Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

دوران سخت · پول

استرس و نگرانی مالی: چطور وقتی پول کم است خودت را آرام نگه داری

نگرانی پول راهی دارد برای رخنه به همه چیز: خوابت، خلق‌وخویت، گفت‌وگوهایی که از آن‌ها طفره می‌روی. همیشه نمی‌توانی همین امروز عددِ حسابت را درست کنی. اما می‌توانی تغییر دهی که چقدر سیستم عصبی‌ات را می‌گرداند. این نوشته می‌گوید چطور هر دو را انجام دهی.

زنی با پیراهن راه‌راه سفید و آبی که به آسمان نگاه می‌کند

عکس از luana niemann در Unsplash

نکته‌های سریع

  • به نگرانی روزی یک بازه‌ی کوتاه بده.
  • یک تماس با مشاوره‌ی رایگان بدهی بگیر.
  • به یک نفر بگو که پول کم است.

ساعت دو بامداد است و داری در تاریکی حساب‌وکتاب می‌کنی. اجاره، مانده‌ی کارت، چیزی که ماشین لازم دارد، مبلغی که واقعاً داری. اعداد هرچقدر هم که حسابشان کنی جور درنمی‌آیند، پس دوباره حسابشان می‌کنی. این ساعت داری هیچ چیزی را حل نمی‌کنی. این را می‌دانی. نگرانی اهمیتی نمی‌دهد.

اگر این‌روزها این تویی، در جمع بسیار بزرگی هستی، و این یک دلداریِ الکی نیست. پول یکی از رایج‌ترین منابع استرس است. در پژوهش دیرپای «Stress in America» انجمن روان‌شناسی امریکا، تقریباً هفت نفر از هر ده بزرگسال گفتند دست‌کم گاهی درباره‌ی پول استرس داشته‌اند، و حدود یک نفر از هر پنج نفر آن استرس را شدید توصیف کرد. کسانی که کمتر درآمد داشتند خبر دادند که آن را سنگین‌تر حس می‌کنند، که یک‌جور معنای بی‌رحمانه دارد: هرچه بالشتک کمتری داشته باشی، هر قبض بیشتر مثل یک اورژانس فرود می‌آید.

پس این نقص شخصیتی نیست، و این‌طور هم نیست که تو با پول بد باشی یا زیر فشار ضعیف. استرس مالی یکی از سنگین‌ترین و جسمانی‌ترین نگرانی‌هایی است که آدم با خود حمل می‌کند. بیا درباره‌ی اینکه چرا این‌قدر محکم چنگ می‌زند حرف بزنیم، و درباره‌ی اینکه وقتی نمی‌توانی به‌سادگی پول بیشتری از هوا بیرون بکشی، چه چیزی واقعاً کمک می‌کند.

چرا نگرانی پول فرق دارد

بیشتر استرس‌ها می‌آیند و می‌روند. یک جلسه‌ی سخت تمام می‌شود. یک دعوا فروکش می‌کند. نگرانی پول دو ویژگی دارد که آن را چسبنده‌تر از تقریباً هر چیز دیگری می‌کند.

اولی این است که هرگز کاملاً از کار درنمی‌آید. یک ترسِ پزشکیِ بد یک‌جوری حل می‌شود. اما بدهی فقط همان‌جا می‌ماند و هر روز، چه به آن فکر کنی چه نکنی، انباشته می‌شود. مغزت یک تهدید حل‌نشده را مثل یک هشدارِ باز تلقی می‌کند، پس در بدترین لحظه‌ها به تو ناقوس می‌زند. زیر دوش. وسط جمله. ساعت دو بامداد.

دومی این است که پول به همه چیز دیگر دست می‌زند. یک گوشه از زندگی‌ات نیست که بتوانی قرنطینه‌اش کنی. به جایی که زندگی می‌کنی، به اینکه سراغ پزشک می‌روی یا نه، به آنچه می‌توانی به بچه‌هایت بدهی، به حسی که موقع وارد شدن به یک اتاق داری سرک می‌کشد. جمع‌بندی خودِ APA از پژوهش پولش این نکته را آشکارا می‌گوید: نگرانی مالی به مسکن، مراقبت‌های سلامت، تصمیم‌های خانوادگی و روابط سرریز می‌کند. برای همین است که می‌تواند کمتر مثل یک مسئله و بیشتر مثل یک نظام آب‌وهوایی که درونش زندگی می‌کنی حس شود.

