Skip to main content

عملکرد · تمرین

همان بخشی را تمرین کنید که همیشه از آن رد می‌شوید

تمرین را از همان بخشی شروع کنید که همیشه از آن رد می‌شوید: آن سؤال تند و تیز، آن قسمت سخت، آن پاراگرافی که رویش سُر می‌خورید. سه بار تمرینِ تمیز همان یک بخش، با صدای بلند و با سرعت کامل، بیشتر از ده بار تمرین از ابتدا به کار می‌آید.

زنی که یک هالتر مشکی و خاکستری را بلند می‌کند.

عکس از Gursimrat Ganda در Unsplash

نکته‌های سریع

  • تمرین را از بخشی شروع کنید که از آن می‌ترسید، نه از ابتدا.
  • با صدای بلند و سرعت کامل، وگرنه اصلاً یک تکرار حساب نمی‌شود.
  • سه اجرای تمیز از بخش سخت، بهتر از ده اجرای آسان است.

شما در این کار خوب هستید. ساعت‌ها وقت گذاشته‌اید، مطلب را می‌شناسید، و اگر کسی شما را در راهرو نگه دارد و بخواهد وسط کار را برایش توضیح دهید، همان‌جا این کار را می‌کنید. دقیقاً به همین دلیل است که تمرین کردن دلپذیر می‌شود. تمرین به سمت بخش‌هایی می‌رود که از قبل خوب پیش می‌روند، چون تکرار آن‌ها حس تسلط می‌دهد و تکرار بخش سخت حس بلد نبودن چیزی می‌دهد. برای همین بیشتر آدم‌ها هر بار از اول شروع می‌کنند، ده دقیقه گرم و رضایت‌بخش می‌گیرند، و وقتی به بخشی می‌رسند که بی‌سروصدا از آن فرار می‌کردند، دیگر زمان تمام شده است.

اصلاح آن کوچک است، کمی ناراحت‌کننده است، و در همان یک جلسه سودش را برمی‌گرداند. از همان جایی شروع کنید که شروع کردنش می‌ترساندتان. پیش از آنکه تمرکزتان تمام شود، بهترین دقایقتان را با صدای بلند و با سرعت کامل به بخش سخت بدهید. بقیه‌ی آماده‌سازی شما از قبل روی پای خودش ایستاده است.

چرا همیشه بخش‌هایی را تمرین می‌کنم که از قبل در آن‌ها خوب هستم؟

چون تکرار چیزی که از قبل جواب می‌دهد حس پیشرفت می‌دهد، و توجه به سمتی می‌رود که پاداش آنجاست. تمرین پیش از آنکه یک برنامه‌ی زمانی باشد، یک نظام پاداش است، پس اگر به حال خودش رها شود، هر بار به سمت وسطِ راحت می‌لغزد.

دلیل دومی هم هست و دانستنش مفیدتر است. روانی حس تسلط می‌دهد. وقتی بخشی روان پیش می‌رود، سیگنال درونی قدرتمندی می‌گیرید که آن را یاد گرفته‌اید، و آن سیگنال مدت‌ها بعد از آنکه یادگیری واقعاً متوقف شده باشد هم روشن می‌ماند. بخش سخت سیگنال برعکس را می‌دهد، پس آن ناراحتی را دلیلی می‌بینید بر اینکه امروز روزِ آن نیست.

صادق بودن درباره‌ی اینکه صرفِ ساعت‌ها چه چیزی به شما می‌دهد هم کمک می‌کند. یک متاآنالیز که هر حوزه‌ی مهمی را که این سؤال در آن بررسی شده پوشش می‌دهد، دریافت که تمرین هدفمند 26 درصد از تفاوت عملکرد بین افراد را در بازی‌ها، 21 درصد را در موسیقی و 18 درصد را در ورزش توضیح می‌دهد. این واقعی است، اما اصلاً همه‌ی ماجرا نیست. بیشترِ باقی‌مانده در این است که چه چیزی را تمرین می‌کنید، نه اینکه چقدر آنجا نشسته‌اید، و این دقیقاً همان نیمی است که می‌توانید همین امروز بعدازظهر تغییرش دهید. دو نفر این هفته دقیقاً شش ساعت یکسان گذاشتند. یکی از آن‌ها پنج ساعت از آن را روی همان بخش آغازین گذاشت.

