Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

عشقی که می‌ماند · پول

حرف زدن دربارهٔ پول بدون اینکه به دعوا تبدیل شود

پول یکی از چیزهایی است که زوج‌ها بیشتر از همه سرش دعوا می‌کنند، و این دعواها معمولاً تکرار می‌شوند. این‌جا می‌گوییم چرا این گفت‌وگوها این‌قدر سریع داغ می‌شوند، و چطور طوری داشته باشیدشان که به‌جای دور کردنتان از هم، به هم نزدیک‌ترتان کند.

زنی با پیراهنِ آستین‌بلندِ خاکستری و شلوارِ خاکستری که کنارِ درِ چوبیِ سفید ایستاده

عکس از HiveBoxx در Unsplash

نکته‌های سریع

  • یک بازبینیِ پولیِ یکشنبه بگذارید، نه یک کمین.
  • پیش از ردوبدل کردنِ نظرها، داستان‌های پولی‌تان را ردوبدل کنید.
  • به‌جای «بودجه» بگویید «برنامهٔ خرج کردن».

معمولاً کوچک شروع می‌شود. یک خرجِ غیرمنتظره روی صورت‌حساب. یک آه وقتی طرفِ مقابل دست به سمتِ کارتش می‌برد. یک قبض که در بدترین لحظه می‌رسد. ظرفِ یکی دو دقیقه، دیگر واقعاً دربارهٔ آن چهل دلار حرف نمی‌زنید. دربارهٔ احترام حرف می‌زنید، یا انصاف، یا اینکه چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد، و هیچ‌کدامتان مطمئن نیستید که چطور به این‌جا رسیدید.

اگر این سُر خوردن برایتان آشناست، همراهانِ بسیار عادی‌ای دارید. پول یکی از رایج‌ترین چیزهایی است که زوج‌ها سرش بحث می‌کنند، و دعواهای پولی یک سوزشِ خاص دارند. بر می‌گردند. می‌شود یک اختلاف بر سرِ کارهای خانه را حل کرد و حس کرد که تمام شد. اما همان بحثِ پولی راهی دارد برای اینکه سرِ صورت‌حسابِ بعدی، تعطیلاتِ بعدی، خریدِ بزرگِ بعدی، با لباسی کمی متفاوت دوباره پیدایش شود.

خبرِ خوبی که در دلِ این پنهان است این است: تکرارشونده بودنِ این دعواها نشانهٔ خراب بودنِ رابطه‌تان نیست. نشانهٔ آن است که پول دارد چیزی را لمس می‌کند که برای هر دوی شما مهم است. هنر کار این است که یاد بگیرید دربارهٔ آن چیزی که زیرش است حرف بزنید.

بحث‌های پولی به‌ندرت دربارهٔ پول‌اند

وقتی سرِ یک خرید دعوا می‌کنید، تقریباً هیچ‌وقت دعوا سرِ آن شیء نیست. دعوا سرِ چیزی است که پول نماینده‌اش است. امنیت. آزادی. جدی گرفته شدن. توانایی آسوده بودن. ترسِ بی‌چیز ماندن که شاید یکی از شما با آن بزرگ شده، یا هیچ‌وقت مجبور نبوده.

بیشترِ آنچه دربارهٔ پول باور داریم را مدت‌ها پیش از دیدنِ شریکمان جذب کرده‌ایم، از خانه‌ای که در آن بزرگ شدیم، از تماشای بزرگ‌ترهای اطرافمان که هر وقت پای این موضوع وسط می‌آمد نگران می‌شدند یا ولخرجی می‌کردند یا ساکت می‌شدند. یک نفر یاد گرفت که پس‌انداز راهِ در امان ماندن است. آن دیگری یاد گرفت که کمی خرج کردن راهِ این است که بالاخره از زندگی‌ای که برایش زحمت کشیده‌ای لذت ببری. هیچ‌کدامِ این‌ها اشتباه نیست. فقط دو داستانِ متفاوت‌اند دربارهٔ اینکه پول برای چیست، نشسته دورِ یک میزِ آشپزخانه، اغلب بی‌آنکه هیچ‌کدام بفهمند دارند طبقِ فیلم‌نامه‌ای پیش می‌روند که سال‌ها پیش نوشته شده.

برای همین است که یک گفت‌وگوی پنج‌دقیقه‌ای دربارهٔ اشتراکِ یک سرویسِ پخش می‌تواند منفجر شود. برای یکی از شما پنج دلار است. برای آن دیگری اصلِ ماجراست، سرازیریِ لغزنده، مدرکی بر اینکه هم‌نظر نیستید. هرکدام دارید از یک ارزش دفاع می‌کنید، نه یک عدد.

