Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

کار، مدرسه و عملکرد · اضطراب امتحان

اضطراب امتحان: چطور ذهنی را که زیر فشار خالی می‌شود آرام کنیم

درس خواندید. دیشب بلد بودید. بعد ورقهٔ امتحان جلویتان می‌آید و کلمات به مه تبدیل می‌شوند. آن خالی شدنِ ذهن نشانهٔ آن نیست که آماده نیستید یا به‌قدرِ کافی باهوش نیستید. سیستمِ هشدارِ شماست که در بدترین لحظه اشتباه شلیک می‌کند، و راه‌های واقعی‌ای برای کم کردنِ صدایش هست.

فردی که روی تختی جلوی یک پنجره دراز کشیده

عکس از DARKROOMLABS در Unsplash

نکته‌های سریع

  • چهار شماره نفس بکشید، شش شماره بیرون بدهید.
  • برای باز شدنِ قفلِ ذهن، هر چیزِ درستی را بنویسید.
  • شبِ قبل بخوابید، از فشرده‌خوانیِ لحظهٔ آخر بگذرید.

امتحان شروع می‌شود و ذهنتان خالی می‌شود. می‌توانید صفحهٔ جزوه‌تان را تصور کنید، رنگِ هایلایت، اینکه جواب کجای خط نشسته بود. اما خودِ جواب رفته. قلبتان پرصداست، دست‌هایتان نم دارد، و یک صدای کوچک از همین حالا دارد فاجعه را روایت می‌کند. در همین حال ساعت همچنان پیش می‌رود.

اگر این آشناست، همراهانِ بسیار بزرگی دارید. اضطراب امتحان هم در کودکانِ مهدکودک پیدا می‌شود و هم در کسانی که از رسالهٔ دکترا دفاع می‌کنند. ربطی به این ندارد که چقدر زحمت کشیده‌اید یا چقدر برایتان مهم است. نوعِ خاصی از اضطرابِ عملکرد است، و بخشِ بی‌رحمانه‌اش این است که معمولاً به آدم‌هایی می‌زند که بیش از همه تلاش می‌کنند.

خبر خوب این است که قابلِ کار کردن است. نه با کمتر اهمیت دادن، و نه با ترفندی که بی‌باکتان کند. با فهمیدنِ اینکه بدنتان واقعاً دارد چه می‌کند، و دادنِ چند سیگنالِ روشن به آن مبنی بر اینکه خطری نیست و می‌شود آرام گرفت.

چرا مغزتان بدترین لحظه را برای تسلیم شدن انتخاب می‌کند

اضطراب، در ریشه‌اش، آماده شدنِ بدنتان برای یک تهدید است. شما را از آدرنالین پر می‌کند تا بتوانید تندتر بدوید یا محکم‌تر بزنید. ضربان قلب بالا می‌رود، تنفس تند می‌شود، فشار خون بالا می‌رود. این سیستم وقتی تهدید یک حیوانِ در حال حمله باشد درخشان است.

یک نمرهٔ بد، یک حیوانِ در حال حمله نیست. آن‌طور که Ethan Benore، روان‌شناسِ کودکِ کلینیک کلیولند، می‌گوید، بدنتان تهدیدِ یک نمرهٔ بد را درک می‌کند و بعد بیش از حد واکنش نشان می‌دهد. برای موقعیتی که خواهانِ عکسِ آن است، یک وضعیتِ اضطراریِ جسمیِ تمام‌عیار پیدا می‌کنید: آرام نشستن و با خونسردی به آنچه می‌دانید فکر کردن.

همان ناهماهنگی، تمامِ مشکل است. همان هجومی که به دویدنِ سریع کمکتان می‌کرد، فعالانه سدِ راهِ به‌یادآوری می‌شود. وقتی دستگاه عصبی‌تان فریاد می‌زند، آن بخش از مغزتان که یک فرمولِ حفظ‌شده یا یک سالِ تاریخ را بازیابی می‌کند ساکت می‌شود. اطلاعات ناپدید نشده. مسیرِ رسیدن به آن مسدود شده.

یک الگوی فکری هم هست که روی این آتش بنزین می‌ریزد. ذهن به‌جای کار کردن روی مسئله، شروع به راه انداختنِ نگرانی می‌کند. «قرار است رد شوم.» «همه تمام کرده‌اند.» «من همیشه سرِ این‌ها ذهنم خالی می‌شود.» هرکدام از این افکار توسطِ بدنتان به‌عنوانِ مدرکِ بیشترِ خطر خوانده می‌شود، که آژیر را بالا می‌برد، که به‌یادآوری را سخت‌تر می‌کند، که افکارِ ترسناک‌تری تولید می‌کند. و همین‌طور دور می‌زند.

