Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روابط · تعارض و ترمیم

تفاوتِ بینِ مشکل‌های قابل‌حل و مشکل‌های دائمی

بعضی بحث‌ها را می‌شود فیصله داد و برای همیشه کنار گذاشت. بعضی دیگر هر چند ماه یک بار برای سال‌ها برمی‌گردند، و آن عادی است، نه نشانه‌ای که رابطه‌تان خراب است. دانستنِ اینکه در کدام نوع هستید همه‌چیز را دربارهٔ نحوهٔ مدیریتش عوض می‌کند.

یک مرد و یک زن که روی یک کاناپه نشسته‌اند

عکس از Iwaria Inc. در Unsplash

نکته‌های سریع

  • دعوا را با هم، به‌عنوانِ دائمی نام ببرید.
  • پیش از متقاعدکردن بپرس چرا مهم است.
  • اول یک چیزِ درست را بپذیر.

بیشترِ زوج‌ها یک دعوا دارند که صد بار داشته‌اندش. هر بار لباسِ متفاوتی می‌پوشد. یک هفته ظرف‌هاست، هفتهٔ بعد یک پیامکِ بی‌جواب، هفتهٔ بعد اینکه یک شنبه را چطور گذراندید. اما در زیر، همان بحث است، و هر دویتان همان لحظه که شروع می‌شود می‌دانیدش، چون می‌توانید حس کنید آن هراسِ آشنای قدیمی پیش از آنکه هیچ‌کدامتان جملهٔ اول را تمام کرده باشد می‌رسد.

اگر این شبیهِ شماست، این‌جا چیزی هست که ارزشِ زود‌شنیدن دارد: احتمالش زیاد است که آن دعوای خاص هیچ‌وقت حل نشود. نه به این خاطر که با آدمِ اشتباهی هستید. نه به این خاطر که یکی از شما دارد سختی می‌کند. چون بعضی اختلاف‌ها اصلاً برای حل‌شدن طراحی نشده‌اند. قرار است مدیریت شوند، به‌آرامی، برای مدتی طولانی.

آن ایده از پژوهشگرِ رابطه، جان گاتمن، می‌آید، که دهه‌ها را صرفِ تماشای زوج‌های واقعی در حالِ بحث در یک آزمایشگاه و پیگیریِ اینکه کدام‌ها ماندند کرد. یکی از پُرتکرارترین یافته‌هایش چشمگیر است. حدوداً 69 درصدِ چیزهایی که زوج‌ها سرشان دعوا می‌کنند همان چیزی است که او مشکل‌های دائمی می‌نامد، از آن نوع که هیچ‌وقت کاملاً از بین نمی‌روند. فقط سهمِ کوچک‌تر واقعاً قابل‌حل است. به بیشترِ ما هیچ‌وقت این را نگفتند، پس با هر دعوای تکرارشونده مثلِ یک شکست رفتار می‌کنیم. نیست. ریاضیِ دو آدم است که یک زندگی را با هم شریک‌اند.

دو جورِ خیلی متفاوتِ دردسر

اولین قدمِ بیرون از یک بحثِ گیرکرده فهمیدنِ این است که واقعاً چه جور بحثی است. دو تا هست، و کاملاً چیزهای متفاوتی از شما می‌خواهند.

یک مشکلِ قابل‌حل دربارهٔ یک موقعیت است. یک شکل دارد که هر دو می‌توانید ببینیدش، و جایی درونش یک پاسخِ قابل‌کار هست. اینکه چه کسی نوبتِ دندان‌پزشک را می‌گیرد. اینکه تلویزیون بعد از ده چقدر بلند می‌شود. اینکه مادرت سه شب می‌ماند یا پنج. این مشکل‌ها می‌توانند در آن لحظه داغ حس شوند، اما آن گرما روی سطح است. همین که به برنامه‌ای برسید که هر دو بتوانید با آن زندگی کنید، آن موضوع کمابیش حل‌شده می‌ماند. شاید دوباره پیش بیاید، اما هر بار همان زخمِ کهنه را از نو باز نمی‌کند.

