Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روابط · تعارض و ترمیم

حالتِ تدافعی: چطور متوجهش شویم و از آن بیرون بیاییم

کسی که دوستش داری نگرانی‌ای مطرح می‌کند، و پیش از آنکه جمله‌اش را تمام کند تو همین حالا داری دفاعیه‌ات را می‌سازی. آن واکنشِ خودکار یک نام دارد، و یک راهِ خروج دارد. اینجا می‌بینی چطور حالتِ تدافعی را زود بگیری و حرکتِ بهتری انتخاب کنی.

سایه‌نمای مرد و زنی نشسته روی یک صندلیِ بی‌پشتی

عکس از Etienne Boulanger در Unsplash

نکته‌های سریع

  • اولین جملهٔ تدافعی را قورت بده.
  • پیش از جواب دادن یک نفسِ آهسته بکش.
  • همان یک بخشِ درست را آرام بپذیر.

کسی می‌گوید «راستی، یادت رفت به لوله‌کش زنگ بزنی»، و یک آتشِ کوچک در سینه‌ات شعله می‌کشد. تو تصمیم نگرفتی که این را حس کنی. فقط آنجاست. و کلماتی که بعد بیرون می‌آیند واقعاً دربارهٔ لوله‌کش نیستند. دربارهٔ این‌اند که هفته‌ات چقدر شلوغ بود، اینکه نمی‌شود انتظار داشت همه‌چیز را به یاد بیاوری، اینکه آن‌ها هم می‌توانستند زنگ بزنند.

این حالتِ تدافعی است. بیشترِ ما بی‌آنکه متوجه شویم این کار را می‌کنیم، معمولاً با کسانی که به آن‌ها نزدیک‌تریم، و معمولاً درست در لحظه‌ای که کمی صداقت کمک می‌کرد.

خبرِ خوب این است که این یک واکنشِ خودکار است، نه یک عیبِ شخصیتی. واکنش‌های خودکار را می‌شود قطع کرد، همین که یاد بگیری از درون چه حسی دارند.

واقعاً چیست

حالتِ تدافعی یعنی محافظت از خود. Gottman Institute، که ده‌ها سال زوج‌ها را مطالعه کرده، آن را دفع کردنِ یک حملهٔ ادراک‌شده از راهِ خشمِ حق‌به‌جانب یا قربانی‌نماییِ معصومانه توصیف می‌کند. زبانِ رسمی را که کنار بزنی، به یک پیام خلاصه می‌شود که وقتی حس می‌کنی به گوشه رانده شده‌ای می‌فرستی: *مشکل من نیستم، تویی.*

این پیام می‌تواند بلند باشد یا آرام. گاهی یک ضدحمله است. گاهی یک «باشه، پس من آدمِ افتضاحی‌ام» زخم‌خورده است. گاهی یک فهرست از دلیل‌هاست، که خیلی آرام ارائه می‌شود، و همه‌شان روی هم می‌شوند *این تقصیرِ من نیست.* شکلش فرق می‌کند. کارکردش یکی است. داری سعی می‌کنی ناراحتی را متوقف کنی بی‌آنکه مجبور باشی به آنچه طرفِ مقابل همین حالا روی میز گذاشت نگاه کنی.

این چرا برای کسانی که برایت مهم‌اند اهمیت دارد. پژوهشگرانِ Gottman دریافتند که حالتِ تدافعی یکی از الگوهایی است که به‌شکلی قابلِ‌اتکا در طولِ زمان یک رابطه را فرسوده می‌کند. نه چون کسی بی‌رحم است، بلکه چون حالتِ تدافعی در را روی گفت‌وگوی واقعی می‌بندد. شریکت با یک چیزِ واقعی پیشت آمد. تو آن را همان‌جا دستش پس دادی. حالا دو آدمِ ناراحت هستند و هنوز به لوله‌کش زنگ زده نشده.

چرا بدنت پیش از خودت به آنجا می‌رسد

دلیلِ اینکه کنترلِ این این‌قدر سخت است این است که واقعاً در بخشِ متفکرِ مغزت اتفاق نمی‌افتد. پایین‌تر و سریع‌تر از آن اتفاق می‌افتد.

وقتی بازخورد مثلِ یک تهدید فرود می‌آید، بدنت همان‌طور که به هر تهدیدی واکنش می‌دهد واکنش نشان می‌دهد. ضربانِ قلب بالا می‌رود. توجه تنگ می‌شود. دیگر طرفِ مقابل را نمی‌شنوی و شروع می‌کنی به شکارِ شواهدی که حق با توست. Daryl Van Tongeren، روان‌شناس، در نوشته‌ای برای Greater Good Science Center در UC Berkeley به چند موتورِ خاموش زیرِ همهٔ این‌ها اشاره می‌کند: ما می‌خواهیم حق با ما باشد، در یک دنیای نامطمئن قطعیت می‌خواهیم، و معمولاً آنچه می‌شنویم را از صافیِ آنچه از قبل باور داریم رد می‌کنیم. انتقاد هر سه را یک‌جا به لرزه درمی‌آورد.

