Skip to main content
کمک مالی

حرفه · درخواست

چطور گفتگوی حرفه‌ای را با مدیرتان شروع کنید

گفتگوی حرفه‌ای را با یک جمله شروع کنید، نه با یک پرونده: بگویید می‌خواهید درباره‌ی مسیر آینده‌تان صحبت کنید، نه درباره‌ی این فصل. یک مقصد دو ساله، شکافی که فکر می‌کنید وجود دارد، و یک کار مشخص که می‌خواهید مدیرتان انجام دهد را با خود بیاورید.

دو مرد داخل خانه پشت یک میز نشسته‌اند.

عکس از Timur Shakerzianov در Unsplash

نکته‌های سریع

  • موضوع را در دعوت‌نامه بنویسید تا کسی غافلگیر نشود.
  • یک درخواست مشخص که از او می‌خواهید انجام دهد، با خود بیاورید.
  • بعد از جلسه سه خط بفرستید تا مکتوب بماند.

شما می‌دانید که دو سال دیگر می‌خواهید کجا باشید. مدتی است که این را می‌دانید، و گفتگویی که می‌توانست شما را به آن سمت ببرد، چهار ماه است روی برنامه‌ی جلسات یک به یک شما مانده، هر بار پایین‌تر رفته، چون صدای فصل همیشه بلندتر از صدای دهه است.

این مشکل نظم نیست، مشکل چارچوب است. گفتگوی حرفه‌ای هر هفته از گزارش وضعیت شکست می‌خورد، چون گزارش وضعیت یک مهلت مشخص دارد و حرفه‌ی شما ندارد. راه‌حل ساده و عملی است: به این گفتگو جلسه‌ی مخصوص خودش را بدهید، در دعوت‌نامه اسم مخصوص خودش را بگذارید، و یک چیز مشخص را که می‌خواهید با آن از جلسه بیرون بیایید، مشخص کنید.

مدیرها هم از این موضوع فرار نمی‌کنند. بیشترشان منتظرند شما این گفتگو را باز کنید، چون اگر خودشان آن را باز کنند، ممکن است به نظر برسد که چیزی اشتباه است. پس شما این کار را انجام دهید. این هم آن جمله، آنچه باید با خود بیاورید، و تنها یک درخواست که از همه‌ی بقیه ارزشمندتر است.

چطور گفتگوی حرفه‌ای را با مدیرم شروع کنم؟

با یک جمله شروع کنید، نه با یک پرونده: می‌خواهم درباره‌ی مسیری که پیش رو دارم صحبت کنم، نه درباره‌ی این فصل. همین جمله را در دعوت‌نامه‌ی تقویم هم بنویسید تا کسی غافلگیر وارد جلسه نشود و کسی ده دقیقه‌ی اول را به این فکر نکند که آیا می‌خواهید استعفا بدهید.

دعوت‌نامه بیشتر از آن‌چه به نظر می‌رسد اهمیت دارد. جلسه‌ای که اسمش گپ‌وگفت است، مثل یک گپ‌وگفت با آن رفتار می‌شود، و شما وقتش را صرف چیزی می‌کنید که آن لحظه در حال سوختن است. جلسه‌ای که اسمش مسیر حرفه‌ای، سی دقیقه است، همان‌طور که هست با آن رفتار می‌شود، و مدیرتان با فکر کردن درباره‌اش وارد جلسه می‌شود، و همین تمام تفاوت میان یک پاسخ مفید و یک پاسخ فی‌البداهه است.

سی دقیقه اندازه‌ی درست است. تحقیقات Gallup درباره‌ی گفتگوهای مدیریتی، بازه‌ی اثربخش را پانزده تا سی دقیقه، اگر به‌طور منظم برگزار شود، تعیین می‌کند، و می‌گوید فقط حدود شانزده درصد کارکنان آخرین گفتگویشان با مدیرشان را بسیار معنادار توصیف می‌کنند. این یک معیار پایین برای گذر کردن است، و گذشتن از آن بیشتر به این برمی‌گردد که با یک موضوع بروید، نه با یک حال و هوا.

یک نکته‌ی دیگر درباره‌ی زمان‌بندی. این جلسه را در همان هفته‌ای که ارزیابی عملکرد یا چرخه‌ی حقوق برگزار می‌شود، برنامه‌ریزی نکنید. در ماشین ارزیابی جذب می‌شود و از آن طرف به‌صورت یک بحث امتیازدهی بیرون می‌آید، که چیزی نیست که برای آن آمده بودید.

