Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

خواب · استرس

چرا استرس خوابتان را نابود می‌کند (و چطور آن را پس بگیرید)

از پا افتاده‌ای، اما همان لحظه که سرت به بالش می‌رسد ذهنت روشن می‌شود. اینجا می‌گوییم استرس واقعاً با خوابت چه می‌کند، چرا هرچه بیشتر تلاش کنی بدتر می‌شود، و به‌جایش چه کنی.

نور خورشید روی سطحی پوشیده از پارچه سایه می‌اندازد.

عکس از Efe Kekikciler در Unsplash

نکته‌های سریع

  • بیست دقیقه بیداری؟ بلند شو، بازتنظیم کن.
  • نگرانی‌های فردا را سرِ غروب روی کاغذ پارک کن.
  • با این حال زمانِ بیدار شدنت را ثابت نگه دار.

ساعت 2 بامداد است. باید پنج ساعت دیگر بیدار شوی. همه‌چیز را درست انجام داده‌ای: اتاق تاریک، بدون کافئین بعد از ناهار، گوشی رو به پایین روی پاتختی. و با این حال مغزت کاملاً بیدار است، دارد گفتگوی امروز صبح را دوره می‌کند و در تاریکی فهرست کارهای فردا را می‌نویسد. حتی به چیز فوری‌ای فکر نمی‌کنی. فقط نمی‌توانی متوقفش کنی.

اگر این بیشتر شب‌های توست، تو خراب نیستی و در خوابیدن بد نیستی. تو تحت فشاری، و بدنت دقیقاً همان کاری را می‌کند که استرس یادش داده انجام دهد. بخش کلافه‌کننده این است که توصیه‌ی معمول («فقط آرام باش»، «بهش فکر نکن») معمولاً اوضاع را بدتر می‌کند. پس بیایید ببینیم واقعاً چه اتفاقی می‌افتد، چون به‌محض اینکه سازوکار را بفهمی، راه‌حل‌ها معنا پیدا می‌کنند.

خواب یک کلید نیست. یک رهاسازی است.

ما درباره‌ی خواب طوری حرف می‌زنیم که انگار کاری است که انجام می‌دهیم، عملی که می‌کنیم. این‌طور نیست. خواب چیزی است که بدنت وقتی تصمیم می‌گیرد خطر رفع شده اجازه‌اش را می‌دهد. نمی‌توانی به آن زور بگویی، همان‌طور که نمی‌توانی خودت را مجبور کنی سریع‌تر هضم کنی یا به فرمان سرخ شوی. وقتی می‌آید که سیستم عصبی‌ات کنار بکشد.

استرس همان چیزی است که جلوی در ایستاده.

وقتی زیر فشاری، بدنت یک سیستم هورمونی به نام محور HPA را به کار می‌اندازد. این بازوی کند و پایدارِ پاسخِ استرسِ توست، و یکی از چیزهایی که تولید می‌کند کورتیزول است. در یک روزِ آرام، کورتیزول یک ریتمِ مرتب را دنبال می‌کند: نزدیک نیمه‌شب کمترین مقدار تا بتوانی بخوابی، و در اوایل صبح بالا می‌رود تا بتوانی بیدار شوی. خوابِ سالم در واقع کمک می‌کند کورتیزول شب پایین بماند. استرسِ مزمن این را وارونه می‌کند. کورتیزول وقتی باید افت کند بالا می‌ماند، و بدنت مدام طوری رفتار می‌کند که انگار جایی هست که باید باشد. سیگنالِ خاموش شدن هیچ‌وقت کاملاً نمی‌رسد.

پژوهشگرانی که این را مطالعه می‌کنند حالتی را توصیف می‌کنند به نام بیش‌برانگیختگی، سیستمی که آن‌قدر بالا کار می‌کند که نمی‌گذارد رها شوی. فقط در ذهنت نیست، هرچند افکارِ پُرشتاب واقعی‌اند. در ضربان قلبِ سریع‌ترت هم هست، در ماهیچه‌های منقبضت، در آن حسِ به‌هم‌ریخته بودن بدون اینکه دقیقاً بدانی چرا. خواب نمی‌تواند حتی یک کلمه هم بگوید.