اغلب یک لایهٔ عمیق‌تر هم هست. اگر بخشی از تو گمان کند که یک اشتباه ثابت می‌کند که تو در بنیاد به‌قدرِ کافی خوب نیستی، آن‌وقت حتی بازخوردِ ملایم هم مثلِ یک حکم حس می‌شود. تو در برابرِ آن نظر دفاع نمی‌کنی. در برابرِ آنچه می‌ترسی آن نظر دربارهٔ تو معنا بدهد دفاع می‌کنی.

و دقیقاً به همین دلیل است که حرکتی که جواب می‌دهد «بیشتر تلاش کن آرام بمانی» نیست. زودتر از آن است.

گرفتنش در همان نیم‌ثانیه‌ای که داری

حالتِ تدافعی یک نشانه دارد. تقریباً همیشه پیش از آنکه به دهانت برسد خودش را در بدن اعلام می‌کند، و همان شکاف، هرچقدر هم کوتاه، جایی است که آزادیِ تو در آن زندگی می‌کند.

سیگنال‌های خودت را یاد بگیر. برای خیلی‌ها یک سفتیِ ناگهانی در سینه یا فک است، یک موجِ گرما، یا آن حسِ مشخصِ شکل گرفتنِ یک ردیه در حالی که طرفِ مقابل هنوز دارد حرف می‌زند. همان آخری ارزشِ مراقبت دارد. همان لحظه که متوجه می‌شوی به‌جای گوش دادن داری جوابت را تمرین می‌کنی، گرفتی‌اش.

وقتی حسش کردی، کمتر کن، نه بیشتر.

  1. حرف زدن را متوقف کن. اولین جملهٔ تدافعی همان است که آسیب را می‌زند. اگر فقط بتوانی نگویی‌اش، همین حالا نتیجه را عوض کرده‌ای.
  2. یک نفسِ آهسته بکش. یک بازدمِ بلند به بدنت می‌گوید که این اورژانس واقعی نیست. پیش از آنکه قضاوتت برگردد به بدنی کمی آرام‌تر نیاز داری.
  3. برای خودت یک لحظه بخر. «بگذار یک لحظه با این بمانم» یک جملهٔ کامل و صادقانه است. تقریباً هیچ‌چیز در یک گفت‌وگوی سخت به یک جوابِ آنی نیاز ندارد.
  4. به‌جای بحث، بپرس. «می‌شود بیشتر توضیح بدهی منظورت چیست؟» یک رویارویی را دوباره به یک گفت‌وگو تبدیل می‌کند، و برایت وقت می‌خرد تا آن چیزی را که داشتی رویش حرف می‌زدی بشنوی.

هیچ‌کدامِ این‌ها از تو نمی‌خواهد موافقت کنی. فقط در را به‌قدرِ کافی باز نگه می‌دارد که بفهمی آیا چیزِ درستی در آنچه گفته شد هست.

حرکتی که تمامش می‌کند: آن بخشی که درست است را پیدا کن

پادزهری که کارِ Gottman به آن اشاره می‌کند به‌شکلی خلع‌سلاح‌کننده ساده است. مسئولیتِ سهمِ خودت را بپذیر. حتی یک سهمِ کوچک را.

این آدم‌ها را به اشتباه می‌اندازد چون «مسئولیت بپذیر» را «اعتراف کن که کاملاً اشتباه کرده‌ای» می‌شنوند. معنایش این نیست. تقریباً هر شکایتی یک تکهٔ باریک از حقیقت در خود دارد، و تو فقط باید همان تکهٔ باریک را بپذیری. «حق داری، یادم رفت، و می‌فهمم چرا این کلافه‌کننده است.» همین. کلِ بحث را واگذار نکرده‌ای. قبول نکرده‌ای که شریکِ بدی هستی. فقط همان یک چیزِ درست را تأیید کرده‌ای، و همین تأیید کردن است که می‌گذارد طرفِ مقابل دست از فشار بردارد.

وقتی این کار را می‌کنی چیزی جابه‌جا می‌شود. طرفِ مقابل آمادهٔ دعوا آمده بود و به‌جایش موافقت گرفت. دما پایین می‌آید. حالا شما دو نفری هستید که با هم به یک مشکل نگاه می‌کنید، نه دو نفری که برای همدیگر *خودِ* مشکل‌اند.

