Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

کار کردن با افکار · انتقاد از خود

آرام کردنِ منتقدِ درونی

آن صدای خشن در سرت حس می‌شود مثلِ حقیقتی که به تو می‌گوید بهتر عمل کن. بیشترِ اوقات فقط روز را سنگین‌تر می‌کند. در اینجا می‌گوییم منتقدِ درونی واقعاً چیست، چرا بحث کردن با آن به‌ندرت کارساز است، و راهی مهربان‌تر برای شل کردنِ چنگش.

دستِ یک فرد با ساعتی روی مچ، کنارِ چرمی قهوه‌ای

عکس از ناتالیا سورِنکووا در Unsplash

نکته‌های سریع

  • آن صدا را بگیر و در سکوت نامش را ببر.
  • همان چیزی را بگو که به یک دوستِ رنجور می‌گفتی.
  • «همیشه» و «هرگز» را با آنچه دقیق است عوض کن.

صدایی هست که بعضی از ما زیادی خوب می‌شناسیمش. ایمیل را می‌فرستی و می‌گوید احمقانه به نظر رسیدی. یک اشتباه می‌کنی و می‌گوید همیشه همین کار را می‌کنی. در آینه نگاه می‌کنی و نظری آماده دارد. معمولاً با قید‌های مطلق حرف می‌زند، و معمولاً با صدای خودت حرف می‌زند، که دقیقاً به همین دلیل باور کردنش این‌قدر آسان است.

اسمش را می‌گذاریم منتقدِ درونی. یک اختلال یا نقص در شخصیتت نیست. تقریباً هرکسی نسخه‌ای از آن را دارد. برای بعضی‌ها یک غرغرِ گاه‌به‌گاه است. برای بعضیِ دیگر تقریباً بی‌وقفه اجرا می‌شود و روزشان را با لحنی روایت می‌کند که هرگز درباره‌ی کسی که دوستش دارند به کار نمی‌برند.

اگر آن دومی آشنا به نظر می‌رسد، این نوشته برای توست. نه برای این‌که آن صدا را برای همیشه ساکت کند، ذهن‌ها واقعاً این‌طور کار نمی‌کنند، بلکه برای این‌که کمی از بادش را خالی کند.

صدا از کجا می‌آید

منتقدِ درونی معمولاً به‌عنوان چیزی محافظت‌کننده شروع شده. جایی در این مسیر، بخشی از تو تصمیم گرفت که اگر تو اول برسی، اگر پیش از آن‌که هرکسِ دیگری بتواند از خودت انتقاد کنی، امن خواهی بود. آماده خواهی بود. هرگز با شکست غافلگیر نمی‌شوی چون از پیش خودت را برایش آماده کرده‌ای.

برای یک کودک استراتژیِ معقولی است. معمولاً بیش از حد می‌ماند.

خیلی‌ها زیرِ همه‌ی این‌ها باوری آرام‌تر هم حمل می‌کنند: این‌که آن خشونت کار می‌کند. این‌که بدونِ منتقدی که سوارِ کولشان باشد، سست می‌شوند، تنبل می‌شوند، تلاش را کنار می‌گذارند. پس شلاق را دمِ دست نگه می‌دارند، مطمئن که تنها چیزی است که میانِ آن‌ها و فروپاشیِ کامل ایستاده.

پژوهش راهِ دیگری را نشان می‌دهد. وقتی روان‌شناس کریستین نف و دیگران انتقاد از خودِ شدید را مطالعه کرده‌اند، یافته‌اند که با اضطرابِ بیشتر، افسردگیِ بیشتر، و نشخوارِ فکریِ بیشتر همراه است، همان حلقه‌ی فرساینده که یک فکرِ انتقادی ساعت‌ها می‌چرخد و به جایی نمی‌رسد. همتای مهربان‌ترش، یعنی با خودت با کمی گرمی رفتار کردن وقتی سختی می‌کشی، به‌جایش با خُلقِ استوارتر و، جالب این‌که، با انگیزه‌ی بیشتر نه کمتر هم‌راستاست. منتقد قول می‌دهد تو را تیز نگه دارد. آنچه معمولاً می‌کند فرسودنِ توست.

کلینیک کلیولند هزینه را روشن می‌گوید: یک جریانِ پیوسته از خودگویی‌های منفی می‌تواند افسردگی و اضطراب را تغذیه کند، و معمولاً باعث می‌شود آدم‌ها از همان حمایتی که کمکشان می‌کند عقب بکشند. صدایی که ادعای محافظت از تو را دارد، در نهایت منزوی‌ات می‌کند.

