Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

روزهای سخت · اضطرابِ سلامت

اضطرابِ سلامت: وقتی نگرانی خودش می‌شود بیماری

یک لرزش در سینه، سردردی که دو روز می‌ماند، یک نوارِ جست‌وجو در نیمه‌شب. اگر بخشِ زیادی از زندگی‌ات را متقاعد می‌گذرانی که چیزی به‌طور جدی ایراد دارد، تو ضعیف نیستی و تنها هم نیستی. اینجا می‌گوییم اضطرابِ سلامت واقعاً چیست، چرا اطمینان‌بخشی هیچ‌وقت پایدار نمی‌ماند، و چه چیزی کمک می‌کند روزهایت را پس بگیری.

زنی که در جنگلی ایستاده و دست‌هایش را روی سرش گذاشته

عکس از Alex Sheldon در Unsplash

نکته‌های سریع

  • بررسی را پانزده دقیقه به تعویق بینداز، ببین که می‌گذرد.
  • به‌جای جست‌وجوی نشانه‌ها، آن زبانه را ببند.
  • پیش از تلاش برای کم کردنِ بررسی‌ها، آن‌ها را بشمار.

معمولاً کوچک شروع می‌شود. یک تیرکشیدن جایی که هیچ‌وقت پیش‌تر تیر نکشیده بود. یک لکه روی پوستت که یادت نمی‌آید. یک سردرد در روزِ سوم. یک آدمِ معقول متوجهش می‌شود و می‌گذرد. تو متوجهش می‌شوی و دلت فرو می‌ریزد، چون بخشی از تو همین حالا هم به بدترین چیزِ ممکنی که می‌تواند معنایش باشد پریده.

پس بررسی می‌کنی. دوباره روی آن نقطه فشار می‌دهی تا ببینی هنوز درد می‌کند یا نه. گوشی‌ات را باز می‌کنی و نشانه را در نوارِ جست‌وجو تایپ می‌کنی، و نتیجه‌ها تو را به جایی هولناک می‌برند. از کسی که دوستش داری می‌پرسی که آیا این به نظرش عادی می‌آید یا نه. شاید یک وقتِ ملاقات بگیری، یا شاید نتوانی خودت را راضی کنی، چون رفتن شاید آن ترس را تأیید کند. برای مدتِ کوتاهی نگرانی آرام می‌گیرد. بعد برمی‌گردد، اغلب بدتر، چسبیده به چیزی تازه.

اگر هر کدام از این‌ها آشنا حس می‌شود، آنچه با آن زندگی می‌کنی یک نام دارد. درمانگران آن را «اضطرابِ سلامت»، یا «اختلالِ اضطرابِ بیماری» می‌نامند، و واژهٔ قدیمی‌ترش «خودبیمارانگاری» بود. از آن واژهٔ قدیمی می‌گذریم، چون به‌عنوان توهین به کار رفته، و هیچ چیزِ این وضعیت شایستهٔ تمسخر نیست. این یک الگوی واقعی، فرساینده و درمان‌پذیرِ اضطراب است. آن ترس راستین است، حتی وقتی خطر نیست.

بخشِ بی‌رحمانه: نگرانی‌ات نشانه‌ها را جعل می‌کند

این تله‌ای است که اضطرابِ سلامت را آن‌قدر باورپذیر می‌کند. اضطراب فقط یک احساس در سرت نیست. یک رویدادِ تمام‌بدنی است. قلبی که تند می‌زند یا می‌کوبد، سینهٔ منقبض، تنگیِ نفس، سرگیجه، ناراحتیِ معده، مورمور، سردرد، دردِ عضلانی. این‌ها نشانه‌های عادیِ مضطرب بودن‌اند.

و البته، این‌ها دقیقاً همان حس‌هایی‌اند که بدنت را برای یافتنشان می‌کاوی.

پس نگرانی همان نشانه‌هایی را می‌سازد که تو به‌عنوان مدرک می‌خوانی. قلبت می‌کوبد چون ترسیده‌ای، و آن کوبیدن به مدرکِ تازه‌ای بدل می‌شود که چیزی در قلبت ایراد دارد، که بیشتر می‌ترساندت. Mayo Clinic این را مستقیم توصیف می‌کند: آدم‌های مبتلا به اضطرابِ بیماری از حس‌های جزئی یا عادیِ بدنی به‌شدت به هراس می‌افتند و معنایی جدی در آن‌ها می‌خوانند. بدن دارد کارهای عادیِ بدن را می‌کند. ذهنِ مضطرب دارد هر کدامشان را به‌عنوان یک تهدید ترجمه می‌کند.

برای همین است که مسئله «فقط آرام شدن» نیست. تو در یک حلقهٔ بازخوردی گیر افتاده‌ای که در آن، نگاه کردن، چیزهای بیشتری برای نگاه کردن می‌سازد.

