که طلاق گرفته بودند، تنها حدودِ یک‌سومِ مواقع از پسِ این کار برآمده بودند. تفاوتِ میانِ ازدواجی که پابرجا ماند و ازدواجی که نماند، تا حدِ زیادی به این برمی‌گشت که آیا آدم‌ها به تلاش‌های کوچک و روزمره‌ی یکدیگر پاسخ می‌دادند یا نه.

این امیدوارکننده‌ترین پژوهش در تمامِ این حوزه است، چون آن‌قدر شدنی است. برای رو کردن به شریکتان به یک تعطیلاتِ آخرِ هفته احتیاج ندارید. کافی است دفعه‌ی بعد که چیزی کوچک می‌گوید متوجه شوید و بگذارید سه ثانیه برایتان مهم باشد.

چند راه برای رو کردن، از همین امروز

  1. وقتی چیزی جزئی به شما می‌گوید، کاری را که می‌کنید متوقف کنید و واقعاً آن را دریافت کنید. تماسِ چشمی. یک پاسخِ واقعی.
  2. هر روز یک قدردانیِ مشخص را بلند به زبان بیاورید. نه «تو عالی هستی»، بلکه «ممنون که صبح را جمع‌وجور کردی، من زیرِ فشار غرق بودم.»
  3. آیینی برای دوباره پیوند خوردن بسازید. شش ثانیه در آغوش گرفتنِ واقعی دمِ در. ده دقیقه گفت‌وگو پیش از خواب که درباره‌ی کارهای روزمره نباشد.
  4. وقتی تند یا سرد بوده‌اید، سریع ترمیمش کنید. «تند از دهانم پرید، معذرت می‌خواهم.» ترمیم‌های کوچک همان چیزی‌اند که شکاف‌های کوچک را کوچک نگه می‌دارند.

نشت‌های آهسته‌ای که ارزشِ بند آوردن دارند

همان‌طور که لحظه‌های خوب اضافه می‌کنید، خوب است حواستان به لحظه‌هایی هم باشد که بی‌سروصدا مخزن را خالی می‌کنند. پژوهشِ گاتمن درباره‌ی آنچه یک رابطه را می‌پوساند به‌همان‌اندازه روشن است که درباره‌ی آنچه آن را پابرجا نگه می‌دارد، و آسیب به‌ندرت از انفجارهای بزرگ می‌آید. از عادت‌های کوچک و تکرارشونده‌ای می‌آید که دمای روزمره را سرد می‌کنند.

پوساننده‌ترینشان تحقیر است. چشم در حدقه چرخاندن، کنایه، لحنی که می‌گوید «من از تو بالاترم»، آن تحقیرهای کوچکی که شریکتان را همچون مشکل جلوه می‌دهند به‌جای آنکه مشکل را مشکل بدانند. در پژوهش‌های پیگیرانه‌ی گاتمن، این حالت یکی از قوی‌ترین نشانه‌های آن بود که رابطه‌ای در دردسر افتاده. درست پشتِ سرِ آن، انتقادِ تندی است که به‌جای رفتار به خودِ شخص می‌تازد، «تو همیشه»، «تو هیچ‌وقت»، «چه مرگت است.» و بعد دیوارکشی، جایی که یکی از طرفین زیرِ فشار خاموش می‌شود و به سکوت می‌رود و آن‌یکی را با دیواری تنها می‌گذارد که با آن حرف بزند.

بیشترِ ما وقتی خسته و رنجیده‌ایم نسخه‌ای از این‌ها را انجام می‌دهیم. ترمیم بیشتر درباره‌ی مچ‌گیریِ خودمان است. به‌جای «تو هیچ‌وقت اینجا کمک نمی‌کنی»، گلایه‌ی مشخصی را که زیرش هست امتحان کنید: «من از پا افتاده‌ام و برای شام به یک دست کمک نیاز دارم.» به‌جای اینکه وقتی زیرِ آوارِ احساسات هستید خاموش شوید، نامش را بگویید و یک وقفه‌ی کوتاه بخواهید، و بعد واقعاً برگردید. بند آوردنِ این نشت‌ها به‌همان‌اندازه‌ی خوبی‌ای که اضافه می‌کنید مهم است، چون یک رابطه می‌تواند پر از لحظه‌های شیرین باشد و بازهم آرام‌آرام از راهِ تحقیری که به عادت بدل شده خالی شود.

درباره‌ی کسی که همین حالا هم می‌شناسید کنجکاو بمانید

در عشقِ طولانی دامی خاموش هست. جایی در میانِ راه تصمیم می‌گیرید که شناختنِ شریکتان تمام شده. پرونده‌ای ثابت از اینکه او کیست دارید، و به‌روزرسانی‌اش را متوقف می‌کنید. اما آدم‌ها مدام تغییر می‌کنند. کسی که آن‌طرفِ میز نشسته همان کسی نیست که با او آشنا شدید، و مطمئن‌ترین راه برای احساسِ دوری از کسی این است که همچنان با نسخه‌ای قدیمی از او رفتار کنید.