چرا نمی‌توانی در بحث برنده شوی

غریزه، وقتی متوجهِ منتقد می‌شوی، این است که با آن بجنگی. شواهد جمع کنی، پرونده بسازی، خلافش را ثابت کنی.

گاهی این کمی کمک می‌کند. اغلب نمی‌کند، چون منتقد واقعاً با منطق کار نمی‌کند. می‌توانی دوشنبه در بحث برنده شوی و سه‌شنبه با شکایتی تازه برمی‌گردد. بحث کردن با آن حتی می‌تواند تغذیه‌اش کند، همان‌طور که سیخونک زدن به آتش، آتش را تغذیه می‌کند. تو هنوز داری با آن فکر مثلِ چیزی رفتار می‌کنی که پاسخ می‌طلبد.

حرکتِ مفیدتر این است که رابطه‌ات با آن صدا را عوض کنی، نه محتوایش را. لازم نیست آن فکر را شکست دهی. باید فرمان را از دستش بگیری.

راهی دیگر برای کار کردن با آن

اینجا رویکردی هست که معمولاً بهتر از بحث کردن دوام می‌آورد. تکه‌تکه بگیرش. هر بار به همه‌ی این‌ها نیاز نخواهی داشت.

1. مچش را بگیر

نمی‌توانی چیزی را که نمی‌بینی عوض کنی. برای چند روز، فقط توجه کن که منتقد کِی ظاهر می‌شود و تقریباً چه می‌گوید. هنوز قرار نیست چیزی را درست کنی. داری خط‌های موردعلاقه‌ی آن صدا را یاد می‌گیری، و بیشترِ منتقدها یک فیلم‌نامه‌ی کوتاه و قابل‌پیش‌بینی دارند. «عقب افتاده‌ای.» «همه می‌فهمند.» «باید بهتر می‌دانستی.»

نام بردنش همان‌طور که رخ می‌دهد، حتی در سکوت («آها، منتقد آمد»)، یک شکافِ کوچک ایجاد می‌کند. در آن شکاف چیزِ مهمی را به یاد می‌آوری: یک فکر درباره‌ی تو، همان حقیقتِ درباره‌ی تو نیست.

2. واژه‌بندی را بررسی کن، نه ارزش را

توجه کن منتقد چقدر مطلق دوست دارد باشد. همیشه. هرگز. همه. کاملاً. زندگیِ واقعی تقریباً هیچ‌وقت با مطلق‌ها کار نمی‌کند، و آن افراط یک نشانه است. آن فکر واقعیت را گزارش نمی‌کند، دارد اغراق می‌کند.

درمانگرانی که این‌طور با افکار کار می‌کنند هدفشان مثبت‌اندیشیِ اجباری نیست. هدف این نیست که «من یک شکست‌خورده‌ام» را با «من فوق‌العاده‌ام» عوض کنی، که ذهنت در یک نگاه ردش می‌کند. هدف یافتنِ نسخه‌ی دقیق‌تر و متعادل‌تر است. «من یک شکست‌خورده‌ام» می‌شود «آن بخش را بد اداره کردم، و چند بخشِ دیگر خوب پیش رفت.» کم‌رضایت‌بخش‌تر از آن نمایش. بسیار نزدیک‌تر به حقیقت.

3. بپرس واقعاً صدای کیست

گاهی منتقد اصلاً مالِ تو نیست. با دقت گوش کن و شاید یک پدر یا مادر، یک مربیِ قدیمی، یک معلم، کسی را بشنوی که زمانی حس کرد تو را کوچک کند. شناختنِ انتقادِ قرض‌گرفته‌شده به همان شکلی که هست می‌تواند مقدارِ شگفت‌آوری از قدرتش را تخلیه کند. حق داری از حمل کردنِ خشونتِ کسِ دیگری خودداری کنی.

4. آزمونِ دوست را امتحان کن

این یکی ساده به نظر می‌رسد و کارِ واقعی می‌کند. تصور کن یک دوستِ نزدیک با دقیقاً همان موقعیتی که خودت را بابتش سرزنش می‌کنی پیشت آمده. همان اشتباه. همان ترس. به او چه می‌گفتی؟

آنچه منتقد به تو می‌گوید را به او نمی‌گفتی. خوابش را هم نمی‌دیدی. صادق اما مهربان می‌بودی، آن مسئله را به اندازه‌ی واقعی‌اش می‌رساندی، به او یادآوری می‌کردی که انسان است. آن لحن، همان که برای کسانی که برایت عزیزند نگه می‌داری، برای خودت هم در دسترس است. شفقتِ به خود بیشتر همان چرخاندنِ آن نجابتِ معمولی به درون است. مطالعات نشان می‌دهند نرم یا خودپسندانه نیست. آدم‌هایی که از پسش برمی‌آیند معمولاً تاب‌آورترند نه کمتر، و پس از یک لغزش بیشتر حاضرند دوباره تلاش کنند.