مؤسسهٔ Gottman، که دهه‌هاست نحوهٔ دعوای زوج‌ها را مطالعه کرده، همین نکته را ساده‌تر می‌گوید: وقتی دو شریک سرِ پول اختلاف دارند، اختلاف معمولاً جانشینِ چیزی عمیق‌تر است، یک ترس، یک امید، یک تصور از اینکه یک زندگیِ خوب چه شکلی است. در سطحِ دلار بحث کنید و دور خودتان می‌چرخید. دربارهٔ آن رؤیا یا آن دلهره‌ای که زیرش نشسته کنجکاو شوید و کلِ گفت‌وگو شکلش عوض می‌شود.

مشکلِ سکوت

این‌جا یک پیچش هست که خیلی از زوج‌ها را غافلگیر می‌کند. آدم‌هایی که بیشترین فشارِ مالی را دارند، اغلب همان‌هایی‌اند که کمتر از همه دربارهٔ آن حرف می‌زنند.

پژوهشگران دانشگاه Cornell دقیقاً به همین نگاه کردند و دریافتند که استرسِ مالی معمولاً زوج‌ها را ساکت می‌کند نه اینکه وادارشان کند با هم برنامه بریزند. وقتی پول تنگ است و نگرانی زیاد، آدم‌ها درست همان وقتی که بیش از همه به این گفت‌وگو نیاز دارند از آن عقب می‌کشند. بخشی‌اش این است که استرس همان انرژیِ ذهنی‌ای را می‌بلعد که یک گفت‌وگوی سخت لازم دارد. بخشی‌اش دلهره است: فرض می‌کنید که به دعوا تبدیل می‌شود، پس چیزی نمی‌گویید، و سکوت بی‌سروصدا خودش به نوعی فاصله تبدیل می‌شود.

همان پژوهش به چیزی که کمک می‌کند هم اشاره می‌کند. وقتی زوج‌ها شروع به دیدنِ یک مشکلِ پولی به‌عنوان چیزی می‌کنند که هر دو با هم دارند به آن می‌پردازند، به‌جای یک تقابلِ دائمی بینشان، بیشتر حاضر می‌شوند که واقعاً حرف بزنند. این جابه‌جایی، از «من در برابرِ تو» به «ما در برابرِ این»، معلوم می‌شود که بخشِ زیادی از کارِ سنگین را انجام می‌دهد.

دعواهایی که زیرِ دعواها هستند

چند نقطهٔ جرقه بارها و بارها سر بر می‌آورند، و کمک می‌کند آن‌ها را همان‌طور که هستند بشناسیم، چون هرکدام در واقع برخوردِ دو داستانِ معقول‌اند.

پس‌اندازکننده و خرج‌کننده

این همان جفتِ کلاسیک است، و زوج‌ها اغلب دقیقاً در همین خط همدیگر را پیدا می‌کنند. یکی از شما موجودی را می‌پاید و هرچه بالاتر برود آرام‌تر می‌شود. آن دیگری زندگی را در حالِ گذشتن می‌بیند و می‌خواهد همین حالا کمی از آن لذت ببرد. هرکدام معمولاً آن دیگری را خودِ مشکل می‌خواند. پس‌اندازکننده در نظرِ خودش بی‌احتیاط نیست و مسئول است؛ خرج‌کننده از یک صندلی بی‌شادی به نظر می‌رسد و از صندلیِ دیگر محتاط. این را نمی‌توانید با بحث ببرید. فقط می‌توانید بفهمیدش و جایی در میانه به هم برسید، که معمولاً یعنی مقداری پولِ محافظت‌شده و مقداری پول که واقعاً آزاد است تا بدونِ بحث بر سرِ هر فنجان قهوه از آن لذت ببرید.

مالِ تو، مالِ من، و مالِ ما

اینکه پول را چطور نگه می‌دارید، حساب‌های مشترک، حساب‌های جداگانه، یا نوعی ترکیب، آن‌قدر که به نظر می‌رسد دربارهٔ تدارکات نیست. برای یک نفر، یکی کردنِ همه‌چیز کلِ نکتهٔ یک تیم بودن است. برای دیگری، نگه داشتنِ کمی از مالِ خودش راهِ حفظِ یک حسِ فردیت است. هر دو می‌توانند در یک زوج درست باشند. یک ساختارِ درستِ واحد وجود ندارد، فقط همان که هر دوی شما آگاهانه انتخاب می‌کنید و هر دو می‌توانید با آن زندگی کنید. خطر، در خودِ ترتیب نیست. در این است که به‌طور پیش‌فرض به یکی از آن‌ها سُر بخورید و بعد از آن دلگیر شوید.