یک چرخه‌ی بی‌رحمانه هم در آن هست. استرس فکر کردنِ روشن را سخت‌تر می‌کند. وقتی غرقی، بخش برنامه‌ریزِ مغزت ساکت می‌شود و بخش هشداردهنده دست بالا را می‌گیرد، که دقیقاً چیدمان اشتباهی برای باز کردن یک صورت‌حساب بانکی یا تصمیم‌گیری با دقت درباره‌ی یک قبض است. پس نگرانی روبه‌رو شدن با پول را سخت‌تر می‌کند، و پرهیز از پول به نگرانی خوراک می‌رساند. و همین‌طور می‌چرخد.

و در سرت نمی‌ماند. فشار مالی در خوابت، اشتهایت، و صبرت با کسانی که دوستشان داری خودش را نشان می‌دهد. یکی از رایج‌ترین چیزهایی است که زوج‌ها سرش دعوا می‌کنند، و دعواها به‌ندرت واقعاً درباره‌ی پول‌اند. درباره‌ی ترسی‌اند که لباس پول پوشیده است. وقتی بتوانی نگرانی را به‌جای مدرکِ شکستِ شخصی، یک واکنشِ جسمانیِ سرتاپا ببینی، می‌توانی شروع کنی همان‌طور با آن رفتار کنی، که اولین چیزی است که واقعاً چنگش را شل می‌کند.

نام بردنِ آن چرخه مهم است، چون راه بیرون از هر دو سویش می‌گذرد. بدن را آرام می‌کنی. بعد یک کار کوچک و واقعی روی پول انجام می‌دهی. هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیست. با هم شروع به چرخاندنش می‌کنند.

بدن را پیش از دست زدن به اعداد آرام کن

نمی‌توانی درحالی‌که قلبت می‌کوبد راهِ آرامش را بودجه‌بندی کنی. فکر کردن آن‌جا نخواهد بود. پیش از آنکه به هر چیز مالی نگاه کنی، به خودت شصت ثانیه بده تا یک درجه پایین بیایی.

یک بازدم بلند و آرام سریع‌ترین اهرمی است که داری. حدود چهار شماره دم بگیر، بعد شش شماره یا بیشتر بازدم کن. همان بازدم کند بخشی است که به بدنت علامت می‌دهد امن است که کوتاه بیاید. چند بار انجامش بده. تلاش نمی‌کنی حالت عالی شود. تلاش می‌کنی آن‌قدر روشن شوی که بتوانی فکر کنی.

بعد دور نگرانی یک حصار بکش. اضطراب پول عاشق این است که همه‌جا و همیشه باشد، پس به آن یک جا و یک حد بده. پانزده یا بیست دقیقه انتخاب کن، با اعداد واقعی بنشین، و فکر کردنِ مالی را همان‌جا انجام بده. وقت که تمام شد، برای آن روز کارت تمام است. اگر نگرانی نیمه‌شب پیدایش شد، می‌توانی صادقانه به آن بگویی که فردا با آن قرار داری. این انکار نیست. این تفاوتِ میان روبه‌رو شدن با مالی‌ات و آزار دیدن از دستِ آن است.

مه را با نقشه‌ای که بتوانی ببینی عوض کن

رایج‌ترین توصیه‌ی مبتنی‌بر‌شواهد برای استرس پول تقریباً کسل‌کننده است، که بخشی از دلیل کار کردنش هم همین است: دلهره‌ی مبهم را از سرت بیرون بیاور و روی چیزی بگذار که بتوانی به آن نگاه کنی.

مه است که به وحشت خوراک می‌دهد. «دارم غرق می‌شوم» ترسناک و بی‌شکل است. فهرستی از آنچه واقعاً بدهکاری، به چه کسی و کِی، فقط یک فهرست است. شاید فهرست سختی باشد. باز هم از ترس کوچک‌تر است، چون ترس مرز ندارد و فهرست دارد. NHS، در راهنمای خود برای کنار آمدن با نگرانی‌های مالی، روبه‌رو شدن با وضعیت به‌جای پرهیز از آن را دقیقاً به همین دلیل نزدیک بالای فهرست می‌گذارد.