بخشِ ذهنی هم یک اسم دارد. آن پخشِ تکرارشونده‌ی روز، فاجعه‌سازی درباره‌ی فردا، ناتوانی در زمین گذاشتنِ یک فکر، همه نشخوارِ فکری‌اند، و بر آتش سوخت می‌ریزند. نگرانی و یک بدنِ به‌هم‌ریخته نوبتی عمل نمی‌کنند. به هم غذا می‌دهند، هر کدام آن دیگری را روشن نگه می‌دارد. برای همین است که وقتِ خواب می‌تواند برای یک ذهنِ مضطرب بدترین زمانِ روز باشد. بالاخره هر حواس‌پرتیِ دیگری خاموش شده، و تنها چیزی که در اتاق مانده همان چیزی است که از صبح از آن می‌گریخته‌ای.

تله: استرس و خوابِ بد به هم غذا می‌دهند

این سازوکارِ بی‌رحمانه‌اش است. استرس خوابت را به هم می‌زند. بعد خوابِ بد استرست را بالا می‌برد، چون یک مغزِ خسته در مدیریتِ فشار بدتر است و سریع‌تر زنگِ خطر را به صدا درمی‌آورد. مطالعاتِ این پیوند آن را دوسویه توصیف می‌کنند، که راهی محتاطانه است برای گفتنِ اینکه هر کدام دیگری را بدتر می‌کند. خوابِ ازدست‌رفته همان هورمون‌های استرسی را بالا می‌برد که از اول خواب را از تو گرفتند.

اگر رهایش کنی، حلقه تنگ‌تر می‌شود. چند شبِ بد پس از یک هفته‌ی سخت عادی است و معمولاً می‌گذرد. اما برای بعضی‌ها سیم‌کشی شروع به تغییر می‌کند. دانشمندانِ خواب از «واکنش‌پذیریِ خواب» حرف می‌زنند، اینکه استرس چقدر آسان خوابت را از پا درمی‌آورد، و یافته‌ی نگران‌کننده این است که دوره‌های بزرگِ استرس می‌توانند سیستم را حساس کنند. خوابی که قبلاً آسان می‌آمد شکننده می‌شود. عاملِ استرس‌زای اولیه می‌تواند کاملاً محو شود در حالی که خوابِ بد باقی می‌ماند، حالا خودش برای خودش کار می‌کند.

این همان لحظه‌ای است که خیلی‌ها شروع می‌کنند از وقتِ خواب هراس داشته باشند. و هراس خودش برانگیزاننده است، پس تخت به‌آرامی به یک نشانه برای بیدار بودن تبدیل می‌شود، نه خوابیدن.

یک مقصرِ خاموش‌تر هم اینجا پنهان است: فشار برای بی‌نقص خوابیدن. اگر این فکر را جذب کرده‌ای که باید حتماً هشت ساعتِ کامل بخوابی وگرنه فردا خراب است، هر دقیقه‌ای که روی ساعت می‌گذرد به یک اورژانسِ کوچک تبدیل می‌شود. نگرانیِ نخوابیدن آسیبِ بیشتری می‌زند تا خودِ خوابِ ازدست‌رفته. یک شبِ ناقص چیزی است که یک بدنِ سالم به‌راحتی از کنارش می‌گذرد. اضطراب درباره‌اش همان چیزی است که یک شبِ بدِ تنها را به مجموعه‌ای از آن‌ها تبدیل می‌کند.

چرا «بیشتر تلاش کردن» نتیجه‌ی معکوس می‌دهد

این بخشی است که بیشترِ مردم از قلم می‌اندازند. تلاش نقطه‌ی مقابلِ خواب است.

هرچه مصمم‌تر باشی که به خواب بروی، بیشتر همان سیستمی را فعال می‌کنی که بیدار نگهت می‌دارد. نگاه کردن به ساعت، حساب کردنِ اینکه چند ساعت برایت مانده، چنگ زدن به بالش و به‌زور خودت را به خواب فرستادن، همه‌ی این‌ها برای بدنت مثل یک مسئله برای حل کردن خوانده می‌شوند. مسئله‌حل‌کردن یک فعالیتِ روزانه و در حالتِ زنگ‌خطرِ روشن است. داری تا ته روی گاز فشار می‌دهی و تعجب می‌کنی چرا ماشین نمی‌ایستد.

