Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روابط · تعارض و ترمیم

چطور با کسی که دوستش داری مخالف باشی و نزدیک بمانی

یک دعوا با کسی که دوستش داری می‌تواند مثلِ مدرکی حس شود بر اینکه چیزی خراب شده. معمولاً برعکس است. این‌طور می‌شود جوری بحث کرد که پیوند را حفظ کند به‌جای اینکه ذره‌ذره فرسایشش دهد، و این‌طور می‌شود راهِ برگشت را پیدا کرد وقتی یکی‌تان زیاده‌روی کرد.

زن و مردی نشسته که در روز با هم صحبت می‌کنند

عکس از Leslie Jones در Unsplash

نکته‌های سریع

  • تحقیر را بگیر و زمینش بگذار.
  • درخواستِ یک مکث کن، بعد برگرد.
  • دست به ترمیم بزن، حتی اگر ناشیانه باشد.

تو آن حرف را زدی. او هم جوابش را داد. حالا هر دو توی آشپزخانه ایستاده‌اید، قلب‌هایتان تند می‌زند، و بخشِ خاموشی از تو دارد با خودش فکر می‌کند که آیا قرار بوده دوست داشتنِ همدیگر این‌قدر سخت حس شود.

قرار بوده. نزدیک‌ترین رابطه‌ها بیشترین اصطکاک را می‌سازند، چون شما دو آدمِ کاملید که یک زندگی را شریکید، و هیچ دو آدمی دقیقاً یک چیز را در دقیقاً یک زمان نمی‌خواهند. هدف هیچ‌وقت یک رابطهٔ بدونِ تعارض نبوده. یک رابطه که در آن اصلاً هیچ اختلافی نیست معمولاً یعنی کسی برای حفظِ آرامش سکوت کرده، و سکوت هزینهٔ بلندمدتِ خودش را دارد. کینه در همان جاهایی رشد می‌کند که پیش‌تر صداقت بود.

پس پرسشی که ارزشِ پرسیدن دارد این نیست که چطور دعوا را متوقف کنیم. این است که چطور جوری دعوا کنیم که در سویِ دیگرش نزدیک‌تر شویم.

چه چیزی واقعاً خبر از دردسر می‌دهد

پژوهشگرانی که دهه‌ها زوج‌ها را در آزمایشگاه هنگامِ بحث تماشا کرده‌اند، اینجا چیزِ به‌دردبخوری یافتند. اینکه یک زوج شکوفا شود یا از هم بپاشد، خیلی کم به این ربط دارد که چند بار اختلاف پیدا می‌کنند، یا حتی با چه صدایی. به این ربط دارد که هنگامِ اختلاف چطور با هم رفتار می‌کنند.

انجمنِ روان‌شناسیِ آمریکا آن را ساده می‌گوید: زوج‌هایی که تعارض را با عادت‌های ویرانگر مدیریت می‌کنند، داد زدن، حمله‌های شخصی، یا کنار کشیدن از گفت‌وگو، بیشتر احتمال دارد از هم جدا شوند تا زوج‌هایی که سازنده بحث می‌کنند، با گوش دادن به طرف مقابل و تلاش برای فهمِ آنچه او حس می‌کند. همان مقدار اختلاف. نتیجه‌ای کاملاً متفاوت.

تیمِ پژوهشیِ John Gottman چهار عادت را نام برد که آسیبِ واقعی را وارد می‌کنند. مراقبِ این‌ها در خودت باش، نه فقط در شریکت:

  • انتقاد که به‌جای مشکل، سراغِ خودِ شخص می‌رود. «یادت رفت زنگ بزنی» یک گله است. «تو خیلی خودخواهی، هیچ‌وقت به کسی جز خودت فکر نمی‌کنی» حمله به هویتِ اوست.
  • تحقیر، که خورنده‌ترینشان است. چشم‌غره، کنایه، مسخره کردن، از بالا حرف زدن. به طرف مقابل می‌گوید که دیگر برایش احترام قائل نیستی، و بیش از هر چیزِ دیگری در این فهرست آسیب می‌زند.
  • حالت دفاعی، که با یک بهانه یا یک اتهامِ متقابل به گله پاسخ می‌دهد. راهی است برای گفتنِ اینکه مشکل تماماً از آنِ اوست.
  • دیوارکشی، سنگ شدن و بستنِ خود، ترکِ عاطفیِ اتاق حتی اگر بدنت سرِ جایش بماند.

هیچ‌کدامِ این‌ها نقصِ شخصیتی نیستند. چیزهایی‌اند که تقریباً هرکس وقتی حس می‌کند به او حمله شده و از احساسات لبریز است، سراغشان می‌رود. کار این است که متوجه شوی کِی یکی از آن‌ها را برداشته‌ای، و زمینش بگذاری.

