Skip to main content
کمک مالی

پول · خرج‌کردن درست

تصمیم‌گیری دربارهٔ اینکه کافی یعنی چه، با اعداد واقعی

کافی یعنی یک رقم ماهانه به‌علاوهٔ توصیف یک سه‌شنبهٔ معمولی که با خوشحالی حاضرید دوباره زندگی‌اش کنید. هر دو را بنویسید و اغلب تصمیم‌های مالی خودشان پاسخ می‌دهند، چون هدفی که انتخاب کرده‌اید دیگر به سمت هر چیزی که آدم‌های اطرافتان درمی‌آورند جابه‌جا نمی‌شود.

زنی در نور روز پشت میز نشسته و در دفترچه‌ای باز می‌نویسد.

عکس از Odile در Unsplash

نکته‌های سریع

  • یک سه‌شنبهٔ معمولی را توصیف کنید که دوباره حاضرید زندگی‌اش کنید.
  • ماهِ آن سه‌شنبه را جمع بزنید. این عدد کافی شماست.
  • آن را بنویسید و تاریخ بگذارید. عددی بدون تاریخ جابه‌جا می‌شود.

افزایش حقوق را گرفتید، یا ترفیع، یا آن مشتری‌ای که یک سال دنبالش بودید. حق داشتید بخواهیدش و حق داشتید برای گرفتنش تلاش کنید. بعد، حدود دو هفته بعد، متوجه چیزی کمی آزاردهنده شدید: هدف باز هم بی‌سروصدا جابه‌جا شده بود و شما داشتید خودتان را با عددی جدید می‌سنجیدید که هرگز خودتان انتخابش نکرده بودید.

این طمع نیست و نقص شخصیتی هم نیست. این اتفاقی است که برای هر عددی می‌افتد که هیچ‌وقت نوشته نشده باشد. هدفی که نامش را تعیین نکرده‌اید جابه‌جا می‌شود، و به سمتی جابه‌جا می‌شود که آدم‌های اطرافتان ظاهراً دارند به دستش می‌آورند.

نام گذاشتن روی عدد خودتان این را درست می‌کند، اما نه با خواستن از شما که کمتر بخواهید. کافی بودن یک هدف است، نه یک سقف: عددی است که به شما می‌گوید کدام تلاش رو به زندگی خودتان است و کدام رو به زندگی کس دیگری.

چطور بفهمم چقدر پول برایم کافی است؟

یک سه‌شنبهٔ معمولی را توصیف کنید که با خوشحالی حاضرید دوباره زندگی‌اش کنید، بعد قیمت ماهی را بگذارید که آن سه‌شنبه پیشنهاد می‌دهد. این عدد کافی شماست، و کار می‌کند چون از زندگی‌ای ساخته شده که واقعاً می‌خواهید، نه از رقمی که جایی شنیده‌اید.

اگر به همین ترتیب انجامش دهید، حدود چهل دقیقه طول می‌کشد. اول سه‌شنبه را بنویسید، با جزئیات واقعی و در زمان حال. کجا از خواب بیدار می‌شوید. چه می‌خورید. آیا رفت‌وآمد دارید، و چطور. آن روز بدنتان چه کار می‌کند، چون یک ساعت تمرین ورزشی یک هزینهٔ واقعی با یک قیمت واقعی است و جا انداختنش عددی به شما می‌دهد که نمی‌توانید با آن زندگی کنید. عصر چه کسی را می‌بینید. بابت چه چیزی لازم نیست نگران باشید.

بعد قیمتش را بگذارید. ماهی را که آن سه‌شنبه پیشنهاد می‌دهد جمع بزنید: مسکن، خوراک، رفت‌وآمد، سلامتی، تمرین، مراقبت از کودک، سفرها، و یک ردیف برای هزینه‌های نامنظمی که همه فراموش می‌کنند. رو به بالا گرد کنید نه رو به پایین. حاصل کار یک رقم ماهانه است و یک جمله که آن روز را توصیف می‌کند. دو چیز، هر دو نوشته‌شده، هر دو تاریخ‌دار.

چرا بعد از رسیدن به آن عدد، باز هم جابه‌جا می‌شود؟

چون در نبود عددی که خودتان انتخاب کرده باشید، آدم‌های اطرافتان را معیار قرار می‌دهید، و آدم‌های اطرافتان همان‌طور که بالا می‌روید مدام عوض می‌شوند. این یک ضعف شخصی نیست، بلکه چیزی مستندشده است.