اگر از پسش برمی‌آیی، این را در یک نشست امتحان کن:

  1. بنویس هر ماه چه چیزی وارد می‌شود و چه چیزی خارج. همه‌اش را، حتی بخش‌های زشتش. هنوز اجازه‌ی قضاوتش را نداری. فقط داری نگاه می‌کنی.
  2. آنچه بدهکاری را بر اساس اینکه چه چیزی واقعاً فوری است مرتب کن، اجاره، آب و برق، هر چیزی که سقفی بالای سرت و چراغ‌ها را روشن نگه می‌دارد، در برابر آنچه می‌تواند صبر کند یا سرش چانه زده شود.
  3. یک کار را که این هفته می‌توانی انجام دهی انتخاب کن. یک تماس. یک پرداختِ جابه‌جاشده. یک اشتراکِ لغوشده. نه کلِ کوه را.

آن گام آخر همان است که واقعاً حسی را که داری تغییر می‌دهد، و دلیلش این است. استرس پول، در هسته‌اش، احساسِ نبودِ کنترل است. هر عمل کوچکی که انجام می‌دهی تکه‌ای از کنترل است که برمی‌گردد. شاید مبلغی که بدهکاری این هفته زیاد جابه‌جا نشود. اما حسِ اینکه می‌توانی درباره‌اش کاری بکنی می‌تواند خیلی جابه‌جا شود. این هیچ نیست؟ نه، همین است که می‌گذارد بخوابی.

پایه‌ها را حفظ کن، به‌ویژه وقتی ترجیح می‌دهی نکنی

وقتی پول بحران است، حمایت‌های معمولی اولین چیزهایی‌اند که کنار می‌روند، و بدترین چیزها برای از دست دادن‌اند. درست نمی‌خوابی. پیاده‌روی را رها می‌کنی. برای کم کردنِ فشار سراغ یک نوشیدنی می‌روی. هر کدام این‌ها کم‌اهمیت به نظر می‌رسد. با هم دقیقاً همان تاب‌آوری‌ای را که برای رویارویی با چیز سخت لازم داری تهی می‌کنند.

چند محافظت که ارزش دارد عمداً از آن‌ها پاسداری کنی:

  • یک‌جور روال نگه دار. استرس خواب و خوردن را نابود می‌کند، و خوابِ نابودشده همه چیز را فاجعه‌بارتر از آنچه هست جلوه می‌دهد. خوابیدن و بیدار شدن در حدوداً یک ساعتِ ثابت چیز کوچکی است که چیزهای زیادی را سرِپا نگه می‌دارد.
  • با الکل مدارا کن. یک کلیدِ خاموشِ آشکار برای ذهنِ پرشتاب است، و کلیدِ بدی. NHS در این‌باره رک است: نوشیدن کمکت نمی‌کند مسئله را حل کنی و معمولاً به استرسِ زیرینش می‌افزاید. آسودگی کوتاه است و صبح بدتر.
  • بدنت را تکان بده، حتی کمی. یک پیاده‌روی قبضی را پرداخت نمی‌کند. اما بخشی از شیمیِ هشداری را که تو را کوک نگه داشته می‌سوزاند، و همین تصمیمِ بعدی را آسان‌تر می‌کند که خوب گرفته شود.
  • ساکت نشو. شرمِ پول قدرتمند است، و تو را هل می‌دهد که پنهان شوی، قرارها را با دوستان به‌هم بزنی، و تنها حملش کنی. گفتنِ حقیقتِ ساده به یک نفرِ مورد اعتماد، «اوضاع الان واقعاً تنگ است»، بار شگفت‌آوری را برمی‌دارد. لازم نیست آن را برایت حل کنند. لازم است تنها کسی نباشی که نگهش داشته.

آن آخری بیش از آنچه به نظر می‌رسد مهم است. بخش زیادی از دردِ استرس مالی خودِ پول نیست. پنهان‌کاری و خودسرزنشی است که رویش تلنبار شده.

مراقب باش چطور با خودت حرف می‌زنی

صدایی هست که معمولاً با گرفتاریِ پول پیدایش می‌شود، و درنده است. باید بهتر می‌دانستی. بقیه همه این را حل کرده‌اند. تو همیشه همین کار را می‌کنی. آن صدا حس مسئولیت‌پذیری می‌دهد. نیست. فقط بی‌رحمی است، و بیشتر احتمال دارد تو را خشک و پنهان کند، نه کمتر.