در جلسه، وقتی از قبل دارد اتفاق می‌افتد

گاهی نمی‌توانید با آمادگی از آن بیرون بیایید، چون از قبل همان‌جا نشسته‌اید و عرق می‌ریزید. این کاری است که می‌توانید با نود ثانیهٔ بعدی بکنید.

  1. خودکار را زمین بگذارید و آهسته نفس را بیرون بدهید. یک بازدمِ بلند و آهسته سریع‌ترین سیگنالی است که می‌توانید به بدنتان بفرستید مبنی بر اینکه وضعیتِ اضطراری تمام شده. چهار شماره نفس بکشید، شش شماره یا بیشتر بیرون بدهید. سه چهار بار انجامش دهید.
  2. پاهایتان را روی زمین و نشیمنگاهتان را روی صندلی حس کنید. نام بردنِ اینکه بدنتان واقعاً کجاست شما را از افکارِ در حال چرخیدن بیرون می‌کشد و به اتاق بر می‌گرداند.
  3. به سؤالی که می‌توانید جوابش را بدهید بپرید. لازم نیست به ترتیب پیش بروید. جا انداختنِ یک جوابِ درست به مغزتان یادآوری می‌کند که دانش هنوز آن‌جاست، و همان بردِ کوچک، برداشتِ تهدید را پایین می‌آورد.
  4. نگرانی را بخوانید، بعد زمینش بگذارید. اگر «قرار است رد شوم» سر رسید، لازم نیست با آن بحث کنید. متوجهش شوید، برچسبِ یک فکرِ مضطرب به آن بزنید نه یک واقعیت، و توجهتان را دوباره به سؤالِ پیشِ رویتان بدهید.
  5. اگر باز هم کلمات نمی‌آیند، هر چیزِ درستی دربارهٔ موضوع بنویسید. حرکتِ خودکار اغلب بهتر از نشستن و زور زدن، قفلِ ذهن را باز می‌کند.

هیچ‌کدام از این‌ها دربارهٔ وادار کردنِ خودتان به احساسِ آرامش نیست. دربارهٔ یک درجه پایین آمدن است، به‌قدری که به جوابِ بعدی برسید. همین کافی است. یک جواب، بعد جوابِ بعدی.

آنچه در هفته‌های قبل واقعاً کمک می‌کند

ابزارهای در لحظه وقتی زمینِ زیرشان پابرجا باشد بهتر کار می‌کنند. هفته‌های پیش از یک امتحانِ بزرگ همان‌جایی است که بخشِ زیادی از اضطراب یا ساخته می‌شود یا خنثی.

طوری آماده شوید که بتوانید حسش کنید. درس خواندنِ واقعی و پخش‌شده در طول زمان، مطمئن‌ترین کاهندهٔ اضطرابی است که وجود دارد، تا حدی چون هیچ‌چیز به‌اندازهٔ واقعاً آماده بودن با صدای «من آماده نیستم» بحث نمی‌کند. فشرده‌خوانیِ شبِ قبل عکسِ این را می‌کند، هم بدترین ترستان را تأیید می‌کند و هم هم‌زمان خوابتان را خراب می‌کند. هر جا می‌توانید، یک آزمونِ تمرینی در شرایطی شبیه به شرایطِ واقعی بدهید، تا قالبِ امتحان دیگر یک غافلگیری نباشد.

از خواب و وعده‌های غذایی‌تان محافظت کنید. خواب زمانی است که حافظه تثبیت می‌شود، پس شب‌بیداریِ کامل همان چیزی را که به‌خاطرش بیدار مانده‌اید معامله می‌کند و از دست می‌دهد. یک صبحانه با کمی پروتئین قند خونتان را پایدارتر نگه می‌دارد، که خلق و تمرکزتان را پایدارتر نگه می‌دارد. این‌ها آن‌قدر پیش‌پاافتاده به نظر می‌رسند که انگار مهم نیستند. اما خیلی مهم‌اند.