پژوهشی روی ۱۰۹ کشور که در مجلهٔ Nature Communications منتشر شده، دریافت که در ۸۰ درصد آن‌ها، رفاه افراد بیشتر با جایگاه درآمدی‌شان درون کشور خودشان همراه بود تا با درآمد مطلق‌شان. این همان مکانیزم پشت هدف جابه‌جاشونده است. هر ترفیع شما را در اتاقی کمی متفاوت می‌گذارد، رتبه از نو تنظیم می‌شود، و عددی که ناخودآگاه دنبالش می‌کنید همراه با آن بالا می‌رود. هیچ‌کس این را تصمیم نمی‌گیرد. این فقط برای هر کسی اتفاق می‌افتد که رقم خودش را نام نگذاشته باشد.

عدد نوشته‌شده همان دفاع است، و دفاعی ارزان. وقتی عدد کافی شما وجود دارد، اتاقی تازه دیگر آن را بی‌صدا تغییر نمی‌دهد. هنوز می‌توانید خودتان، آگاهانه و با یک دلیل، آن را بالا ببرید. چیزی که دیگر نمی‌تواند اتفاق بیفتد این است که یک گفت‌وگوی سر ناهار آن را برایتان بالا ببرد.

آیا پول بیشتر واقعاً زندگی را بهتر و بهتر می‌کند؟

برای اغلب مردم، بله، و به همین دلیل این مقاله با پیشنهاد اینکه دست بکشید تمام نمی‌شود. دو تا از بهترین پژوهش‌های این حوزه به پاسخ‌های متفاوتی رسیدند و بعد نویسندگانشان دور هم نشستند و آن‌ها را آشتی دادند.

مقالهٔ سال ۲۰۱۰ به قلم Daniel Kahneman و Angus Deaton در Proceedings of the National Academy of Sciences دریافت که ارزیابی مردم از زندگی‌شان همچنان با درآمد بالا می‌رود، در حالی که رفاه هیجانی روزمره‌شان به نظر می‌رسید در جایی صاف می‌شود. مقاله‌ای در سال ۲۰۲۳ در همان مجله، به قلم Matthew Killingsworth، Kahneman و Barbara Mellers، این موضوع را به شکل یک همکاری چالشی دوباره بررسی کرد و تناقض را حل کرد: برای اغلب مردم شادی همچنان با درآمد بالا می‌رود، خیلی فراتر از سقف قبلی، و آن صاف‌شدگی معلوم شد که در کم‌شادترین یک‌پنجم افراد متمرکز بوده است.

اگر صادقانه بخوانیدش، دو چیز را همزمان می‌گوید. رفتن به دنبال بیشتر یک کار احمقانه نیست، و بازده‌اش واقعی است. و اندازهٔ آن بازده به‌شدت به این بستگی دارد که در درون چه می‌گذرد، همان بخشی که یک عدد به‌تنهایی نمی‌تواند درستش کند. پس هدف را نام بگذارید، بعد دنبالش کنید، و همان‌طور که این کار را می‌کنید، درون خودتان را هم در وضعیت خوب نگه دارید.

پولِ بالای آن خط برای چیست؟

برای دیگری. تمام پاسخ همین است، و همان بخشی است که اغلب مقاله‌های مربوط به کافی‌بودن هرگز به آن نمی‌رسند، چون هدفی که چیزی رویش نباشد فقط یک سقف است با اسمی قشنگ‌تر.

وقتی یک رقم ماهانه دارید، سؤال جالب دیگر این نیست که چقدر، بلکه این می‌شود که مازاد برای چیست. این را هم از پیش تصمیم بگیرید، در همان چهل دقیقه، چون مازادی که هیچ کاری برایش تعیین نشده خودش یکی پیدا می‌کند، و معمولاً باز هم یک ارتقای دیگر خواهد بود. تجربهٔ بنیان‌گذار ما اینجا یک شاهد است، نه یک پیشنهاد: او می‌گوید بخشیدن هم یکی دیگر از رازهای موفقیتش بود، که پیوسته دنبال فرصت‌هایی برای راهنمایی، آموزش، مشورت‌دادن، بالا کشیدن، تحسین و پشتیبانی از آدم‌های حلقه‌اش می‌گشت، و آنچه برگشت ده‌برابر بود. او این کار را در تمام مسیر بالا رفتن انجام داد، وقتی خودش هنوز از نظر پول و جایگاه کم داشت، نه پس از آنکه به آن رسید.