بیشتر سختیِ مالی بیش از آنکه به شخصیت ربط داشته باشد به شرایط ربط دارد: دستمزدهایی که پا‌به‌پا نیامدند، یک قبضِ پزشکی که هیچ‌کس برنامه‌اش را نمی‌ریزد، یک اخراج، ریاضیِ ساده‌ی هزینه‌های روبه‌بالا. طوری با خودت حرف زدن که با یک دوستِ خوب در همان وضعیت حرف می‌زنی نرمش نیست. تو را کارآمد نگه می‌دارد. کسی که در شرم غرق است از صورت‌حساب بانکی می‌گریزد. کسی که آن‌قدر با خودش مهربان است که پابرجا بماند بازش می‌کند و تماس را می‌گیرد.

کمکِ واقعی بگیر، از هر دو سو

این‌جا دو نوع کمک هست، و شاید به هر دو نیاز داشته باشی.

از سویِ پول، لازم نیست تنها از پسش برآیی، و نباید. مشاوره‌ی بدهیِ رایگان و محرمانه وجود دارد، و کسانی که این کار را می‌کنند هر وضعیتی را که بتوانی تصور کنی بدون جا خوردن دیده‌اند. می‌توانند کمکت کنند اولویت پرداخت‌ها را بچینی، به‌نیابت از تو با طلبکارها حرف بزنند، یک نقشه‌ی واقع‌بینانه بریزند، و گزینه‌هایی را پیدا کنند که نمی‌دانستی روی میز هستند. یک مشاور اعتباریِ غیرانتفاعی، یک برنامه‌ی مشاوره‌ی مالیِ اجتماعی، یا یک خطِ معتبرِ مشاوره‌ی بدهی همه می‌توانند این کار را بکنند، و هیچ‌کدام برای تماس گرفتن شرمنده‌ات نمی‌کنند. اما مراقب هرکسی باش که قول می‌دهد بدهی‌ات را در ازای یک هزینه‌ی پیش‌پرداخت پاک کند یا فشار می‌آورد که سریع تصمیم بگیری. کمکِ واقعی صبور و معمولاً رایگان است. دست دراز کردن یکی از مؤثرترین کارهایی است که می‌توانی بکنی، و معمولاً اضطراب را سریع پایین می‌آورد، چون ندانستنِ گزینه‌هایت بخش بزرگی از چیزی است که ترسِ پول را این‌قدر بلند می‌کند. لحظه‌ای که ناشناخته به یک نقشه تبدیل می‌شود، صدا پایین می‌آید.

از سویِ سلامت روان، حواست باشد این چه مدت روی تو نشسته است. حسِ افسردگی یا اضطراب وقتی زیر فشار مالیِ واقعی هستی واکنشی عادی به یک وضعیت سخت است، نه نشانه‌ی اینکه چیزی در تو خراب است. اما اگر نگرانی بیش از یکی‌دو هفته سنگین بوده، اگر نمی‌خوابی، اگر نمی‌توانی دلهره را از خودت بتکانی، اگر دیگر نمی‌توانی از چیزی لذت ببری، ارزش دارد آن را نزد پزشک یا درمانگر ببری. آن‌ها می‌توانند با بخشی کمک کنند که مشاوره‌ی پول به آن نمی‌رسد، همان شکلی که استرس به بدن و افکارت رخنه کرده.

و اگر روزی از استرس فراتر رفت، اگر بار شروع کرد به سنگین‌تر از توانِ حملت شدن، یا خودت را در حال فکر کردن به این یافتی که نبودنت بهتر بود، آن را همان اورژانسی که هست بگیر و همین حالا دست به دامن کمک شو. نه فردا. مسائل پول قابلِ عبورند، همه‌شان، حتی آن‌هایی که ساعت سه بامداد این‌طور حس نمی‌شوند. کسانی که می‌توانند از هر دو نیمه‌ی این ماجرا کمکت کنند واقعی‌اند، و رسیدن به آن‌ها سخت نیست.

عددِ روی صفحه معیارِ تو نیست. یک مسئله است، و مسائل کار می‌شوند، یک نفسِ آرام‌کننده و یک گام کوچک در هر بار.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.