چنگی را که به نمره زده‌اید شل کنید. Benore نکته‌ای را مطرح می‌کند که به‌راحتی می‌شود ردش کرد و ارزشِ تأمل دارد: هدفِ آموزش، رشد است، و در نهایت این از هر تک‌حرفی مهم‌تر است. وقتی یک امتحان دیگر حکمی بر ارزشِ شما نباشد و به یک فرصتِ دیگر برای نشان دادنِ آنچه یاد گرفته‌اید تبدیل شود، تهدید کوچک می‌شود. این بازقاب‌بندی با زور اتفاق نمی‌افتد. با گفتنش به خودتان اتفاق می‌افتد، بیش از یک بار، تا جایی که بخشی از وجودتان باورش کند.

آرام کردن را پیش از آنکه به آن نیاز پیدا کنید تمرین کنید. نفسِ آهسته یا یک روالِ کوتاهِ زمین‌گیر شدن در لحظه، در یک بحران خیلی بهتر کار می‌کند وقتی بدنتان از قبل حرکت‌ها را بلد باشد. یکی دو دقیقه در روز، وقتی چیزی در میان نیست، آن بازتاب را می‌سازد. بعد وقتی ورقهٔ امتحان می‌آید، برایتان آماده است.

بدنتان را حرکت دهید. یک پیاده‌روی، یک دویدن، هر چیزی که بخشی از شیمیِ استرس را بسوزاند، شما را با یک حالتِ پایهٔ آرام‌تر واردِ امتحان می‌کند. این دربارهٔ تناسبِ اندام نیست. دربارهٔ دادنِ جایی به آدرنالین برای رفتن است.

برای والدینی که تقلای فرزندشان را تماشا می‌کنند

اگر به‌جای خودتان، فرزندتان است، چند چیز کمک می‌کند و چند چیز بی‌سروصدا آسیب می‌زند. فشار آوردنِ بیشتر روی اهمیتِ ماجرا («این امتحان واقعاً مهم است») معمولاً بنزین اضافه می‌کند. چیزی که کمک می‌کند عکسِ آن است: آرام کردنشان. ساعتِ خواب را حفظ کنید، خوب غذایشان بدهید، جای آرامی برای درس خواندن بسازید، و به آنچه یاد می‌گیرند علاقهٔ واقعی نشان دهید نه فقط به نمره‌ای که بر می‌گردد. آرامشِ شما چیزی است که آن‌ها می‌توانند قرض بگیرند. بچه‌ها اضطرابِ ما را سریع‌تر از کلماتمان می‌خوانند.

مراقبِ اجتناب، دل‌درد و سردرد پیش از روزهای امتحان، یا خوابی که دارد از هم می‌پاشد باشید. این‌ها نشانه‌های آن است که اضطراب از حرف‌های دلگرم‌کننده فراتر رفته.

وقتی از دلشوره بزرگ‌تر است

کمی دلشوره پیش از یک امتحانِ بزرگ طبیعی است، حتی مفید. تیزترتان می‌کند. مرزی که ارزشِ پاییدن دارد آن‌جاست که اضطراب دست از تیز کردن بر می‌دارد و شروع به تصاحبِ همه‌چیز می‌کند: وقتی با خواب، با مدرسه یا کار، با توانایی‌تان برای حتی نشستنِ سرِ امتحان تداخل می‌کند، یا وقتی آن دلهره به روزها و هفته‌های اطرافش نشت می‌کند.

اگر آن‌جایید، این ارزش دارد که نزدِ یک پزشک یا متخصصِ سلامت روان ببریدش، و این یک آخرین چاره یا نشانه‌ای از اینکه چیزی در شما ایراد دارد نیست. درمان‌هایی که برای اضطراب ساخته شده‌اند، به‌ویژه آن نوعی که هم‌زمان روی افکارِ نگران و آژیرِ بدن کار می‌کند، به بسیاری از آدم‌ها کمک می‌کنند، اغلب به‌سرعت. مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها هم می‌توانند تسهیلاتِ واقعی فراهم کنند، مثلِ وقتِ اضافه یا اتاقی آرام‌تر، چون اضطراب امتحان می‌تواند مشمولِ این‌ها شود. خواستنِ آن کمک اعترافی به ضعف نیست. همان کاری است که آماده سرِ امتحان حاضر شدن. یعنی مطمئن شدن از اینکه امتحان آنچه را می‌دانید می‌سنجد، نه اینکه آژیرتان چقدر بلند می‌شود.

دیشب بلد بودید. با آژیری که پایین آمده، فردا هم می‌توانید بلد باشید.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.