از نظر عملی، مازاد فقط پول نیست. آن معرفی‌ای است که می‌توانستید برای خودتان نگه دارید، آن بعدازظهری است از آن مهارتی که برایش دستمزد می‌گیرید، آن همکار جوان‌تری است که به او می‌گویید واقعاً چقدر درآمد دارید، آن نامی است که در اتاقی می‌برید که او آنجا نیست. از پیش این را تصمیم گرفتن است که کافی‌بودن را از یک محدودیت به یک برنامه تبدیل می‌کند، و به همین دلیل این تمرین باید شما را با جاه‌طلبی بیشتر از آنچه شروع کردید رها کند، نه کمتر. شما یک عدد را نام نمی‌گذارید تا بتوانید دست بکشید. آن را نام می‌گذارید تا بدانید بقیه برای چیست.

اگر عددم هنوز خیلی دور باشد چه؟

آن‌وقت مفیدترین چیزی را دارید که یک آدم جاه‌طلب می‌تواند داشته باشد: یک هدف مشخص و یک شکاف واقعی. شکافی که نامش را گذاشته‌اید، برنامه‌ای است که منتظر نوشته‌شدن است. شکافی که نامش را نگذاشته‌اید، فقط یک زمزمهٔ کم‌صدای پس‌زمینه است.

یک بار آن را باز کنید. شکاف ماهانه چقدر است، و کدام یک از سه اهرم آن را می‌بندد: درآمد بیشتر، خرج‌کردن متفاوت، یا صبر بیشتر تا چیزی رشد تراکمی پیدا کند؟ اغلب مردم متوجه می‌شوند پاسخ عمدتاً همان اولی است، که خبر خوبی است، چون درآمد بیشتر همان اهرمی است که بالاترین سقف را دارد و همانی است که کل این بخش برای کمک به آن ساخته شده. بعد یک قدم بعدی واحد را انتخاب کنید و برایش تاریخ بگذارید، چون شکافی که هیچ تاریخی به آن نچسبیده فقط یک آرزوست.

و برای اینکه امروز عصر حس بهتری داشته باشید، عدد را کم نکنید. هدفی که بی‌سروصدا پایینش آورده‌اید، هدفی است که بهار بعد شما را تحریک نمی‌کند، و خودتان می‌دانید این کار را کرده‌اید. عدد صادقانه، حتی اگر سه سال با آن فاصله داشته باشید، کار بیشتری می‌کند تا یک عدد راحت که فقط دوازده ماه فاصله دارد.

آن را بنویسید و تاریخ بگذارید

دو خط روی یک صفحه. رقم ماهانه. سه‌شنبه، در یک جمله. بعد تاریخی که آن‌ها را نوشتید، چون عددی بدون تاریخ عددی است که جابه‌جا‌شدنش را متوجه نخواهید شد.

هر سه ماه یک بار نگاهش کنید و یک سؤال بپرسید: آیا این هنوز همان روزی است که می‌خواهم؟ گاهی نخواهد بود. آدم‌ها تغییر می‌کنند، فرزندی می‌آید، بدن تغییر می‌کند، جاه‌طلبی بزرگ‌تر می‌شود نه کوچک‌تر. عمداً بالا بردن عددتان شکست‌خوردن در این تمرین نیست، بلکه کارکردنِ خودِ تمرین است، چون هدف هرگز خویشتن‌داری نبود. هدف این بود که رقم مال خودتان باشد و بدانید کِی جابه‌جا می‌شود.

آنچه در ازای آن چهل دقیقه به دست می‌آورید، همان چیزی است که بیست سال کار سخت را قابل‌تحمل می‌کند، و این آرامش به معنای کندشدن نیست. این نشانه‌گیری است. وقتی دقیقاً بدانید به سمت چه چیزی مذاکره می‌کنید، جور دیگری مذاکره خواهید کرد. سریع‌تر به کاری که خوب دستمزد می‌دهد اما به هیچ‌جا نمی‌رسد نه می‌گویید. و روی کاری که شکاف را می‌بندد سخت‌تر کار می‌کنید، چون برای اولین بار می‌بینید که شکاف دارد بسته می‌شود. کافی برای همین است. نه کمتر خواستن. خواستنی بهتر نشانه‌گرفته‌شده، که آن‌قدر پابرجا نگه‌داشته می‌شود تا واقعاً برسید.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.