یک مشکلِ دائمی تا اعماقش متفاوت است. از اینکه شما دو نفر که هستید می‌روید: تفاوت‌های ماندگار در شخصیت، در سرشت، در اینکه هر کدامتان برای احساسِ امنیت و در‌خانه‌بودن به چه نیاز دارید. یکی از شما اشتیاقِ خودانگیختگی دارد و آن یکی به یک برنامه نیاز دارد. یکی گرم و اجتماعی است، آن یکی در سکوت بازیابی می‌شود. یکی خرج می‌کند تا همین حالا از زندگی لذت ببرد، آن یکی پس‌انداز می‌کند تا بعداً حسِ امنیت کند. هیچ‌کدامِ آن‌ها نقص نیستند. فقط تفاوت‌های واقعی و بادوام بینِ دو سیستمِ عصبی‌اند، و هیچ مقداری از بحث آن‌ها را نمی‌ساید. می‌توانید سی سال دربارهٔ خرج‌کردن حرف بزنید و باز هم، در ته، یک خرج‌کن و یک پس‌اندازکن خواهید بود.

پژوهشِ گاتمن دریافت که این مسائلِ دائمی در هر زوجی سروکله‌شان پیدا می‌شود، از جمله شادها. تفاوتِ بینِ زوج‌هایی که شکوفا می‌شوند و زوج‌هایی که نمی‌شوند این نیست که آیا این مشکل‌ها را دارند. همه دارند. این است که چطور حملشان می‌کنند.

چرا تلاش برای «بردن» بدترش می‌کند

وقتی یک مشکلِ دائمی را با یک مشکلِ قابل‌حل اشتباه می‌گیرید، مدام سراغِ یک خطِ پایان می‌روید که وجود ندارد. هر گفت‌وگو یک تلاشِ دیگر می‌شود برای بالاخره‌فیصله‌دادنش، برای واداشتنِ شریکتان به اقرار به اینکه حق با شما بود و عوض‌شدن. و چون آن تفاوت واقعی است و جایی نمی‌رود، هر تلاش شکست می‌خورد. آن شکست نیش می‌زند، پس دفعهٔ بعد کمی سخت‌تر، کمی زره‌پوش‌تر وارد می‌شوید.

آن سفت‌شدنِ آهسته در کارِ گاتمن یک نام دارد: بن‌بست. یک تعارضِ به‌بن‌بست‌رسیده یک حسِ خاص دارد. حرف می‌زنید و حرف می‌زنید و به جایی نمی‌رسید. شروع می‌کنید به حسِ طرد‌شدن از جانبِ کسی که بیش از همه دوستش دارید. آن موضوع دیگر یک موضوع نیست و یک نقطهٔ دردناک می‌شود، آن‌قدر پرشحنه که پیش از آنکه حتی مطرحش کنید خودتان را آماده می‌کنید. با گذشتِ زمان آن گرما نشت می‌کند. دست از آوردنِ شوخ‌طبعی به آن برمی‌دارید، دست از آوردنِ کنجکاوی برمی‌دارید، و شما دو نفر بیشتر در گوشه‌هایتان فرو می‌روید. اگر به‌قدرِ کافی به حالِ خود رها شود، بن‌بست فقط آن یک موضوع را ترش نمی‌کند. به‌آرامی کلِ رابطه را سرد می‌کند در حالی که هر دویتان بی‌صدا از درک‌شدن دست می‌کشید.

راهِ فرار یک راه‌حلِ بهتر نیست. یک گفت‌وگوی بهتر است. عبارتِ گاتمن برای آن هدف حرکت «از بن‌بست به گفت‌وگو»ست، و هدفِ آن گفت‌وگو تقریباً به‌طرزِ تکان‌دهنده‌ای فروتنانه است. تلاش نمی‌کنید توافق کنید. تلاش می‌کنید دربارهٔ آن چیز حرف بزنید بی‌آنکه به هم آسیب بزنید، و بفهمید واقعاً برای آدمِ روبه‌رویتان چه معنایی دارد.

معمولاً زیرش چه هست

بحثِ خرج‌کردن به‌ندرت دربارهٔ پول است. بحثِ دیرکردن به‌ندرت دربارهٔ ساعت است. دعواهای دائمی معمولاً روی چیزی لطیف می‌نشینند، یک امید یا یک ترس یا یک نیاز که برای یکی از شما عمیقاً مهم است و آن یکی هنوز کاملاً ندیده‌اش.

نویسنده‌ای که این پژوهش را در Psychology Today پوشش می‌داد ساده گفتش: زوج‌ها سرِ چیزِ آشکار بحث می‌کنند، کارهای خانه یا تقویم، اما آن موضوع‌های سطحی معمولاً یک نیازِ عمیق‌تر در زیر را ماسک می‌کنند. یک نفر حس می‌کند آزادی‌اش دارد فشرده می‌شود. آن یکی حس می‌کند تنهاست، انگار خیلی مهم نیست. وقتی فقط سرِ سطح دعوا می‌کنید، مدام همدیگر را از دست می‌دهید، چون آن چیزِ واقعی هیچ‌وقت روی میز نبود.