چرا اطمینان‌بخشی آن‌قدر زود از بین می‌رود

تقریباً هر کسی که اضطرابِ سلامت دارد، راه‌حلِ بدیهی را امتحان کرده. معاینه شدن. انجامِ آزمایش. رک پرسیدن از پزشک. و کار می‌کند. برای یک بعدازظهر، گاهی یک روز، آن آسودگی عظیم است.

بعد آن تردید دوباره می‌خزد. نکند چیزی را از قلم انداختند. نکند آزمایش اشتباه بود. این چیزِ تازه چه، که آزمایشِ قبلی پوششش نداد. آن آسودگی هیچ‌وقت پابرجا نمی‌ماند، و زودتر از بارِ قبل به یک دُزِ دیگرش نیاز داری.

این نقصی در تو نیست. این شیوهٔ رفتارِ اطمینان‌بخشی با اضطراب است. هر بار که بررسی کردن یا پرسیدن آن ترس را پایین می‌آورد، مغزت درسی را بایگانی می‌کند: با این کار آن حسِ بد را از بین بردیم، دفعهٔ بعد دوباره انجامش بده. رفتارهایی که در آن لحظه آرامت می‌کنند، بی‌سروصدا به مغزت می‌آموزند که تهدید واقعی بوده و اینکه تنها امنیت، بررسیِ بیشتر است. آن آسودگی، همان قلاب است.

NHS شکل‌های معمولی را که این به خود می‌گیرد فهرست می‌کند. بررسیِ مداومِ بدن برای یافتنِ توده، درد یا مورمور. بارها و بارها پرسیدن از آدم‌ها که آیا سالم به نظر می‌رسی. ساعت‌ها جست‌وجوی اطلاعاتِ سلامت به‌صورتِ آنلاین. نگرانی از اینکه پزشک یا یک اسکن چیزی را از قلم انداخته. بعضی‌ها راهِ برعکس می‌روند و از همهٔ آن پرهیز می‌کنند، از قرارهای ملاقات می‌گذرند و از تماشای هر چیزِ پزشکی سر باز می‌زنند، چون از نزدیک نگاه کردن تحمل‌ناپذیر است. Cleveland Clinic یادآور می‌شود که این پرهیز هم نتیجهٔ معکوس می‌دهد، چون طفره رفتن از مراقبت معمولاً ترس را رشد می‌دهد نه اینکه آرامش کند.

چه چیزی واقعاً آن چنگ را شل می‌کند

هدف در اینجا این نیست که دیگر به سلامتت اهمیت ندهی. این است که نگذاری نگرانی روزت را بگرداند. آنچه بیش از همه کمک می‌کند این است که یاد بگیری با عدمِ قطعیت بنشینی بدونِ اینکه بلافاصله به سراغِ آن رفتارِ بررسی بروی که برای مدتی کوتاه ناپدیدش می‌کند. این ساده به گوش می‌رسد و به‌راستی سخت است، پس ملایم پیش برو و با گام‌های کوچک.

پیش از عوض کردنِ آیین‌ها، آن‌ها را بشمار

چند روز، فقط توجه کن. امروز چند بار بدنت را بررسی کردی؟ چند بار طلبِ اطمینان‌بخشی کردی، یا چیزی را جست‌وجو کردی؟ آن عدد را قضاوت نکن. NHS پیشنهاد می‌کند که این‌جور شمارشی نگه داری، چون بیشترِ آدم‌ها از اینکه چند بار این کار را می‌کنند یکه می‌خورند، و نمی‌توانی عادتی را که نمی‌بینی کوچک کنی. بعد هدفت این باشد که کمی پایینش بیاوری، نه اینکه یک‌شبه به صفر برسانی. چند بررسیِ کمتر در این هفته نسبت به هفتهٔ پیش، پیشرفتی واقعی است.

به‌جای جنگیدن با آن میل، آن را به تعویق بینداز

وقتی کششِ بررسی کردن یا جست‌وجو کردن می‌رسد، لازم نیست یک کشتیِ تن‌به‌تن با آن را ببری. فقط میانِ آن میل و آن عمل یک فاصله بگذار. به خودت بگو پانزده دقیقه صبر می‌کنی، و در آن دقایق برو کاری بکن که دست‌ها یا بدنت را به کار می‌گیرد. یک پیاده‌روی کن. به یک دوست دربارهٔ چیزی کاملاً دیگر زنگ بزن. میل‌های اضطراب مثل موج بالا و پایین می‌روند، و تعدادِ شگفت‌آوری از آن‌ها اگر بلافاصله تغذیه‌شان نکنی، خودشان می‌گذرند.