چطور بخشی را که همیشه از آن رد می‌شوم پیدا کنم؟

یک اجرای کامل را ضبط کنید و به‌جای خودتان، به ساعت نگاه کنید. بخشی که همیشه وقتی به آن می‌رسید که زمان تمام شده، یا بخشی که با یک یادداشت خصوصی برای برگشتن بعدی از روی آن سُر می‌خورید، همان بخش است.

سه نشانه‌ی قابل‌اعتماد وجود دارد و بیشتر آدم‌ها هر سه را با هم دارند. بخشی هست که هرگز بدون آنکه کسی جلویتان را بگیرد، با سرعت کامل اجرایش نکرده‌اید. سؤالی هست که در ذهنتان ده‌ها بار جوابش را داده‌اید و با صدای بلند هرگز. و لحظه‌ای هست که آن را با فعلی مثل رد کردن توصیف می‌کنید، همان کلمه‌ای که آدم‌ها وقتی به‌جای اجرا کردنِ یک بخش، دارند آن را تحمل می‌کنند سراغش می‌روند.

بعد جواب را به‌عنوان یک مکان بنویسید، نه یک احساس. میزان‌های 46 تا 58. اسلاید سوم. بخشی که قیمت‌گذاری را توضیح می‌دهم. از دقیقه‌ی نه تا دقیقه‌ی یازده. یک بخش سخت با یک زمانِ مشخص روی آن، تبدیل به تکه‌کاری با لبه‌های مشخص می‌شود، و دیگر روی حسی که نسبت به کل اجرا دارید نشت نمی‌کند. بدون نام، تمام هفته دنبالتان می‌آید و بی‌سروصدا باعث می‌شود هر بخش دیگری هم کمتر از آنچه واقعاً هست، آماده به‌نظر برسد.

واقعاً چطور بخش سخت را تمرین کنم؟

پیش از تمرین هر چیز دیگری، آن بخش را به‌تنهایی، با صدای بلند، با سرعت کامل، سه بار پشت سر هم اجرا کنید. صدای بلند و سرعت کامل، دو شرطی هستند که یک خواندنِ ساده را به یک تکرار واقعی تبدیل می‌کنند، چون هر دو همان سازوکاری را به کار می‌گیرند که همان روز از آن استفاده خواهید کرد.

سرد شروع کنید. بخش سخت وقتی به اتاق می‌رسد که صدایتان نیمه‌گرم است و تمرکزتان از قبل صرفِ ده دقیقه‌ی پیش از آن شده، پس اجرای تازه‌ی آن در ابتدای یک جلسه، به شرایط واقعی نزدیک‌تر از اجرای گرم آن در پایان جلسه است.

بعد آن را از حفظ و با یادداشت‌های بسته انجام دهید. آزمودن خودتان راهی برای سنجش آنچه می‌دانید نیست، راهی برای ساختن آن است. در آزمایشی که این نکته را به‌روشنی نشان داد، دانشجویانی که یک متن را دوباره خواندند، پنج دقیقه بعد بیشتر از دانشجویانی که خودشان را آزموده بودند به خاطر می‌آوردند، اما دو روز و یک هفته بعد به‌طور قابل‌توجهی کمتر، در حالی که تمام مدت حافظه‌ی خودشان را بالاتر ارزیابی می‌کردند. یادداشت‌های بسته حس بدتری می‌دهند، روزی که تمرین می‌کنید بدتر به‌نظر می‌رسند، و آن‌ها همان نسخه‌ای هستند که روزی که اهمیت دارد هنوز آنجاست.

سه اجرای تمیز، بعد بایستید و تمام کنید. چهار دقیقه، نه چهل دقیقه. این یک کار روزانه است، نه یک جلسه‌ی قهرمانانه، و کوتاه نگه داشتنش همان دلیلی است که پنج‌شنبه هم همچنان این کار را انجام خواهید داد.

اگر بخش سخت سؤالی باشد که ممکن است کسی بپرسد، چه؟

سه سؤالی را که کمترین تمایل را به شنیدنشان دارید بنویسید و به هرکدام در کمتر از چهل ثانیه با صدای بلند جواب دهید. یک سؤال تند و تیز، بخشی از اجرای شماست. فقط بخشی است که یک نفر دیگر آن را شروع می‌کند.