شکافِ درآمد

وقتی یکی از شما خیلی بیشتر در می‌آورد، یا یکی از شما برای مدتی هیچ در نمی‌آورد در حالی که بچه بزرگ می‌کند یا دنبالِ کار می‌گردد، پول بی‌سروصدا باری از قدرت به دوش می‌گیرد. کسی که کمتر در می‌آورد ممکن است حس کند حقِ رأیش را از دست داده. کسی که بیشتر در می‌آورد ممکن است باری ناگفته حس کند که هیچ‌وقت نخواسته بودش. بلند و ساده گفتنِ این، پیش از آنکه به دلخوری سفت شود، بیشترِ زهرش را می‌گیرد. یک خانه با چیزی بیش از آنچه در فیش حقوقی پیدا می‌شود می‌چرخد، و نام بردنِ این نمی‌گذارد که تابلوی امتیاز، رابطه را بگرداند.

چطور شروع کنیم تا به دعوا ختم نشود

اینکه یک گفت‌وگو چطور شروع می‌شود، تعیین می‌کند به کجا می‌رود. یک حرفِ پولی که با یک اتهام باز شود تقریباً هیچ‌وقت جبران نمی‌شود. چند چیز شروع را ملایم‌تر و بقیه‌اش را ممکن می‌کنند.

لحظه را عمداً انتخاب کنید. حرفِ بزرگ را وقتی دارید از خانه بیرون می‌روید، یا خسته روی تخت دراز کشیده‌اید، یا از قبل بابتِ چیزِ دیگری کلافه‌اید، شروع نکنید. یک وقت بگذارید. «می‌شود یکشنبه بنشینیم و با هم به اوضاع نگاه کنیم؟» یک بازبینیِ برنامه‌ریزی‌شده و کم‌فشار، هر بار بر یک کمین برتری دارد، و هر دویتان را از دلهرهٔ اینکه کِی این موضوع حمله می‌کند خلاص می‌کند.

پیش از ردوبدل کردنِ نظرها، داستان‌های پولی‌تان را ردوبدل کنید. پیش از اینکه بر سرِ اینکه چه باید کرد بحث کنید، دربارهٔ اینکه هرکدامتان از کجا می‌آیید کنجکاو شوید. پول در خانه‌ای که در آن بزرگ شدی چه حسی داشت؟ بدترین ترسِ مالی‌ات چیست؟ داشتنِ «به‌قدرِ کافی» واقعاً چه کاری را برایت ممکن می‌کرد؟ شاید بفهمید که شریکتان اصلاً کنترل‌گر یا بی‌خیال نیست. او دارد از چیزی محافظت می‌کند که به‌محضِ اینکه بتوانید ببینیدش کاملاً منطقی است.

احساس را نام ببرید، نه حکم را. به‌جای «تو همیشه زیادی خرج می‌کنی» بگویید «وقتی نمی‌دانم چقدر توی حساب مانده مضطرب می‌شوم». اولی شریکتان را به درون دعوت می‌کند. دومی او را محاکمه می‌کند. یکی از مفیدترین حرکت‌ها در هر گفت‌وگوی پرتنش این است که به‌سادگی مشکل را همان چیزی کنید که هر دو با آن روبه‌رویید، نه همدیگر را.

برای فهمیدن گوش دهید، نه برای رد کردن. وقتی نوبتِ شریکتان است، در برابرِ وسوسهٔ آماده کردنِ استدلالِ متقابلتان در حالی که او هنوز دارد حرف می‌زند مقاومت کنید. لازم نیست موافق باشید تا به رسمیت بشناسید. «منطقی است» یا «نمی‌دانستم که این تو را می‌ترساند» می‌تواند یک گفت‌وگو را سریع‌تر از هر نکتهٔ زیرکانه‌ای که می‌خواستید بگویید خنک کند.

خودِ زبان را نرم کنید. انتخاب‌های کوچکِ کلمه‌ای وزنِ شگفت‌آوری دارند. انجمن روان‌شناسی آمریکا اشاره می‌کند که حتی عوض کردنِ «بودجه»، که می‌تواند حسِ یک مجازات بدهد، با «برنامهٔ خرج کردن» می‌تواند دمای کلِ بحث را عوض کند. هدف، برنامه‌ای است که هر دو صاحبش باشید، نه یک کتابِ قانون که یکی از شما اجرایش کند.

استراحت را پیش از آنکه به آن نیاز پیدا کنید بگیرید. اگر صداهایتان دارد بالا می‌رود و بدن‌هایتان دارد سفت می‌شود، از منطقه‌ای که هر چیزِ سازنده‌ای در آن اتفاق می‌افتد بیرون آمده‌اید. از قبل توافق کنید که هرکدامتان می‌تواند یک مکث اعلام کند. «بیایید بعد از شام به این برگردیم.» یک استراحت، وقتی واقعاً بر می‌گردید، فرار نیست.