5. بگذار حرف بزند بدون این‌که اطاعتش کنی

لازم نیست صدا را متوقف کنی. می‌توانی بگذاری در پس‌زمینه اجرا شود مثلِ رادیویی در اتاقِ دیگر، آنجا، اما نه در فرمان. «ممنون، شنیدمت، خودم از پسش برمی‌آیم» یک پاسخِ کامل است. به رسمیتش شناختی. اما دستور نگرفتی.

چه چیزی واقعاً همه‌چیز را عوض می‌کند

منتقد از راهِ تکرار بلند شد، سال‌ها همان خط‌ها روی یک حلقه. از راهِ تکرار هم آرام می‌شود، فقط خط‌های مهربان‌تر، تمرین‌شده وقتی که خطر کم است.

این همان بخشی است که آدم‌ها از قلم می‌اندازند. منتظرِ یک بحران می‌مانند تا با خودشان مهربان باشند، وسطِ مارپیچ آن را ناممکن می‌یابند، و نتیجه می‌گیرند برای آن‌ها کار نمی‌کند. به‌عنوان یک عادت بهتر از یک ابزارِ اورژانسی کار می‌کند. انتقادهای کوچک را بگیر. روزمره‌ها را دوباره واژه‌بندی کن. آزمونِ دوست را روی چیزهای جزئی انجام بده. داری یک پیش‌فرضِ متفاوت می‌سازی، و پیش‌فرض‌ها همان چیزی‌اند که وقتی زیادی خسته‌ای که انتخاب کنی، ظاهر می‌شوند.

بعضی‌ها می‌بینند کمک می‌کند که نسخه‌ی مهربان‌تر را بنویسند و جایی نگهش دارند که ببینندش، چون در یک لحظه‌ی پایین احضارِ فکرِ متعادلِ خودت از حافظه سخت است. خواندنش هم به حساب می‌آید.

با این‌که این چقدر کند است شکیبا باش. داری علیهِ شیاری کار می‌کنی که در مدتِ طولانی حفر شده. یک صدای مهربان‌تر یک‌باره نمی‌آید. همان‌طور می‌آید که صدای خشن آمد، یک تکرار در هر بار، تا یک روز متوجه می‌شوی با خودت مثلِ کسی حرف زدی که ارزشِ مهربانی دارد و عجیب حس نشد.

وقتی چیزی بیش از یک صدای خشن است

یک مرز هست که ارزشِ مراقبت دارد. یک منتقدِ درونی که غر می‌زند رایج و قابل‌کار است. صدایی که به تنفرِ پیوسته از خود لخته شده، که به تو می‌گوید بی‌ارزشی یا این‌که آدم‌ها بدونِ تو بهتر بودند، چیزی بیش از انتقادِ معمولیِ از خود حمل می‌کند، و شایسته‌ی حمایتِ واقعی است.

اگر منتقد دارد افسردگی یا اضطرابی را تغذیه می‌کند که سرِ راهِ خواب، کار، یا آدم‌هایی که دوستشان داری قرار می‌گیرد، یک درمانگر می‌تواند کمک کند، و رویکردهایی که دقیقاً حولِ همین مسئله ساخته شده‌اند به‌خوبی جا افتاده‌اند. اگر هر وقت دیدی آن صدا به‌سوی فکرهای نخواستنِ اینجا بودن می‌چرخد، لطفاً با آن تنها ننشین. به یک خطِ بحران یا یک متخصص دست دراز کن. این نشانه‌ی این نیست که منتقد درباره‌ی تو درست می‌گوید. نشانه‌ی این است که زیادی را به‌تنهایی حمل می‌کنی، و کمک دقیقاً برای همین وجود دارد.

لازم نیست مهربانی را با تبدیل شدن به کسی که منتقد اصرار دارد باید باشی، به دست بیاوری. حق داری با همان کسی که همین حالا هستی، امروز، دقیقاً همان‌طور که هستی، مهربان باشی. معمولاً همان جایی است که کارها شروع به آرام گرفتن می‌کنند.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.