برای همین است که یک ساعت بیدار در تخت دراز کشیدن بدتر از آن است که به‌نظر می‌رسد. مغزت یک ماشینِ تداعی است. شب‌های کافی را در همان نقطه با غلت‌زدن و کلافگی بگذران، و خودِ تخت شروع می‌کند به معنای «اینجا هوشیار باش»، همان‌طور که یک میز معنای کار می‌دهد. راه‌حل این نیست که سخت‌تر تلاش کنی بخوابی. این است که دست از تلاش برداری، و پیوندِ بین تخت و بیداری‌ات را بشکنی.

چه چیزی واقعاً کمک می‌کند

هیچ‌کدام از این‌ها جادو نیستند، و به همه‌شان نیاز نداری. دو یا سه تا را که به زندگی‌ات می‌خورند انتخاب کن و چند هفته به آن‌ها فرصت بده. خواب به الگوها پاسخ می‌دهد، نه به شب‌های قهرمانانه‌ی تنها.

وقتی نمی‌توانی بخوابی از تخت بیرون بیا

این یکی به‌نظر برعکس می‌آید، پس ارزش دارد که واضح گفته شود. اگر حدود بیست دقیقه بیدار دراز کشیده‌ای و داری کلافه می‌شوی، بلند شو. از اتاق‌خواب بیرون برو. جایی کم‌نور بنشین و کاری آرام و کسل‌کننده انجام بده: چند صفحه از چیزی سبک بخوان، لباس تا کن، موسیقیِ ملایم گوش بده. فقط وقتی دوباره خواب‌آلود شدی به تخت برگرد. متخصصانِ خوابِ Cleveland Clinic دقیقاً همین را توصیه می‌کنند، چون جلوی این را می‌گیرد که تختت جایی شود که کلافه در آن دراز می‌کشی. داری از تداعی محافظت می‌کنی. تخت برای خواب است، نه برای شیفتِ نگرانیِ ساعت 2 بامداد.

یک آرام‌شدنِ واقعی بساز، نه یک توقفِ ناگهانی

نمی‌توانی با تمام سرعت بدوی و بعد انتظار داشته باشی فوراً به خواب بیفتی. به خودت یک باندِ فرود بده. NHS پیشنهاد می‌کند دست‌کم یک ساعت پیش از خواب آرام بگیری، با چراغ‌های کم‌نور و صفحه‌ها کنار گذاشته، چون نورِ روشن و چکه‌ی پیوسته‌ی اعلان‌ها مغزت را روشن نگه می‌دارند. آنچه در آن ساعت می‌کنی کمتر از ثباتش اهمیت دارد. یک دوشِ گرم، چند حرکتِ کششی، یک کتابِ کاغذی، تنفسِ آهسته. داری به بدنت سیگنالی مکرر و قابلِ‌اعتماد می‌فرستی که روز دارد بسته می‌شود.

به نگرانی‌هایت وقتِ ملاقاتِ زودتری بده

اگر ذهنت فقط وقتی چراغ‌ها خاموش می‌شوند بلند می‌شود، اغلب به این خاطر است که این اولین لحظه‌ی آرامی است که در تمام روز داشته. پس یک لحظه‌ی زودتر به آن بده. ده یا پانزده دقیقه در عصر، خیلی پیش از خواب، صرفِ نوشتنِ آنچه در ذهنت است بکن و برای هر چیز یک قدمِ بعدی. تو کلِ زندگی‌ات را حل نمی‌کنی. داری به مغزت می‌گویی که موارد ثبت شده‌اند و می‌تواند کنار بکشد. یک نگرانیِ نوشته‌شده روی کاغذ، نگرانی‌ای است که لازم نیست ساعت 3 بامداد دوره شود.

حواست باشد چه چیزی سرِپا نگهت می‌دارد و چه چیزی از پا درت می‌آورد

وقتی تحت فشار و خسته‌ای، دو چیز معمولاً کم‌کم وارد می‌شوند، و هر دو در سکوت خواب را خراب می‌کنند. اولی کافئین است. یک روزِ پرتنش معمولاً یعنی قهوه‌ی بیشتر، اغلب دیرتر، و کافئین ساعت‌ها در بدنت می‌ماند. NHS توصیه می‌کند کافئین را خیلی پیش از خواب قطع کنی، و برای بعضی‌ها این یعنی هیچ‌چیز بعد از وقتِ ناهار. دومی گیلاسِ آخرِ شب است. الکل حس می‌شود کمک می‌کند چون خواب‌آلودت می‌کند، اما نیمه‌ی دومِ شب را تکه‌تکه می‌کند و تو را از مراحلِ عمیق‌تر و ترمیم‌کننده‌ی خواب بیرون می‌کشد. زودتر به خواب می‌روی و بدتر بیدار می‌شوی. NHS اجتناب از الکل نزدیک به وقتِ خواب را به دلیلی جزو پایه‌ها فهرست می‌کند. اگر برای کنار آمدن با استرس سراغِ هرکدام رفته‌ای، کم کردنشان در عصر یکی از پرسودترین تغییرهایی است که می‌توانی انجام دهی.