اینجاست که کنجکاوی خودش نوعی شعله می‌شود. زوج‌هایی که نزدیک می‌مانند معمولاً شناختی زنده از دنیای درونیِ یکدیگر نگه می‌دارند، اینکه این روزها چه چیزی نگرانشان می‌کند، امیدشان به چیست، چه چیزی تغییر کرده. گاتمن این را به‌روز نگه‌داشتنِ نقشه‌های شما از یکدیگر می‌نامد. به یک گفت‌وگوی بزرگ نیاز ندارد. به این آمادگی نیاز دارد که گاه‌وبیگاه پرسشی واقعی بپرسید و طوری گوش دهید که انگار ممکن است چیزی بشنوید که پیش‌تر نمی‌دانستید.

  • درباره‌ی چیزی جز کارهای روزمره بپرسید. «این روزها ذهنت درگیرِ چیست؟» «چیزی هست که چشم‌انتظارش باشی؟»
  • وقتی نظرشان درباره‌ی چیزی عوض شده متوجه شوید، و به‌جای اصلاح کردنشان با آنکه پیش‌تر که بوده‌اند، کنجکاو شوید.
  • چند چیز را که هنوز در حالِ رشدند برای خودتان نگه دارید، علاقه‌ها و دوستی‌های خودتان، تا هرکدامتان کسی بمانید که ارزشِ کنجکاو شدن دارد.

رشد کردن به‌عنوانِ یک فرد تهدیدی برای رابطه نیست. بخشی از همان چیزی است که دو نفر را برای یکدیگر جالب نگه می‌دارد.

میل، پایین‌دستِ پیوند است

خیلی‌ها در دل نگرانند که کم‌رنگ شدنِ نزدیکیِ جسمانی یعنی خودِ عشق رفته. معمولاً قضیه برعکس است. فاصله، دلخوری، هفته‌ها رو گرداندن از یکدیگر، این‌ها میل را مدت‌ها پیش از آنکه در معنایی عمیق‌تر چیزی میانتان به‌هم بریزد خالی می‌کنند. پژوهشِ تازگی این را هم تأیید می‌کند. زوج‌هایی که با هم به رشد و کشف ادامه می‌دهند، معمولاً میلِ بیشتری گزارش می‌کنند، نه کمتر، حتی سال‌ها بعد.

پس اگر آن بخش از ماجرا خاموش شده، اغلب کمتر درباره‌ی شعله‌ای گم‌شده است و بیشتر درباره‌ی نزدیکی‌ای که اول باید دوباره ساخته شود. آنجا با هم مهربان باشید. کنجکاوی معمولاً بیش از فشار کارساز است.

وقتی از یک دوره‌ی کسالت بزرگ‌تر است

یک دوره‌ی خشک و بی‌رمق طبیعی است. بیشترِ رابطه‌های طولانی چندتایی از آن را از سر می‌گذرانند. امتحان کردنِ چیزهای تازه، رو کردن به یکدیگر، مراقبت از آن تعادلِ پنج‌به‌یک، این‌ها بسیاری از زوج‌ها را به زمینِ محکم بازمی‌گردانند.

اما بعضی چیزها بیش از خودیاری می‌طلبند. اگر گفت‌وگوها مدام به تحقیر، دیوارکشی، یا همان یک دعوا در چرخه‌ای بی‌پایان می‌غلتند، یا اگر یکی از شما رها کرده و دیگر تلاش نمی‌کند، یک زوج‌درمانگر می‌تواند طوری کمک کند که یک فهرست از ایده‌های قرارِ عاشقانه نمی‌تواند. همین درست است اگر خیانتی رخ داده، اگر بیشتر از سرِ ترس یا وظیفه کنارِ هم مانده‌اید، یا اگر هرکدامتان افسردگی، اضطراب یا دردی کهنه را با خود حمل می‌کند که مدام به رابطه سرریز می‌شود. زودهنگام دست به‌سوی کمک بردن نشانه‌ی شکست‌خوردنِ رابطه نیست. یکی از عاشقانه‌ترین کارهایی است که دو نفر می‌توانند بکنند، و زوج‌ها اغلب خیلی بیش از آنچه باید صبر می‌کنند.

و اگر هر زمان کنارِ شریکتان احساسِ ناامنی کردید، آن به‌کلی وضعیتی دیگر است، و امنیتِ شما مقدم است. با کسی که به او اعتماد دارید یا با یک متخصص که می‌تواند به شما در فکر کردن به آن کمک کند صحبت کنید.

شعله در یک رابطه‌ی طولانی هرگز مقداری ثابت نبود که در آغاز به دستتان داده باشند و آرام‌آرام خرجش کرده باشید. چیزی است که شما دو نفر می‌سازیدش، در تجربه‌های تازه و مهربانی‌های کوچکِ روزانه، بارها و بارها. این باری بر دوش نیست. یعنی هیچ‌وقت برای شروع کردن دیر نیست.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.