بیشتر آدم‌ها جواب‌ها را در ذهنشان آماده می‌کنند و هرگز آن‌ها را نمی‌گویند، و همین باعث می‌شود اولین نسخه‌ی گفته‌شده همان‌جا در اتاق اتفاق بیفتد. این پرهزینه است، چون ساختن یک جمله زیر فشار، اولین چیزی است که با رسیدن فشار می‌شکند.

جواب‌ها را کوتاه نگه دارید. چهل ثانیه شما را مجبور می‌کند تصمیم بگیرید جواب واقعی چیست، و یک جواب کوتاه که با آرامش گفته می‌شود، به شکلی تسلط بر موضوع را نشان می‌دهد که یک جواب طولانی هرگز نشان نمی‌دهد. شما یک متن را حفظ نمی‌کنید. دارید مطمئن می‌شوید اولین باری که دهانتان آن جمله را می‌سازد، همان لحظه‌ای نیست که اهمیت دارد.

و اگر نتوانید به یکی از آن سه جواب دهید، چیزی بهتر از یک مشکل تمرینی پیدا کرده‌اید. شکافی در خودِ کار پیدا کرده‌اید، در حالی که هنوز روزهایی روی ساعت برای بستنش باقی است، و همین ارزان‌ترین لحظه‌ای است که برای بستنش خواهید داشت.

چطور نگذارم بخش سخت در روز اصلی حس متفاوتی داشته باشد؟

آن را زیر کمی از همان فشاری که واقعاً با آن روبه‌رو خواهید شد تمرین کنید: یک نفر که تماشا می‌کند، گوشی‌ای که ضبط می‌کند، ایستاده، بدون اجازه‌ی شروع دوباره. مهارتی که فقط در شرایط راحت اجرا شده، مهارتی است که هنوز آن را نیازموده‌اید.

پژوهش درباره‌ی درماندن زیر فشار از سمت دیگر همان سازوکار را نشان می‌دهد. زیر فشار، یک اجراکننده‌ی تمرین‌دیده شروع به نظارت بر حرکاتی می‌کند که از قبل خودکار شده بودند، و همین نظارت است که آن‌ها را می‌شکند. جزئیات مفید این است که در آن آزمایش‌ها چه چیزی مشکل را حل کرد: گلف‌بازانی که در حالی تمرین کردند که کسی تماشایشان می‌کرد یا ضبط می‌شدند، دیگر زیر فشار درمانده نشدند، و گلف‌بازانی که با یک کار دومِ حواس‌پرت‌کننده تمرین کردند، همچنان درمانده شدند. دیده شدن در تمرین همان چیزی است که منتقل می‌شود، چون دیده شدن همان چیزی است که آن روز واقعاً اتفاق می‌افتد.

یک نفر کافی است. از یک همکار شش دقیقه وقت بخواهید و فقط یک دستور بدهید: واکنش نشان ندهید، نجاتم ندهید، فقط یک چهره باشید. اگر کسی آزاد نبود، دوربین گوشی‌تان بیشتر همان کار را انجام می‌دهد، چون ضبط شدن، بی‌سروصدا گزینه‌ی از نو شروع کردن را از بین می‌برد.

بخش سخت همان جایی است که کل کار بهتر می‌شود

هر چیزی که از آن فرار کرده‌اید، همان چیزی است که هنوز در دسترس شماست. آغاز کار تمام شده. وسط کار خوب است. آن دو دقیقه‌ای که همیشه رویش سُر می‌خورید، تنها جای باقی‌مانده‌ای است که این اجرا می‌تواند به شکلی بهتر شود که کسی متوجهش شود، و همین آن‌ها را به باارزش‌ترین دقایق هفته‌ی شما تبدیل می‌کند.

چند روز این کار را انجام دهید، شکل روزتان عوض می‌شود. وارد شدن در حالی که بدترین بخش از قبل پشت سرتان مانده، تجربه‌ای کاملاً متفاوت از وارد شدن با این امید است که آن بخش پیش نیاید. این جاه‌طلبی کوچک‌تری نیست، جاه‌طلبی بزرگ‌تری است که حدس و گمان از آن حذف شده. نام بخش سخت را بالای فهرست فردا بگذارید، تا نسخه‌ی فردای شما نتواند وانمود کند که آنجا نیست.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.