پیش از آنکه کلمه‌ای بگویی

بیشترِ بحث‌ها سرِ محتوا باخته نمی‌شوند. در نودِ ثانیهٔ اول باخته می‌شوند، وقتی سیستمِ عصبیِ یک نفر به آژیرِ کامل می‌رود و مغزِ متفکر بی‌سروصدا از سیستم خارج می‌شود.

این حالت را می‌شناسی. تپشِ قلب، صورتِ داغ، آن یقینِ ناگهانی که حق با توست و طرف غیرقابل‌تحمل است. این لحظهٔ حل‌وفصلِ هیچ چیزی نیست. هیچ‌کس در حالی که بدنش آمادهٔ دعواست خوب مذاکره نمی‌کند. درمانگرانِ Cleveland Clinic می‌گویند کاملاً اشکالی ندارد که پیش از یک گفت‌وگوی سخت یکی دو روز وقت بگذاری، تا مطمئن شوی پیش از شروع آرام و روشنی.

پس وقتی حس کردی داری بالا می‌روی:

  1. نامش را ببر، حتی فقط برای خودت. «الان از احساسات لبریزم.» کلمه گذاشتن روی احساس، کمی از داغی‌اش را می‌گیرد.
  2. درخواستِ یک مکث کن، نه یک خروج. بینِ «پانزده دقیقه لازم دارم، دارم از این ماجرا فرار نمی‌کنم» و با عصبانیت بیرون رفتن، تفاوتی واقعی هست. اولی از گفت‌وگو محافظت می‌کند. دومی به آن پایان می‌دهد.
  3. کاری کن که واقعاً بدنت را آرام کند. یک قدم زدنِ آهسته، یک بازدمِ بلند، یک لیوان آب. نمی‌توانی با استدلال خودت را به آرامش برسانی در حالی که سیستمت هنوز در آژیر است. اول باید بدن را پایین بیاوری.

قاعده‌ای که یک وقفه را کارآمد می‌کند: هرکس مکث را اعلام کند مسئولِ برگشتن است. یک تایم‌اوت راهی برای بردن با ناپدید شدن نیست. راهی است برای برگشتن به شکلِ آدمی که ترجیح می‌دهی باشی.

چطور حرفِ سخت را بی‌آنکه زخم بزنی بگویی

وقتی حرف می‌زنی، جملهٔ آغازین تقریباً از هر چیزی که پس از آن می‌آید مهم‌تر است. نرم شروع کن، شریکت را با خودت نگه می‌داری. با یک اتهام شروع کن، ساعتِ بعد را به‌جای آن چیزی که واقعاً دردت آورده، سرِ خودِ اتهام دعوا می‌کنی.

یک ساختارِ ساده که جواب می‌دهد، برگرفته از شیوه‌ای که درمانگرها ارتباطِ توأم با ابرازِ وجود را آموزش می‌دهند: مشکل را نام ببر، احساس را نام ببر، بعد خواسته را مطرح کن. همه از سمتِ خودت.

«وقتی برنامه‌ها لحظهٔ آخر عوض می‌شوند و من خبردار نمی‌شوم، احساس می‌کنم بیرونِ جریانم. می‌شود راهی پیدا کنیم که همدیگر را در جریان بگذاریم؟»

این را با «تو همیشه همین کار را می‌کنی» مقایسه کن. یکی شریک را به درون دعوت می‌کند. دیگری او را محاکمه می‌کند. جادویش ادبِ محض نیست. این است که با یک احساس واقعاً نمی‌شود بحث کرد. شریکت می‌تواند سرِ اینکه «همیشه» دیر کرده یا نه مجادله کند. اما نمی‌تواند سرِ اینکه تو احساسِ کنار گذاشته شدن کردی مجادله کند، پس چیزی برای دفاع در برابرش نیست، و هر دو می‌توانید در یک سمتِ میز بمانید.

چند چیزِ دیگر که نمی‌گذارند یک اختلاف ترش شود:

  • روی یک موضوع بمان. همان لحظه که گلهٔ ماهِ پیش و حرفی که مادرش زد را وسط می‌کشی، دیگر مشغولِ حلِ یک مشکل نیستی و شروع به ساختنِ یک پرونده کرده‌ای. آن را به همان یک چیزی که پیشِ رویت است محدود کن.
  • برای فهمیدن گوش بده، نه برای پُر کردنِ دوبارهٔ خشاب. بیشترِ ما با پاسخِ نیمه‌آماده گوش می‌دهیم. به‌جایش سراغِ دقت برو. «پس آنچه سوزاندت این بود که من بی‌آنکه از تو بپرسم تصمیم گرفتم، درست است؟» آدم‌ها وقتی حس می‌کنند واقعاً شنیده شده‌اند سریع نرم می‌شوند.
  • بگذار شریکت تا حدی حق داشته باشد. تو تقریباً هیچ‌وقت همه‌اش را در اختیار نداری. پیدا کردنِ آن ده درصدی که با آن موافقی، تسلیم شدن نیست. راهی است که یک دیوار دوباره به یک گفت‌وگو تبدیل می‌شود.