نگرانی را کنارِ یک فکرِ استوارتر بنویس

ترس را از سرت بیرون بیاور و روی کاغذ بگذار. دو ستون بکش. در سمتِ چپ، فکرِ مضطرب را دقیقاً همان‌طور که به گوش می‌رسد: «این سردرد یعنی چیزی به‌طور جدی ایراد دارد.» در سمتِ راست، نسخه‌ای متعادل‌تر که به یک دوست پیشنهاد می‌دادی: «سردرد معمولاً از استرس، کم‌آبی، یا یک روزِ طولانیِ پشتِ صفحه است، و این یکی همان کاری را کرده که آن‌ها می‌کنند.» تو نمی‌کوشی با استدلال خودت را از ترس بیرون بیاوری یا ثابت کنی که حالت خوب است. داری تمرین می‌کنی که هم‌زمان یک احتمالِ دوم و آرام‌تر را هم پیشِ چشم نگه داری.

یک پزشک و یک قاعدهٔ معقول انتخاب کن

بسیاری از آدم‌های مبتلا به اضطرابِ سلامت سر از مراقبتی درمی‌آورند که میانِ چند پزشک و آزمایش‌های تکراری پراکنده است، که معمولاً هیزم می‌افزاید نه آرامش. کمک می‌کند که یک درمانگرِ مورد اعتماد داشته باشی و یک توافق دربارهٔ اینکه بررسی چطور انجام خواهد شد، تا اطمینان‌بخشی از جایی باثبات بیاید نه از یک جست‌وجوی مستأصلِ نیمه‌شب. و اینترنت شایستهٔ قاعدهٔ خودش است. جست‌وجوی نشانه‌ها تقریباً همیشه نادرترین و ترسناک‌ترین توضیح را جلویت می‌گذارد، هیچ‌وقت آن توضیحِ کسل‌کننده و محتمل را نه. اگر نمی‌توانی سرِ یک نگاه توقف کنی، حرکتِ مهربان‌تر بستنِ آن زبانه است.

آهسته زندگی‌ات را پس بگیر

اضطرابِ سلامت آدم‌ها را کوچک می‌کند. از تمرین می‌گذری چون از ضربانِ قلبت می‌ترسی. برنامه‌ها را کنار می‌گذاری چون بیرون بودن پرخطر حس می‌شود. هر چیزی که از آن پرهیز می‌کنی، بی‌سروصدا تأیید می‌کند که خطرناک بوده. پس چیزها را در دُزهای کوچک برگردان. پیاده‌روی، باشگاه، آن شام، آن سفر. بازگشت به زندگیِ عادی بخشی از درمان است، نه پاداشی برای تمام کردنِ آن.

کِی کمکِ واقعی وارد کنی

هیچ‌کدام از این‌ها جایگزینِ مراقبتِ درست نیست، و لازم نیست تنها با چنگ و دندان از پسش برآیی. اگر نگرانی تکه‌های واقعی از روزت را می‌گیرد، تو را از کار یا خواب یا کسانی که دوستشان داری بازمی‌دارد، این همان علامتی است که باید با یک پزشک حرف بزنی. NHS آن را روشن می‌گوید: وقتی نگرانی مانعِ زندگیِ عادی‌ات می‌شود، یا وقتی خودیاری به‌تنهایی تو را به جایی نمی‌رساند، کمک بگیر.

خبرِ خوب در اینجا محکم است. اضطرابِ سلامت به درمان خوب پاسخ می‌دهد. اثرگذارترین رویکرد نوعی گفتاردرمانی است به نامِ «درمانِ شناختی-رفتاری» یا CBT، که هم Mayo Clinic و هم Cleveland Clinic اول به آن اشاره می‌کنند. مستقیم روی همان حلقه‌ای که توصیف کردیم کار می‌کند، و کمکت می‌کند آن حس‌های بدنی را از نو تفسیر کنی و کم‌کم دست از آیین‌های بررسی و اطمینان‌بخشی برداری که ترس را زنده نگه می‌دارند. برای بعضی‌ها، ممکن است پزشک دارو هم پیشنهاد کند. یک متخصصِ واقعی می‌تواند این را بسیار بهتر از هر مقاله‌ای برای تو تنظیم کند، و دست دراز کردن برای آن کمک حرکتی نیرومند است، نه شکستِ اراده.

یک چیزِ آخر، چون مهم است. داشتنِ اضطرابِ سلامت به این معنا نیست که هیچ‌وقت بیمار نخواهی شد، و به این معنا نیست که هر نگرانی‌ات نادرست است. یعنی سیستمِ هشدارت بیش از حد بلند تنظیم شده و شروع کرده به به‌صدا درآمدن سرِ چیزهای عادی. کار این نیست که دیگر به بدنت اهمیت ندهی. این است که آن هشدار را دوباره به بلندی‌ای پایین بیاوری که بتوانی با آن زندگی کنی، تا سلامتت اندازهٔ درستی از فضای زندگی‌ات را بگیرد و باقی‌اش را به تو پس بدهد.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.