Skip to main content

تسلط · تمرین

چطور بعد از ماه‌ها تمرین از فلات پیشرفت عبور کنیم

فلات معمولاً یعنی تمرین راحت شده، نه اینکه استعداد تمام شده باشد. هر بار فقط یک متغیر را تغییر دهید: سختی را بالا ببرید یا سرعت را کم کنید یا هدف را کوچک‌تر کنید، سپس نسخه‌ی جدید را سه هفته ادامه دهید.

زنی پیش از بلند کردن یک هالتر پر وزنه، دست‌هایش را روی آن می‌گذارد.

عکس از Gursimrat Ganda در Unsplash

نکته‌های سریع

  • کل روتین را تغییر ندهید، فقط یک متغیر را تغییر دهید.
  • آنقدر آهسته کنید تا تمیز شود، بعد سرعت را زیاد کنید.
  • از یک نفر بهتر از خودتان، یک اصلاح مشخص بخواهید.

پنج ماه گذشته و شما هنوز هم وقت می‌گذارید. تقریباً هیچ روزی را جا نینداخته‌اید، هنوز همان روزهایی که گفته بودید سراغش می‌روید، و طبق هر معیار منصفانه‌ای همان کاری را کرده‌اید که برنامه از شما خواسته بود. این قسمت سخت بود و دیگر پشت سر گذاشته‌اید. بیشتر آدم‌ها اصلاً پنج ماه روی هیچ چیزی نمی‌مانند.

و کار هنوز همان شکلی است که در ماه سوم بود.

اینجا همان نقطه‌ای است که خیلی از آدم‌های مصمم، در سکوت تصمیم می‌گیرند که به سقف توانایی‌شان رسیده‌اند. اما اینطور نیست. فلات تقریباً هیچ‌وقت به‌خاطر تمام‌شدن استعداد نیست. این یک مسئله‌ی بار تمرین است. تمرین راحت شده، و تمرین راحت یک مهارت را زیبا حفظ می‌کند بدون اینکه جلو ببرد. راه‌حل این نیست که همان کار را ساعت‌های بیشتری انجام دهید. راه‌حل این است که آنچه این ساعت‌ها از شما می‌خواهند را تغییر دهید، هر بار فقط یک متغیر، تا ببینید کدام تغییر واقعاً اثر کرده است.

چرا با اینکه هر روز تمرین می‌کنم پیشرفت نمی‌کنم؟

چون آنقدر در نسخه‌ی فعلی کار خوب شده‌اید که دیگر برایتان چالش‌برانگیز نیست. یک مهارت زمانی پیشرفت می‌کند که یک جلسه چیزی از شما بخواهد که هنوز کامل نمی‌توانید انجامش دهید، و بعد از چند ماه تکرار، بیشتر تمرین‌ها بی‌سروصدا دیگر آن چیز را نمی‌خواهند.

روشن‌ترین جایی که می‌شود این را دید، باشگاه است، جایی که بار تمرین یک عدد است. هر روز ده شنا بروید، بدن‌تان با ده شنا سازگار می‌شود و بعد متوقف می‌شود، و هیچ‌قدر استمرار این را عوض نمی‌کند تا وقتی که خواسته عوض شود. مربی‌ها این راه‌حل را اضافه‌بار تدریجی می‌نامند، و این همان مکانیزم است، چه بار وزن باشد، چه سرعت، چه پیچیدگی یا دقت.

پژوهش‌ها هم از زاویه‌ای دیگر همین را نشان می‌دهند. وقتی یک متاآنالیز تمام حوزه‌هایی را که تمرین هدفمند در آن‌ها اندازه‌گیری شده جمع کرد، نویسندگان به این نتیجه رسیدند که تمرین مهم است اما نه به آن اندازه که ادعا شده، که یعنی ساعت‌ها به تنهایی نتیجه را تعیین نمی‌کنند. ساعت‌ها همچنان قیمت ورود هستند. آنچه آن ساعت‌ها از شما می‌خواهند، همان بخشی است که امروز هم می‌توانید تغییر دهید.

پس فلات را به‌عنوان بازخورد بخوانید، نه حکم. تمرین‌تان دقیقاً همان‌طور که طراحی شده کار می‌کند. این طراحی است که باید تغییر کند، و هر چیزی که در ادامه می‌آید نسبت به کاری که الان انجام می‌دهید سخت‌تر است، نه راحت‌تر.

