Skip to main content
در بحران هستید یا به آسیب رساندن به خودتان فکر می‌کنید؟ شما تنها نیستید. یافتن خط کمک →
کمک مالی

خودیاری · ذهن‌آگاهی

ذهن‌آگاهی واقعاً چیست

شمع‌ها و اپلیکیشن‌ها را که کنار بزنی، ذهن‌آگاهی چیزی ساده‌تر و مفیدتر از آن است که بازاریابی نشان می‌دهد. این‌جا می‌گوییم واقعاً یعنی چه، با یک ذهنِ شلوغ چه می‌کند، و چطور بدونِ یک ساعت چهارزانو نشستن شروعش کنی.

مردی با تی‌شرتِ یقه‌گردِ مشکی که روی یک مبلِ چرمِ مشکی نشسته

عکس از Jan Kopřiva در Unsplash

نکته‌های سریع

  • همین حالا فقط یک نفسِ کامل را دنبال کن.
  • وقتی ذهنت پرسه زد، به‌آرامی برگرد.
  • یک کارِ روزانه را با تمامِ توجه انجام بده.

تا حالا این کلمه برای فروشِ آن‌قدر چیزها به کار رفته که راحت می‌شود فرض کرد تهی است. اپلیکیشن‌های ذهن‌آگاهی. خوردنِ ذهن‌آگاهانه. رهبریِ ذهن‌آگاهانه. جایی زیرِ همه‌ی این‌ها یک تمرینِ واقعی و نسبتاً معمولی هست، و ارزشش را دارد که پیش از آن‌که تصمیم بگیری برای تو هست یا نه، بدانی چیست.

این هم نسخه‌ی کوتاهش. ذهن‌آگاهی یعنی عمداً به آنچه همین حالا در جریان است توجه‌کردن، بی‌آن‌که با شتاب قضاوتش کنی. کلِ ایده همین است. نفست را، یا صندلیِ زیرت را، یا فکری را که همین الان پرید و رفت متوجه می‌شوی، و آن را همان‌طور که هست متوجه می‌شوی، بی‌آن‌که فوراً تصمیم بگیری خوب است یا بد یا مشکلی که باید درست شود. مرکزِ ملیِ سلامتِ مکمل و یکپارچه، بخشی از مؤسسه‌های ملیِ سلامتِ آمریکا، هسته‌اش را این‌طور توصیف می‌کند که توجهت را بدونِ قضاوت درباره‌ی آن روی لحظه‌ی اکنون نگه داری.

دقت کن که آن تعریف چه چیزی را دربر نمی‌گیرد. سکوت نمی‌خواهد. خالی‌کردنِ ذهن را نمی‌خواهد، که به‌هرحال ناممکن است. یک بالشتکِ خاص، یک ساعت وقتِ آزاد، یا هیچ باورِ خاصی را نمی‌خواهد. این تمرین کهنه است، با ریشه‌هایی که در سنت‌های مراقبه‌ای هزاران سال به عقب برمی‌گردد، اما آن بخشی که امروز در کلینیک‌ها مطالعه می‌شود، پیراسته و سکولار است: یک مهارتِ توجهِ آموزش‌پذیر.

آنچه نیست

چند افسانه پیش از آن‌که آدم‌ها حتی شروع کنند سرِ راه سبز می‌شوند، پس بیایید پاکشان کنیم.

ذهن‌آگاهی درباره‌ی متوقف‌کردنِ فکرهایت نیست. ذهنت تمامِ مدت به تولیدِ فکر ادامه می‌دهد، همان‌طور که قلبت به تپیدن ادامه می‌دهد. این تمرین سکوت نیست. این است که متوجه شوی کِی در یک فکر غرق شده‌ای و به‌آرامی برگردی. آن متوجه‌شدن‌و‌برگشتن همان یک حرکتِ تمرین است. وقفه‌ی تمرین نیست. خودِ تمرین است.

همچنین مثبت‌اندیشیِ اجباری نیست. هیچ‌کس از تو نمی‌خواهد به دستور آرام یا سپاسگزار باشی. اجازه داری متوجه شوی که مضطرب، بی‌حوصله، عصبی، یا کرخت هستی. مهارت در مشاهده‌ی حس بدونِ روی‌هم‌ریختنِ یک داستانِ دوم روی آن است. یک حس هست، و بعد هرچه ما اضافه می‌کنیم: «نباید این‌طور حس کنم»، «این هیچ‌وقت تمام نمی‌شود»، «من چه‌ام شده.» ذهن‌آگاهی روی آن لایه‌ی دوم کار می‌کند.