پس پرسشِ مفیدتر در یک دعوای تکرارشونده «چطور این را فیصله دهیم» نیست. آرام‌تر از آن است. چرا این برایت این‌قدر مهم است؟ می‌ترسی اگر جورِ دیگری شود چه اتفاقی بیفتد؟ این تو را یادِ چه انداخت، در بزرگ‌شدنت؟ زیرِ پس‌اندازکن اغلب بچه‌ای است که خانواده‌اش را در تقلا برای پول تماشا کرد. زیرِ خرج‌کن اغلب کسی است که یاد گرفت شادی شکننده است و بهتر است تا وقتی این‌جاست برش‌داری. هیچ‌کدام اشتباه نیست. دو آدمِ معقول‌اند که از دو چیزِ واقعی محافظت می‌کنند.

چطور دعوایی را که مدام خواهید داشت مدیریت کنید

یک مشکلِ دائمی را ناپدید نخواهید کرد. می‌توانید زندگی با آن را خیلی کمتر دردناک کنید. چند چیز واقعاً کمک می‌کنند.

  1. آن را همان‌طور که هست، بلند، با هم نام ببرید. در گفتنِ ساده‌ی «فکر نمی‌کنم این یکی را حل کنیم، و فکر نمی‌کنم مجبور باشیم» آسودگی هست. نامیدنِ یک دعوا به‌عنوانِ دائمی کمی از وحشتش را می‌گیرد. دست از رفتار با هر دور مثلِ یک بحران برمی‌دارید و شروع می‌کنید به رفتار با آن مثلِ یک هوای آشنا.
  2. پیش از آنکه متقاعدکننده شوید کنجکاو شوید. دفعهٔ بعد که سروکله‌اش پیدا شد، در برابرِ کششِ متقاعدکردن مقاومت کنید. یک پرسشِ واقعی دربارهٔ اینکه چرا برایشان مهم است بپرسید، و واقعاً به پاسخ گوش دهید به‌جای بار‌کردنِ جوابتان. دارید دربارهٔ کسی که دوستش دارید اطلاعات جمع می‌کنید، نه یک پرونده می‌سازید.
  3. اول بدنِ خودتان را آرام کنید. این گفت‌وگوها سیستمِ عصبی را سریع می‌جهانند. اگر قلبتان می‌کوبد و فکرهایتان باریک و بدجنس شده‌اند، دسترسی به بهترین خودتان را از دست داده‌اید، و از آن‌جا هیچ‌چیزِ خوبی تصمیم گرفته نمی‌شود. اشکالی ندارد بگویید «می‌خواهم به حرف‌زدن دربارهٔ این ادامه دهم، فقط بیست دقیقه لازم دارم که آرام شوم.» بعد واقعاً آرام شوید، و برگردید.
  4. دنبالِ آن هم‌پوشانیِ کوچک بگردید. به توافقِ کامل نیاز ندارید. به یک میانهٔ قابل‌کار نیاز دارید که به آنچه هر کدامتان نمی‌توانید از آن بگذرید احترام بگذارد. آن یک بخشی را که واقعاً نمی‌توانید سرش خم شوید بفهمید، بخش‌هایی را که در آن‌ها جا دارید نام ببرید، و یک ترتیبِ موقت دورِ آن بسازید. بعد دوباره سراغش بروید. مشکل‌های دائمی در طولِ یک عمر بازمذاکره می‌شوند، نه یک بار حل.
  5. محبت را در اتاق نگه دارید. کمی گرما کلِ تبادل را عوض می‌کند. یک دست روی بازو، کمی شوخ‌طبعیِ مشترک دربارهٔ اینکه این دعوا چقدر قابل‌پیش‌بینی شده، یک یادآوری که در یک تیمید حتی وقتی اختلاف دارید. زوج‌هایی که این مسائل را خوب مدیریت می‌کنند همان‌هایی‌اند که می‌توانند دربارهٔ آن چیزِ سخت حرف بزنند بی‌آنکه آن لطافت را از دست بدهند.

بگذارید کمی تکانتان بدهد

یک تکهٔ دیگر هست که بی‌صدا همهٔ این را کنارِ هم نگه می‌دارد، و گاتمن یک نامِ ساده به آن می‌دهد: پذیرشِ تأثیر. یعنی واقعاً به دیدگاهِ شریکتان باز بمانید، حاضر باشید کمی با آنچه به شما می‌گویند عوض شوید، حتی سرِ مسائلی که هیچ‌وقت کاملاً سرشان توافق نخواهید کرد. تفاوتِ بینِ گوش‌دادن برای یافتنِ عیب در آنچه می‌گویند و گوش‌دادن برای واقعاً درون‌گرفتنِ بخشی از آن است.