اول کدام متغیر را باید تغییر دهم؟

یکی را تغییر دهید، نه پنج‌تا را، و همان یکی را انتخاب کنید که برای خود شما کار فعلی را سخت‌ترین می‌کند. آن پنج مورد رایج عبارتند از سختی، سرعت، اندازه‌ی هدف، محدودیت و توجه. تغییر چند مورد با هم تضمین می‌کند که وقتی چیزی جابه‌جا شد، ندانید کدام یکی باعثش شده.

  • سختی را بالا ببرید. به نسخه‌ی بعدی بروید: سنگین‌تر، سریع‌تر، طولانی‌تر، پیچیده‌تر. کوچک‌ترین افزایشی که واقعاً حسش می‌کنید، همان درست است.
  • سرعت را کم کنید. برخلاف انتظار به نظر می‌رسد، اما اغلب سریع‌ترین راه‌حل همین است. آنقدر آهسته کنید که واقعاً تمیز شود، بعد سرعت را دوباره بسازید. سرعتی که روی شلختگی تمرین شود، فقط آن شلختگی را دائمی می‌کند.
  • هدف را کوچک‌تر کنید. تمرینِ کل قطعه را متوقف کنید و فقط چهار میزانی را تمرین کنید که خراب می‌شود. بیشتر فلات‌ها فقط سه ثانیه‌ی بد هستند که داخل دو دقیقه‌ی خوب پنهان شده‌اند.
  • یک محدودیت اضافه کنید. فقط یک بار اجرا. بدون یادداشت. نصف زمان. محدودیت‌ها یک راه‌حل متفاوت را به شما تحمیل می‌کنند، و دقیقاً همین چیزی است که یک فلات کم دارد، یک راه‌حل متفاوت.
  • چیزی را که به آن توجه می‌کنید عوض کنید. همان تکرار، اما چیز دیگری برای مشاهده: نفس‌تان، زمان‌بندی‌تان، صدا به‌جای دست‌ها.

به نسخه‌ی تغییریافته در یادداشت‌هایتان یک اسم مخصوص به خودش بدهید و آن را مثل یک تمرین جدید در نظر بگیرید. شما همان کار قدیمی را سخت‌تر انجام نمی‌دهید. دارید کار متفاوتی انجام می‌دهید، و آن کار سزاوار خط مخصوص به خودش است.

قبل از اینکه کنارش بگذارید، یک فرصت منصفانه به آن بدهید. تقریباً همه‌ی این‌ها در هفته‌ی اول بدتر به نظر می‌رسند، چون همین الان نسخه‌ای از کار را که در آن روان بودید کنار گذاشته‌اید و جایش نسخه‌ای را گذاشته‌اید که در آن روان نیستید. آن افت نشانه‌ی این است که تغییر دارد اثر می‌کند، نه اینکه شکست خورده، و اشتباه‌گرفتن این دو با هم دلیل این است که آدم‌ها در یک ماه پنج راه‌حل را عوض می‌کنند و هیچ‌کدام را نگه نمی‌دارند.

چطور یک نگاه بیرونی مفید روی کارم بگیرم؟

به‌جای خواستن بازخورد کلی، از یک نفر بهتر از خودتان یک اصلاح مشخص بخواهید. درخواست مبهم فقط جواب مبهم تولید می‌کند، و کسی که از او پرسیده‌اید، به‌جای مفید بودن، خیر‌خواهی‌اش را در دلگرمی‌دادن خرج می‌کند.

درخواستی که جواب می‌دهد سه بخش دارد: چه کاری می‌خواستید انجام دهید، فکر می‌کنید کجایش اشتباه است، و آن یک چیز مشخصی که می‌خواهید نگاهش کنند. مثلاً، این میزان نه است، دستم در تغییر موقعیت سفت می‌شود، بگویید مچ دستم چه کار می‌کند. این فقط نود ثانیه از وقت او را می‌گیرد و یک ماه جهت به شما می‌دهد. اغلب از کسی که دو سال از شما جلوتر است جواب بهتری می‌گیرید تا از کسی که بیست سال جلوتر است، چون او هنوز راه‌حل را یادش هست.

اگر کسی را ندارید، یک ساعت بخرید. یک ساعت پولی با یک معلم خوب، متمرکز روی یک سؤال مشخص که از قبل نوشته‌اید، از یک ماه حدس‌زدن ارزشمندتر است و کمتر از چیزی هزینه دارد که بیشتر آدم‌ها صرف تجهیزات می‌کنند. سؤال را از قبل بفرستید تا آن ساعت از همان جواب شروع شود، نه اینکه دقیقه‌ی پنجاهم به جواب برسد.