و دقیقاً آرام‌سازی هم نیست، هرچند می‌تواند آرام‌ترت کند. گاهی توجهِ نزدیک به تجربه‌ی خودت ناراحت‌کننده است. این طبیعی است. هدف یک حسِ خاص نیست. یک رابطه‌ی روشن‌تر با هر حسی است که سر می‌رسد.

چرا یک ذهنِ پرسه‌زن کارها را سخت‌تر می‌کند

به این فکر کن که یک خلقِ مضطرب یا پایین واقعاً چطور جریان دارد. به‌ندرت یک فکرِ تمیز است. یک حلقه است. آن گفت‌وگو را مرور می‌کنی، بعد گفت‌وگوی بعدی را تصور می‌کنی، بعد برمی‌گردی که دوباره اولی را مرور کنی. روان‌شناس‌ها نسخه‌ی رو به گذشته را نشخوارِ فکری و نسخه‌ی رو به آینده را نگرانی می‌نامند، و هر دو یک ویژگی مشترک دارند: کاملاً لحظه‌ی اکنون را ترک کرده‌ای و رفته‌ای در یک فکر زندگی کنی.

ذهن‌آگاهی همان یک حرکتی را که حلقه را می‌شکند تمرین می‌دهد. یاد می‌گیری خودت را وسطِ مارپیچ بگیری و متوجه شوی، آها، دارم دوباره همان کار را می‌کنم، و توجهت را به چیزی واقعی و حاضر برگردانی، نفست، پاهایت، صداهای توی اتاق. تو با آن فکر بحث نمی‌کنی یا سعی نمی‌کنی بر آن پیروز شوی. فقط داری دعوت به ادامه‌ی سوارشدن بر آن را رد می‌کنی.

پژوهش‌ها با این هم‌راستا هستند. انجمنِ روان‌شناسیِ آمریکا به مرورهایی بر بیش از دویست مطالعه در بزرگ‌سالانِ سالم اشاره می‌کند، که در آن‌ها رویکردهای مبتنی بر ذهن‌آگاهی به‌ویژه برای کاهشِ استرس، اضطراب و افسردگی کمک‌کننده بودند. پژوهشگران همچنین شواهدِ متوسطی یافته‌اند که آدم‌هایی که در این روش‌ها آموزش دیده‌اند بهتر می‌توانند در اکنون بمانند و کمتر احتمال دارد که یک فکرِ منفی را بارها و بارها بجوند. سازوکارش جادو نیست. همان مهارتِ کوچک است، آن‌قدر تمرین‌شده که کم‌کم خودش سر بربیرون می‌آورد.

شواهد چقدر قوی‌اند

این‌جا ارزشِ صادق‌بودن دارد، چون ذهن‌آگاهی بیش از حد فروخته می‌شود. درمانِ همه‌چیز نیست، و مطالعه‌ها هم چنین ادعایی نمی‌کنند.

جایی که شواهد واقعاً محکم است، استرس، اضطراب و افسردگی است. یک تحلیلِ بزرگ با پشتیبانیِ NIH به 142 گروه از آدم‌های دارای بیماری‌های تشخیص‌داده‌شده نگاه کرد، در مجموع بیش از دوازده هزار شرکت‌کننده، و دریافت که رویکردهای مبتنی بر ذهن‌آگاهی از هیچ‌کاری‌نکردن بهتر بودند و تقریباً به‌همان‌خوبیِ درمان‌های جاافتاده‌ی دیگر برای اضطراب و افسردگی جواب دادند. این یک نتیجه‌ی معنادار است. ذهن‌آگاهی را در دسته‌ی یک ابزارِ واقعی می‌گذارد، نه یک چاشنیِ تندرستی.

آنچه معنایش نیست این است که ذهن‌آگاهی جایگزینِ درمان می‌شود. معمولاً بهترین کارکردش به‌عنوانِ یک بخش از یک رویکردِ کامل‌تر است، در کنارِ درمان، یا دارو، یا هر دو، بسته به این‌که با چه چیزی سروکله می‌زنی. به آن مثلِ مهارتی فکر کن که از مراقبتت پشتیبانی می‌کند، نه جانشینی برای آن.