این نرم به نظر می‌رسد، و عکسِ دراماتیک است. اما بارْبَر است. وقتی می‌گذارید دیدگاهِ شریکتان حتی کمی جابه‌جایتان کند، کلِ لحنِ آن دعوای تکرارشونده عوض می‌شود. دیگر حس نمی‌کنند دارند با یک دیوار حرف می‌زنند، که یعنی مجبور نیستند برای شنیده‌شدن تشدید کنند، که یعنی شما مجبور نیستید دفاع کنید. آن دعوا کوچک‌تر می‌شود. هنوز یک پس‌اندازکن و یک خرج‌کنید. فقط دو آدمید که هر کدام برای حقیقتِ آن یکی جا باز می‌کند، به‌جای دو آدم که هر کدام منتظرِ آن یکی است که بالاخره تسلیم شود.

پذیرشِ تأثیر همچنین تمرینی است که می‌توانید بسازید. دفعهٔ بعد که آن بحثِ قدیمی شروع می‌شود، تلاش کنید آن یک چیز را در آنچه شریکتان می‌گوید که می‌توانید صادقانه با آن موافق باشید پیدا کنید، و پیش از آنکه هر چیزِ دیگری بگویید آن را بگویید. «حق با توست که من سرِ این تند می‌شوم.» «منصفانه است، من دور بوده‌ام.» یک امتیازِ کوچک، که اول پیشکش شود، معمولاً کلِ گفت‌وگو را به شیوه‌ای نرم می‌کند که هیچ ردِ زیرکانه‌ای هرگز نمی‌کند.

هیچ‌کدامِ این یعنی هر تفاوتی قابل‌کار است، و یعنی این نیست که مجبورید بد‌رفتاری‌شدن را بپذیرید. تحقیر، کنترل، و بی‌رحمی مشکل‌های دائمیِ قابل‌مدیریت نیستند. دلایلی‌اند برای کمک‌گرفتن یا بازاندیشیِ رابطه. این چارچوب برای دو آدمِ با حسنِ‌نیتِ اساسی است که مدام روی همان تفاوتِ صادقانه گیر می‌کنند.

کِی ارزشِ وارد‌کردنِ کمک را دارد

گاهی یک دعوا آن‌قدر طولانی به بن‌بست رسیده که نمی‌توانید به‌تنهایی راهتان را به یک گفت‌وگوی واقعی برگردانید. آن موضوع پرتوزاست، هر تلاش به همان دیوار ختم می‌شود، و شروع کرده‌اید به حسِ هم‌خانه‌هایی که اتفاقاً غمگین‌اند. آن یک حکم دربارهٔ رابطه نیست. نشانه‌ای است که آن موضوع از نقطه‌ای که در آن شما دو نفر می‌توانید بی یک دست نرمش کنید سفت شده.

یک درمانگرِ زوجِ خوب دقیقاً همین جور کار را می‌کند، کمکتان می‌کند نیشِ یک موضوعِ گیرکرده را بگیرید تا دوباره بتوانید حرف بزنید. اگر خلقِ خودتان بخشی از چیزی است که تعارض را این‌قدر سخت می‌کند، اگر اضطراب، افسردگی، یا زخم‌های کهنه‌ای حمل می‌کنید که در این لحظه‌ها شعله می‌کشند، حرف‌زدن با یک پزشک یا یک درمانگر به‌تنهایی هم ارزشش را دارد. و اگر یک رابطه هر وقت شما را ترسیده یا ناامن حس‌کننده رها می‌کند، آن خیلی فراتر از تعارضِ معمولی می‌رود، و دست‌درازکردن به یک متخصص یا یک خطِ حمایت کارِ مهربانانه‌ای است که برای خودتان بکنید.

زوج‌هایی که مسیر را تا آخر می‌روند همان‌هایی نیستند که شریکی بی هیچ اصطکاک پیدا کردند. همان‌هایی‌اند که یاد گرفتند هر دهه با کمی نرمیِ بیشتر سرِ همان چیزِ قدیمی بحث کنند. می‌توانید کسی را دوست داشته باشید و باز هم یک دعوا داشته باشید که هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. بیشترِ آدم‌هایی که همدیگر را دوست دارند دارند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.