واقعاً چه چیزی باید به این گفتگو بیاورم؟

سه چیز بیاورید و نه بیشتر: این‌که تقریباً دو سال دیگر می‌خواهید کجا باشید، فکر می‌کنید الان چه چیزی کم دارید، و یک کار مشخص که می‌خواهید مدیرتان انجام دهد. سه مورد در ذهن یک نفر جا می‌شود، و مدیری که بتواند درخواست شما را در ذهنش نگه دارد، می‌تواند آن را به کس دیگری هم تکرار کند.

مقصد دو ساله را به‌جای عنوان شغلی، به‌شکل یک سطح یا حیطه‌ی مسئولیت بیان کنید، چون عنوان‌ها از شرکتی به شرکت دیگر فرق می‌کنند اما حیطه‌ی مسئولیت فرق نمی‌کند. صاحب یک حوزه‌ی محصول بودن. هدایت جهت فنی یک تیم. کسی بودن که حساب‌های سخت به او ارجاع می‌شود. این نسخه قابل انتقال است، و حتی اگر آن عنوان دقیق هرگز اینجا باز نشود، به مدیرتان چیزی برای نشانه‌گیری می‌دهد.

برای بخشی که کم است، به‌جای یک سؤال باز، با حدس صادقانه‌ی خودتان بیایید. حدس من این است که من هیچ‌وقت چیزی بین‌بخشی هدایت نکرده‌ام، و همین چیزی است که بین من و سطح بعدی ایستاده. یک حدس، دعوتی برای اصلاح است، و اصلاح همان چیزی است که واقعاً می‌خواهید، در حالی که یک سؤال باز، دعوتی برای یک تعریف و بعد سکوت است. سابقه‌تان را هم بیاورید. شش خط کافی است: چه کردید، به‌خاطر آن چه تغییر کرد، و چه کسی آن را دید. هیچ‌کس ماه مارس را به یاد نمی‌آورد، حتی خودتان، برای همین باید پیش از جلسه روی کاغذ باشد، نه در حافظه‌تان در طول جلسه.

تنها چیزی که ارزش درخواست کردن از مدیرم را دارد چیست؟

از او بخواهید حامی شما باشد، و کلمات لازم را هم به او بدهید. یک منتور (راهنما) با شما صحبت می‌کند، اما یک حامی (اسپانسر) اسم شما را در اتاقی می‌برد که شما در آن نیستید، و ترفیع‌ها در همان اتاق‌هایی تصمیم‌گیری می‌شوند که شما در آن‌ها نیستید.

بیشتر خواننده‌ها فقط کلمه‌ی اول را دریافت کرده‌اند، برای همین خیلی از گفتگوهای حرفه‌ای با پیشنهاد قهوه‌ی بیشتر و نصیحت بیشتر تمام می‌شود. نصیحت مانع نیست. مانع این است که وقتی اسم شما در جلسه‌ی کالیبراسیون مطرح می‌شود، یک نفر باید بتواند کار شما را در یک جمله‌ی مشخص توصیف کند، و آن فرد شما نخواهید بود.

پس آن را ساده کنید. درخواست این‌طور شنیده می‌شود: از شما می‌خواهم اسم مرا در اتاق کالیبراسیون بگویید، و این سه خط برای گفتن است. بعد آن سه خط را، از قبل نوشته‌شده، تحویل بدهید، هرکدام نام‌گذاری کارتان و آنچه به‌خاطر آن تغییر کرد. کار Catalyst درباره‌ی حمایت، این تفاوت را به‌روشنی نشان می‌دهد: راهنمایی برای رشد ضروری است، اما به‌تنهایی برای بالا بردن کسی کافی نیست، و حمایت فعال همان بخشی است که واقعاً حرکت می‌دهد. یک مدیر می‌تواند صادقانه ترفیعی را که کنترلش دست او نیست رد کند. اما تقریباً هیچ‌کس این را رد نمی‌کند، چون هزینه‌ای برایش ندارد و او را به‌شکل کسی نشان می‌دهد که در تیمش استعداد دارد.

بعد این چرخه را از سمت دیگر هم ببندید، در یک خط و بدون هیچ موعظه‌ای. یک نفر در تیم خودتان را نام ببرید که می‌توانید دقیقاً همین کار را برای او انجام دهید، و در جلسه‌ی بعدی‌تان جمله‌ی او را بلند بگویید. متوجه می‌شوید که از سمت دهنده، این کار چقدر ارزان است، و همین سریع‌ترین راه برای این است که دیگر درباره‌ی درخواست کردن معذب نباشید.