Douglas Stone و Sheila Heen، که در Harvard دربارهٔ گفت‌وگوهای دشوار درس می‌دهند و کتابِ *Thanks for the Feedback* را نوشتند، یک عادتِ به‌دردبخور برای موارد سخت‌تر توصیف می‌کنند: پیام را از پیام‌آور جدا کن. وقتی بازخورد از کسی می‌آید که اعصابت را خرد می‌کند، یا ناشیانه بیان می‌شود، به‌راحتی کلِ ماجرا را به‌خاطرِ نحوهٔ رسیدنش دور می‌اندازی. توصیهٔ آن‌ها این است که از ورای نحوهٔ ارائه نگاه کنی و بپرسی آیا به‌هرحال چیزی ارزشِ یاد گرفتن در آن هست. بازخورد می‌تواند بد بیان شده باشد و باز هم تا حدی درست باشد.

ساختنِ نسخهٔ درازمدت

گرفتنِ حالتِ تدافعی در همان لحظه مهارتِ درونِ‌بازی است. یک نوعِ آهسته‌ترِ کار هم هست که آن لحظه را آسان‌تر می‌کند، و بیشتر وقتی اتفاق می‌افتد که اصلاً کسی از تو انتقاد نمی‌کند.

  • آگاهانه با ناکامل بودن راحت شو. هرچه با عیب‌های خودت بیشتر احساسِ خانه کنی، هر تکهٔ منفردِ بازخورد کمتر می‌تواند تو را از پا دربیاورد. Van Tongeren مستقیم این را نام می‌برد: وقتی از قبل با این واقعیت که محدودیت داری کنار آمده‌ای، شنیدنِ یکی از آن‌ها کمتر می‌سوزاند.
  • گرایش‌هایت را بشناس. Stone و Heen پیشنهاد می‌کنند مراقبِ الگوهای خودت در نحوهٔ دریافتِ بازخورد باشی، چون همین که بتوانی آمدنِ واکنشِ همیشگی‌ات را ببینی، می‌توانی واکنشِ دیگری انتخاب کنی.
  • «کارِ بدی کردم» را از «آدمِ بدی هستم» جدا کن. این‌ها در گرمای لحظه یکسان حس می‌شوند و یکی نیستند. می‌توانی اشتباهی کرده باشی و باز هم آدمِ خوبی باشی. نگه داشتنِ هر دو با هم بیشترِ آن مهارت است.
  • به یاد بیاور از چه چیزی داری محافظت می‌کنی. غریزهٔ دفاع از خودت دارد سعی می‌کند تو را در امان نگه دارد. در رابطه‌ای که برایت مهم است، آن چیزی که واقعاً ارزشِ محافظت دارد خودِ رابطه است، و به آن با گوش دادن بهتر خدمت می‌شود تا با بردن.

وقتی این بزرگ‌تر از یک عادت است

گاهی حالتِ تدافعی بیشتر از یک واکنشِ خودکار است که بتوانی با تمرین از آن بگذری. اگر حتی بازخوردِ ملایم مرتب تو را به یک سقوطِ مارپیچی می‌اندازد که ساعت‌ها یا روزها طول می‌کشد تا از آن بهبود یابی، اگر می‌بینی که نمی‌توانی نگرانیِ کسی را بشنوی بی‌آنکه احساسِ موردِ‌حمله بودن کنی، یا اگر این الگو هرچقدر هم تلاش کنی مدام به رابطه‌ها آسیب می‌زند، این ارزشِ جدی گرفتن دارد به‌جای اینکه با چنگ‌ودندان تحملش کنی.

اغلب زیرِ آن سطح از واکنش‌پذیری یک تاریخِ حساس هست، و یک درمانگرِ خوب می‌تواند کمکت کند امن‌تر از آنچه خودت می‌توانی به آن برسی. مشاورهٔ زوجی هم می‌تواند کمک کند وقتی دو نفر مدام در همان حلقه گیر می‌کنند و ظاهراً نمی‌توانند خودشان راهِ خروج را پیدا کنند. دست بردن به‌سمتِ آن جور کمک اعترافی به این نیست که در آرام بودن شکست خورده‌ای. یکی از خوداحترام‌گذارانه‌ترین کارهایی است که یک آدم می‌تواند بکند.

دفعهٔ بعد که آن آتشِ کوچک در سینه‌ات شعله می‌کشد، لازم نیست بر اساسش عمل کنی. فقط باید متوجهش شوی، یک بار نفس بکشی، و آن یک چیزِ درست را در آنچه شنیدی پیدا کنی. همهٔ آن مهارت همین است، و کافی است.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.