یک تمرینِ اول، کوچک‌تر از آنچه انتظارش را داری

برای شروع به بیست دقیقه یا یک اتاقِ ساکت نیاز نداری. به حدودِ شصت ثانیه و آمادگی برای کمی حوصله‌سررفتن نیاز داری. این را امتحان کن:

  1. هرطور که هستی بنشین یا بایست. بگذار چشم‌هایت بسته شوند یا نرم روی نقطه‌ای جلویت آرام بگیرند.
  2. نفست را پیدا کن. تغییرش نده، فقط جایش را بیاب، هرجا که روشن‌تر از همه حسش می‌کنی، بینی، سینه، شکم.
  3. با توجهت یک دمِ کامل، و یک بازدمِ کامل را دنبال کن. همین.
  4. ذهنت پرسه خواهد زد، احتمالاً ظرفِ چند ثانیه. همان لحظه که متوجه شوی پرسه زده، موفق شده‌ای. آن متوجه‌شدن خودِ مهارت است.
  5. بی‌آن‌که خودت را سرزنش کنی، توجهت را به نفسِ بعدی برگردان. بعد نفسِ بعدی.
  6. این را یک دقیقه انجام بده. بعد به روزت ادامه بده.

اگر حتی یک دقیقه تماشای نفس هم آزارنده حس می‌شود، روی چیزِ دیگری لنگر بینداز. حسِ پاهایت روی زمین. دمای هوا. صداهایی که بی‌تلاش می‌توانی بشنوی. نکته هیچ‌وقت مشخصاً نفس نیست. این است که یک چیزِ متعلق به لحظه‌ی اکنون داشته باشی که وقتی ذهن در می‌رود به آن برگردی.

گنجاندنش در یک روزِ عادی

تمرینِ رسمی نسخه‌ی باشگاهی است، اما همان عضله را می‌توانی در حرکت هم تمرین بدهی. یک کارِ روزمره را که از قبل می‌کنی انتخاب کن و در تمامِ مدتش با تمامِ توجهت انجامش بده. ظرف‌شستن. اولین جرعه‌های قهوه‌ات. راه‌رفتن از ماشین تا در. گرما، وزن، صدا، قدم‌ها را متوجه شو. وقتی ذهنت می‌رود، پیاده‌اش برگردان. اگر روزی چند بار انجام شود، این تکه‌ها روی هم جمع می‌شوند، و رایگان‌اند.

چند هشدارِ صادقانه

ذهن‌آگاهی برای بیشترِ مردم کم‌خطر است، اما بی‌خطر نیست، و جامعه‌ی پژوهشی درباره‌ی این روشن است. در یک مرور، حدودِ هشت درصد از شرکت‌کنندگان از مراقبه یک تجربه‌ی منفی گزارش کردند، که تقریباً همان نرخی است که در گفتاردرمانی‌ها دیده می‌شود. رایج‌ترین‌ها افزایشِ اضطراب یا خلقِ پایین بودند.

این برای یک گروهِ خاص اهمیت دارد. برای بعضی آدم‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که آسیبِ روانی حمل می‌کنند، برگرداندنِ توجه به درون و نشستن با احساس‌های درونی می‌تواند به‌جای تسکین، پریشانی برانگیزد. اگر این تو هستی، اشتباه انجامش نمی‌دهی و چیزی در تو خراب نیست. این یک پاسخِ واقعی و شناخته‌شده است. جلسه‌های کوتاه‌تر، چشم‌هایِ باز، یک لنگرِ بیرونی مثلِ صدا، یا کنارگذاشتنِ کاملِ تمرکز بر نفس می‌تواند کمک کند. کارکردن با درمانگری که در رویکردهای حساس به آسیبِ روانی آموزش دیده و می‌تواند سرعتش را برایت تنظیم کند هم می‌تواند کمک کند.

به‌طورِ کلی‌تر، اگر نگرانی، غم، یا استرست آن‌قدر سنگین است که در خوابت، کارت، یا آدم‌هایی که دوستشان داری اختلال ایجاد کند، لطفاً منتظرِ یک تمرینِ مراقبه نمان که درستش کند. با یک پزشک یا یک متخصصِ سلامتِ روان حرف بزن. ذهن‌آگاهی می‌تواند همراهِ استواری برای آن مراقبت باشد. هیچ‌وقت قرار نبود جایش را بگیرد.

کوچک شروع کن. یک نفسِ تنها، که عمداً به آن توجه شده، یک تمرینِ کامل است. هرچیزِ دیگر فقط بیشترِ همان است.

منابع

پیش از رفتن، یک یادداشت دربارهٔ مراقبت

KEEP CALM ابزارهای آموزشی رایگان برای کمک به خود فراهم می‌کند. این جایی برای مشاورهٔ پزشکی، تشخیص یا درمان نیست و جایگزین مراقبت تخصصی نمی‌شود. اگر چیزی این‌جا فراتر از استرس معمول به نظر می‌رسد، در ارتباط بودن با یک متخصص گامی نیرومند و شایسته است.

If you are in crisis or thinking about harming yourself, you are not alone. In the US, call or text 988 (Suicide & Crisis Lifeline, 24/7), text HOME to 741741 (Crisis Text Line), or call 911 in an emergency.