آن را به یک عادت تبدیل کنید، نه یک وضعیتِ اضطراری

زوج‌هایی که کمترین دعوا را سرِ پول دارند معمولاً آن‌هایی نیستند که بیشترین پول را دارند. آن‌هایی‌اند که به‌قدرِ کافی مرتب درباره‌اش حرف می‌زنند که هیچ گفت‌وگوی واحدی مجبور نباشد کلِ بار را حمل کند.

یک بازبینیِ پولیِ کوتاه و تکرارشونده این کار را بی‌سروصدا انجام می‌دهد. ماهی یک بار، بیست دقیقه بنشینید، به آنچه آمده و آنچه رفته نگاه کنید، هر چیزی را که در راه است نام ببرید، و تنظیمش کنید. سبک نگهش دارید. بعضی زوج‌ها آن را با چیزی که بعدش دوست دارند همراه می‌کنند تا کلِ ماجرا حسِ احضار به دفترِ مدیر را ندهد. نکتهٔ این ریتم این است که مشکل‌ها کوچک گرفته می‌شوند، وقتی هنوز یک خط روی کاغذند و نه یک گله‌ای که شش ماه است دارد بهره جمع می‌کند.

همچنین کمک می‌کند که تصویرِ مشترکتان را جایی بگذارید که هر دو بتوانید ببینیدش. قبض‌ها، بدهی‌ها، پس‌انداز، اینکه هرکدامتان بی‌سروصدا برای یک سال یا پنج سالِ آینده چه امیدی دارد. رو کردنِ کاملِ همه‌چیز می‌تواند حسِ در معرض دید بودن بدهد، به‌ویژه اگر بدهی یا عادتی هست که تنها با خودتان حملش کرده‌اید و از لحظه‌ای که مجبور شوید بلند بگوییدش می‌ترسیده‌اید. اما زوج‌هایی که دربارهٔ کلِ تصویر، از جمله بخش‌های ناراحت‌کننده، صادق می‌شوند، معمولاً بیشتر به هم اعتماد می‌کنند، نه کمتر. آن چیزی که پنهانش کرده‌اید، وقتی پیدا شود، به‌ندرت به‌بدیِ خودِ پنهان‌کاری می‌نشیند. راز است که می‌پوساند. روشناییِ روز است که آرام می‌کند.

بعضی مشکل‌های پولی حل نمی‌شوند، و این اشکالی ندارد

این چیزی است که ارزش دارد با آن به صلح برسید. هر تفاوتِ بینِ شما یک مشکل برای حل شدن نیست. یک پس‌اندازکنندهٔ ذاتی و یک خرج‌کنندهٔ ذاتی شاید هیچ‌وقت همدیگر را کاملاً تغییر ندهند، و لازم هم نیست. کلی مشارکتِ محکم و ماندگار یک اختلافِ دائمی و کم‌شدت بر سرِ پول دارند و به‌جای تلاش برای بردنش، آن را با شوخ‌طبعی و احترام مدیریت می‌کنند.

هدف این نیست که دربارهٔ هر دلار یک‌جور فکر کنید. هدف این است که دست از برخورد با آن تفاوت به‌عنوان یک تهدید بردارید. وقتی بتوانید بگویید «ما این یکی را جور دیگری می‌بینیم، و داریم مدیریتش می‌کنیم» بدون اینکه به یک همه‌پرسی دربارهٔ رابطه تبدیل شود، همان بخشی را که مهم است از قبل برده‌اید.

کِی کمی کمک وارد کنیم

گاهی گفت‌وگوها هرطور هم که با احتیاط شروعشان کنید به همان شکلِ دردناک تمام می‌شوند، یا پول به چیزی تبدیل شده که آن‌قدر کامل دورش پاورچین می‌روید که کلاً حرف زدن را کنار گذاشته‌اید. این ارزشِ جدی گرفتن دارد. یک درمانگرِ زوج می‌تواند کمکتان کند الگوی زیرِ دعواها را پیدا کنید، و یک مشاورِ مالی می‌تواند با دادنِ برنامه‌ای که رویش بایستید، بخشی از ترسِ خام را از دلِ اعداد بیرون بکشد. سراغ رفتنِ چنین کمکی اعتراف به شکست خوردنتان نیست. دو نفرند که تصمیم می‌گیرند رابطه‌شان ارزشی بیش از حق داشتن بر سرِ بودجهٔ خواربار دارد.

و اگر نگرانی‌های پولی دارند بر چیزی بیش از رابطه‌تان سنگینی می‌کنند، اگر استرس دارد شما را تا خوابتان، کارتان، یا حسی که به بلند شدن در صبح دارید دنبال می‌کند، لطفاً آن را تنها حمل نکنید. با پزشکتان یا یک متخصصِ سلامت روان حرف بزنید. فشار واقعی است، و کمک هم همین‌طور.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.