وقتی یکی‌تان از خط رد می‌شود

باز هم گاهی این را خراب خواهی کرد. همه می‌کنند. از کوره در می‌روی، حرفِ برنده را می‌زنی، وقتی قرار بود گوش بدهی چشم‌غره می‌روی. زوج‌هایی که می‌مانند آن‌هایی نیستند که هرگز به هم زخم نمی‌زنند. آن‌هایی هستند که ترمیم می‌کنند، و سریع هم انجامش می‌دهند.

آزمایشگاهِ Gottman دریافت که تلاش‌های کوچکِ ترمیم در حینِ دعوا، کمی شوخی، دستی روی بازو، «صبر کن، می‌شود از نو شروع کنیم؟»، یکی از روشن‌ترین نشانه‌های رابطه‌ای است که دوام خواهد آورد. ترمیم لازم نیست ظریف باشد. فقط باید واقعی باشد، و باید بیاید.

یک ترمیمِ واقعی چه شکلی است:

  • سهمِ مشخصِ خودت را بپذیر، بی‌آنکه جمله‌ای اضافه کنی که آن را باطل کند. «تند برخورد کردم با تو، و این منصفانه نبود» به دل می‌نشیند. «ببخشید که داد زدم، اما تو شروعش کردی» عذرخواهی نیست، دورِ دوم است.
  • بگو چه کاری را متفاوت انجام خواهی داد، با کلماتِ روشن، نه یک قولِ مبهم برای «بهتر بودن».
  • به او جا بده که هنوز رنجیده باشد. یک عذرخواهیِ خوب حق ندارد بخششِ فوری بطلبد. گاهی مهربانانه‌ترین حرکت این است که ترمیم را انجام دهی و بعد به او فضا بدهی که آن را حس کند.

و وقتی تو همان کسی هستی که زخم خورده، ترمیم چیزی است که تو هم می‌توانی پیشکش کنی. نام بردنِ آنچه نیاز داری، به‌آرامی، خودش یک عملِ اعتماد است. «هنوز از بابتِ قبل دلگیرم، اما نمی‌خواهم با دلخوری کنارت بخوابم» از رویِ آن شکاف دست دراز می‌کند، بی‌آنکه وانمود کند شکافی در کار نیست.

خطی که خوب است بشناسی

همهٔ آنچه اینجا آمد فرض را بر دو آدم می‌گذارد که زیرِ آن لحظهٔ بد، برای هم احترام قائل‌اند و می‌خواهند رابطه را بسازند. بیشترِ عشق‌ها حتی در بدترین شبشان با این توصیف جور درمی‌آیند.

بعضی موقعیت‌ها این‌طور نیستند، و به پاسخی متفاوت از ارتباطِ بهتر نیاز دارند. اگر یک اختلاف مرتب تو را ترسان رها می‌کند، اگر ارعاب، کنترل، یا هر نوع خشونتی در کار است، این تعارضی نیست که با زبانِ نرم‌تر از آن عبور کنی. این یک مسئلهٔ امنیت است، و تو شایستهٔ حمایتِ واقعی از سویِ کسانی هستی که برای آن آموزش دیده‌اند، نه یک بازتعریفِ خودیاری.

پایین‌تر از آن، اگر همان دعوا هرچقدر هم با دقت مدیریتش کنی مدام تکرار می‌شود، یا اگر تحقیر خزیده و رفتنی نیست، یک درمانگرِ زوجین نشانهٔ شکست نیست. کاری است که آدم‌هایی می‌کنند که رابطه را آن‌قدر جدی می‌گیرند که برایش کمک بخواهند. کلی زوجِ قوی و عاشق روی آن کاناپه نشسته‌اند. دست دراز کردن برای کمک، یکی از امیدوارکننده‌ترین کارهایی است که دو نفر می‌توانند با هم انجام دهند.

یک گفت‌وگوی سخت که با مراقبت اداره شود شما را از هم نمی‌پاشد. اگر به‌قدرِ کافی تکرار شود، بخشی از همان چیزی است که پیوند را آن‌قدر محکم می‌کند که بتواند گفت‌وگوی بعدی را نگه دارد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.