زمانِ بیدار شدنت را ثابت نگه دار

وقتی خواب بد است، وسوسه این است که برای جبران بیشتر بخوابی یا چرت بزنی. این معمولاً نتیجه‌ی معکوس می‌دهد، چون فشارِ طبیعیِ خواب را که در طول یک روزِ عادی جمع می‌شود پراکنده می‌کند. مفیدترین لنگرِ واحد یک زمانِ ثابتِ بیدار شدن است، حتی بعد از یک شبِ بد، حتی آخرِ هفته‌ها. نورِ صبح هم کمک می‌کند. ساعتی را که تصمیم می‌گیرد امشب کِی خواب‌آلود شوی بازتنظیم می‌کند.

بدن را آرام کن، بعد افکار دنبال می‌کنند

نمی‌توانی وقتی بدنت هنوز در زنگِ خطر است با استدلال به آرامش برسی. بازدم‌های آهسته و طولانی به سیستم عصبی‌ات می‌گویند که تهدید گذشته، برای همین ابزارهای تنفسی در همان لحظه کار می‌کنند. چند دقیقه تنفسِ آهسته در تخت حقه‌ای برای بیهوش کردنِ خودت نیست. راهی است برای پایین آوردنِ برانگیختگی‌ای که جلوی خواب را گرفته، و بعد دست از تلاش برداشتن و گذاشتن خواب کارِ خودش را بکند.

چه زمانی وقتِ کمک گرفتن است

یک دوره‌ی خوابِ بد در یک برهه‌ی پرتنش عادی است، و معمولاً وقتی فشار برداشته می‌شود یا کمی به عادت‌های بالا فرصت بدهی خودبه‌خود کم می‌شود.

اما خوابی که ماه‌ها کش آمده، یا دارد روزها، خُلق، یا توانِ عملکردِ تو را فرسوده می‌کند، شایسته‌ی حمایتِ واقعی است. NHS پیشنهاد می‌کند وقتی عادت‌های بهترِ خواب مسئله را حل نکرده‌اند و مدتی طولانی در سختی بوده‌ای به پزشک مراجعه کنی. یک درمان هست که ارزش دارد با اسمش بشناسی‌اش: درمانِ شناختی-رفتاری برای بی‌خوابی، یا CBT-I. یک برنامه‌ی کوتاه و ساختارمند است که افکار و عادت‌هایی را که شب‌ها هوشیار نگهت می‌دارند هدف می‌گیرد، و گروه‌های بزرگِ پزشکی، از جمله Mayo Clinic، به آن به‌عنوانِ اولین چیزی که باید برای بی‌خوابیِ مداوم امتحان کنی اشاره می‌کنند، جلوتر از قرص‌های خواب، چون نتایجش معمولاً بعد از پایانِ درمان دوام می‌آورند.

همچنین ارزشِ یک گفتگو با پزشک را دارد اگر مشکلِ خوابت با خُرخُرِ بلند یا نفس‌نفس زدن همراه است، اگر استرس به چیزی سنگین‌تر مثل خُلقِ پایینِ پایدار یا اضطراب تبدیل شده، یا اگر برای به خواب رفتن به الکل یا قرص تکیه می‌کنی. آن‌ها پاسخ‌های خودشان را دارند، و لازم نیست خودت به‌تنهایی بفهمی کدام کدام است.

نیاز به کمک برای خواب یک شکستِ اراده نیست. خواب یک نیازِ پایه‌ای انسان است، و وقتی از دست می‌رود، تحملِ هر چیز دیگری سخت‌تر می‌شود. پس گرفتنش یکی از مهربانانه‌ترین کارهایی است که می‌توانی برای بقیه‌ی زندگی‌ات بکنی، و چیزی است که با حمایتِ درست واقعاً بهتر می‌شود.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.