اگر مدیرم بگوید الان چیزی موجود نیست، چه باید بکنم؟

آن را یک پاسخ واقعی بدانید و ادامه دهید، چون در دسترس بودن سؤالی جدا از آماده بودن است. بپرسید چه چیزی باید درست باشد تا وقتی چیزی باز شد، شما نامزد بدیهی آن باشید، و بپرسید بعدی که چنین تصمیمی گرفته می‌شود کِی خواهد بود.

موقعیت‌ها روی جدول زمانی باز می‌شوند که هیچ‌کس آن را منتشر نمی‌کند. آن‌چه می‌خواهید مشخص کنید این نیست که آیا امروز شغلی هست، بلکه این است که آیا وقتی یکی باشد، شما از قبل در آن جمله هستید. پس به آرامی روی دو نکته‌ی مشخص فشار بیاورید. چه کاری از حالا تا آن زمان استدلال من را می‌سازد. چه کسی دیگری باید آن کار را ببیند تا به‌حساب بیاید.

اگر پاسخ صادقانه این باشد که این سطح اینجا وجود ندارد، این جلسه‌ی بدی نیست. این یک جلسه‌ی خیلی خوب است، هجده ماه زودتر از آن‌چه در غیر این صورت برگزار می‌کردید، و به شما می‌گوید با سال بعد چه کار کنید. Pew Research دریافت که در میان کسانی که در سال 2021 شغل خود را ترک کردند، شصت و سه درصد نبود فرصت پیشرفت را دلیلی عنوان کردند، برابر با حقوق کم. بیشتر آن افراد این را به‌آرامی فهمیدند. شما همین حالا سریع فهمیدید، و سرعت خیلی ارزش دارد.

چطور نگذارم این گفتگو تبدیل به ارزیابی عملکرد شود؟

در سی ثانیه‌ی اول مرز را بلند بگویید و بعد آن را حفظ کنید: این درباره‌ی این فصل نیست، و من به‌دنبال بازخورد درباره‌ی کار فعلی‌ام نیستم. اگر گفتگو باز هم منحرف شد، یک‌بار این انحراف را با گرمی نام ببرید و برگردانید.

منحرف شدن پیش‌فرض است. مدیرتان بر اساس فصل‌ها کار می‌کند، پیش از ورود به همین فصل فکر می‌کرده، و واژگان امتیازدهی و اهداف درست همان سطح رویی است. معمولاً یک جمله این را درست می‌کند: این مفید است و می‌خواهم به آن برگردم، و برای سؤال دو ساله بیست دقیقه‌ی دیگر وقت دارم.

اگر پاسخ آن‌چیزی نبود که امیدوار بودید، ثابت بمانید. آرامش در همین نیم‌ساعت مشخص یک ویژگی شخصیتی نیست، یک تاکتیک است، چون کسی که نقش بعدی شما را تصمیم می‌گیرد، بی‌صدا اندازه می‌گیرد که چطور با اطلاعاتی که نمی‌خواستید برخورد می‌کنید. می‌توانید بعداً، در خلوت و به‌طور کامل ناامید شوید. در اتاق، آن را یادداشت کنید و سؤال بعدی را بپرسید.

بعد سه خط بفرستید و گفتگو واقعی می‌شود

ظرف یک روز، سه خط بفرستید: این چیزی است که گفتم می‌خواهم، این چیزی است که شما گفتید کم است، این چیزی است که توافق کردیم بعد چه اتفاقی می‌افتد و تا کِی. از او بخواهید هر چیزی را که اشتباه نوشته‌اید اصلاح کند. تمام پیگیری همین است، و یک گفتگوی گرم را به یک سند مشترک تبدیل می‌کند که از یک بازسازماندهی، یک مدیر جدید، و یک فصل بد جان سالم به‌در می‌برد.

بعد جلسه‌ی بعدی را در تقویم بگذارید، تقریباً یک فصل بعد. گفتگوی حرفه‌ای یک رویداد نیست، یک سری است، و دومی خیلی راحت‌تر از اولی است چون برنامه از قبل وجود دارد. اولی تنها گفتگویی است که تا حدی مثل تحمیل به نظر می‌رسد، و آن حس تقریباً بعد از نود ثانیه از بین می‌رود.

هیچ‌کدام از این‌ها از شما نمی‌خواهد کمتر بخواهید یا کمتر تلاش کنید. از شما می‌خواهد یک جمله را صرف چیزی کنید که چهار ماه است حمل می‌کنید، تا تلاشی که همین حالا می‌کنید جایی فرود بیاید که دیده شود. همین هفته آن را برنامه‌ریزی کنید. آن فصل، جمعه هم همان‌جا خواهد بود.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.