به چه کسی باید یک نکته‌ی مشخص بدهم؟

به کسی که حدود یک سال از شما عقب‌تر است، و همین ماه، نه یک روزی در آینده. دادن یک نکته‌ی دقیق همان مهارتی است که گرفتنش دارد، حدود بیست دقیقه وقت می‌برد، و سریع‌ترین راه برای فهمیدن این است که آیا واقعاً راه‌حلی را که به خودتان تجویز می‌کرده‌اید درک می‌کنید یا نه.

مکانیزمش این است، صریح گفته می‌شود نه با گرمی. وقتی تلاش کس دیگری را می‌بینید و سعی می‌کنید دقیقاً بگویید چه چیزی باید تغییر کند، باید یک احساس را به یک دستورالعمل تبدیل کنید. همان تبدیل جایی است که کشف می‌کنید کدام بخش‌های تکنیک خودتان را می‌توانید توضیح دهید و کدام بخش‌ها را فقط داشته‌اید از زیرش در می‌روید. جمله‌ای که هنگام توضیح‌دادن در آن گیر می‌کنید، سوراخی در فهم خودتان است، و برای کسی که روی یک فلات نشسته، این اطلاعاتی است که به هیچ شکل دیگری نمی‌شود خریدش.

همان‌طور انجامش دهید که دوست دارید برایتان انجام شود. یک چیز مشخص، با نام، همراه با چیزی که به‌جایش امتحان کند. بعد با صدای بلند و با نام‌بردن بگویید چه چیزی را خوب انجام داده‌اند، جلوی کسی که نظرش برایشان اهمیت دارد، چون یک تحسین عمومی دقیق فقط یک جمله برای شما هزینه دارد، اما مثل یک افزایش حقوق روی آن‌ها اثر می‌گذارد. آن‌ها یک میان‌بر می‌گیرند که شما مجبور بودید آهسته به دستش بیاورید. شما یک نقشه‌ی صادقانه از خلأهای خودتان می‌گیرید. هر دوی این‌ها واقعی هستند، و هیچ‌کدام منتظر نمی‌مانند تا شما به جایی رسیده باشید.

قبل از قضاوت درباره‌ی نسخه‌ی جدید، چقدر باید آن را ادامه دهم؟

سه هفته، یا تقریباً بیست جلسه، قبل از اینکه تصمیم بگیرید تغییر جواب داده یا نه. مهارت‌ها با ساعتی کندتر از انگیزه تطبیق پیدا می‌کنند، و قضاوت‌کردن یک نسخه‌ی جدید بعد از چهار روز، دقیقاً همان کاری است که باعث می‌شود آدم‌ها در یک ماه پنج راه‌حل را رد کنند و نتیجه بگیرند که هیچ‌کدام کار نمی‌کند.

این آرام‌ترین بخش این روش است و همچنین سخت‌ترین بخشش هم هست. صبرکردن اینجا به‌جای پیشرفت نیست، بلکه همان چیزی است که به شما اجازه می‌دهد سیگنال را از نویز تشخیص دهید، و جلوی این را می‌گیرد که هر شب کل رویکردتان را دوباره تصمیم بگیرید. تاریخی را که نسخه‌ی جدید را شروع کردید و تاریخ سه هفته بعد از آن را یادداشت کنید. در این فاصله دوباره سراغ این سؤال نروید.

فلات یک مسئله‌ی بار تمرین است

هیچ‌کس که واقعاً در چیزی خوب است، بدون یک دوره‌ی چند ماهه که هیچ چیز قابل‌مشاهده‌ای اتفاق نمی‌افتاد به آنجا نرسیده است. تفاوت بین کسانی که از آن‌طرف بیرون آمدند و کسانی که متوقف شدند تقریباً هیچ‌وقت استعداد نیست و تقریباً هیچ‌وقت ساعت‌ها هم نیست. یک گروه آن دوره‌ی صاف را به‌عنوان اطلاعات دیدند و بار تمرین را عوض کردند. گروه دیگر آن را حکم قطعی دیدند.

پس سختی را بالا ببرید. سه هفته ادامه‌اش دهید. یک نکته‌ی مشخص بگیرید، و یکی هم بدهید. شما به سقف‌تان نرسیده‌اید. شما در بالای نسخه‌ی فعلی تمرین هستید، و همیشه یک نسخه‌ی بعدی وجود دارد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.